
سپهر فرهنگی و هنری استان بوشهر سرشار از ستارگانی است که هر یک به تنهایی به پشتوانه هنر و استعداد فردی کارنامه پرباری را در سطح ملی و بین المللی برای این دیار نخل و دریا رقم زده اند. در این میان «امین چاهشوری» با توانمندی منحصر به فرد و هنر ذاتی خود توانسته در جایگاه بلندی از این منظومه پرافتخار بایستد و نگاه بلند به افق های دور دست داشته باشد. نگاهی که در آن، هویت انسان نه با محدودیتهای جسمی، بلکه با جهان فکری، تجربههای زیسته و انتخابهایش تعریف میشود.
گفتگو با این هنرمند بانمک بوشهری و چهره مردمی را در ادامه می خوانید.
اگر بخواهید خودتان را بدون هیچ عنوانی معرفی کنید، امین چاه شوری کیست؟
امین چاه شوری آدمی است که همیشه سعی کرده زندگی را فقط از یک زاویه نبیند.
من سالهاست که در عرصه تئاتر، تلویزیون،سینما، عکاسی، اجرا و حتی فضای ورزش تجربیاتی داشتهام و هنوز هم فکر میکنم در حال یادگرفتنم.
هیچوقت دوست نداشتم خودم را محدود به یک تعریف کنم؛ چون زندگی برای من یعنی تجربهکردن مداوم است.
معلولیت از چه مقطعی وارد زندگی شما شد و چگونه نگاهتان به جهان را تغییر داد؟
من از بدو تولد با این شرایط جسمی به دنیا آمدم، برای همین هیچوقت در ذهنم چیزی به اسم « معلولیت» وجود نداشته.
واقعیت این است که احساس می کنم شاید جامعه بیشتر از خود من روی این مسئله تمرکز کرده باشد.(مثلا همین سوالات مصاحبه !) ولی در نگاه من، این را با قطعیت تمام می گویم معلولیت هیچوقت محور هویتی م نبوده و نیست.(این را آدم هایی که در جامعه با من در ارتباط هستند می توانند تصدیق کنند.)
معلولیت، یک برچسب نیست
مهمترین چیزی که زندگی به شما آموخته چیست؟
اینکه آدم اگر خودش را محدود نکند، میتواند در چند جهان مختلف زندگی کند و اتفاقا لذت هم ببرد.
من همزمان تئاتر کار کردهام)چه بازی چه کارگردانی چه داوری(، کارهای تصویری متعددی داشتم چه شبکه استانی چه ملی، به عنوان مجری تجربیات خاصی را دارم ، تو حیطه طنز مسلما شناخته ترم، عکاسی تئاتر را به صورت حرفه ای دنبال می کنم و حتی داوری فوتسال را تجربه کردهام و..... همه اینها بخشی از شناخت من از زندگی بودهاند.
در جامعه ما هنوز نگاههای قالبی نسبت به معلولیت وجود دارد.
شما بیشتر با ترحم مواجه بودهاید یا بیاعتمادی؟
بیشتر با پیشفرض مواجه بودهام.
گاهی قبل از اینکه رزومه، تجربه یا توانایی آدم دیده شود، ظاهرش دیده میشود.
و اتفاقاً فکر میکنم بخشی از این نگاه حتی در بعضی گفتگوها و مصاحبهها هم وجود دارد؛ یعنی آنقدر روی معلولیت تمرکز میشود که انگار باقیِ مسیر آدم کمرنگ میشود.
در حالی که من ترجیح میدهم اول درباره هنر، تجربه، کار و جهان فکری یک انسان حرف بزنیم و اگر لازم بود بعد به تفاوت جسمی اشاره کنیم، نه اینکه همهچیز از آن شروع شود.
هنر؛ بخشی از زیست، نه وسیله اثبات
برخی تصور میکنند افراد دارای معلولیت برای «اثبات خود» به هنر پناه میبرند؛ شما هنر را چگونه انتخاب کردید؟
من برای اثباتکردن وارد هنر نشدم.اگر دنبال اثبات بودم، احتمالاً دوام نمیآوردم.
هنر برای من شکل طبیعی زندگی بود؛ فکر کنم هدیه خداست برای من. صادقانه می گویم که این جمله شعار نیست چون شدیدا لمسش کرده ام) از صحنه تئاتر گرفته تا دوربین و اجرا.( حتی طنز برایم فقط خنداندن نیست، بلکه نوعی نگاه به جهان است. روحیه نقادانه ای دارم و البته بسیار جدی.
اولین تجربه جدی شما در بازیگری چگونه رقم خورد؟
شروع من با تئاتر بود و صحنه. بعدها وارد کارهای تصویری، سریالهای شبکه استانی و ملی، پروژههای سینمایی شدم و تجربههای مختلفی را پشت سر گذاشتم.توحیطه نمایش های خیابانی خوب درخشیدم شاید از اینکه نفس تماشاگر را کنارم حس می کنم و در ارتباط مستقیمم لذت بیشتری می برم. در کل تئاتر برای من آغاز بود، ولی نه تمام مسیر.
از تئاتر تا فوتسال
چه موانعی بهطور مستقیم به شرایط جسمی شما برمیگشت؟
صادقانه می گم هیچ جا....ولی البته یک تجربه بد هم دارم، در کل زندگی من تنها جایی که واقعاً احساس کردم شرایط جسمی و معلولیت من مانع ادامه رسمی مسیرم شد، داوری فوتسال بود؛ حوزهای که با علاقه دنبالش میکردم.به گمانم می شد حل شود ولی تنگ نظری های بعضی از دوستان مانع شد.
ولی حقیقتا چه در هنر، چه در زندگی شخصی،چه در جامعه ( به خصوص بوشهر)نه تنها مانع نبود که یک نعمت بود . خاص بودن هم خودش کلاس داره. خنده..
امروز، بعد از همه این مسیر، بیش از هر چیز به چه نقطهای از زندگیتان افتخار میکنید؟
به اینکه خودم را محدود به یک قاب نکردم.
چهارده سال در حوزه هنری بهعنوان کارشناس تصویری کار کردم، امروز در آموزشوپرورش فعالیت دارم و در کنار آن همچنان هنر را ادامه میدهم.
و جالب است که تنها جایی که از سهمیه معلولیت استفاده کردم، ورود به آموزشوپرورش بود چون همیشه ترجیح دادهام مسیرم را بیشتر با کار و تواناییام جلو ببرم تا برچسبها.
واقعی بودن مهمتر از قهرمانسازی است
اگر شرایط برابر فراهم شود، دوست دارید در چه نوع آثاری حضور داشته باشید؟
این سوال گمان نکنم برای من باشد.شرایط برابر را متوجه نمی شوم. معمولا اگه نقشی به من داده شده بر اساس نیاز آن اثر بوده.من هیچ وقت نقشی را که بخواهد از شرایط فزیکی من بهره ببرد و به نوعی سوء استفاده کند را هیچ وقت نپذیرفتم و نخواهم پذیرفت. شدیدا از این کار نفرت دارم و ایستادگی می کنم در برابرش. راز ماندگاری؛
دوست دارم نقشهایی را بازی کنم که مخاطب بعد از دیدنشان، بازیگر را ببیند، نه صرفاً تفاوت فیزیکی او را.
آیا خودتان را موظف میدانید الهامبخش دیگر افراد دارای معلولیت باشید؟
من بیشتر ترجیح میدهم واقعی باشم تا نماد.
اگر مسیر من برای کسی انگیزهای ایجاد کند خوشحال میشوم، و با جامعه معلولین انتقال تجربه ای خوب و صمیمی دارم،اما حقیقتا دوست ندارم در قالب تصویرهای کلیشهایِ «قهرمان معلول» قرار بگیرم.چون اصلا قهرمان نیستم.صرفا یک انسانم در حال زندگی که معلولیتم را حس نمی کنم.
بوشهر در نگاه و جهان ذهنی من
بوشهر و مردم جنوب چه سهمی در ایستادن شما روی پاهایتان داشتهاند؟
جنوب ریشه و وجود من است.
بوشهری ها با همه سختیها هنوز زندگی را با احساس، شوخطبعی و غیرت زندگی میکنند و این روحیه روی نگاه من به هنر و زندگی تأثیر زیادی داشته.
و کلام آخر من امین چاه شوری:
قبل از هر چیز دوست دارم از شما بابت وقتی که برای این گفتگو گذاشتید تشکر کنم.
اینکه درباره مسیر زندگی و هنر آدمها گفتگو شود، خودش ارزشمند است و میتواند به نزدیکتر شدن نگاهها کمک کند.
فقط فکر میکنم هنوز در بسیاری از مصاحبهها و گفتگوها، وقتی پای یک فرد دارای معلولیت وسط میآید، تمرکز اصلی ناخودآگاه به سمت معلولیت میرود؛ در حالی که جامعه ما معلول ها هم مثل هر انسان دیگری، مجموعهای است از تجربه، تخصص، هنر، دغدغه و زندگی.
تفاوتهای جسمی در جایگاه پائین تری قرار دارند نسبت به جهان فکری، مسیر حرفهای، هنر و نگاه آدمها.از این رو به نظر من کوچکترین تنها چیزی که یک هنرمند را تعریف میکند، کیفیت حضور و نگاه اوست، نه شرایط فیزیکیاش.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: