در شرایط بحرانی، مردم بیش از همیشه به احساس دیده شدن و تنها نبودن نیاز دارند. گاهی یک تماس تلفنی، سر زدن به همسایه سالمند، همراهی با خانوادهای داغدار یا حتی شنیدن حرفهای فردی که تحت فشار روانی قرار دارد، میتواند بخشی از اضطراب و احساس ناامنی را کاهش دهد. جامعهای که افراد آن نسبت به رنج یکدیگر بیتفاوت نباشند، در برابر بحرانها تابآوری بیشتری خواهد داشت.
تجربه بحرانهای مختلف نیز نشان داده که همدلی عمومی، تنها یک رفتار اخلاقی نیست بلکه بخشی از مدیریت اجتماعی بحران محسوب میشود.
در همین زمینه، دکتر سید حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور و رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفتوگو با جامجم میگوید: «همدلی اجتماعی و مداخلات بهموقع تخصصی، مهمترین راه کاهش آسیبهای روانی پس از جنگ است.»
او با اشاره به افزایش همدلی اجتماعی در روزهای ابتدایی بحرانها میافزاید: «معمولا با وقوع بحران، حس همکاری، مسئولیتپذیری و حمایت اجتماعی در میان مردم افزایش پیدا میکند. این همراهی در روابط فردی، خانوادگی، محلهای و حتی میان سازمانها شکل میگیرد و بسیاری از بروکراسیهای اداری نیز کاهش پیدا میکند.»
موسویچلک میگوید: «هر گروهی متناسب با ظرفیت خود وارد میدان میشود؛ خیرین، اصحاب رسانه، فعالان اقتصادی و نهادهای مختلف، هرکدام به شکلی تلاش میکنند فضای همدلی و همکاری را تقویت کنند، اما طولانی و چندوجهی شدن بحران، شرایط را متفاوت خواهد کرد.»
نگرانی های روانی
بحران جنگ تنها محدود به درگیری نظامی نیست؛ امروز علاوهبر جنگ با مشکلات اقتصادی، بیکاری و فشارهای معیشتی نیز روبهرو هستیم و همین مسأله بحران را چندوجهی میکند. معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در این خصوص میگوید: «در چنین شرایطی، گستره و مدت زمان بحران تأثیر مستقیمی بر وضعیت روانی و اجتماعی مردم خواهد داشت.»
او ادامه میدهد: «عملکرد حاکمیت در این شرایط بسیار تعیینکننده است. اگر تصمیمات و اقدامات مسئولان اعتمادآفرین باشد، میتواند از شدت نگرانیها و آسیبهای روانی بکاهد، اما در غیر این صورت آثار روانی و اجتماعی بحران افزایش پیدا میکند.»
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به پیامدهای پس از جنگ میگوید: «نگرانی ما این است که پس از پایان جنگ، مراجعات برای دریافت خدمات روانشناسی، مشاوره و مددکاری اجتماعی افزایش پیدا کند؛ بههمیندلیل ضروریست که رویکردی فعال برای شناسایی، غربالگری و مداخلات تخصصی بهموقع داشته باشیم.»
او از آغاز اجرای طرح پایش ملی رصد روان خبر میدهد و تأکید میکند: «این طرح از اول تا ۳۱ خردادماه با همکاری سازمان بهزیستی، وزارتخانههای بهداشت، آموزش و پرورش، علوم، تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ورزش و جوانان، بنیاد شهید و امور ایثارگران، سازمان نظام روانشناسی و نیروی انتظامی اجرا میشود.»
موسویچلک میافزاید: «تجربه بحرانهای گذشته نشان داده که نباید منتظر بمانیم تا افراد دچار آسیب شوند و سپس به سراغ خدمات حمایتی بیایند. بسیاری از افراد حتی نمیدانند در شرایط بحرانی چه خدماتی میتوانند دریافت کنند؛ بههمیندلیل این پایش با هدف شناسایی و ارائه مداخلات تخصصی طراحی شده است.»
آنطور که او میگوید، در این طرح فرآیند غربالگری روانی انجام میشود و افرادی که نیازمند دریافت خدمات تخصصی باشند، متناسب با ارزیابیهای انجامشده تحت مداخله قرار خواهند گرفت.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور بیان میکند: «در کنار اقدامات تخصصی، همراهی خانوادهها، اطرافیان، همکاران نقش مهمی در کاهش فشارهای روانی دارد. این حمایتها باعث میشود افراد احساس تنهایی نکنند و تابآوری آنها در بحران افزایش یابد.»
او میافزاید: «بخشی از این مسئولیت بر عهده دولت است، اما بخش مهمی نیز به مسئولیت فردی و اجتماعی مردم بازمیگردد. انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و نمیتواند نسبت به درد و رنج دیگران بیتفاوت باشد؛ بهویژه زمانیکه توانایی کمک کردن داشته باشد.»
موسویچلک خاطرنشان میکند: «کمک کردن فقط حمایت مالی نیست؛ گاهی توجه، محبت، همراهی با سالمندان یا کمک در انجام کارهای روزمره میتواند نقش مهمی در کاهش فشارهای روانی مردم داشته باشد.»
سوگ جنگ، نیازمند مداخلات تخصصی
در شرایط بحرانی، نقش خانوادهها و روابط انسانی پررنگتر از همیشه میشود؛ کارشناسان اجتماعی معتقدند بحران زمانی خطرناکتر میشود که افراد احساس کنند کسی صدایشان را نمیشنود و پشتیبانی نمیشوند.
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران با اشاره به تأثیر همدلی اجتماعی بر کودکان، سالمندان و خانوادههای آسیبدیده از جنگ میگوید: «افرادی که عزیزان خود را از دست میدهند، باید فرآیند سوگ را طی کنند، اما مشاوره سوگ یک کار تخصصی و پیچیده است و هر کسی نمیتواند صرفا بر اساس تجربه شخصی در این زمینه مداخله کند.»
او ادامه میدهد: «مردم میتوانند در کنار خانوادههای داغدار باشند، آنها را به مراکز مشاوره معرفی کنند یا شمارههای حمایتی مانند ۱۲۳ و ۱۴۸۰ را در اختیارشان قرار دهند. همین که افراد احساس کنند تنها نیستند، میتواند از تشدید آسیبهای روانی جلوگیری کند.»
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی تصریح میکند: «بسیاری از ما تخصص روانشناسی نداریم، اما حضور در کنار افراد آسیبدیده، گوش دادن به آنها و اجازه دادن برای تخلیه احساسات، نوعی حمایت مؤثر محسوب میشود.»
موسویچلک میگوید: «چه فردی شغلش را از دست داده باشد، چه سلامت یا عزیزش را، این همراهی و بودن در کنار یکدیگر است که میتواند مدیریت بحران را برای افراد و خانوادهها آسانتر کند.»
موسویچلک درباره اقدامات سازمان بهزیستی برای حمایت از مردم آسیبدیده از جنگ نیز میگوید: «بخشی از خدمات حمایتی از طریق خط ۱۴۸۰ و همچنین ۱۲۳ ارائه میشود. تمامی خدمات روانشناسی، مشاوره و مددکاری برای افرادیکه تحتتأثیر جنگ قرار گرفتهاند، رایگان اعلام شده و دریافت این خدمات نیز الزامی به تحت پوشش بودن افراد در بهزیستی ندارد.»
او میافزاید: «در حوزه توانبخشی نیز هر خدمتی که در توان سازمان باشد، از جمله گفتاردرمانی، کاردرمانی و سایر خدمات تخصصی، به آسیبدیدگان ارائه میشود. همچنین برنامههای محلهمحور، گروههای همیار سلامت روان و تیمهای حمایت روانی-اجتماعی گسترش پیدا کردهاند و داوطلبان در کنار بهزیستی به مردم خدمات ارائه میکنند.»
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی ادامه میدهد: «برای خانوادههایی که منازلشان آسیبدیده، بهویژه افرادیکه تحت پوشش بهزیستی هستند، با کمک داوطلبان و گروههای مردمی تلاش شده خسارتهای جزئی در کوتاهترین زمان برطرف شود. همچنین بودجهها در این حوزه اولویتبندی و برای حمایت از مسکن و اشتغال افراد آسیبدیده اختصاص داده شده است.»
موسویچلک تأکید میکند: «از نخستین روزهای جنگ، بهزیستی در کنار مردم بوده و هیچ وقفهای در ارائه خدمات مراکز ایجاد نشده است. تمام هماهنگیهای لازم انجام شد تا مردم احساس تعطیلی خدمات را نداشته باشند.»
او با اشاره به شرایط برخی مناطق جنگی میگوید: «در مناطقی که بهدلیل شرایط قرمز امکان ادامه فعالیت مراکز وجود نداشت، حدود ۱۸۰ مرکز جابهجا شدند، اما خدمات هرگز متوقف نشد. بخشی از افراد با رضایت خانوادهها به منازلشان منتقل شدند و بخشی دیگر به مراکز جایگزین انتقال یافتند.»
او میافزاید: «این جابهجاییها شامل مراکز نگهداری کودکان شیرخوارگاهها، سالمندان، افراد دارای معلولیت، بیماران روانی و معتادان متجاهر بود و در مقطعی نزدیک به ۲۰ هزار نفر به خانوادههایشان تحویل داده شدند یا به مراکز امنتر انتقال یافتند.»
رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران تصریح میکند: «حتی در مناطقی که امکان ارائه حضوری برخی خدمات وجود نداشت، خدمات آنلاین بهویژه در حوزه توانبخشی توسعه پیدا کرد تا ارتباط مردم با خدمات حمایتی قطع نشود.»
او میگوید: «سازمانهای غیردولتی در این شرایط سنگ تمام گذاشتند و بهزیستی را تنها نگذاشتند؛ همچنین با توان بیشتری در کنار مردم و جامعه هدف حضور داشتند. تلاش ما این بوده که تا حد توان، در همه شرایط کنار مردم بمانیم و اجازه ندهیم بحران، دسترسی آسیبدیدگان به خدمات حمایتی را مختل کند.»