در میان گروههای مختلف جمعیتی نوجوانان بهدلیل قرار داشتن در مرحله حساس شکلگیری هویت و شخصیت، از آسیبپذیری مضاعفی برخوردارند. با این حال تجربه کشور عزیزمان ایران در مواجهه با جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل نشان داده همبستگی ملی و حضور آگاهانه خانوادهها در میادین عمومی میتواند برخی اثرات مثبت و مهارتهای ارزشمند را در نوجوانان پرورش دهد.
براساس یافتههای علمی و تجربیات میدانی، جنگ تأثیرات ژرف و چندبعدی زیر را بر نوجوانان بر جای میگذارد:
۱. آسیبهای روانی: ابتلا به اضطراب، افسردگی، کابوسهای مکرر، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و احساس دائمی ناامنی و ترس
۲. آسیبهای جسمی: جراحت، معلولیت، سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از کمبود امکانات درمانی و بهداشتی
۳. آسیبهای آموزشی: تعطیلی مدارس، بیسوادی و از دست دادن فرصتهای تحصیلی و شغلی در آینده
۴. آسیبهای اجتماعی: از دست دادن اعضای خانواده، آوارگی، یتیمی، طرد اجتماعی یا سوق یافتن بهسوی گروههای خشونتطلب
۵. آسیبهای رفتاری: بروز پرخاشگری، گوشهگیری، اعتیاد، فرار از خانه یا ازدواج زودهنگام (بهویژه در میان دختران)
نوجوانان بهدلیل قرار داشتن در مرحله حساس شکلگیری هویت و شخصیت، از کودکان و بزرگسالان آسیبپذیرتر هستند و آثار جنگ ممکن است تا سالها و حتی نسلها در رفتار و نگرش آنها باقی بماند.
برخلاف تصور رایج که جنگ بهندرت اثرات مثبت مستقیم بر نوجوانان دارد، در جنگ کشور عزیزمان با آمریکا و اسرائیل، حضور مردم همراه با خانوادههایشان در میدانهای کشور بهمنظور نشان دادن همبستگی و اتحاد و حمایت از رهبر و سردمداران حکومت، تأثیرات مثبت و قابل توجهی بر نوجوانان داشته است که در ادامه به تفکیک تبیین میگردد:
۱. افزایش حس مسئولیتپذیری: برخی نوجوانان در شرایط جنگی، زودتر از موعد نقش بزرگسالان را برعهده میگیرند؛ از جمله پذیرفتن نقشی در میدانهای کشور نظیر پرچمداری، واکس زدن کفش حضار و ارائه خدمات به آنان. این امر موجب رشد سریع و بلوغ زودهنگام رفتاری در آنان میشود.
۲. تقویت همبستگی گروهی: در موارد متعددی، گروههایی از نوجوانان متشکل از همکلاسیها و هممحلیها برای حضور در میادین با یکدیگر همکاری کرده و روابط همیارانه برقرار میسازند.
۳. آگاهی سیاسی و اجتماعی زودهنگام: مواجهه با خشونت ساختاری و بیعدالتی سبب میشود برخی نوجوانان نسبت به مفاهیمی، چون صلح، دموکراسی و حقوق بشر حساسیت پیدا کنند. در جریان این جنگ، حساسیت و آگاهی نوجوانان ایرانی نسبت به سابقه تاریخی تجاوزکارانه کشورهای متجاوز بهمراتب بیشتر شد. همزمان آگاهی جوانان و نوجوانان سایر کشورها نیز نسبت به تاریخ و هویت ایرانی افزایش یافت.
۴. تقویت هویت ملی و مذهبی: حضور نوجوانان در میادین همبستگی، بهجای تجربه صرف ترس و انفعال، آنان را در فرایند قالبریزی «خود جمعی» قدرتمند مشارکت میدهد. حس تعلق به یک «امت» یا «ملت» مقاوم میتواند منبعی از معنا و امید باشد که از شدت آسیبهای روانی انفرادی ناشی از جنگ میکاهد.
۵. پرورش روحیه ایثار و نوعدوستی: انجام اقدامات کوچک، اما مؤثر همچون خدمت به خانواده شهدا، حضور در پویشهای یاریرسانی به آسیبدیدگان و نقشآفرینی در رویدادهای ملی به نوجوان میآموزد که بحران را نه صرفا یک تهدید بلکه فرصتی برای مفید بودن تلقی کند. این تجارب میتواند زمینهساز شکلگیری شخصیتی مسئول و اخلاقمدار در دوران بزرگسالی باشد.
۶. بازتعریف شجاعت و مقاومت: برخلاف خشونت غیرمتمرکز، حضور سازمانیافته و آگاهانه در میادین عمومی نوجوان را با مفهومی از «شجاعت مدنی» آشنا میسازد که مبتنی بر تخریب نیست بلکه بر پایه پایداری برای حفظ ارزشها و میهن استوار است. این تمایزی اساسی میان «تابآوری در برابر ترور» و «خشونتطلبی» بهشمار میرود.
۷. تقویت سرمایه اجتماعی و امید جمعی: مشاهده صحنههای وحدت میان پیر و جوان، زن و مرد_ در شرایطی که رسانههای دشمن بر فضای یأس و انزوا دامن میزنند_ این پیام را به نوجوان منتقل میکند که «ما تنها نیستیم». این «شفابخشی از راه همدلی جمعی» یکی از مؤثرترین عوامل مقابله با اختلال استرس پس از سانحه در میان نوجوانان ساکن در مناطق جنگی محسوب میشود.
در پایان، تأکید علمی همچنان بر این اصل استوار است که اگرچه جنگ مطلوب نیست، مقاومت در برابر جنگ به رغم تمامی رنجها میتواند آگاهی و همبستگی بیافریند، اما خود جنگ هرگز معلم خوبی نیست. آنچه روی میدهد این است که گاه جامعه و خانوادهها و نهادها چنان شاگردان و مربیان توانایی هستند که از سختترین امتحان نیز سرفراز بیرون میآیند. بهعبارت روشنتر، این مهارتها و منش مثبتی که در نوجوانان جنگزده مشاهده میشود، نه به سبب خود جنگ بلکه ناشی از همبستگی ملی، حضور در میادین و ایفای نقشهای سازنده در بستر بحران پدید آمده است.