ناجیان سپیدپوش

فداکاری‌های‌شان از همان اولین دقایق شروع جنگ تحمیلی سوم رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفت؛ فداکاری‌های پزشکان، پرستاران، امدادگران و همه اعضای کادر درمان که می‌توانستند در شرایط حساس و جنگی، خودشان را نجات بدهند، مرخصی بگیرند، تاخیر بخورند و درنهایت، امنیت و سلامت خودشان را فدای شغل‌شان نکنند. اما آنچه که در لحظه‌به‌لحظه این جنگ و توسط کادر درمان رقم خورد، به همه نشان داد که پزشک، پرستار و امدادگر بودن و پذیرفتن مسئولیت جان آدم‌ها درهرشکل وهرقامتی، برای آنها انتخابی معمولی و ازسرناچاری نبوده است،بلکه آگاهانه انتخاب کرده‌اند‌.
فداکاری‌های‌شان از همان اولین دقایق شروع جنگ تحمیلی سوم رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفت؛ فداکاری‌های پزشکان، پرستاران، امدادگران و همه اعضای کادر درمان که می‌توانستند در شرایط حساس و جنگی، خودشان را نجات بدهند، مرخصی بگیرند، تاخیر بخورند و درنهایت، امنیت و سلامت خودشان را فدای شغل‌شان نکنند. اما آنچه که در لحظه‌به‌لحظه این جنگ و توسط کادر درمان رقم خورد، به همه نشان داد که پزشک، پرستار و امدادگر بودن و پذیرفتن مسئولیت جان آدم‌ها درهرشکل وهرقامتی، برای آنها انتخابی معمولی و ازسرناچاری نبوده است،بلکه آگاهانه انتخاب کرده‌اند‌.
کد خبر: ۱۵۴۹۸۳۰
نویسنده نرگس خانعلی‌زاده - گروه جامعه
 
چنان‌که در میانه بمباران شهرها در سومین جنگ تحمیلی به کشور، سفیدپوشان نظام سلامت و کادر درمان، یکی از گروه‌هایی بودند که متعهدانه و از آن مهم‌تر، شجاعانه، پای مسئولیت خود ایستادند. کسانی که با به‌خطرانداختن جان خودشان و در لابه‌لای ویرانی‌ها، چراغ امید را در دل‌ها روشن نگه‌داشتند.مرور آنچه که در این ۴۰ روز تجاوز رژیم‌صهیونی ــ آمریکایی به کشور گذشت نشان می‌دهد نظام سلامت کشور چگونه با ایثارگری کم‌نظیر، نقشی حیاتی در حفظ روحیه و سلامت جامعه ایفا می‌کند. آنچنان که به گفته رئیس سازمان اورژانس کشور، ۱۱۸ نفر از کادر درمان در ایام جنگ مجروح و ۲۶ نفر شهید شدند که سهم اورژانس از شهدای نظام سلامت چهار نفر است و ۷۸ نفر از پرسنل اورژانس کشور در جنگ تحمیلی سوم، جراحت دیده‌اند. علاوه‌برآن، آسیب‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌های نظام سلامت، ازجمله تخریب ساختمان‌ها و نابودی نزدیک به ۵۰دستگاه آمبولانس، دو فروند بالگرد و دو آمبولانس دریایی در مناطق جزیره‌ای، رخ داده است. اتفاقاتی که از نظر حجت‌الاسلام‌والمسلمین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، نشان داد که سلامت، امنیت و اقتدار ملی، سه ضلع یک مثلث هستند که بقا و پیشرفت جامعه به استحکام آنها بستگی دارد و کادر سلامت و درمان، چطور شجاعانه توانستند شبیه به سربازان خط مقدم در امنیت ملی کشور عمل کنند. اما حالا و با عبور شاید موقت از دوره بحران، تجربه‌های ارزشمند و منحصر‌به‌فرد کادر سلامت در مدیریت بحران‌های اخیر، نباید در لایه‌های زمان فراموش شود. چنان‌که خسروپناه معتقد است این تجربیات باید در قالب الگو‌های بومی، علمی و دانش‌بنیان، مستندسازی شده و به‌عنوان یک میراث گرانبها به نسل‌های آینده منتقل شود تا در چالش‌های آتی، مسیر پیش‌روی نظام سلامت روشن باشد.
   
پرستار قهرمانان
دانش‌آموخته پرستاری از دانشگاه تهران است؛ اما آنچه را که او طی چند ثانیه و در اولین روزهای جنگ تحمیلی سوم برای کشور انجام داد در هیچ کتاب و جزوه‌ای پیدا نمی‌شود. این واقعیت را می‌توان از همان چند ثانیه فیلم منتشرشده از عکس‌العمل پرستار بخش نوزادان در آخرین طبقه بیمارستان پنج‌طبقه‌ای خاتم‌الانبیا (ص)فهمید؛ پرستاری که با شنیدن صدای اولین بمباران در نزدیکی بیمارستان و تکان‌های شدید شیشه‌ها با موج انفجار، همه‌چیز را رها کرد و به سمت تخت‌های نوزادان رفت و کودکانی را که تنها چند ساعت از تولدشان می‌گذشت،‌ در آغوش گرفت، که یک آغوش امن در چنین شرایطی، تنها نیاز آن طفل‌های معصوم بی‌خبر از همه‌جا بود. نیم ساعت بعد از انفجار، نوزادان در آغوش پرستار بودند و صدای سهمگین انفجار، سقف کاذب ریخته‌شده بر زمین، شیشه‌های شکسته و هرآنچه که یک انفجار با خودش به همراه دارد، کوچک‌ترین آسیبی به آنها نزد و آن بچه‌ها، در آغوش مادرانی که از نگرانی، رنگ به رو نداشتند، جای گرفتند اما شبیه به پرستار طبقه پنجم بیمارستان خاتم‌الانبیا(ص) کم نبوده و نیست؛ آن‌قدر که دکتر علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت هم روایت یکی دیگر از همین فداکاری‌ها را کیلومترها دورتر از تهران، از پرستاری در جزیره خارک تعریف می‌کند. روایت مادر فداکار پرستاری که در دل جنگ، ناگزیر شد از فرزند خردسالش فاصله بگیرد و هربار که وظیفه‌اش او را به جزیره خارک می‌کشاند تا به مجروحان جنگی رسیدگی کند، کودک ۱۰ماهه‌اش را به مادر خود می‌سپرد اما این جدایی‌های مکرر، تأثیر خود را بر کوچک‌ترین عضو خانواده گذاشت؛ کودک که به حضور همیشگی مادر عادت کرده بود، در غیاب او، تنها با شیشه شیر خشک سیر می‌شد. حکایت‌هایی که بعضی‌های‌شان دیده و شنیده شدند و برخی دیگر پنهان مانده‌اند؛ اما آنچه نمی‌شود نادیده‌اش گرفت، شجاعت مردان و زنانی است که در سخت‌ترین شرایط و در میان خطرات جنگ، از آسایش خود و خانواده‌شان گذشتند تا جان و سلامت هموطنان‌شان را حفظ کنند.
   
درمان در میانه جنگ
۴۰هزار مجروح تجاوز دشمن آمریکایی ــ صهیونی، با تلاش خستگی‌ناپذیر کادر درمان و سلامت کشور، به‌طور کاملا رایگان درمان شدند؛ خبری که وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اعلام کرد و از حضور شبانه‌روزی آنها در روزهای بمباران و جنگ و تخریب بیمارستان‌ها گفت: «بسیاری از بیمارستان‌ها بمباران شدند اما در سایر مراکز به مردم خدمات‌رسانی شد. حدود ۲۱۹مرکز بهداشت و درمان، یکی دو بیمارستان و پایگاه اورژانس مورد اصابت قرار گرفت و متأسفانه ۲۶ نفر از کادر درمان به شهادت رسیدند.» اتفاقاتی که نشان می‌دهند بهداشت و درمان، جزئی جدایی‌ناپذیر از هر جنگ و بحرانی است و کاری که سفیدپوشان سلامت در جنگ تحمیلی سوم انجام دادند، دست‌کمی از جهاد ندارد. 
اما تجربه جنگ ۱۲روزه، کوله توانمندی‌های نظام سلامت در این جنگ ۴۰روزه را قوی‌تر و پربارتر کرده بود؛ آن‌قدر که به گفته سیدسجاد رضوی، معاون درمان وزارت بهداشت، آمادگی‌های گسترده نظام سلامت در فاصله بین این دو جنگ تحمیلی اتفاق افتاد و پیش‌بینی، تهیه و تأمین کافی تجهیزات پزشکی در تمامی مراکز درمانی، مدیریت هوشمندانه خدمات غیراورژانسی متناسب با تعداد مجروحان و تقویت ذخایر خون توسط سازمان انتقال خون، از اولویت‌های اصلی بوده است اما در میان همه این آمادگی‌های تجهیزاتی، آنچه که بیشتر از هرچیز دیگری به چشم آمد، آمادگی و نیروهای انسانی داوطلب، بازگشت نیروهای متخصص به کشور و حتی بازگشت به کار نیروهای بازنشسته نظام سلامت بود. درواقع برخلاف برخی نگرانی‌ها درباره مهاجرت نخبگان، در جریان این جنگ، پزشکان و متخصصانی از نقاط مختلف جهان برای کمک به مردم آسیب‌دیده به کشور بازگشتند. حتی نیروهای بازنشسته نیز مجددا به میدان خدمت بازگشتند که توان و سرعت درمان بیماران در این مطقع بحرانی از کشور، بالا برود. ضمن این‌که در جنگ‌ها و بحران‌های قبلی، نوعی شوک در میان نیروهای جوان کادر درمان رخ می‌داد اما در این دوره به‌دلیل تجربه‌های پیشین، آمادگی بالاتری در میان کادر سلامت وجود داشت و خدمات‌رسانی با انسجام بیشتری انجام شد. اتفاقی که اگر از بالا و در میان این انفجارها و بمباران‌ها به آن نگاه کنیم، بدون شک، درخشش عجیبی در میان این حجم از دود خواهد داشت. 
   
​​​​​​​مشاوران دوران جنگ
در روزهایی که کشور زیر سایه جنگ و اضطراب و بمباران نفس می‌کشید، کادر درمان و داوطلبان هلال‌احمر، فداکارانه، پای مسئولیتی که در روزهای خوش پذیرفته بودند ایستادند و در روزهای بحران، بدون کوچک‌ترین اختلالی، مسئولیت‌شان را پیش ‌بردند؛ چنان‌که به گفته پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال‌احمر، از ابتدای شروع جنگ تحمیلی سوم تا سوم اردیبهشت‌ماه، ۲۰۸هزار و ۴۷۰ تماس مشاوره‌ای توسط کارشناسان پاسخ داده شده است و بیش از ۲۳۰۰ مشاور متخصص، از پزشکان و روانپزشکان گرفته تا روان‌شناسان و کارشناسان سلامت مادر و کودک، در میانه‌ بحران و پشت سامانه‌های تلفنی ۴۰۳۰ ایستادند تا مردم بدانند کسی هست که صدای‌شان را بشنود و راه‌حلی برای‌شان داشته باشد. افرادی که با پذیرش سختی‌ها و فشارهای روانی و کاری و با پاسخ‌های به‌موقع و مشاوره‌های دقیق، تلاش می‌کردند تا اضطراب‌های جمعی را آرام کنند، مسیر تصمیم‌گیری‌های درمانی را هموار سازند و به سلامت روان مردم جانی دوباره ببخشند. نقطه عطف ماجرا این است که اعتماد قابل‌توجه مردم به این سامانه و موج رضایتی که از دلسوزی و سرعت عمل مشاوران شکل‌گرفت، نشان‌داد که این تلاش‌ها فقط یک خدمت‌رسانی ساده نبود بلکه تداوم همان سنت دیرین ایثار در میان نیروهای امدادی کشور است. 

واکسیناسیون بدون توقف
 در دوران جنگ تحمیلی سوم، علی‌رغم آسیب‌دیدن ۲۱۴ مرکز بهداشتی در سراسر کشور، تعهد و ایثار کادر سلامت سبب شد که خدمت‌رسانی به مردم با قدرت ادامه پیدا کند. در این میان، واکسیناسیون، به‌ویژه برای مادران باردار، با پوشش صددرصدی انجام شد که نشان از فداکاری بی‌وقفه این عزیزان در حفظ سلامت جامعه، حتی در دل بمباران‌ها و شرایط بحرانی جنگ دارد. این اقدامات مثال‌زدنی، گواهی بر کارآمدی و تعهد عمیق نظام سلامت کشور در پاسداری از جان و سلامتی مردم است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها