آینه هویت و تمدن ایرانی 

 گفت‌و‌گو از میراث هویتی و تمدنی ایران چه فایده‌ای دارد؟ آیا صرفا ضرورتی گذرا در جنگ حق و باطل امروزی است، آیا صرفا کارکردی سباسی دارد؟ آیا فقز نشان می‌دهد مقاومت ایرانیان برابر اجنبی در حفظ خلبج فارس اگر هم، چون مقاومت برابر مقدونیان و امویان و عباسیان صد‌ها سال طول بکشد نمی‌تواند امری وجودی را نفی کند و همچنان استقامت بر میراث‌های فدکی و هویتی، دینی و ملی ما ادامه و حقیقت پیوند ایرانیان با خاک و آب سرزمین شان تجدید حیات خواهد یافت و بازگشت به ارزش‌های تمدنی و هویت‌های ملی سبب دست کشیدن ارتجاعی از آموزه‌های الهی، قرآنی، اسلامی و بازگشت به تفاخر جاهلی و دفاع از جور و ظلم فرمانروایان و حرص و آز کشورگشایانه سلاطین و اشراف نمی‌گردد؛ و اصل برتری تقواپیشگی را که وجه تمایز انسان‌ها در کلام وحی پروردگار است رها نمی‌نماید و به برتری‌های نژادی و قومی و ناسیونالیسم بورژوایی و شوونیستم رو نمی‌کند.
کد خبر: ۱۵۵۱۰۵۱
نویسنده احمد میراحسان

حقیقت آن است که می‌توان نژادگرایانه به گذشته نگریست و می‌توان با نگاه قرآنی به گذشته‌ای که نگذشته نگاه کرد و از آن برای معرفت خودشناسی ملی و طرد رذایل و ترویج فضایل ملی برای تربیت ملت و نسل جوان سود جست که از ارزش‌های خدا دادی بهره جویند و سپاس پروردگار بجا آورند و کفران نعمت نکنند و با هویت خود آشنا شوند و تن به بی هویتی و بردگی کفر ندهند و میراث‌های متعالی خود، چون دانش پروری، حفظ استقلال علیه سلطه گران، دوستی با ملل و انگیزه‌ای رشد معنوی و مادی صحیح را در خود توسعه دهند و با خودباختگی و بردگی اجنبی بستیزند و مقاومت کنند و مردمی دست کم‌آزاده باقی بمانند. شناخت شاخابه فارس را کنار نام خلیج فارس، از این رو برای آغاز و عنوان این روایت برگزیده‌ام و البته همچنان خلیج فارس را بکار می‌گیرم. ترکیب شاخابه پارس را آگاهانه بکار برده‌ام، تا اشاره‌ای باشد بر عمق آگاهی تاریخی ما به نعمت و موهبتی که به نقل از رهبر معظم، آینه تمدن و هویت ماست و امروز پدیدار نشده بلکه ریشه دار است. اخیراً در مقاله‌ای به وجوه باطنی، واقعی و هم نمادین تلاش آریایی‌ها پرداختم که از شمال وارد گیلان شدند، زمین‌های البرز را پشت سر گذاشتند به طرف زاگرس کوچ کردند و دسته‌ای از انان در سیلک کاشان ماندند و دسته‌ای به مهاجرت ادامه دادند و به سوی دریای جنوب کشیده شدند و ماجرا‌هایی را با آشور و بابل پشت سر نهادند تا پس از مدتی امپراطوری جهانگیری در کرانه شمالی شاخابه بنا نهاده شد و دریای پارس و آبراهه پارس را بنام خود نامور کردند و ۲۶ قرن با آن به همین نام زیستند تا امروز، این خلیج با موجودیت، هستی تاریخی، سرشت تمدنی و هویت ایرانی گره خورده باشد و آینه آن شده باشد. در باره این هویت و هستی و ویژگی آن و نسبتش با آب و هستی پلگونه ایران و خلیج فارس سخن گفتم. 

اکنون‌می کوشم از طلیعه زندگی ایرانی در خلیج فارس و روزگاری که گذراند گفت‌و‌گو کنم تا در جزییات آمیزش و جدا ناپذیری وجود ایران و وجود خلیج فارس، این پیوند را مورد تامل مستند قرار دهیم؛ و دریابیم که ریشه پیوند خاک ایران با آب ایران حتی به هزاران سال پیش از مهاجرت اریایی‌ها بر می‌گردد؛ و این نظر وحه علمی دارد، زیرا از اولین کار‌های علمی که برای اثبات ریشه داری هستی ایران در گره خوردگی با خلیج فارس می‌توان بر آن تکیه کرد، نتایج بدست آمده از باستان شناسی ۵هزار ساله بلکه هشت هزار ساله، آثار مادی، مجسمه‌های گلین و گل نگاره‌ها و کتیبه‌های بدست آمده در جیرفت است. دومین اسناد کتاب‌هایی است که از یونانیان و رومیان عهد باستان بجا مانده از هرودت و گزنفون و توسیدید و دیگران. سومین منبع اسناد کمپانی هند شرقی، و پیشتر لز آن اسناد پرتغالی‌ها و هلندی‌ها وزارت خارجه انگلیس و روسیه و آلمان و فرانسه و. است؛ و چهارمی نقشه‌های معتبر دریانوردی بین المللی است و پنجم فیلم‌های مستند ایرانی و خارجی، نظیر آثار بی بی سی انگلیسی، و میتند‌های طیاب و فیلم خلیج فارس ارد عطار پور که تحقیق وسیعی پشتوانه اش بود و فیلم رزاق کریمی و حیدری فاروقی و؛ و آثار تلویزیون ملی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی است و امثالهم. اگر عمری باقی باشد می‌کوشم با معرفی منابع تحقیقی، که زمانی برای پروژه‌ای در باره بوشهر و شاخابه پارس از آن‌ها سود جستم، به پرسش این ارتباط گوهری ایران و خلیج فارس پاسخ گویم.

☆☆☆☆

رجوع به منابع معمولا از کهن‌ترین صورت می‌گیرد نعرفی مطالب هرودت با ابن اثیر با طبری، اما به دلایلی من اولین منبعی را که برای گفت‌و‌گو و معرفی برگزیده‌ام بر خلاف تاریخ هرودت اثری جدید است که در ۱۳۹۲ منتشر شده است، ویژگی آن مروری بر منابع قدیم و جدید است که ما را از رجوع جداگانه بی نیاز می‌نماید:

 شاخابه پارس و روزگارش کار بس ارجمند است که فش

رده از سرگذشت شاخابه را باز می‌گوید. روایت من متکی به آن است و پاره‌ای از منابع این پژوهش عبارت از:
۱_Buttler,Smith.Strait of Hormuz.
۲_ Smart , Mark. Summer,it's Rise and Fall.
۳_Knight , Tom. Babylonia Empire
۴_Cohen , Issac.History of the peninsula of Sinai ..

البته تعداد منابع کهن و جدید یونانی و رومی و غربی امروزی در خصوص ریشه داری ایران در شاخابه‌ی پارس سر به صد‌ها جلد به زبان‌های لاتین، یونانی، انگلیسی، آلمانی روسی، فرانسوی، اسپانیایی، سوئدی نروژی، عربی، فارسی می‌زند که از دسترس نگارنده خارج بوده‌اند.
پاره‌ای منابع فارسی: 

