اقتصاد ایران طی دهههای گذشته، تکمحصولی و وابسته به نفت و درآمدهای حاصل از فروش آن بوده است. بااینحال، طی ۱۵ سال اخیر و با توسعه صادرات غیرنفتی و همچنین اجرای راهکارهای مقابله با تحریمهای نفتی و بانکی علیه کشورمان، سهم درآمد نفت در درآمدهای ارزی کشور کاهش یافت. امروزه فولاد، پتروشیمی، صادرات خدمات فنی و مهندسی و برخی صنایع دیگر سهم بسیار مهمی در منابع ارزی کشور دارند. بااینحال، صنعت فولاد و پتروشیمی در جنگ تحمیلی سوم دچار خسارات و آسیبهایی شدهاند. برخی برآوردها نشان میدهد اکنون حدود ۳۰ درصد از تولید فولاد و پتروشیمی کشور متوقف شده که درآمدهای ارزی حاصل از صادرات آنها را کاهش میدهد. البته درآمد نفتی کشور در جنگ رمضان دوبرابر شده است. بااینحال، پرسشی که اکنون در این شرایط جنگی و تحریمی مطرح میشود، این است: چگونه میتوان منابع ارزی کشور را بهدرستی مدیریت کرد؟
مدیریت منابع ارزی در اقتصاد ایران فراتر از یک وظیفه بانکی ساده، بهعنوان ستونفقرات ثبات محیط کلان اقتصادی شناخته میشود. در کشوری که ساختار بودجه و تولید آن بهشدت با درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز گره خورده، نوسانات ارزی مستقیما بر معیشت مردم، نرخ تورم و رشد اقتصادی تأثیر میگذارد. نرخ ارز در کشورمان بهعنوان یک لنگر اسمی برای انتظارات تورمی عمل میکند. بهدلیل وابستگی شدید بخش تولید به واردات مواد اولیه و کالاهای واسطهای (بیش از ۸۰درصد واردات کشور)، هرگونه جهش در نرخ ارز بهسرعت به افزایش هزینههای تولید و درنهایت افزایش قیمت مصرفکننده منجر میشود. همچنین مدیریت صحیح منابع ارزی مانع از تبدیل داراییهای خارجی بانک مرکزی به پایه پولی و در نتیجه رشد لجامگسیخته نقدینگی میشود. از سوی دیگر، ثبات ارزی به فعالان اقتصادی اجازه میدهد افق برنامهریزی میانمدت داشته باشند.
تخصیص هدفمند ارز
عبدالناصر همتی ، رئیسکل بانک مرکزی در نشستی با سیدمحمد اتابک، وزیر صنعت، معدن و تجارت نیز بیان کرد: این بانک برای همکاری بیشتر در زمینه تأمین و تخصیص ارز لازم برای واحدهای تولیدی، بهویژه جهت تأمین مواد اولیه، آمادگی کامل دارد و در این زمینه مساعدت خواهد شد. رئیس کل بانک مرکزی در جلسه با اعضای کمیسیون اصل ۹۰ مجلس نیز درخصوص تخصیص هدفمند ارز توسط بانک مرکزی گفت: نیازهای ارزی کشور با برنامهای مدون و با توجه به ضرورتهای کشور در حال تأمین است.بازار ارز در کشورمان همواره یکی از حساسترین بازارهای اقتصادی بوده است. دلار نهتنها یک ابزار مبادله، بلکه به شاخصی برای سنجش انتظارات تورمی و اقتصاد ایران تبدیل شده است. در سالهای اخیر، افزایش شدید نرخ ارز، نوسانات غیرقابل پیشبینی و تأثیر عوامل ژئوپلیتیک باعث شده پیشبینی آینده دلار به یکی از مهمترین دغدغههای فعالان اقتصادی و مردم تبدیل شود. سیاستهای دولت نقش تعیینکنندهای در مسیر نرخ ارز دارند، زیرا از طریق ابزارهای پولی و مالی میتوانند مستقیما بر عرضه و تقاضای ارز اثر بگذارند.
حال برای مدیریت مؤثر منابع ارزی، ابتدا باید اولویتبندی در تخصیص ارز تعیین شود. ارز کشور، همانطور که اشاره شد، باید ابتدا به واردات کالاهای اساسی، دارو، مواد اولیه تولید واقلام راهبردی اختصاص یابد وازتخصیص آن به کالاهای لوکس و غیرضروری جلوگیری شود. این کار از فشار برمعیشت مردم و اختلال در تولید جلوگیری میکند.اقدام دوم ایجاد شفافیت در تخصیص ارز است. اگر فرآیند تخصیص، ثبت سفارش و نظارت بر واردات شفاف باشد، رانت، فساد و سوءاستفاده کاهش مییابد. ایجاد سامانههای یکپارچه و قابل رصد برای اعلام نیاز ارزی، تخصیص و نحوه مصرف ارز میتواند به بهبود کارایی کمک کند.هماکنون این سامانهها در کشور فعال است وبا هماهنگی دستگاهها میتوان هزینهکردهای ارزی را مدیریت کرد.راهکار سوم تقویت رشد تولید و صادرات غیرنفتی است. هرچه وابستگی اقتصاد به نفت کمتر شود، منابع ارزی پایدارتر و متنوعتر خواهند شد و درمجموع میتواند به افزایش درآمد ارزی کمک کند.برای مدیریت درآمدهای ارزی کشور، مدیریت واردات نیز نقش حیاتی دارد و نباید ارزهای کشور صرف واردات کالاهای لوکس و غیرضروری شود. در این میان، کالاهای اساسی مانند گندم، برنج، روغن، دارو و برخی مواد اولیه صنعتی در اولویت قرار دارند. در مقابل، واردات کالاهای لوکس یا غیرضروری محدود میشود. چنین سیاستی اگرچه از نظر اقتصادی به معنای کنترل مصرف ارز است، اما در عمل به دولت اجازه میدهد حداقل نیازهای جامعه را تأمین کند. در اینجا بحث مدیریت واردات مطرح است؛ تولید داخلی کالاهای اساسی، توسعه زنجیره تأمین داخلی و جایگزینی بخشی از واردات با تولید ملی، نیاز به ارز را کاهش میدهد که در بلندمدت یکی از مؤثرترین راهها برای کاهش فشار بر منابع ارزی است.
اقدامات ترکیبی برای مدیریت اقتصاد
کارشناسان معتقدند اکنون پرداخت ارز برای مسافران خارجی (ارز مسافرتی)، پرداخت ارز برای واردات کالاهای غیرضروری و لوکس مانند خودروهای گرانقیمت و گوشیهای تلفنهمراه لوکس و تخصیص و پرداخت ارز به هر فرد بالای ۱۸سال (ارز کارت ملی) موجب هدررفت منابع ارز خواهد شد و با توجه به اینکه در شرایط تحریم و جنگ قرار داریم باید از منابع موجود صیانت شود. بنابراین با مدیریت منابع ارزی، بانک مرکزی قادر خواهد بود بازار ارز را بهتر مدیریت کند. در چنین شرایطی، تثبیت نسبی بازار ارز و پرهیز از تصمیمات ناگهانی ضروری است. سیاستهای ارزی باید قابل پیشبینی و هماهنگ با واقعیتهای اقتصادی باشند. نوسانات شدید نرخ ارز انتظارات تورمی را تشدید کرده و برنامهریزی بنگاهها را دشوار میکند. درنهایت، کاهش کسری بودجه، کنترل هزینههای غیرضروری و هماهنگی سیاست پولی و ارزی از فشار بر بازار ارزمیکاهد.بهطورکلی، مدیریت موفق منابع ارزی نیازمند ترکیبی از شفافیت، اولویتبندی، تقویت تولید داخلی و توسعه صادرات است.
تاکیدات رهبر شهید بر مدیریت نرخ ارز
آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران اسفندماه سال ۱۴۰۳در جمع کارگزاران نظام فرموده بودند: یکی از موضوعات مهم مربوط به اقتصاد، اصلاح نظام ارزی کشور است. در درجه اول، تقویت پول ملی است؛ دیگر حالا سیاستش، برنامهاش و کیفیت کار را متخصصین باید انتخاب کنند. پول ملی باید تقویت شود؛ این،هم در واقعیت زندگی مردم و هم در آبروی کشور اثر دارد. در مورد ارز، برگشت ارزهای کسانی که درآمد صادراتی ارزی دارند، خیلی مهم است. همچنین در ۱۴ دیماه سال گذشته نیز رهبر شهید درباره نوسانات ارزی فرمودند: افزایش بیثبات نرخ ارز در ماههای اخیر، تنها نشانهای از اختلال در بازار نیست، بلکه جلوهای عینی از جنگ ترکیبی دشمن است که اقتصاد، معیشت مردم و ثبات اجتماعی را همزمان هدف گرفته؛ جنگی که مهار آن بدون تدبیر هوشمندانه و مدیریت یکپارچه ممکن نخواهد بود.در این شرایط که دشمن با روشهای مختلف به دنبال اختلال در کشورمان است مسئولان اقتصادی کشور باید برای مدیریت منابع ارزی اقدامات ویژهای انجام دهند.
دفاع در برابر جنگ اقتصادی دشمن
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینیخامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در پیام نوروزیشان فرمودند: یک روزنه امید دشمن، بهرهگیری از ضعفهای اقتصادی و مدیریتی است که از دیرباز شکل گرفتهاند. رهبر شهیدمان اعلیاللهمقامه در سالهای مختلفی محور اصلی و شعار سال را متوجه امر اقتصاد کرده بودند. به نظر قاصر این حقیر، تأمین معیشت مردم، ارتقای زیرساختهای زیستی و رفاهی، و تولید ثروت برای عموم، نکته کانونی و نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در برابر جنگ اقتصادی دشمن محسوب میشود.