داستان پاتوقهای جوانان ریشه در مسیری چندمرحلهای و تدریجی دارد؛ خاطره کلیبری، مدیرکل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش و جوانان در این باره میگوید: فعالیتهای جوانان در ماههای اخیر تحولی اساسی را از سر گذرانده؛ تحولی که نه تصادفی، بلکه براساس برنامهریزی دقیق و متناسب با شرایط گوناگون پیش رفته است. آنطورکه او توضیح میدهد، ماجرا از جایی شروع شد که پس از شهادت رهبر انقلاب، نخستین واکنشهای جوانان در قالب بیانیهها و اقدامات مجازی شکل گرفت. این مرحله بیشتر معطوف به ابراز همدلی و انسجام مجازی بود، اما به تدریج فعالیتها از پشت صفحههای نمایشگر خارج و به حضور میدانی در تجمعات بدل شد. در این بازه، جوانان در عرصه عمومی حاضر شدند و پیام خود را به صورت زنده و چهرهبهچهره منتقل کردند.
گام بعدی اما حسابشدهتر بود. مدیرکل مشارکتهای اجتماعی در اینباره میگوید: فعالیتها سپس به سمت ایجاد موکبهای اجتماعی حرکت کرد؛ موکبهایی که صرفا جنبه تشریفاتی نداشتند، بلکه خدمترسانی و خدمات آموزشی و فرهنگی را میان جوانان توزیع میکردند. این موکبها عملا پل ارتباطی میان نسل جوان و نیازهای واقعی جامعه شدند.
اما نقطه عطف ماجرا، پس از چهلم رهبر شهید رقم خورد. به گفته او در این مقطع زمانی، برنامهریزان به این نتیجه رسیدند که رویکرد پیشین دیگر پاسخگوی نیازهای روز جوانان نیست. از همین رو، جهتگیری کلی فعالیتها تغییر و به سمت «امیدآفرینی، وانافزایی و مداخلهای نسبتا نشاطآفرین» در زندگی مردم سوق پیدا کرد. شعارهای خشک و کلیشههای تکراری کنار گذاشته شدند و به جای آنها، محتوای تازهای جای گرفت؛ محتوایی که در قالبهای هنری، فرهنگی و حماسی ملی شکل گرفته بود. به عبارت دیگر، قرار شد جوانان نه با خطابه و نصیحت، بلکه با زبان نقاشی، موسیقی، تئاتر و خوشنویسی جذب شوند.
پاتوقی برای همه جوانان
تغییر رویکرد در این طرح تازه، پاسخی عملی به دغدغهای بود که سالها از سوی کارشناسان حوزه جوانان مطرح میشده است. به باور زهرا مستدام، رئیس مرکز خدمات روانشناختی و مشاوره دانشآموزی تهران، اوقات فراغت یک دوره آموزش غیررسمی برای نوجوانان است. او هشدار داده بود که رویکردهای منفعلانه در گذران اوقات فراغت میتواند نسل جوان را در معرض آسیبهای اجتماعی قرار دهد.
پژوهشگران حوزه برنامهریزی اجتماعی نیز با استناد به مدلهای اقتصادسنجی، سیاستگذاری برای بهینهسازی اوقات فراغت جوانان را سرمایهگذاری مؤثر در فرهنگ، افزایش خلاقیت و نشاط و ارتقای سلامت جسمی، روانی و اخلاقی جامعه ارزیابی کردهاند. حتی مطالعات دانشگاهی در ایران نشان داده جوانانی که اوقات فراغت خود را به فعالیتهای جمعی اختصاص میدهند از سرمایه اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند. پاتوقهای جوانان، با همین منطق علمی و کارشناسی، طراحی شدهاند تا این شکاف تاریخی را پر کنند.
در این میان، شاید مهمترین ویژگی این طرح جدید، رویکرد «فراگیر» آن باشد.
کلیبری تأکید میکند که برنامهریزی بهگونهای انجام شده تا «جوانان با هر نگرش و سلیقهای» بتوانند در این فضاها حضور پیدا کنند و برای خود جایی داشته باشند. هدف از این رویکرد، گردآوری طیفهای مختلف فکری و سلایق گوناگون جوانان حول پرچم جمهوری اسلامی است.
اوخاطرنشان میکند: رمزماندگاری هرطرح اجتماعی درهمین فراگیری و گشودگی آن نهفته است؛اینکه هیچ جوانی احساس نکند این فضا برای او ساخته نشده است. در همین راستا، اعتبار لازم برای راهاندازی آنها به استانهای مختلف کشور تخصیص پیدا کرد و دستورالعملها و شیوهنامههای دقیق و جزئی نیز تدوین و ابلاغ شد تا هیچ استانی در اجرای این طرح دچار سردرگمی نباشد.
موسیقی، تئاتر و اتاق گفتوگو
در حالی که بسیاری از برنامههای شبانه شهری به سرعت به الگوهای وارداتی و کلیشههای تکراری ختم میشوند، پاتوقهای جوانان مسیری متفاوت را دنبال میکنند. به گفته مدیرکل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش، محتوای این فضاها «هوشمندانه» طراحی شده و ترکیبی از موسیقی محلی، تئاتر خیابانی حماسی، هنرهای تجسمی و حتی اتاقهای گفتوگوی آزاد است. حتی در ایام جنگ که بسیاری از هنرمندان با تعطیلی فعالیتشان مواجه بودند، از ظرفیت این پاتوقها استفاده شده است بهطوری که هنرمندان جوان به آموزش نقاشی برای کودکان و نوجوانان پرداختند و خوشنویسان نیز به آموزش علاقهمندان مشغول شدند.
به گفته کلیبری، یکی از خلاقانهترین بخشهای این پاتوقها، «اتاقهای گفتوگو و فکر» است؛ جایی که جوانان بدون قضاوت، دور هم مینشینند و به گفتوگوی آزاد میپردازند.
حل شکاف بین مشارکت ذهنی و عملی
مطالعات نشان میدهد جوانان ایرانی تشنه نقشآفرینی هستند اما این مسأله سالهاست آنطور که باید جدی گرفته نشده است. حالا اما مسئولان وزارت ورزش مدعیاند با طراحی برنامههایی مثل پاتوقهای جوانان، مسیر تازهای برای پر کردن این شکاف باز شده است.
مدیرکل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش با استناد به مطالعات موجود میگوید: مشارکت ذهنی جوانان ایرانی بسیار بالاست؛ آنها علاقهمند به نقشآفرینی در حوزههای ملی، اجتماعی و سیاسی هستند اما مشارکت عملیشان در سالهای گذشته کاهش یافته بود.
به گفته او، برنامههایی مثل «از سفر تا سمن» (با همکاری وزارت علوم، وزارت بهداشت و دانشگاهها) و حالا پاتوقهای جوانان، برای پر کردن همین شکاف طراحی شدهاند.
اما این پایان ماجرا نیست. مدیرکل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش از تداوم این فعالیتها در قالب شبکه تخصصی «ایرانیاران جوان» خبر میدهد؛ شبکهای که برای مدیریت بحران در سه مرحله قبل، حین و بعد از بحران طراحی و ۱۱کمیته و ۶۶ اقدام تعریف شده است.
کلیبری میافزاید: بااستفاده ازظرفیتهای این شبکه،برای دوره پسابحران،برنامههای گستردهای برای کودکان، دانشآموزان، مادران،بحرانهای خانوادگی ومعیشتی درقالب کارگاههای آموزشی،مهارتافزایی ومداخلاتروانشناسی پیشبینیشده است.
رمز ماندگاری طرح
اما پاتوق جوانان را چه افرادی قرار است سرپا نگه دارند؟ پاسخ به گفته مسئولان وزارت ورزش، فقط بودجه دولتی نیست. مدیرکل مشارکتهای اجتماعی وزارت ورزش تأکید میکند که سمنها بهعنوان بازوان اعتماد عمومی، نقش کلیدی در تأمین منابع این فضاها دارند اما سؤال اصلی این است که آیا این همکاری چندلایه میتواند پاتوق جوانان را از یک مکان ساده برای دورهمی به یک الگوی عملیاتی برای پاسخ به نیازهای هنری، هویتی، مهارتی و امیدآفرین نسل جدید تبدیل کند؟ یکی از نقاط قوت این طرح، تأمین منابع از طریق مردم و سمنهاست. به گفته کلیبری، سازمانهای مردم نهاد برآمده از جامعه هستند و از اعتماد عمومی برخوردارند. به همین دلیل بخش مهمی از منابع این فعالیتها از طریق مردم تأمین میشود. در کنار این ظرفیت مردمی، همکاریهای بینبخشی با فرمانداریها، استانداریها، شهرداریها و هلالاحمر نیز برقرار است و آموزشهای امداد و نجات و کمکهای اولیه از طریق این نهادها به جوانان ارائه میشود.
اکنون به نظر میرسد پاتوق جوانان بیش از آنکه یک مکان تازه برای دورهمیها باشد، یک الگوی عملیاتی برای پاسخ به نیازهایچندلایه نسلجوان است؛نسلیکه به هنربومی،فضایی برای گفتوگو،مهارتهای امدادی وبه امیدی که ازدل مشارکت جمعی بیرون میآید،نیاز دارد.به این ترتیب باید منتظر ماندودید پاتوقها تا چه حدمیتوانند این وعدهبزرگ را عملی کنند.