۱_حسن پیرنیا، تاریخ ایران قدیم 
۲_جورج کامرون، ایران در سپیده دم تاریخ ۳_بتول ریاحی دهنوی، سیراف به روایت نقشه‌های تاریخی 
۴_ هرودت، تاریخ، کتاب چهارم 
۵_ محمد علی سدید السلطنه‌ی کبابی، بندر عباس و خلیج فارس 
۶_حسین نوربخش، خلیج فارس کهن‌ترین نام جغرافیایی در تاریخ و فرهنگ ایران 
۷_ابوالقاسم بن احمد جیهانی، اشکال العالم ترجمه عبدالسلام کاتب
۸_محمد بن جریر طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده
۹_حمزه اصفهانی، تاریخ پادشاهان و پیامبران ترجمه جعفر شعار 
۱۰_ ابن اثیر، الکامل 
۱۱_فرحناز بهرام‌پور، تجارت خلیج فارس و سیراف 
۱۲_ دکتر امیر اکبری، جایگاه سیراف در دریانوردی ایران پیش از اسلام 
۱۳_ اسماعیل رائین، دریانوردی ایرانیان 
۱۴_ابو منصور ثعالبی، شاهنامه ثعالبی 
۱۵ بلاذری، احمدبن یحیی، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش 
۱۶ ابن خرداد به، مسالک و ممالک 
۱۷_ابو اسحق ابراهیم اصطخری، مسالک و ممالک 
۱۸ ابن بلخی، فارسنامه و...

اهمیت اشاره وسعت منابع مورد اشاره، آن است که تصویری از اصالت پیوستگی تمدن کهن ایرانی و مردم ساکن این سرزمین با حیات خلبج فارس به طور متواتر بدست می‌دهد. پیوندی که ریشه هایش به پنج هزار سال قبل از ورود آریایی‌ها می‌رسد. یعنی به هشت هزار سال پیش و تنها دوهزار سال قبل از آفرینش حضرت آدم! 

با مهاجرت آریایی‌ها هستی این سرزمین با شاخابه پارس هویتی جهانی پیدا کرد و سندی بر کلام الهی در قرآن مجید در باره رام کردن دریا‌ها و جاری شدن و سیر کشتی‌ها بر آب‌ها نشان قدرت و موهبت الهی برای انسان‌ها گشت. ایرانی‌ها در جهان کهن حق این موهبت را ادا کردند و پاس داشتند چنان که طلیعه‌ی کاوشگر اسکندر مقدونی برای تصرف ایران را به حیرت واداشتند و به قدرت ایرانبان در اداره دریا اعتراف کردند. از جمله به ابتکار کاربرد فانوس دریایی در دریانوردی بین دریا‌ها، در دوهزار و پانصد سال پیش. این اطلاعات نشان می‌دهد خواست ایران بر اداره تنگه هرمز یک داعیه تصادفی و بی ریشه و سلطه گری تجاوزکارانه از جنس تجاوزات پرتغالی‌ها و هلندی‌ها و انگلیسی‌ها و امروز آمریکایی‌ها نیست بلکه محصول قدرت بومی دریایی است که ده‌ها قرن‌ها و زمانی طولانی سابقه داشته و فرقی با تسلطه ملتی بر بخشی از خاکش ندارد. خصوصا که با قوانین بین المللی هم کاملا منطبق است و مواد دو کنوانسیون ژنو و جامائیکا خواست ایران را کاملا قانونی می‌شمارد.

☆☆☆☆☆

ایران دژی کوهستانی است و از قله‌های سرزمین‌های جنوبی که فرود بیایی آبی‌های دریایی ترا به رفتار نو فرامی خواند تا عطش دیدار جهان را با دریایی‌ای اسطوره‌ای فرو بنشانی. تمام ساحل شمالی این دریای پارس از آن ایران است جز اندکی کرانه عراق و در کرانه‌های غربی و جنوبی، امروز کویت عربستان، امارات و عمان جای گرفته‌اند و پیداست در جهان کهن نشانی از این نام‌ها نبود. نام‌های این کشور‌ها محصول خط کشی‌های استعمار انگلیس است. قبلا اثری از استقلال جزایر نبود، سرزمین عراق و حجاز و یمن داستان جدایی دارند که در مرور حیات خلیج فارس به ان اشاره خواهم کرد.

دریای پارس که از اعصار باستان به این نام خوانده می‌شد، ۲۳۲۸۵۰ کیلومتر مربع وسعت دارد. به آن شاخابه پارس هم گفته‌اند. طول و عرض جغرافیایی آن ۲۴ تا ۳۲ درجه و ۴۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ تا ۵۶ درجه و ۲۵دقیقه طول شرقی کره ارض است.

مرز خشکی ایران با آب از محل پیوستن اروند رود به خلیج فارس در کرانه شمالی تا جایی است که تنگه هرمز دریای پارس را به دریای مکران متصل می‌نماید.۹۱۳ کیلومتر طول ساحل شمالی است.

اولین نکته‌ای که باید دقت کنیم آن است رشته کوه زاگرس از غرب تا جنوب ادامه می‌یابد و در ژرفای دریای پارس نهان می‌شود، پس زاگرس در دل، همین خلیج فارس ریشه دوانده است. از دل این کوه‌های غرق در آب است که چاه‌های نفت و گاز فواره می‌زند. ویژگی دوم کوه واره‌های مرجانی زیبای خلیج فارس است؛ که از آب سر بیرون می‌آورند و جزیره‌های مرجانی مسحور کننده‌ای می‌سازند. در خلیج فارس ۲۷۵ جزیره وجود دارد.

تعدادی از این جزایر همان مرتفعات کوه زاگرس در آب‌های خلیج فارس هستند که سر از دریا بیرون آورده‌اند. قشم و کیش در واقع بلندی‌های زاگرس درون شاخابه محسوب می‌شوند؛ و البته پاره‌ای هم خشکی‌های نمکی هرمزند که مانند ابوموسی و هرمز که زمین شان گچی است و گیاهان ویژه‌ای در آن می‌رویند. ۳۴ جزیره خلیج فارس متعلق به ایران کنونی است و ۱۶ جزیره مسکونی و دارای ساکنان بومی است:

کیش قشم، هرمز، هنگام، لارک، لاوان، ابوموسی، هندورابی، تنب بزرگ، تنب کوچک، سیری، فرور بزرگ، جزیره فارسی، خارک، خارکو، و شف و ۱۸ جزیره که ساکنان انسانی ندارند، مثل فرورگان، شیدرو، عباسک،‌ام الکرم، نخیلو، جبرین،‌ام یله، گرم، بونه دارا، قبر ناوخدا، خرومولیات، سه دندون، مطاف، مرغی، میر مهنّا، و چراغی.

قسمت عمیق خلیج فارس طرف ایران است و تنها خلیج مکزیک و هودسن آمریکا از خلیج فارس بزرگترند.

نکته جذاب آن است که باستان شناسان مجسمه‌های گلی و گل نگاره‌هایی در حوالی جیرفت یافته‌اند که گواه و سند و گویای عبور و مرور کشتی‌های کوچک و قایق‌های بزرگ ساکنان ایران کنونی در شاخابه فارس حدود هشت هزار سال پیش است.

در شاخابه پارس و روزگارش، نقل قولی از اسمیت باتلر از کتاب تنگه هرمز آورده شده که سند‌ی بر پویش دریایی مردم بومی هشت هزار سال پیش، ساکن ایران امروز در شاخابه پارس است:

"جیرفت باشندگاه مردمی بود که میان باشندگان پهنه‌های خاوزی سند دراویدی‌ها و پیرامون دریاچه هامونددر خاور و مردمی که در دامنه‌های دو سوی زاگرس مانند گوتی‌ها و لولوبی‌ها در باختر، می‌زیستند. نشانه‌هایی از باشندگی آن‌ها در کرانه هلی شمالی تنگه‌ی هرمز و پاره‌ای از کرانه‌های شمالی شاخابه پارس تا مرز بین دو استان امروزی بوشهر و هرمزگان بدست آمده‌اند. فراچنگ آمدن چند گل نگاره در زمین کاوی‌های در جزیره قشم که به گمان، بازمانده آنان به شمار رفته، نشانی بر پویش دریایی آنان دارد "

