پیشینه: نگاهی به آمار و ارقام
آخرین نظرسنجیها نشان میدهد ۶۱درصد از مردم آمریکا حمله به ایران را «اشتباهی بزرگ» میدانند. این رقم در شرایطی ثبت شده که تلفات نظامیان آمریکایی تنها ۱۳ نفر گزارش شده است، حال آنکه جنگ ویتنام پس از سالها نبرد و تلفات سنگین (بیش از ۵۰ هزار کشته) در سال ۱۹۷۱ نیز به همین میزان مخالفت (۶۱درصد) رسیده بود. برای درک عمق این نامحبوبی، کافی است نگاهی به آمار جنگهای پیشین بیندازیم: جنگ افغانستان (۲۰۰۱): ۹۲درصد حمایت، جنگ عراق (۲۰۰۳): ۷۲درصد حمایت و جنگ ویتنام (۱۹۶۵): ۶۰درصد حمایت(در شروع). اما در جنگ ایران، نظرسنجیها در همان روزهای اول حاکی از ۴۳درصد مخالفت بود و این رقم با گذشت تنها دو ماه به ۶۱درصد رسید.
فقدان «روایت بزرگ» و تهدید وجودی
یکی از مهمترین دلایل عدم حمایت مردم، نبود یک روایت قانعکننده از سوی کاخ سفید است. در جنگ جهانی دوم، تهدید فاشیسم؛ در جنگ عراق، تروریسم پس از۱۱سپتامبر و در ویتنام، «تئوری دومینو»نقش محرک راایفا میکرد.امادر مورد ایران، نظرسنجیها نشان میدهد ۵۵درصد آمریکاییها ایران را«هیچ تهدیدی» نمیدانند. درمقایسه،پیش از جنگ عراق، ۶۴درصد عراق را یک «تهدید قابل توجه» ارزیابی میکردند. دونالد ترامپ نیز برخلاف رؤسای جمهورپیشین،هیچ تلاشی برای روایتسازی و آمادهسازی افکار عمومی انجام ندادوتنها پنج روز پیش از جنگ، سه دقیقه به ایران اختصاص داد.
وعده شکستخورده «پایان جنگهای بیپایان»
ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ قاطعانه وعده داد: «من جنگی راه نمیاندازم. من جنگها را متوقف میکنم.» این شعار برای رأیدهندگان خسته از درگیریهای خاورمیانه بسیار جذاب بود. با این حال، آغاز جنگ علیه ایران نهتنها این وعده را نقض کرد، بلکه تناقضی آشکار با هویت «اول آمریکا» ایجاد کرد. بخشی از هواداران سنتی ماگا (انجمن حامیان ترامپ) که خواهان تمرکز بر اقتصاد داخلی بودند، از این سیاست جدید سرخورده شدند.
تورم و قیمت گالن بنزین
اقتصاد و هزینههای معیشتی محور اصلی کمپین ترامپ بود اما جنگ ایران مستقیما به جیب مردم آمریکا ضربه زده است. بسته شدن تنگههرمزو افزایش قیمت نفت،میانگین قیمت بنزین رابه ۴.۳۹دلار درهرگالن رسانده است.براساس نظرسنجیها ۶۰درصد معتقدند این جنگ خطر ورود اقتصاد به رکود را افزایش داده است. بیش از ۴۰درصد اعلام کردهاند که بهدلیل افزایش قیمت بنزین، رانندگی و مخارج خانوار خود را کاهش دادهاند. هزینههای سرسامآور جنگ (که برخی منابع رقم ۲۵میلیارد دلاری را برای دوماه گزارش کردهاند) در شرایطی رخ میدهد که مردم با تورم دست و پنجه نرم میکنند.
شکاف حزبی عمیق و نارضایتی مستقلین
برخلاف جنگهای پیشین که حداقل در مقطع آغاز، ماهیتی فراحزبی داشتند، جنگ ایران عمیقا قطبیکننده است. در حالی که ۷۷ تا ۹۰درصد جمهوریخواهان (بهویژه جناح تندرو ماگا) از جنگ حمایت میکنند، این حمایت در میان سایر گروهها فرو میریزد. ۹۱درصد دموکراتها جنگ را اشتباه میدانند و ۷۱درصد از مستقلها هم با جنگ مخالفند. این رقم اخیر بسیار حیاتی است، زیرا رأیدهندگان مستقل معمولا تعیینکننده نتایج انتخابات هستند.
بومرنگ خشونت
یکی از پارادوکسهای اصلی این جنگ، کاهش احساس امنیت به جای افزایش آن است. نظرسنجی واشنگتنپست نشان میدهد ۶۱درصد آمریکاییها نگرانند که این جنگ خطر حملات علیه آمریکا را افزایش دهد. به عبارت دیگر، عموم مردم جنگ در خاورمیانه را نه راهکاری برای امنیت، بلکه دامی برای درگیر شدن مجدد آمریکا در باتلاق امنیتی میبینند.
تلفات سنگین و اهرمهای مقایسهای
اگرچه ادعا شده تلفات نظامی آمریکا تاکنون پایین بوده اما جان باختن غیرنظامیان تأثیر روانی قابلتوجهی بر افکار عمومی داشته است. گزارش حمله به مدرسه میناب که منجربه کشته شدن ۱۶۸ کودک شد، پوشش گسترده رسانهای منفی به دنبال داشت. این تصویر که آمریکا در حال «نسلکشی» یا بیتفاوتی نسبت به جان انسانهاست، به سرعت در فضای مجازی و رسانههای جریان اصلی پخش شد و پایگاه حمایت از جنگ را تضعیف کرد.
رکوردی که هیچکس خواهان آن نبود
جنگ ایران در تاریخ سیاسی آمریکا منحصربهفرد است؛ جنگی که هرگز نتوانست حمایت خود را پیدا کند. تلفیق عواملی مانند فقدان تهدید واقعی، هزینههای سنگین اقتصادی، وعدههای انتخاباتی شکسته شده و دروغپردازی در روایت شرایطی را ایجاد کرده که دیده میشود. همانطور که نیت سیلور (تحلیلگر سرشناس) اشاره کرده، در گذشته تصور میشد جنگها ابتدا محبوب و سپس نامحبوب میشوند اما جنگ ایران این قاعده را نقض کرد و از خط پایان، مسیر نزولی را آغاز کرده است. این رکورد نهتنها نشاندهنده شکست یک راهبرد نظامی، بلکه حکایت از تحولی عمیق در روحیه ضدجنگ جامعه آمریکا دارد که دیگر حاضر به پرداخت بهای بحرانهای خاورمیانه با خون و دارایی خود نیست.