از لحاظ منطقی، جنگ آخرین ابزار و وسیله برای دستیابی به اهداف سیاسی بهشمار میرود و هر وقت سایر ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک و غیردیپلماتیک امکان و توانایی خود را برای حلوفصل اختلافات از دست بدهند، جنگ کاربرد پیدا میکند.
جنگها میتوانند علل متعدد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... داشته باشند اما یک وجه بارز از علل جنگها_ که در ادوار مختلف عیانتر بوده_ زیادهخواهی و سلطهگری فرمانروایان و حکام بوده است که برخی از سلاطین و نظامات سیاسی خاص آن را دنبال میکردهاند.
عمده جنگهایی که طی دو قرن اخیر بر کشور ما تحمیل شدهاند (خصوصا طی 50سال گذشته) و در مقابل آنها دفاع صورت گرفته است از این دست بودهاند:
۱. جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس ۸ ساله
۲. جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس ۱۲روزه ۱۴۰۴
۳. جنگ تحمیلی یا دفاع مقدس رمضان ۱۴۰۴
این جنگها عمدتا با نقش مستقیم و غیرمستقیم استعمار شکل پیدا کرده و علیرغم اقدامات غافلگیرانه و انگیزههای زیادهخواهانه و تأکید بر تغییر معادلات سیاسی، اقتصادی و... با واکنش و دفاع مناسب و درخور مواجه شده است.
شایان ذکر است که دفاع مقدس در این جنگهای ظالمانه و تحمیلی با پشتوانههای مردمی، حلقه مفقوده نهضت مظلوم عاشورای حسینی بوده است که طی نیمقرن گذشته در تاریخ انقلاب اسلامی و نهضت مقاومت عبرت پیدا کرده و بازیابی شده است.
نکته مهمتر این است که علتالعلل و رمزگشای این ظرفیت محبوس شده، افراد احمق و خودبزرگبینی مثل ابن زیاد، صدام، نتانیاهو و ترامپ بودهاند که هیچوقت خودشان متوجه نخواهند شد که تابآوری و مقاومت و حضور و همراهی مردم و رزمندگان (خیابان و میدان) قابلیتی اعجازگونه دارد؛ قابلیتی که ضمن مبعوث کردن مردم، دست خدا (یدالله) را برای تفوق و پسگردنی بر شیاطین عیان میکند.
قطع به یقین شهادت سرافرازانه امام نهضت و فرماندهی معظم کل قوا آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای و نیز دفاع جانانه سرداران و رزمندگان انقلاب اسلامی با تأسی از نهضت عاشورای حسینی در عرصه میدان جنگ و رویارویی با دشمن از یک طرف و حضور و همراهی و مقاومت و مبعوث شدن مردم در خیابانها از طرف دیگر، قداست و عیار استراتژیک نهضت مقاومت را در معادلات داخلی و منطقهای تعمیق و تکمیل کرده است.
این ظرفیت پررمز و راز و توأمان، با بسیاری از معادلات جنگهای متعارف دنیای کنونی تطابق ندارد. بهعبارت دیگر حضور خیابانی مردم در پشت جبهه، اثرگذاری میدان جنگ را بهصورت تصاعدی دوچندان میکند.
ایران طی ۵۰سال گذشته و بعد از انقلاب اسلامی علیرغم آنکه آغازکننده هیچ جنگی نبوده، با کمترین امکانات و نیز با محدودیتها و تحریمهای حداکثری، از همه جنگها سربلند و پیروز بیرون آمده است. تعمق ملت در آموزههای دینی و قرآنی و تاریخ نهضت عاشورای حسینی و فهم وحدتبرانگیز و همهجانبه آن، در این پیروزیها تأثیر بسزایی داشته است.
شایسته آن است که در این موقعیت حساس، تحت زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامی، هیچکس (اعم از مقامات مسئول، دستگاه دیپلماسی، نخبگان و...) با ابراز مواضع غیرعزتمندانه، در حق این بلوغ اجتماعی و مقتدرانه اجحاف نکند.
صحنههای رویارویی ما در این جنگ تحمیلی با آمریکا و رژیم صهیونی، تحت زعامت رهبر انقلاب اسلامی، حداقل سه ضلع و محور اساسی داشته است:
۱. صحنه نبرد رزمندگان و خط مقدم با ابزار و امکانات جنگی (در میدان)
۲. صحنه همراهی و حضور مردم (با امکان و صحنه خیابان)
۳. عرصه دیپلماسی و سیاستورزی (با امکان تنگه هرمز)
با وصیت امام شهید و هدایت رهبر عزیز (آقا سیدمجتبی خامنهای)، رزمندگان و مردم (در میدان و خیابان) تا اینجا کار خود را بهنحوی شایسته انجام دادهاند (البته کماکان باید دست به ماشه و در صحنه باشند). تکمیل و تثبیت این محورها، هوشمندی سیاستمداران و دولتمردان را ضروری مینماید. کارزار آنان با این توافق شروع شده است. این توافق در ظاهر اشکال چندانی ندارد ولی در پس پرده سیاست فریبکارانه دشمن اما و اگر زیاد دارد. پیچیدگی عالم سیاست همین است.
اولا: هیچگاه نباید به این سگ زرد فاسد و فریبکار (ترامپ) اعتماد کرد. آن جانی تمامعیار (نتانیاهو) هم که بدتر از اولی است.
ثانیا: باید کماکان رزمندگان دست به ماشه و مردم در صحنه باشند.
ثالثا: اگر با اﻳﺠﺎد اﻟﺘﺰام در مورد اﻛﺜﺮ ﺑﻨﺪﻫﺎی دهگانه پیشنهادی ﻫﻮﺷـﻴﺎراﻧﻪ عمل کنیم و بر آنها اصرار داشته باشیم، این مسأله به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل خواهد شد. بهعنوان مثال حتی یکی از بندهای دهگانه مثل موضوع تنگه هرمز با ملیشدن صنعت نفت نهتنها برابری میکند بلکه با اثرگذاری منطقهای و جهانی از آن هم فراتر است. البته اگر فتنه و کودتایی (مثل ۲۸مرداد) در پس آن نباشد.
علیایحال در این وضعیت (اگر در میدان دستمان روی ماشه باشد و در خیابان مردم در صحنه باشند) میز مذاکره ادامه جنگ است و نهتنها هیچ چیز را در مقایسه و تداوم جنگ کردن از دست ندادهایم. به استناد تذکرات امام شهیدمان سنگینترین شروط خود را برای مذاکره کردن متعادل بر دشمن تحمیل کردهایم.