 در هزاره پنجم پیش از میلاد، گل و لایی که در محل دو رود دجله و فرات به خلیج فارس انباشت می‌شد، زمین‌های حاصلخیزی پدید آورده بود که اقوام را به سبب خوب بودن زمین و وجود آب دو رود به کوچ بدانجا و سکونت در پیرامونش تشویق می‌کرد. سومریان ساکنان هزاره پنجم قبل از میلاد این منطقه بودندد دانشمندان پژوهنده‌ای آنان را مهاجرت کرده از بلندی‌های البرز باختری یعنی گیلان امروز شناخته و پژوهشگرانی هم آنان را آمده از تمدن سند و سیستان و جیرفت و گذشته از کرانه‌های شمالی دریای مکران و خلیج فارس و رسیده به آخرین قسمت شمالی این شاخابه، قلمداد کرد‌اند. سومریان توانستند در هزاره سوم‌پیش از میلاد خط نگاره‌ای پدید آورند. گل نوشته‌های سومری‌ها اطلاعاتی از خلیج فارس در هزاره سوم‌پیش از میلاد و پس از آن برای ما بجا نهاده‌اند. در زبان آنان آبا به معنای دریا به خلیج فارس نام داده شده. 

پژوهشگرانی تنگه هرمز را محل دادو ستد سومریان و دریا نوردان آمده از سند دانسته‌اند.
زندگی خلیج فارس پس از سومری‌ها با بابلی‌ها و آشوری‌ها در آمیخت. پژوهشگران چینی از دادو ستد بازرگانان دریاگرد چینی با ساکنان پیرامون خلیج فارس همچون بابلی‌ها در این زمام سخن می‌گویند. آشوری‌ها دریانوردی در شاخابه پارس را با دنیا تا آفریقا شمالی و کرانه شمالی دریای مکران‌گسترش دادند.

سپس ایلامی‌ها که بر سرزمین وسیعی میان کوه‌های زاگرس اقامت گزیدند به فعالیت دریانوردی روی آوردند و به جزیره‌های خارک و خارکو دست یافتند. سنگنبشته‌های ایلامی در خارک از فرمانروایی آنان با ما یخن می‌گوید. سپس در هزاره دوم پیش از میلاد آریایی‌ها سر رسیدند و از باربکه میان دامنه جنوبی رشته کوه البرز و کویر نمک‌گذشتند و چند قرن در سیلک اقامت گزیدند. آشوری‌های خشن و خونریز، آنان را به خزم واداشت. اما بالاخره گروهی از آنان در پشت جایگاه ایلامی‌ها اقامت گزیدند. در هراره اول پیش از میلاد (مسیح ع) ما با نام پارس‌ها در این منطقه بر می‌خوریم و البته 
مادی‌ها هم همین زمان سر رسیدند و در به همسایگی آشوری‌ها در باختر خود، و ایلامی‌ها در جنو ب شان و اورارتو‌ها در شمال شان‌اقامت گزیدند. ماد‌ها با بابلی‌ها هم پیمان شدند و آشوری‌ها را برانداختند و باختر ایران محل فرمانروایی ماد‌ها شد. بزودی کرانه شمالی دریای مکران و شاخابه فارس فرمان پذیر ماد‌ها گشت.

اکنون از زمان هوخشتره، سرنوشت شاخابه پارس در دست ماد‌ها و پارس‌ها جهش نویی را به نمایش می‌نهد. این که وجوه هویتی و تمدنی ایرانی از این دوران در این سرزمین برحستگی می‌یابد و یکتاپرستی و مفهوم سرزمین اهورایی از یک سو و دین ابراهیمی از سوی دیگر در آن ظهور می‌کند، و تا یونان منادی یکتا پرستی علیه عصر بتان و خدایان یونانی می‌شود، نکته قابل تاملی است که در

واکاوی سیمای هویتی و تمدنی شاخابه پارس به آن می‌پردازیم. این همان وجهی است که هستی باطنی ارتباط ایران و خلیج فارس را در کنار وجه حغرافیایی بهم تافتگی شان معنا می‌نماید و در پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت روز خلیج فارس بدان اشاره شده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها