این حقیقت حتی شرکای سنتی آمریکا و رژیم صهیونی در غرب و کشورهای عربی همکار با آنان، با تلخی به زبان میآید و آنها به ناچار اکنون به نتایج و پیامدها و بازتابهای شکست ترامپ و نتانیاهو و پیروزی ایران در عرصههای مختلف منطقهای و جهانی میپردازند و البته به زعم خود به دنبال نوعی مهار و مدیریت این رخداد بزرگ هستند. باید به خاطر داشت که استراتژی و اهداف و تاکتیکها رزمی در این جنگ علیه ایران، بر عناوین محدود و کوچک متمرکز نبود و متجاوزان یک رویای بزرگ نابودی ایران را در سر داشتند، چراکه هدفگذاریهای بزرگتری در منطقه و جهان در اولویت آنها قرار داشت و نابودی ایران را مقدمه پیروزی خود دریک هژمونی جدید منطقهای و جهانی قرار داده بودند. این نکته از این جهت حائزاهمیت است که بدانیم و بهخوبی از ابعاد و عظمت پیروزی ایران در این دفاع مقدس ادراک واقعی داشته و در پاسداشت آن بکوشیم. با اینکه برای این جنگ طراحی گسترده و آمادگی وسیعی را تدارک دیده بودند تا در یک تهاجم برقآسا و سریع به نتیجه برسند ولی پاشنه آشیل راهبردی آنها بر علیه ایران، توهم در جنگافروزی علیه ایران، به باتلاق هزینه، شکست و خسارتهای غیرقابل جبران مبدل شد. شاخصهای زیادی در این شطرنج جنگ و معمای طراحی جنگ و اقدامات تاکتیکی موجب شد تا به اعتراف خود منابع صهیونیستی «غرش شیران» هالیوودی به «میومیوی» گربهای ناتوان مبدل شود. مقاومت و اراده ایستادگی، توان پاسخ مهلک و فرسایش دشمن، اقتصاد جنگ با تکنولوژیهای ارزان و کارآمد و با تمرکز بر نقاط ضعف و آسیب دشمن، حمله به استراتژی و کور کردن مسیرهای تحقق اهداف آنان در این جنگ تحمیلی، همبستگی معجزهآسای ملی، حکمت و کیاست راهبری و فرماندهی و استحکام ساختاری نظام و مردم، از جمله این پاشنههای آشیل در جنگافروزی ترامپ و نتانیاهو بود. در نگاه نظامی، شناخت جغرافیا و زمین و میدان نبرد و تجهیز هوشمند و بهرهمندی از مزیتهای ژئوپلیتیک، از جمله پارامترهای اساسی در روند این دفاع مقدس و تولید قدرت در مراحل مختلف آن و نتایج پایانی در پیروزی است. در روی زمین تام جهان شاهد بود که بزرگترین و قویترین ارتش جهان که ابزارها و امکانات گستردهای نیز در اختیار دارد، در تحقق اهداف، استراتژی وحتی در سطح تاکتیکهای عملیاتی متحمل شکستهای بیسابقهای شد و باز هم بر اساس اظهارات متعدد کارشناسان غربی، ایران قویتر از آغاز جنگ، در میدان ایستاده است و ابتکار عمل نظامی و سیاسی را در دست دارد. در واقع ، حفظ ابزارهای قدرت پاسخ و ایستادگی، تمرکز بر ژئوپلیتیک و مزیتهای آن و امکان گسترش جغرافیای جنگ و استفاده از اقدمات فرسایشی علیه دشمن که سازنده مزیتهای راهبردی در مذاکره و پساجنگ است، نمادهای اصلی پیروزی ایران هستند. درمقابل یکی از ابعاد و کارکردهای این پیروزی، به موازات ارتقای تصاعدی جایگاه منطقهای و بینالمللی ایران، تنزل موقعیت و اعتبار و کارکردهای ادعایی آمریکا و رژیم صهیونی در تداوم نظم مطلوبشان است. این ارتقا و تنزل همزمان، مناسبات جدیدی در منطقه و جهان رقم خواهد زد و به زودی جهان با هضم واقعیت، شاهد شکل گیری اتحاد و ائتلافهای نوین و سرعت بخشیدن به نظم جدید منطقهای و جهانی خواهد بود. در این نظم جدید رفتار همه کشورها در قبال ایران باید متفاوت از گذشته باشد، متحدان حساب بیشتری روی ایران باز خواهند کرد و اروپا ناچار به تمکین است. در سطح نظامی قلههای تکنولوژی تسلیحاتی آمریکا و سیستمهای ضد موشکی و دفاعی آنان در اسرائیل، منزلت و عظمت خود را از دست دادهاند و همین بسیاری را به فکر بازنگری در قراردادهای نظامی با این دو نیروی ناکارآمد سوق خواهد داد . در این شرایط اگر بهخوبی از تنگه هرمز حراست و حفاظت گردد، شاید دیگر نیازی به مذاکرات هستهای و لغو تحریمها و بسیاری از موضوعات که بیش از چهار دهه، شرایط ظالمانهای برای ایران رقم زده، نباشد و به قول رهبر شهیدمان، حالا ما آنها را تحریم میکنیم.