چرا هیچ تحلیلگر سیاسی جنگ آمریکا علیه ایران تاریخی و قدرتمند، این پرسش را، ندارند که در حاشیه پهناور و پراهمیت «تنگه هرمز»، از چه هنگامه تاریخیای؛ «کشورسازی» صورت گرفت و سپس اسمگذاری شد و سپس «پرچم» طراحی شد و آنگاه، نمایش سیاسی و کشوربازی آغاز گشت! درباره جغرافیای تاریخی و سیاسی خلیجفارس و همه شیخنشینهای آن، جزوات و رسالههای ... قابلتوجهی نگاشته شده است که در میان آنها «تاریخ خلیجفارس» جناب آقای «صادق نشأت» درخشش خاصی دارد! جناب مرحوم استاد صادق نشأت سالها، در دانشگاه قاهره کشور «مصر»، زبان و ادبیات فارسی درس داده است و زبان و ادبیات عرب را عالی میداند و بر کتب و اسناد تاریخی مربوط به خلیجفارس، احاطه بیش از اندازه دارد! این بزرگوار زحمتکش و محقق، تاریخ خلیجفارس را با همه جزئیات شرح کرد و چگونگی سیاست بازرگانی و دریایی و تجاری انگلیس را در این منطقه حساس تشریح کامل کرد ... این کتاب پرمطلب و پرحوادث را، باید خواند تا فهمید که سیاستهای سلطهگرانه و استیلاجویانه انگلیس در منطقه خلیجفارس و اقیانوس هند، تا چه اندازه ...! ضد ایرانی و پرخشونت و پرکشتار و پردسیسه و فریب و حیلهگری بوده و هیچگاه از این سیاستهای آبی و خلیجفارسی خیری برای ایران بزرگ، درنیامده و سودی چونان ماهیان خلیجفارس، به سوی سواحل ایران، حرکت نکرده است! همه خلیجفارس، یعنی همه آبها و خشکیهای پراکنده در آن، هیچگاه در طول تاریخ، از مفهومی بهنام «استقلال سرزمینی»؛ برخوردار نبوده و همیشه بخشی از «داراییهای آبی و سواحلی» قدرت مرکزی ایران بهحساب میآمده و بدین خاطر، در طی روزگاران، در دایره «اقتدار امنیتی و حفاظتی» ایران تعریف میشده است؛ بنابراین اگر بگوییم: همه خلیجفارس، بخشی از ایران بزرگ بوده و هیچگاه از ایران منفک و جدا نبوده، حرفی برخلاف سیر تاریخ روزگار، نبوده و نیست؛ و برعکس: اگر هرگونه، مفهومی که بوی «استقلال» یا «پرچم» عربی در خلیجفارس بدهد، و بخواهند برای آن تاریخسازی کنند! خلاف حقیقت و خلاف گذشته و در ضدیت و دشمنی با تاریخ گذشته «خلیجفارس» خواهد بود.
باری، آنچه از آینه حقایق تاریخ منطقه و خاورمیانه و ایران مقتدر همیشه مالک «تنگه هرمز» به چشم روزگار امروز؛ میرسد! این سخن است که دشمن حیلهگر همیشگی ایران، پس از اشغال وطن، در دوره جنگ جهانی اول، و بهرهبرداری فراوان از «نفت» مجانی و جغرافیای بنادر ایران موفق گشت، «امپراتوری عثمانی» را، در جنگهای آبی شکست دهد و پس از این برتری نظامی در دریای پرسودا و پررویای خلیجفارس ... با تاسیس یک «کمربند امنیتی» که همانا ... عبارت است از «کشورسازی جعلی» در منطقه کاملا ایرانی خلیجفارس، بنیاد حفاظتی درازمدت برای منافع سلطهخواهانه انگلیس، فراهم آورد؛ و بدین سبب پس از تشکیل سازمان ملل متحد؛ روند این «کشورسازیها» به حرکت درآمد و ... اینگونه شد که هماکنون شاهد آن هستیم تلاش و کوششهای رسانهای و شعبدهبازیهای سیاسی برای تغییر نام «خلیجفارس» به «خلیج عربی» به منظور حفاظت از شناسنامههای جعلی و فریبکارانه «کشورهای داخل منطقه خلیجفارس» که احساس هویت ریشهدار، پیدا کنند و بتوانند روی آن، همانطور که «کشور» جعل کردند «تاریخ» و سپس «احساسات تاریخی» جعل کنند تا در جهان امروز و در دنیای درونی تاریخی که هرگز حقیقت نداشته! نفس مفرح بزنند و لبخند شادکامانه نقاشی کنند! تاریخ جعلی و دستساز از آن رو که همیشه نیازمند پشتیبانی دروغ و ضدحقیقت است، همیشه در لبه فروپاشی است؛ و هماینک: زمانه فروپاشی بنیادهای دروغین خلیجفارس آغاز شده است و هر ساعت، به پیش میرود؟!