خانه‌ای میان صداها

گاهی مسیر زندگی، آدم را به جایی می‌رساند که هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرده است. سال‌ها در دنیای خبر زندگی کرده بودم؛ دنیایی پر از تیتر، لید، مصاحبه، گزارش و دویدن‌های تمام‌نشدنی برای رسیدن به خبر اول. از روزنامه جام‌جم تا خبرگزاری مهر، فارس و ... سال‌های زیادی را به عنوان دبیر و سردبیر گذراندم و فکر می‌کردم تمام جهان رسانه را می‌شناسم؛ اما حقیقت این بود که هنوز بخش مهمی از این دنیا برایم ناشناخته مانده بود.
گاهی مسیر زندگی، آدم را به جایی می‌رساند که هیچ‌وقت تصورش را هم نمی‌کرده است. سال‌ها در دنیای خبر زندگی کرده بودم؛ دنیایی پر از تیتر، لید، مصاحبه، گزارش و دویدن‌های تمام‌نشدنی برای رسیدن به خبر اول. از روزنامه جام‌جم تا خبرگزاری مهر، فارس و ... سال‌های زیادی را به عنوان دبیر و سردبیر گذراندم و فکر می‌کردم تمام جهان رسانه را می‌شناسم؛ اما حقیقت این بود که هنوز بخش مهمی از این دنیا برایم ناشناخته مانده بود.
کد خبر: ۱۵۵۲۴۷۲
نویسنده فاطمه عودباشی - سردبیر خبر روابط عمومی معاونت صدا

روزی به پیشنهاد ابوذر ابراهیم، مدیر روابط عمومی معاونت صدا، وارد فضایی شدم که تا پیش از آن شناخت چندانی از آن نداشتم؛ دنیای روابط عمومی. دنیایی که در ابتدا برایم غریب بود، اما آرام‌آرام لایه‌های تازه‌ای از رسانه را به من نشان داد. من از فضای صرف خبر آمده بودم؛ جایی که همه چیز در سرعت، دقت و انتشار خلاصه می‌شد، اما اینجا فهمیدم روابط عمومی فقط انتشار خبر نیست، بلکه جهان گسترده‌ای از ارتباط، تعامل، شناخت آدم‌ها و ساختن تصویر درست از یک مجموعه است.

ورود به معاونت صدا برایم شبیه باز شدن دری تازه بود؛ دری به دنیایی پر از صدا، تجربه و آدم‌هایی که هر کدام قصه‌ای داشتند. در این دو سال و اندی، با افراد زیادی در رادیو آشنا شدم؛ آدم‌هایی با رنگ‌ها و حال‌وهوای متفاوت که هرکدام چیزی به من یاد دادند. از تهیه‌کننده‌ای که با عشق برای یک برنامه شبانه وقت می‌گذاشت تا گوینده‌ای که پشت صدای آرامش، دنیایی از دغدغه و احساس داشت. اینجا فهمیدم رادیو فقط یک رسانه نیست؛ یک زندگی جاری است.
در این مسیر، آشنایی با مدیران روابط عمومی و کارشناسان خبری شبکه‌های رادیویی، یکی از ارزشمندترین اتفاقات زندگی حرفه‌ای من بود. آدم‌هایی پرتلاش، صبور و حرفه‌ای که کم‌کم از همکار به رفیق و همراه تبدیل شدند. امروز احساس می‌کنم ما دیگر فقط چند نفر در بخش‌های مختلف نیستیم؛ ما یک تیم هستیم. تیمی حرفه‌ای، کاربلد و همدل که در کنار هم توانستیم اتفاقات زیادی را رقم بزنیم.

شاید سخت‌ترین و مهم‌ترین روز‌هایی که کنار هم تجربه کردیم، روز‌های جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان بود؛ روز‌هایی پرالتهاب که خبر لحظه‌ای متوقف نمی‌شد و ما باید در سریع‌ترین زمان، دقیق‌ترین روایت را به مخاطب می‌رساندیم. همان روز‌ها بود که بیشتر از همیشه فهمیدیم معنای واقعی کار تیمی چیست. همه کنار هم ایستادیم، خسته شدیم، بی‌وقفه کار کردیم و نشان دادیم که می‌توان در هر شرایطی، چراغ خبر را روشن نگه داشت. نشان دادیم اگر همدل باشیم، هیچ بحرانی نمی‌تواند ما را از انجام مسئولیت‌مان دور کند.

هر روز در روابط عمومی معاونت صدا برای من تجربه‌ای تازه داشت. یک روز یاد گرفتم چطور میان خبر و احساس تعادل برقرار کنم، روزی دیگر فهمیدم شنیدن گاهی مهم‌تر از حرف زدن است. یاد گرفتم روابط عمومی یعنی دیدن آدم‌ها، فهمیدن دغدغه‌هایشان و ساختن پلی میان تلاش‌های پشت صحنه و مخاطبانی که شاید هیچ‌وقت این زحمت‌ها را نبینند.

امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، خوشحالم که مسیرم به اینجا رسید. حالا روابط عمومی معاونت صدا فقط محل کارم نیست؛ خانه‌ای است میان صداها، آدم‌ها و تجربه‌هایی که هرکدام بخشی از زندگی من شده‌اند. خانه‌ای که در آن رشد کردم، یاد گرفتم و هنوز هم هر روز چیز تازه‌ای کشف می‌کنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها