چنین وضعیتی آثار و پیامدهای رکودی بهدنبال دارد و در عین حال میتواند موجب رکود در اقتصاد جهانی بشود. آنچه در جنگ با ایران رخ داد، این بود که بخش قابل توجهی از عرضه نفت جهان کم شد. عربستان سعودی که حدود۱۱میلیون بشکه نفت در روز تولید و عرضه میکرد این عدد را به ۶ الی ۷میلیون بشکه در روز کاهش داده. تولید نفت کویت و امارات همراه با انالجی قطر هم بهنوعی از گردونه صادرات خارج شده و این مسأله باعث افزایش شدید قیمت نفت شده است. این افزایش قیمت میتواند اثر قابل توجهی بر تورم و رکود بگذارد. علاوه بر اینها کاهش عرضه بخش قابل توجهی از اوره مورد نیاز دنیا، بخشی از آلومینیوم، هلیوم و سایر مواد اولیه پتروشیمی بهدلیل بسته شدن تنگه هرمز منجربه افزایش قیمتها شده است. حالا اگرجنگ ادامه پیداکندوقیمت نفت بالا بماند،اقتصاد جهانی واردیک رکود عمیق خواهدشد.در این دوره، نسبت به جنگهای دیگر یک مزیت برای ما وجود دارد: اگرچه به ما فشار میآید و در محاصره دریایی قرار میگیریم اما در کنار آن دنیا هم گرفتار بحران اقتصادی میشود. حتی در خود آمریکا که نیازی به واردات نفت ندارد ولی شرکتهای نفتیاش از آن منتفع میشوند، وقتی قیمت نفت بالا میرود این شرکتها و مردم آمریکا بهعنوان مصرفکننده بامشکل شدید مواجه میشوند. بهطور کلی کشورهایی که مصرفکننده انرژی هستند، بیشتر دچار مشکل اقتصادی میشوند. این مسأله در حالی است که تاثیرات افزایش قیمت نفت، در جنوب شرقی آسیا، اروپا و کشورهای مصرفکننده نفت و امکان تولید ندارند بسیار بیشتر خواهد بود.