فقدان اطلاعات شفاف و دقیق برای افکارعمومی نیززمینه رابرای شکلگیری برداشتهای نادرست،شایعات وانواع سوگیریها فراهم میسازد، به طوری که آنچه در رسانهها و میان مردم مطرح میشود، باید بر مبنای واقعیتهای عینی و مصوبات رسمی باشد، نه اطلاعات پشت پرده یا تحلیلهای جانبدارانه. در این میان، اعتماد به حاکمیت و نمایندگان آن در عرصه سیاست خارجی امری ضروری است اما این اعتماد نباید به معنای انفعال یا عدم مطالبهگری منطقی باشد، چرا که مردم حق دارند در چارچوب مصوبات رسمی، مانند تصمیمات شورای عالی امنیت ملی و تأیید رهبری و با استفاده از اطلاعات شفاف، از روندها و نتایج سیاست خارجی مطلع شوند. مطالبهگری عمومی، زمانی که براساس اطلاعات موثق و با هدف پیگیری منافع ملی صورت گیرد، نه تنها مضر نیست، بلکه سازنده و تقویتکننده حاکمیت است؛ بهعنوان مثال، پرسش در مورد جزئیات سفرهای دیپلماتیک، مانند سفر آقای عراقچی به اسلامآباد و نیاز به دریافت توضیحات روشن، نشاندهنده درگیر بودن فعال جامعه با مسائل ملی است. باید از دو رویکرد افراطی پرهیز کرد: اول، ایجاد تشویش و اتهام از طریق دامن زدن به مسائلی چون «خیانت» یا «پنهانکاری» بدون مستندات کافی که موجب بیاعتمادی و تفرقه میشود و دوم، ترویج انفعال و سکوت از طریق دعوت به عدم پیگیری مسائل که مانع از نظارت عمومی و پاسخگویی مسئولان میگردد. راه صحیح، تعادلی است که در آن شفافیت، اعتماد و مطالبهگری سازنده در هم تنیده میشوند. در نهایت، سیاست خارجی کشور باید با محوریت منافع ملی، شفافیت حداکثری و در فضایی به دور از منازعات جناحی پیش برود و درک این نکته که اعتماد و مطالبهگری سازنده، دو روی یک سکه در تقویت حاکمیت و پیشبرد اهداف ملی هستند، کلید موفقیت در این عرصه خواهد بود.