اهداف سفر ترامپ از دستیابی به «توافق بزرگ اقتصادی» به مجموعهای محدود از قراردادهای کوچک تجاری از صادرات سویا و گوشت گاو تا فروش هواپیماهای بوئینگ تقلیل یافته، اما فراتر از مسائل تجاری، ترامپ اکنون به کمک مستقیم چین برای خروج از بحران جنگ با ایران محتاج است. جنگی که محبوبیت داخلی او را کاهش داده، نگرانیهای اقتصادی را افزایش داده و فشار سیاسی پیش از انتخابات میاندورهای را تشدید کرده است. واشنگتن امیدوار است پکن از نفوذ اقتصادی و انرژی خود بر تهران استفاده کند و ایران را به توافقی برای پایان جنگ و کاهش تنشها ترغیب کند. در مقابل، چین بهدنبال امتیازهای ملموس تغییر موضع آمریکا در قبال تایوان، کاهش محدودیتهای صادراتی فناوری و تجهیزات تراشه و عقبنشینی از فشارهای اقتصادی است. با تغییر فضای افکار عمومی آمریکا به سمت تعامل بیشتر با چین، حتی تمدید آتشبس تجاری نیز میتواند برای ترامپ بهعنوان یک موفقیت تبلیغاتی جلوه کند.
دیپلماسی التماسی
رفتارهای بیثبات و پیمانشکنیهای او باعث شده آمریکا در جهان بهعنوان قدرت پرخاشگر و غیرقابل اعتماد دیده شود. این وضعیت به پکن کمک میکند خود را بهعنوان حافظ جدید ثبات جهانی معرفی کند و ترامپ در حالی با قلدری وارد مذاکره میشود که عملا برگ برندهای در دست ندارد.
سکاندار کاخسفید اکنون از موضع انفعال کامل به درگاه پکن میرود تا شاید چین بهدلیل نزدیکی با تهران، تنگه هرمز را برای خروج آبرومندانه آمریکا از بحران فراهم آورد. این سفر نه یک دیدار قدرتمندانه دیپلماتیک، بلکه التماس یک رئیسجمهور گرفتار در باتلاق خودساخته است که برای نجات سیاسی داخلی، حاضر به پرداخت هر هزینهای شده. این دستبهدامانی از موضع ضعف، دقیقا همان چیزی است که چین سالها انتظارش را میکشید. ترامپ که در اوکراین، غزه و خاورمیانه شکست خورده، اکنون برای گشایش تنگه و کاهش فشار اقتصادی ناشی از جنگ به شی نیاز حیاتی دارد.
ترامپ نه بهعنوان مذاکرهکننده قوی، بلکه به مثابه نیازمندی درمانده پای میز خواهد نشست. این سفر بیش از هر چیز، افول اعتبار جهانی آمریکا را به نمایش میگذارد. رئیسجمهوری که خود را «مرد قوی» معرفی میکرد، اکنون برای حل بحران ساخته دست خودش مجبور است به رقیب استراتژیک التماس کند. نتیجه محتمل این دیدار نه پیروزی ترامپ، بلکه تقویت بیشتر جایگاه چین بهعنوان بازیگر تعیینکننده در خاورمیانه و تضعیف بیشتر اهرمهای واشنگتن خواهد بود؛ التماسی آشکار که تاریخ آن را بهعنوان نمادی از بیکفایتی دیپلماتیک ترامپ ثبت خواهد کرد.
چین همواره از طریق تماسهای متعدد وزیر خارجه خود و پیشنهاد پنجنقطهای مشترک با پاکستان، بر لزوم آتشبس فوری و بازگشایی تنگه هرمز تأکید کرده است. پکن بهعنوان میانجی بیطرف با سابقه موفقیت در آشتی ایران و عربستان، میتواند اعتماد تهران را جلب کرده و تضمینهای سیاسی ــ امنیتی ارائه دهد. هرچند جمهوری اسلامی ایران رویکری مستقلانه در سیاست خارجی داشته وصرفا نظرات پکن را بهعنوان یک دوست گوش خواهدداد اما حولمحور منافع خویش کنشگری میکند.
تجارت، فناوری و تایوان
یکی از مهمترین محورهای این سفر، مسائل تجاری و تعرفهها خواهد بود. مقامات آمریکایی انتظار دارند چین خریدهای بیشتری از محصولات کشاورزی، انرژی و هواپیماهای بوئینگ آمریکا انجام دهد تا کسری تجاری کاهش یابد. ترامپ بهدنبال تمدید یا تقویت توافق تجاری موقت سال ۲۰۲۵ است و فشار خواهد آورد تا چین محدودیتهای صادراتی خود بر مواد معدنی حیاتی (Rare Earths) را کاهش دهد. در مقابل، پکن خواستار لغو یا کاهش تعرفههای آمریکا بر کالاهای چینی خواهد شد. این بخش از مذاکرات بر ثبات اقتصادی جهانی و جلوگیری از جنگ تجاری جدید متمرکز است.
مسأله تایوان یکی از حساسترین موضوعات مورد بررسی خواهد بود. چین، تایوان را «بزرگترین خطر» روابط دوجانبه میداند و از ترامپ انتظار دارد از فروش تسلیحات به تایپه بکاهد یا موضع ملایمتری اتخاذ کند. واشنگتن بر حفظ صلح و ثبات در تنگه تایوان و مخالفت با هرگونه تغییر اجباری تأکید دارد. تحلیلگران معتقدند ترامپ احتمال دارد در ازای امتیازات تجاری، انعطاف محدودی نشان دهد، هرچند سیاست رسمی آمریکا تغییری نکرده است. این موضوع میتواند بر کل روابط نظامی ــ امنیتی دو قدرت تأثیر بگذارد. فناوری، هوش مصنوعی و امنیت هستهای محور سوم کلیدی است. دو طرف درباره رقابت در حوزه هوش مصنوعی، محدودیتهای صادراتی تراشه و فناوریهای پیشرفته گفتوگو خواهند کرد. آمریکا خواستار تعهد چین برای کنترل صادرات مواد پیشساز موادمخدر (فنتانیل) و جلوگیری از سرقت مالکیت معنوی است. همچنین مسائل هستهای و ثبات استراتژیک مطرح میشود. انتظار میرود توافقاتی برای ایجاد چارچوبهای مشترک در تجارت و سرمایهگذاری و کاهش تنشهای فناوری اعلام شود، هرچند پیشرفت عمیق بعید به نظر میرسد.
نتایج محدود
تحلیلگران معتبر تأکید دارند که این سفر بیشتر به منظور مدیریت رقابت و ایجاد ثبات تا دستیابی به گشایش اساسی است. انتظار میرود توافقات حاشیهای درحوزه تجارت مانند خرید محصولات کشاورزی،هواپیماهای بوئینگ و تمدید موافقتنامههای تجاری اعلام شود اما تغییرات ساختاری عمیق در تعرفهها، فناوری یا مسائل استراتژیک بعید است.
درباره مسأله جنگ ایران و تنگه هرمز، ترامپ احتمالا از چین درخواست تلاش برای گشایش آبراه هرمز را خواهد کرد اما منابع مانند رویترز و بروکینگز نشان میدهند که نفوذ پکن محدود و چین بیشتر به دنبال ثبات انرژی برای خود خواهد بود تا میانجیگری فعال. انتظار نتایج فوری و تحولآمیز در این حوزه پایین ارزیابی میشود و بیشتر به هماهنگی دیپلماتیک و تعهدات شفاهی ختم خواهد شد.
به طور کلی، کارشناسان فوربس، تایم و شورای آتلانتیک پیشبینی میکنند که دستاورد اصلی سفر، جلوگیری از تشدید تنشها و ایجاد مکانیسمهای گفتوگوی جدید مانند ایجاد میز گفتوگوهای تجاری باشد. سطح انتظارات باید در حد مدیریت بحران و توافقات کوچک نه تحول بزرگ در روابط دوجانبه نگه داشته شود، این رویکرد پراگماتیک هر دو طرف ماجرا را از ناامیدی پس از سفر حفظ میکند.