گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

باید تجربهها را در مقابل چشم خودمان بگذاریم، ملاحظه کنیم و از این تجربهها درس بگیریم». سپس ایشان به چندین تجربه واضح اشاره میکنند و ضرورت توجه به آن را گوشزد مینمایند:
۱. پایبند نبودن آمریکا به تعهدات خود
«آمریکا پایبند به تعهدات خودش نیست. نگویید اینها کار این دولت است و کار ترامپ است؛ نه، دولت قبل هم که با ما نشست، صحبت کرد و وزیر خارجهاش ده روز، پانزده روز در اروپا پابند جلسات بود، آنها هم تقریبا همینجور [بودند]؛ حالا بهشکل دیگرى عمل کردند ولى نقض کردند؛ آنها هم تحریم کردند، آنها هم برخلاف تعهدات خودشان عمل کردند. دولت آمریکا برخلاف تعهدات خودش عمل میکند؛ این بار اول هم نیست؛ قضایاى گوناگون قبلى هم همین را تایید میکند. مجموعه برخوردهایى که از اول با برجام کردند، بهتعبیر حضرات دیپلماتهاى ما، نقض روح و جسم برجام بود... خب، دولتى با این خصوصیات که به این راحتى معاهده بینالمللى را نقض میکند، بعد هم مثل آب خوردن زیر امضایش میزند و میگوید من از معاهده خارج شدم - با کارهاى نمایشى تلویزیونى؛ امضایش را نشان میدهد که ما خارج شدیم از فلان [معاهده]- خب پیدا است که با این دولت لااقل جمهورى اسلامى نمیتواند تعامل کند.
۲. عمق دشمنی آمریکا با ما
«دشمنى، دشمنىِ عمیق است، دشمنىِ سطحى نیست. مخالفت براساس و بر محور مسالهاى مثل مساله اتمى نیست؛ این را همه فهمیدهاند؛ بحث، فراتر از اینهاست. بحث این است که اینها با نظامى که در این منطقهى حساس سر بلند کرده، ایستاده، قد برافراشته، رشد کرده، با ظلمهاى آمریکا مخالفت میکند، نسبت به آمریکا هیچگونه ملاحظهکارى نمیکند، روحیه مقاومت را در منطقه توسعه میدهد، پرچم اسلام را در دست گرفته، مخالفند؛ عمیقا مخالفند. مساله آنها این است که این نظام اسلامى و جمهورى اسلامى نباید باشد؛ نهفقط این نظام نباشد، [بلکه]آن مردمى که این نظام را حمایت میکنند یعنى ملت ایران هم منفور سران حکومتهاى آمریکایند. یکى از معاونان رئیسجمهور آمریکا - نه این رئیسجمهور، یکى از رؤساى جمهور قبلى - صریحا گفت که ما باید ریشه ملت ایران را - نه ریشه جمهورى اسلامى را - بکنیم.»
۳. تجربهی کرنش در برابر آمریکا
«انعطاف در مقابل این دشمن – به خاطر مصلحتسنجىهاى موسمىاى که خب ما در یک مواردى داریم - تیغ دشمنىِ او را کند نخواهد کرد؛ بلکه او را گستاختر خواهد کرد؛ اینهم یک تجربه است. فراموش نکنیم هرجایى که ما مقدارى کوتاه آمدیم، آنها تندتر آمدند. همان رئیسجمهور شریرى که خودش مجسمه شرارت بود - بوش دوم - در مقابل انعطافهایى که دولت وقت نسبت به او نشان داده بود، ایران را محور شرارت نامید و با افتخار ایستاد، اسم محور شرارت را روى ایران گذاشت؛ [چون]در مقابل او انعطافهایى نشان داده شده بود... چنانچه فرض کنیم کسى هست که احساس میکند «خب، یک دشمنِ اینجورى را ما از سر باز کنیم، نگذاریم دشمنى کند.»، راه جلوگیرى از دشمنىِ او، انعطاف و کوتاهآمدن نیست؛ اگر میخواهید کارى کنید که او دشمنى نکند، خیلى خب، راهش را پیدا کنید، اما این راهش نیست که ما در مقابل او کوتاه بیاییم و عقبنشینى کنیم. [این]البته مخصوص آمریکا هم نیست؛ غربىها عمدتا همینجور هستند. ما فراموش نمیکنیم - یعنى این جزو چیزهایى است که در تاریخ ما قابل فراموششدن نیست - که در یکدورهاى رئیسجمهوری ما که طرفدار نرمش در مقابل غرب و ... بود، از طرف یک دولت غربى - از طرف آلمان؛ در ماجراى میکونوس - به دادگاه احضار شد، سر یک حرف بىربط و بىمنطقى؛ یعنى اینقدر اینها چشمسفید و پررو و وقیحاند.»
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد