فرمانده آنان آریوبرزن بود؛ مردی که بیش از آنکه به پیروزی بیندیشد، به معنای ایستادن میاندیشید.خبر شکستهای پیدرپی از دوردستها میرسید و نام اسکندر همچون طنین رعد در سراسر آسیا میپیچید. شاهنشاه به شرق رفته بود و پایتخت بیپناه. در چنین هنگامهای، پرسشی بزرگ در دل سپاه کوچک پارس زاده شد: آیا باید بایستند یا راه گریز گیرند؟
آریوبرزن اما در دل آن تاریکی پاسخ دیگری میشنید. او میدانست که گاه ارزش یک ایستادگی از هزار پیروزی بیشتر است. پس دروازه پارس را بست و کوهستان را به سپر آخرین مقاومت بدل کرد.
چند روز بعد، سپاه اسکندر به پای آن دره رسید؛ سپاهی عظیم که جهان را در آرزوی یک فرمان میدید. نخستین برخورد در تنگه رخ داد و کوهستان ناگهان به میدان خشم سنگ و فولاد بدل شد. پیکانها در هوا میدویدند و سنگها از فراز صخرهها فرو میغلتیدند. سپاه فاتح، برای نخستین بار در این راه درنگ کرد. در آن سوی میدان، اسکندر ایستاده بود؛ فاتحی جوان که سودای پیوند دادن جهان را در سر داشت. او در برابر خود نه ارتشی بزرگ، که اراده مردی را میدید که از شکست نمیهراسید.
از همان لحظه، نبرد دروازه پارس تنها جنگی میان دو سپاه نبود، بلکه رویارویی دو اندیشه بود:
اندیشه فتح جهان و اندیشه نگاهداشتن شرافت خویش.
روزها گذشت و کوهستان شاهد نبردی فرساینده شد. سنگها سرخ شدند و دره از فریاد مردان پر شد. پارسیان اندک بودند، اما هر گام دشمن را با بهایی سنگین پاسخ میدادند. اما تقدیر، همیشه راهی پنهان در دل کوهستان دارد. مردی که زخمهای کهنه در دل داشت، راهی مخفی را به دشمن نشان داد. و چنین شد که شبی تاریک، سپاه مقدونی از پشت کوهستان گذشت. سپیدهدمی خونین فرارسید.
حمله از دو سو آغاز شد و حلقه مرگ بر گرد مدافعان تنگتر شد. یاران آریوبرزن یکی پس از دیگری فروافتادند، اما او هنوز ایستاده بود. در واپسین لحظهها، فرمانده پارسی در برابر فاتح جهان قرار گرفت. یکی با رویای جهانی یکپارچه آمده بود و دیگری با عهدی که با شرافت خویش بسته.
نبرد پایان یافت، اما داستان آنجا پایاننگرفت؛ زیرا تاریخ تنها پیروزیها را به یاد نمیسپارد. گاه نام کسانی را نیز نگاه میدارد که میدانستند شکست خواهند خورد، اما ایستادند تا چیزی بزرگتر از پیروزی را حفظ کنند. و چنین شد که دروازه پارس نهفقط میدان یک نبرد، بلکه صحنه یکی از ماندگارترین تراژدیهای تاریخ شد. تراژدی مردی که در برابر جهان ایستاد و هرچند فروافتاد، اما از خویش شکست نخورد.