در واقع انسجامی که در این بیش از ۵۰ شب از مردم در خیابانها و میادین شاهدیم و حضور مسئولانه مردم در کف میدان نتیجه یک انباشت تجربه تاریخی است. بههمیندلیل، این رویکرد ریشه در تمدن چندهزارساله ایرانیان دارد. حتی برخلاف برخی کشورها که در بحرانها دچار خودخواهی میشوند و شرایط عادی زندگی را برهم زدهاند، مردم ایران در مقابل دشمن متحدتر از پیش ایستادهاند. این رفتار، ناشی از تمدنی است که در آن، مردم ایران آگاه شدهاند که در دل طوفانها کنار هم قرار گیرند. به بیان دیگر تاریخ اتحاد و ایستادگی را به ایرانیان آموختهاست.
با این حال در حملات اخیر، بار دیگر آشکار شد که چگونه برخی افراد سادهلوحانه فریب وعدههای توخالی دشمنان را خوردند. آنها تصور میکردند که آمریکا و اسرائیل میتوانند حامی مردم باشند.چنین افرادی باید آگاه باشند که قدرتهای جهانی فقط به منافع خود فکر میکنند. برخی تصور میکردند اگر آمریکا وارد عمل شود، به کمک مردم میآید؛ در حالی که منافع ملت ایران با منافع قدرتهای بزرگ هیچگونه اشتراکی ندارد.کسانی که منتظر مداخله آمریکا بودند،گمان میکردند براندازیای رخ میدهد که عرصه را به مردم واگذار کند اما این توهمی بیش نیست. درهیچ نقطهای از تاریخ و جهان، مداخله قدرتهای خارجی به نفع مردم تمام نشده است.
براندازها نیز اکنون با دیوار واقعیت روبهرو شدهاند. آنها در عمل دیدهاند که حضور آمریکا مترادف با نابودی زیرساختها، کشتهشدن کودکان و ویرانی است. بعید است دیگر کسی به این وعدهها اعتقاد داشته باشد. اگر فردی عقل سلیم خود را بهکار گیرد و تاریخ را مطالعه کند، به این نتیجه میرسد که چنین باوری کاملا نادرست است. علاوه بر این چنین افرادی دست کم باید از تجربه جنگ رمضان درس بگیرند تا اشتباهات مشابه را تکرار نکنند. در این بین لازم به یادآوری است که استراتژی کلیدی در رفتار کشورهایی شبیه آمریکا و اسرائیل، استفاده از انسانها به مثابه ابزار است. برای مثال همانطور که ما علم را به سلاح تبدیل میکنیم، آنان ذهنیت، وجود و جان مردم را نیز ابزاری سودآور میبینند.
در نگاه آنها، مردم فراتر از یک ابزار نیستند و پس از استفاده، آنها را دور میریزند، همانطور که این دشمنان به قوانین و حقوق بینالملل پایبند نبودند و همانطور که به قوانین و قواعد بینالملل پاسخگو و پایبند نیستند، قطعا پاسخگوی وعدههایی که مطرح میکنند نیز نخواهند بود.