گفت‌وگوی «قاب‌کوچک» با ۳ نویسنده درباره الزامات اقتباس از منابع تاریخی برای ساخت سریال‌های مذهبی

سریال های مذهبی در مسیر تحول

در سه دهه اخیر، تلویزیون قدم‌های مهم و مؤثری در ساخت سریال‌هایی با محوریت سیره ائمه معصومین(ع) برداشته است.
در سه دهه اخیر، تلویزیون قدم‌های مهم و مؤثری در ساخت سریال‌هایی با محوریت سیره ائمه معصومین(ع) برداشته است.
کد خبر: ۱۵۵۱۳۹۳
نویسنده زهرا عباسی-گروه قاب‌کوچک
 
آثاری همچون امام‌علی(ع)، ولایت عشق، تنهاترین سردار، مختارنامه، مهمان‌کشی، موسی کلیم‌الله و مجموعه سلمان فارسی که درحال‌حاضر در دست تولید است، نشان داده‌اند که روایت زندگی بزرگان دین آثار ماندگار و پرمخاطب خواهد بود. ماندگاری این آثار فقط به کارگردانی و بازی خوب نیست. مهم‌ترین دلیل، فیلمنامه قوی و داستان‌گویی عالی است. فیلمنامه‌ای که شخصیت‌ها را واقعی و چالش‌برانگیز نشان دهد و مخاطب امروز را با خود همراه کند، باعث می‌شود اثری ماندگار و پرطرفدار ساخته شود. همزمان با نزدیک‌شدن به روز شهادت امام‌رضا(ع)، بر آن شدیم تا به این بهانه، گفت‌وگویی با سه فیلمنامه‌نویس فعال انجام دهیم. هدف از این گفت‌وگو، بررسی چالش‌های اقتباس از منابع تاریخی، ضرورت نوآوری در شخصیت‌پردازی و همچنین شناخت نیازهای همراه‌سازی نسل جوان با مفاهیم و ارزش‌های دینی است. این گفت‌وگو ما را گام‌به‌گام با دغدغه‌ها و تجربیات نویسندگان همراه می‌کند و نگاهی کارشناسانه دارد به مسیر پیش‌روی ساخت آثار دینی در رسانه‌ملی.
   
بهترین چارچوب برای فیلمنامه با محوریت سیره ائمه(ع)   
مینا خدیوی، فیلمنامه‌نویس، با اشاره به دیدگاه امام شهید درباره سیره ائمه(ع) در نظریه انسان ۲۵۰ساله اظهار داشت: به باور من این دیدگاه نه یک انتخاب، که ضرورتا بهترین چارچوب برای طراحی فیلمنامه درباره هریک از ائمه(ع) است، به این دلیل که، نظریه سیر حرکت امامان را به تفاوت ظاهری 
در شیوه و روش‌ها، یک مسیر واحد و مبارزه‌ای دنباله‌دار تعریف می‌کند. 
در نتیجه فیلمنامه‌نویس دیگر مجبور نیست هر امام را مجزا روایت کند و می‌تواند نشان دهد چگونه هریک از ایشان، ادامه‌دهنده راه خلف پیشین خود است. این رویکرد همچنین از افتادن به داستان‌های تک‌قسمتی و بی‌ارتباط با روایت شیعه جلوگیری می‌کند و به مخاطب نشان می‌دهد که سیره ائمه(ع)، یک جبهه واحد در طول تاریخ بوده است، نه مجموعه‌ای از زندگی‌های جدا از هم.
خدیوی درباره راهکارهای ایجاد کشش دراماتیک در سریال‌های تاریخی گفت: چون شخصیت اصلی معصوم در سیره عملا تغییرناپذیر است، کشش دراماتیک را نمی‌توان بر دوش خود او گذاشت. از این رو یک راهکار مؤثر، خلق «ضدقهرمان سایه» است؛ مثلا شخصیت یک وزیر، قاضی یا مشاور فاسد که با وجود تغییرات قدرت در بستر تاریخ، در جایگاه خود باقی می‌ماند. استدلال من این است که چنین شخصیتی به «شر» چهره‌ای واحد و مستمر می‌بخشد و مخاطب می‌تواند تا پایان، او را به‌عنوان نماد موانع دنبال کند. همچنین به‌جای ضدقهرمان‌های مقطعی، می‌توان ضدقهرمان‌های جمعی یا ترکیبی طراحی کرد؛ یعنی دشمن اصلی را یک «جریان فکری» یا «نظام سیاسی» گرفت که فراتر از افراد تغییر می‌کند.
این فیلمنامه‌نویس با بیان این استدلال که در جبهه همراهان قهرمان، می‌توان شخصیتی خیانتکار تعریف کرد، توضیح داد: چون قهرمان اصلی تغییرناپذیر است، بار عاطفی و تحول را باید بر دوش شخصیت‌های فرعی گذاشت. به همین دلیل کشش دراماتیک را می‌توان روی لغزش‌ها، شک‌ها و تحول یاران یا نزدیکان طراحی کرد. این کار از این جهت حیاتی است که بدون آن، مخاطب با یک اثر مستندگونه روبه‌رو می‌شود نه درام. همچنین وجود یک خائن در حلقه اصحاب، نه‌تنها تعلیق به وجود می‌آورد، بلکه این پرسش اخلاقی را پیش می‌کشد که چرا یک انسان با دیدن حق، از آن فاصله می‌گیرد.
 درواقع شخصیت‌های فرعی خیالی مثل «گوشت و پوست» هستند بر «اسکلت» خشک تاریخ و خیانتکار درون‌گروهی، یکی از مؤثرترین ابزارها برای گرم نگه‌داشتن تنش در طول روایت است.
وی برای جلوگیری از افتادن در دام تحریف، سه خط قرمز را مستدلا چنین برشمرد: اول، شخصیت فرعی هرگز نباید نتیجه نهایی تاریخ را تغییر دهد، چراکه با این کار روایت از مستند به افسانه بدل می‌شود. 
دوم، به‌جای تغییر اطلاعات موجود، باید خلأهای تاریخی و اطلاعاتی را با داستان پر کرد؛ بهترین فضا برای خلق شخصیت، جاهایی است که تاریخ درباره آنها سکوت کرده، مثل زندگی خانوادگی، روابط با خادمان یا جزئیات سفرهای طولانی. سوم، شخصیت فرعی نباید منش و عقاید شخصیت اصلی را دگرگون کند، بلکه باید مانند آینه عمل کرده، ابعاد مختلف قهرمان را نشان دهد.
خدیوی با تأکید بر تجربه موفق داوود میرباقری در این عرصه اضافه کرد: میرباقری اثبات کرده که می‌توان شخصیت‌هایی را که در تاریخ وجود دارند اما کمرنگ هستند، دراماتیک‌تر کرد بدون آن‌که تحریف رخ دهد.
   
واقعیت اجتناب‌ناپذیر روایت‌های متضاد تاریخی  
علیرضا اسحاقی، فیلمنامه‌نویس آثار تلویزیونی، درباره وجود روایت‌های متفاوت و حتی متضاد در منابع تاریخی چنین گفت: این واقعیتی اجتناب‌ناپذیر با دلیلی روشن است: هر مورخی از زاویه‌دید، سوگیری‌های سیاسی، کلامی یا قبیله‌ای خود به موضوع نگاه می‌کند. بنابراین ناگزیر با روایت‌های مختلفی روبه‌رو هستیم که گاه در مرز تضاد قرار می‌گیرند. از این رو، وظیفه نویسنده حذف این تضادها نیست، بلکه سامان‌دادن به آنها در شبکه استدلالی داستان است.
اسحاقی با اشاره به تأثیر نوع اثر بر نحوه مواجهه با این تضادها ادامه داد: اگر یک موضوع تاریخی را صرفا به‌عنوان دستمایه قرار داده باشید، می‌توانید جذابیت دراماتیک را اولویت دهید و تضادها را در داستان یکدست کنید. اما درباره زندگی یکی از ائمه(ع) که تاریخ آن روشن و حساس است، دست نویسنده کاملا بسته می‌شود. دلیلش این است که مخاطب متخصص، هرگونه جابه‌جایی در وقایع اصلی را برنمی‌تابد. بنابراین نویسنده چاره‌ای ندارد جز تهیه فهرستی از رویدادهای اثبات‌شده یا کم‌تعارض و تمرکز بر آنها.
این فیلمنامه‌نویس با بیان این‌که در دنیای قصه، مرزی از خیال وجود دارد، تاکید کرد: نویسنده برای سامان‌دادن به یک داستان جذاب چاره‌ای جز ورود بخشی از خیال ندارد، اما این ورود نباید «واقع‌نمایی» اثر را خدشه‌دار کند. استدلال این است که قراردادهای نمایشی -مثلا صحبت‌کردن شخصیت تاریخی به زبان فارسی یا استفاده از ضرب‌المثل‌های ایرانی- تا‌جایی‌که واقع‌نمایی اثر را نشکنند، مجازند؛ چون مخاطب می‌داند ما «برداشتی از واقعیت» ارائه می‌دهیم نه بازنمایی عینی. اما اصل ماجرا را هرگز نمی‌توان خیالی کرد. مثلا به‌فرض، سفر مختار به کره ماه بی‌ربط به شخصیت تاریخی اوست و حتی در یک اثر فانتزی هم توجیه‌پذیر نیست مگر این‌که قرارداد کاملا متفاوتی تعریف شود.
وی در‌خصوص کم‌کاری در پرداخت به تاریخ ائمه اطهار‌(ع) چنین استدلال کرد: بخش عمده این کم‌کاری به یک علت ساختاری بازمی‌گردد؛ برخی از فیلمسازان ما  به اندازه کافی نمی‌توانند پیوندی میان سیره ائمه‌(ع) با زندگی امروز برقرار کنند. این ناتوانی از آنجا ناشی می‌شود که اگر زیست خود فیلمساز مبتنی بر سیره نباشد، اثر او یا شعاری از آب درمی‌آید یا توخالی. به‌عبارت دیگر، برای روایت زندگی معصوم‌(ع)، باید با منطق آن زندگی زیسته باشی. 
وی افزود: زندگی هر یک از ائمه و حتی شخصیت‌های پیرامون آنان ظرفیت فوق‌العاده بالایی دارد، اما متاسفانه تقاضایی جدی از سوی مدیران رسانه برای کشف استعدادها وجود ندارد و این کم‌کاری باید مطالبه شود.اسحاقی درباره چگونگی نمایش زندگی عادی ائمه بدون کلیشه‌پردازی گفت: این مساله مستقیما به توانایی نویسنده در خلق قصه و شخصیت‌پردازی برمی‌گردد. مثل معروفی می‌گوید: موضوع بد و خوب وجود ندارد، فقط نویسنده خوب‌و‌بد وجود دارد. ناتوانی برخی از فیلمنامه‌نویسان در پرداخت شخصیت‌های زنده، ریشه در مطالعه ناقص و عدم تسلط بر زبان سینما دارد. برای نمونه فیلم «گلادیاتور» را ببینید که چگونه با تکیه بر مطالعه تاریخی، شخصیت‌هایی ساخته که نفس می‌کشند.
این فیلمنامه‌نویس در پاسخ به پرسشی درباره پایان‌بندی آثار تراژیک تاکید کرد: پایان زندگی بیشتر ائمه‌(ع) به شهادت انجامیده، اما این پایان از زاویه‌ای دیگر باعث غرور است. دلیلش این است که پایان خوش و غمگین اگر دروغین و غیرقابل‌باور باشد، به‌یک‌اندازه آسیب می‌زند. برای نمونه، پایان داستان مختار با شهادت همراه است، اما از آنجا که قهرمان پای حرفش ایستاده و حماسه آفریده، این پایان، پایان خوش و پیروزمندانه‌ای 
محسوب می‌شود.
   
مغفول‌مانده‌ترین گزینه فیلمنامه‌نویسی مذهبی   
محمدمهدی فیاضی‌کیا، فیلمنامه‌نویس، درباره دشواری‌های نوشتن فیلمنامه برای شخصیت‌های مذهبی استدلال کرد: وقتی قرار است درباره امامان‌(ع) یا یاران نزدیک آنها بنویسیم، نمی‌توانیم مثل یک داستان معمولی آزادانه عمل کنیم.
 از طرفی مخاطب هم انتظار دارد پیام‌های اخلاقی و دینی را مستقیم بشنود. به‌همین‌خاطر، در شرایط کنونی صنعت رسانه‌ای ایران، اندکی «شعارزدگی» اجتناب‌ناپذیر است. هرچند درام ناب می‌تواند همان هدف را برساند، اما در عمل به‌دلیل کمبود زمان و فشار تولید، ناگزیر مقدار کمی شعار وارد متن می‌شود.
فیاضی‌کیا درباره معنای ساده درام توضیح داد: درام یعنی شخصیتی تلاش کند بر موانع غلبه کند تا به هدفش برسد. جذابیت زمانی بیشتر می‌شود که شخصیت با گره‌های پیچیده روبه‌رو شود. اما در آثار تاریخی مذهبی، چون سرنوشت قهرمان از پیش روشن است، این اتفاق به‌سختی می‌افتد. از این رو نویسنده‌ها به‌ناچار از شخصیت‌های تخیلی، آدم‌های خاکستری یا ضدقهرمان استفاده می‌کنند تا غیرمستقیم فضای زندگی امام‌(ع) را نشان بدهند. این یک راهکار عملی برای خلق تعلیق است.
این فیلمنامه‌نویس درباره چگونگی اعتماد به منابع تاریخی استدلال کرد: نویسنده یا باید خودش اهل تحقیق باشد یا از کارشناسان کمک بگیرد. درباره کارهای خوب و فضایل ائمه‌(ع) معمولا اختلافی نیست اما اگر روایتی بحث‌برانگیز از امام‌(ع) موجود  باشد، باید به علما و متخصصان مراجعه کرد. در نهایت، کارشناس مذهبی فیلمنامه که از طرف سازمان تعیین می‌شود، مسئولیت محتوایی را بر‌عهده می‌گیرد. این مکانیسم به نویسنده اطمینان می‌دهد که از خط قرمزها عبور نکرده باشد.
فیاضی‌کیا با اشاره به سریال «مهمان‌کشی» گفت: در آنجا ما شخصیت‌های تاریخی را براساس تحلیل رفتارهای واقعی‌شان ساختیم. مثلا عبدالله‌بن‌جعفر به کربلا نرفت اما آدم محترمی بود و حضرت زینب‌(س) با او ازدواج کرده بود. ترکیب این دو داده، شخصیتی دووجهی ساخت که نه مثل یار فداکار است و نه مثل دشمن. این شخصیت خاکستری به روایت عمق می‌بخشد. یا هند، همسر عبیدالله‌بن‌زیاد، تا لحظه مرگ کنارش بود و حتی برایش شعر گفت. این داده‌ها نشان می‌دهد او زنی بوده که عبیدالله به او اعتماد داشته و عاشقش هم بوده. چنین شخصیت‌هایی به مخاطب نشان می‌دهد که تاریخ سیاه‌وسفید نیست.
این فیلمنامه‌نویس، شخصیت‌پردازی مستقیم امام‌(ع) را یکی از مغفول‌مانده‌ترین گزینه‌ها دانست و ادامه داد: شخصیت‌پردازی خود امام‌(ع) مهم‌تر از بقیه است اما کمتر از همه ممکن می‌شود. دلیل آن یک هراس غیرحرفه‌ای است؛ در فضای فعلی، خیلی از مخاطبان و حتی مدیران نمی‌پذیرند که یک امام از نظر اخلاق و عادات روزمره با امام دیگر فرق داشته باشد، در حالی که سیره نشان می‌دهد هر امامی سبک و سیره خاص خود را داشته است. به‌همین‌دلیل، نویسنده‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای تمرکز روی شخصیت خود امام‌، روی یاران کم‌حساسیت‌تر یا دشمنان او کار کنند تا از این طریق تصویری غیرمستقیم از شخصیت امام‌(ع) ارائه بدهند. این بزرگ‌ترین خلأ فیلمنامه‌نویسی سیره‌محور است.
فیاضی‌کیا درباره انتخاب روایت خطی و دلیل استفاده از این نوع روایت در سریال‌هایی با محوریت سیره ائمه‌(ع) چنین نتیجه‌گیری کرد: روایت خطی یعنی داستان را از اول تا آخر به‌ترتیب تعریف کنیم. 
دلیل اولویت این روش آن است که خیلی از اسم‌ها و موقعیت‌های تاریخی برای مردم ناآشناست و روایت غیرخطی آنها را سردرگم می‌کند. روایت غیرخطی شدنی است اما خیلی سخت‌تر است و زمان بیشتری می‌خواهد. در شرایطی که سریال‌ها معمولا با عجله به آنتن می‌رسند، این کار بسیار خطرناک است. اما در نهایت، اگر در مرحله اجرا، کارگردان و بازیگران به متن توجه نکنند، حتی بهترین فیلمنامه هم نتیجه مطلوب را نخواهد داشت. بنابراین ساختار خطی فقط یک شرط لازم است، نه کافی. 
newsQrCode
برچسب ها: مذهبی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها