رهبر معظم انقلاب در پیام خود، تکلیف چند مسأله را که بهویژه در روزهای اخیر در کشور درباره آنها ابهام ایجاد شده یا محل بحث قرار گرفته بود روشن کردند. یکی از این مسائل، بحث هستهای است که بهنظرم میرسد تاکید ایشان بر حفظ توان هستهای و دستاوردهای آن برای کشور بود. یعنی بحث هستهای بهعنوان یک فرصت راهبردی جمهوری اسلامی، در معرض مذاکرات بین ایران و آمریکا یا سایر کشورها قرار نگیرد.نکته بعدی، تعیین تکلیف دربحث تنگه هرمز است. با این پیام، تکلیف این موضوع نیز تقریبا مشخص شد. جمهوری اسلامی قرار نیست از موضع فعلی خود و اقداماتی که انجام میدهد کوتاه بیاید. همچنین قرار نیست بر سر این ظرفیت راهبردی وحقوق طبیعی ملی با آمریکاییها مذاکره کند.تعیین رویکرد ایران با کشورهای همسایه و منطقه نکته دیگر این پیام بود. ایشان اولا آقایی و تسلط کامل جمهوری اسلامی بر تنگه هرمز و بخش عمده قسمت شمالی خلیج فارس را یادآوری کردند و سپس بهنوعی به کشورهای منطقه پیام دادند اینجا میتواند بستری برای همکاری جمعی و انتفاع جمعی باشد. اگر قرار باشد بقیه از این ظرفیت استفاده کنند و جمهوری اسلامی نتواند از آن بهرهمند شود، این برای همه حالت ناعادلانه ایجاد میکند. بنابراین پیام روشن است: یا همه از اینجا استفاده میکنیم یا هیچکس نمیتواند استفاده کند. باید توجه داشت معمولا چنین نبود که در سطح رهبری به مسأله خلیج فارس تا این حد با جزئیات دقیق ورود شود اما با ورود رهبر معظم انقلاب به این مناسبت، اساسا یک رویکرد راهبردی، امنیتی، اقتصادی و هویتی پیدا کرد. این پیام برای بسیاری هم غافلگیرکننده بود. یعنی انتظار نداشتند از یک مناسبت تاریخی، رهبری بستری برای ارسال پیام به دنیا و منطقه فراهم کند. میتوان گفت پیام رهبری یک نوع تعیین سرفصل سیاستگذاری خارجی، سیاستگذاری در حوزه نظامی و امنیتی دارد. یعنی ایشان با ورود این مسأله به این مناسبت و با این حد از دقت، ضمن ترسیم افق در حوزه سیاست خارجی، به نیروی نظامی این مسأله را به وضوح روشن میسازد که اهمیت این تنگه، در تنگه احد است. لذا تکالیف و آمادگیها متناسب در جهت اعمال نظام مدیریتی جدید بر این منطقه باید در بالاترین استانداردها تحقق یابد.