اعتراض به ناروایتگری 

رویدادهایی  در زندگی اجتماعی  یک ملت همچون علائم تحولات و دگرگونی های عظیم وجود دارند. همچون زندگی فردی که پدیده هایی جسمانی گویای بلوغ فیزیولوژیک است و یا نشانه های معنوی علامت بلوغ عقلی.
کد خبر: ۱۵۴۹۱۹۳
نویسنده احمد میراحسان 

در انقلاب اسلامی  رفتار مردم در جنگ رمضان بیانگر بلوغ عقلی ملت امت ایران است . اصطلاح ملت  امت را طی مقاله ای بعنوان گونه ای از بلوغ ایرانیان و رشد و عبور از دولت ملت بورژوایی انقلابات دموکراتیک اروپایی آمریکائی  به ‌ملت/  امت ایرانی  اسلامی بکار بردم‌  که نشان  تقرب به ارزش اسلامی مردمی گره خورده با امامت امام زمان عج و آرمان  عصر عدل جهانی و پذیرش ولایت فقیه در عصر انتظار است.

یک پیوند عمیق   با همه قلب و خرد و آگاهی شان و ظهور  محبت و عشق و عقل ملتی با پذیرش برتری تمام  یک الگوی دینی نسبت به اشکال دیگر رهبری  رها از وجه کاریزماتیک بشمار می آید . واکنش مردم به توئیت وزیر امور خارجه  و طلب روایت  صحیح رخدادهای مقاومت و اعتراض به عدم اهمیت گزارش رخدادهای مذاکرات و باز گذاشتن دست دشمن در غالب کردن روایت مجعول و بی توجهی به تکلیف در میان نهادن وقایع با مردم در مردمسالاری  اسلامی  همه همه ظهور یک بلوغ و مطالبات انسان بالغ از حکومتی است که خود ولینعمت آن است و با انواع دبکتاتوری از جمله دیکتاتوری فریبناک دموکراسی غربی   فرق ماهوی دارد .  ماحرای توئیت  در جنگ رمضان و کل رفتار مردم در جنگ رمضان ظهور علائم بلوغی انکار نکردنی در ملت ایران است .

حکومت های دیکتاتوری  به اشکال کوناگون آریستوکراسیک یا دموکراتیک و فریب لیبرالی با قدرت لویاتان  به  سرکوب شخصیت  استقلال  طلب ملت ها  و خواهان حقوق خود می شوند می پردلزند با خسونت یا با گول زدن و لفاظی سیاستمداران ، اما در جمهوری اسلامی  حکومت باید به تحسین این  رشد و پیشرفت  کنشگری عقلانی ملت  امت با همه وجود بپردازد . به سبب اهمیت این رویداد و این مقطع و درک نشانه های ظهور بلوغ ملی امت ایران ، پیش از این  به تجزیه تحلیل پدیده توئیت  پرداختم  که گونه ای رد و بدل کردن  پیام بین فرستنده و گیرنده ،( حکومت  پیام  ملت ) است  .

حکومت در کانونش باید تابع پیام امام باشد .  و باید ارتباط منطبق بر حقیقت رابطه (  امام پیام  امت ) گردد . اخلال در این رابطه بوسیله واسطه ها در مردم بالغ درک و یبب اعتراض و مطالبه رفتار عاقلانه از سوی کارگزاران میگردد و این امر تا ظهور صاحب امر در برابر قدرت  و مسئولان و دولت و کارگزاران و بوروکرایی و تکنوکرات ها ادامه می یابد . مردم ایران این بلوغ را با تربیت  امام خمینی  ره و امام خامنه ای که به نهادسازی و تربیت نهادها و امت هر دو همت  کردند تمرین کرد . از جمله مراحل رشد ، برخورد به اغتشاش ۹ دی و حمایت از راه ولی فقیه در ۹ دی و شکست دادن انقلاب رنگی طراحی سوروس و سیاو موساد بود .

☆☆☆☆

من  در باره توئیت و عوامل موثر در دلالت معنایی آن سخن گفتیم و حال مشخصا  در ارتباط با دروغ و روایت سازی شیطانی و فریب آلود توییت های ترامپ و اشتباه بررگ   توئیت آقای  وزیر امور خارجه و بی توجهی مسئولان به بیان صمیمانه با مردم در باره مسایل حیاتی چون‌ مذاکره ود امر غلط  اجازه دادن به ترامپ و نقش توئیت ها  در روایت سازی یک جانبه  حرف خواهیم زد . 

☆☆☆☆

اول بپرسیم  روایت  چیست؟ 
ارتباط روایت با  وانمودگی  ،  گیم تئوری ،    شکل گیری فیلمنامه پرداری  و تقلید از بازنمایی فیلمیک در سیاست بازی   شیطان بزرگ و تسویل ابلیسی و اهمیت روایت در این ساختار ماکیاولیستی امری بسیار مهم است . 
روایت  فیلمیک  در سیاست شیطانی چه نقشی دارد . ببینیم  اصلا روایت فیلمیک چه تمایزی با روایت واقعیت و بیان حقیفت دارد  .

روایت سینمایی که سیاست استکبار به آن تکیه می کند ، متکی بر عنصر  واقعیت نیست بلکه وهم و دروغ  است . سینمای غرب و داستان پردازی دراماتیک هم متکی به تصویر واقعیت نیست بلکه تخیل و دروغ های داستان‌پردازانه در خدمت ایحاد پیروزی و جذابیت خواست سازنده فیلم و استراتژی فیلمنامه است.  البته من  از کاربرد کلمه دروغ برای روایت سینمایی که تقریبا همه جریان های فیلم شناسی  و پیشروان سینما چه رئالیست ها چه سوررئالیست ها چه پسامدرن ها  و انواع مکتب های دیگر امپرسیونیسم  ، اکسپرسیونیسم،  فرمالیسم و همه ژانرها بر آن اشاره می کنند توافق ندارم . این درست که در سینما ما با واقعیت تصویر روبروییم  نه تصویر واقعیت  و مدعای آن که روایت در سینما بیان واقعیت است ، دروغ است  ، لیکن ،وجه تخیلی داستان و ساخته شدن و متشکل کردن  آن با قدرت ذهن نویسنده نباید به این داستان روی پرده به سبب واقع نشدتش در زمان و مکان واقعی  لقب دروغ بودن داد .

نمایش فضاهای داخلی و باز ازطریق پرسپکتیو مرکزی  که پر طرفدارتری نوع از انواع پرسپکتیو خطی است ، رایج شد .در پرسپکتیو خطی  خطوط متعامد به سوی یک ، دو با سه نقطه گریز  تقارب می یابند . و در پ سپکتیو مرکزی به سوی فقط یک‌نقطه گریز مرکزی همگرا می شوند .
پس در پرسپکتیو همچون‌روایت ، جیزی که خلق می شود توهم و خیال یک صحنه از منظر ناظری خیالی و ثابت است که خود را بر واقعیت و ما تحمیل می کند .

پرسپکتیو روایت های نتانیاهو و ترامپ به شدید ترین وجه نشانگر  این عنصر واقع نمای واقعیت گریز و توهمی و تلاش برای   حاکم کردن آن بر ذهن  جهان به سود روابتی رردغ و خدمتگزار منافع تجاوز و غارت و کشتار است .

البته روایتگری استکباری آمریکا از دیگر شیوه های خیالی در روایت های ظاهرا  واقع گرایانه  ، مثل شگرد و مکر زاویه دید  شاهد نامریی، و تحریف هایی که طی آن  اتفاق می افتد سود فراوان می برد.  حتی از شیوه ایزنشتین ، یعنی روایت بمثابه صحنه آرایی سود می جوید . در همین جنگ رمضان و موضوع شرط آتش بس در لبنان ، برای آن که قدرت ایران در ج۶شم جهانیان نهان بماند ، صحنه آرایی ملاقات مقامات  دولت صهیونیستی و دولت خائن لبنان در کاخ سفید حکم یک صحنه آرایی ‌موذیانه و تحریف گر را برای فریب مردم جهان بازی کرد   و این فریبکاری در روایت سازی بر اساس وانموده ها اصل حضور و بازی  رسانه ای ترامپ را می سازد .  حرکت های بیانی ترامپ ایجاد تاثیر نمایش تهییجی_ تبلیغی  است . او  در روایت سازی خود مطلقا به حقیقت کاری ندارد .بلکه از بیانگری قصدش ایجاد انگیزش با روش های معین و کاملا آگاهانه تحریف و دروغ و‌جعل ، جهت تاثیر نهادن بر مخاطب و وادار کرونشان به پذیرش و تبعیت الگو های فهم دروغوار خود ترامپ و تسلیم‌به دیدگاه او و دیدن‌جهان‌بنا به توهمات ترامپیستی است . اما جدبه این شیوه به زودی اعتبارش  را در جهان از دست داد و به بی اعتباری ترامپ انجامید . تکیه ترامپ به صحنه آرایی ، وانمودگی و دروغ  در روایت سازی دلخواه  به زودی فاش گشت . اما او باور دارد مهم نیست روایت جعلی باشد ، مهم ان است که کاربرد این روش به سحرزدگی و گم کردن حقیقت بیانجامد و این فضای حیرانی به پیروزی باطل کمک کند  واو فاتح میدان باشد . پیروزی بر اساس روایت سازی صحنه آرایانه ، هم از نظر او ناگزیر و یک پیروزی ارزشمند لست . زیرا وجود باطل او از طریق روایت درستکارانه و حقیقت گو نمی تواند عمل کند و به پیروزی دست یابد .  بخاطر آن که هر بیان و روایت حقیقی علیه او و در خدمت مفتضح شدنش عمل می نماید .

بر عکس ایران باید مثل امام خمینی و امام شهید و سید حسن نصراله متکی بر رواست حقیقت طلب باشد و مسئولانی که در دانشگاه های غربی آموزش دیدند یا در ایران میرو ماکیاول شدند باید در مناصب حکومتی گطلقا از روایت ماکیاولیستی و  ناواقعگرایانه و توهم افزا د غلو کارانه که  ضد اسلامی است بپرهیزنر و به بهانه فریب دشمن مردم را نفریبند . 

درواقع در شناخت  فرهنگ مدرن و اصول سیاست غرب مدرن و روایتگری استکباری آمریکا و اسراییل  و استفاده از سنت های کهن و جدید  نظریه های  گوناگون از جمله  نظریه های زبان بنیان روایت ، باید فراوان کار کرد و روایت دشمن را شناخت نظریه های قدیم و جدید و فرایافت های داستانی روایت و نقش آن در روایت سازی دلخواه ضد حقیقت و عینیات در روایت یازی ترامپ‌بسبار نقش ایفا می کند . من مقالات متعددی نوشتم تا اثبات کنم  نقش مرد دیوانه،  با وجود جنون‌و جهل ترامپ ار نظر عقل اسلامی ، در  نظام فریب شیطانی آمریکا طراحی شده است . و‌مشاورانش حتی  شیوه های روایت مرکز زدا،  قطعیت ستیز ، آشفته گر و مغشوش و سیّال ذهن پسامدرنیستی را له او می آموزند یا او به عنوان قمار باز طبعا آن سیوه ها را بکار می گیرد  استفاده می کند تا پیش ببنی ناپذیری را ابزار پیشبرد سلطه بر ذهن مخاطب یا رقیب کند.

 در حقیقت ترامپ  آگاهانه یا ناخودآگاه  در مقام قمار باز ،   جمیع تجارب روایی موجود در فضای زندگی ، علم ، رمان و هنر آمریکایی و خصوصا  سینمای هالیوود را بکار می گیرد . از روایت بمثابه فرا زبان تا روایت بمثابه بیان دلخواه و اوهام و تخیل  چون واقعیت ، و شیوه سینمای روایی و ضد روایت و منطق ستیز که تماشاگر را مفهور میکند ، سدد می جوید و شناخت همه تجارب آمریکایی در روایت گری  برای مبارزه با شیطان بزرگ مهم است . اما در آخر تنها سلاح شکست ناپذیر ما صدق بامردم و روایت مبتنی بر حقیقت است . فریب دشمن نباید با فریب مردم بیامیزد و مرزهای این دو باید کاملا منفک گردد . 

☆☆☆☆☆

چیزی که برای ما پیروزی است اعتماد آفرینی از طریق روایت  صادق است . و‌چیزی که شکست‌ می آفریند ، آلودگی به روایتگری شیطانی و شبکه و رسانه ها و خود ترامپ است . منشاء  این آلودگی ، نگاه غربگرا ، عدم استواری بر شیوه  قرآن و عترت  و  تزکیه و  تعقل و تبعیت از امام عج و ولی فقیه و معرف  شیعی است .
جالب آن است که عدم استواری غربگرایان و تسلیم طلبان  بر توحید در عمل و  قرآن  و وجود شرک و مسّ شیطان ، سبب می شود حتی اینان از خود غربیانی که واقعگرا و ناقد ترامپ و نتانیاهو هستند عقب بمانند. 

نگاهی به رسانه ها و آرای دانشمندان غربی  و تصویر شکوهمند  و مقتدر مقاومت ایران و دستاوردهایش در روایت آنان و تعلل و تسلیم طلبی و سستی در  پاره ای از مسئولان غربگرا واقعا تکان دهنده است . کاهلی در  ارائه روایت استقامت آمیز از رخدادها  ریشه اش همین ضعف در اتکا به قرآن و اتکال و توحید و عقل نوری در تقابل با عقل مدرن و در  عبودیت  باور هاست . و نیز بی باوری به میراث دو امام و مردم سالاری و باور به قدرت مردم و خدمت به این مردم . این است عدم انجام دادن تکلیف  از سوی پاره ای ، در ارائه روایت صحیح  و ضعف در ارتباط با مردم و ارسال بموقع پیامها و اطلاعات به ملت _ امت بزرگوار ما  به خصوص در مذاکره برجام و گاه در مذاکره اخیر و تصویر سازی معکوس در خصوص باز بودن تنگه هرمز .

این تربیت بسیار مشکل است و از دسترس همگان دور به نظر می رسد . دولت  مقتدر مدعی اسلام باید نقش مهمی در چنین شرایطی ایفا نماید  .  خطای بزرگ آن است که یپردن کار به نروم به معنای وادادگی دولت و تسلیم به مسیر دهی های و تعیبن محتوای خرکت بوسیله شیطان بزرگ و نفوذی ها و باندها و اقشار وابسته به ایتکبار تعریف نیگردد و کاعش اقتدار حکومت  .  اما مدیریت رشد می گوید باید اداره همه امور از جمله استفاده از انیمیشن و ممانعت از فساد آوری حهانی  و هم بهره از آن  در مدارس   وهم کاربرد علمی آن  را  دولت باید  بدست مردم مدیریت و کنترل  کند و رواج دهد  و هم آگاهی در خصوص وجه ضد انسان فساد در فضای مجازی  را نشر دهد و هم محدودیت های درست را تحقق بخشد و هم نیازهای کودکان را به استفاده از بازی های اینترنتی در ساعاتی محدود و  بهره از فضای مجازی در ساعات فراغت  ممکن گرداند .

درست در این بخش است که کارهای نخبگان بازی پرداز ها و سازندگان خلاق و توانا و مبتکر  مومن به اسلام و آگاه به حلال و حرام و تولید کنندگان توانمندی چون سازندگان کارتون های لوگویی و دیگر انواع کارتون،  ارزش ویژه ای می یابد .

گذشته از فرم و محتوای کار ، دولتی  مقتدر تابع ارزش های انقلاب اسلامی ضمن استفاده عالی از سپردن کار به بخش خصوصی توانا و مبتکر و صادق و مومن ، فضای رشد آنان را فراهم می کند  و‌نقش اساسی در شکل گیری یک اقتصاد جدا از فساد سینمای پیرامونی و رها شده و  عدم کنترل قانونی ایفا می کند . یک تهیه کنندگی حرفه ای و مستقل از نگرش  و نفوذ غرب پرستی و ساختار لاابالی و مازلزل در دفاع از ارزش های بومی و جدا از سیستم نا ایمن بوروکراسی چرکین و نفوذ های ضد اسلامی و... با حفظ همه آزادی های رقابت و خلاقیت و پیشرانی و ابتکار تولیدی و هنری و توزیع و تجارت جهانی بخش خصوصی ، یک پیروزی برای ما خواهد بود بود .

☆☆☆☆

وجه دیگر مزّیت عرصه انیمیشن و پیشرفت کارتون های مختلف  ، آن است که فاصله ما به سینمای تکنولوژیک آمریکا می تواند واقعا از میان برداشته شود و نیازمتد تکنولوژی غرب نباشیم  . اگر ما در صدد  رشد و پیشرفت مستقل دانش بومی هوش مصنوعی باشیم ، در آن صورت بسیاری از داستان های عظیم و جذاب با جلوه های مسحور کننده باب میل نسل جدید می توانیم بسازیم که در سینما هرگز امکان ساختن آن در رقابت با هالیوود وجود نداشت . سینمای ایران بهترین استعداد های داستانگویی اش در خدمت طرح ضد استقلال ایران قرار گرفت و از این طریق و تسلیم محتوایی و روایی به روایت آمریکا و اروپا و‌نفی شرافت و حقیقت و اصول انساتیت  و همسویی با اهداف دشمن مردم و استقلال برای  پذیرش و اقبال جشنواره ها شد و با حراج حیثیت و حق به باطل گروید . اما انتشار جهانی کارتون ها و محبوبیت آن ها حتی به همنوایی با نسل" زد "غرب  می تواند تکیه کند . و سرمایه گذاری در رشد صنعت انمیت از این بابت هم جذاب است و سینمای ما را از انفعال و گوش بفرمانی به سینمایی فعال در جنگ تمدنی با تمدن وحشی شیطان بزرگ  بدل می سازد . و بالاخره  ما را از شرّ رشد ۴۷ ساله  حگمرانی سلبریتی هایی که تا حد مزدوران فرهنگی پنتاگون و اتحادیه اروپا پیش رفتند ،  محفوظ می دارد .

ساختگی بودن واقعیت های تصویری به معنای آن نیست که هیچ وجهی از واقعیات‌ در بارنمایی فیلمیک وجود ندارد ، معناهای رندگی میدنواند در فیلم بارساری شوند و این ها روایت های دروغ از زندگی نیستند.  می توان‌گفت روایت سینمایی می تواند عناصر  مهمی از رخداد های  واقعیت را تبدیل عناصر داستان فیلم کند و در روایت سینمایی آن هارا درون ساختار روایی بگنجاند و با تفسیر و نگاه  فیلمنتمه نویس و کارگردان و حتی اعمال دیدگاه تهیه کننده بدان سمت ک سوی دلخوا دهد این روایت ساخته شده است و خود را ثبت می کند  وچون واقعیت  دیگر  ساخته شده سینمایی عرضه می نماید . 

☆☆☆☆☆

حال در گیم سیاسی قدرت های سلطه گر  زاویه دید سناریوی ، همان زاویه دید حکومت و دست کم جریان غالبی است  که مهار دولت را در دست دارد .فیلمنامه  بر اساس  صحنه واقعیت و با بازیگران واقعی  طبق خواست قدرت ب
ازی ساز نوسته می شود و با پیش بینی حرکات و کنش آنان  داستان رادبه گونه ای پیش می برد که اغراض قدرت  بازی ساز برآورده شود .

نکته ای که در این میان  بسیار مهم‌است ، کارکرد وانموده ها در ساختن و پرداختن داستان است . وانموده ها واقعیت ساخته شده طبق خواست قدرت بازی ساز در فیلمنامه نقش  خود را ایفا می کنند.  مثلا یک مذاکره واقعی با هدف رسیدن به توافق با یک وانموده مذاکره ماهوا فرق دارد . مذاکره در اینجا دروغ نیست در فضای واقعی رخ می دهد اما اصلا چیزی و وسیله ای در خدمت اهداف مثلا تسلیم  یا اغتشاش آفرینی یا سرگرم کردن برای اتفاقی دیگر نظیر یک حمله غافلگیرانه است و اساسا ارزش و معنای یک مذاکره را حمل نمی کند . مذاکره است  اما مذاکره نیست ! 
روایت  در سیاست  و روایت در ادبیات و هنر مثل روایت در نمایش و نقاشی و موسیقی  و  سینما  چه فرقی دارد ؟

☆☆☆☆

 ارسطو نظریه تقلیدی روایت را پایه ریزی کرد . روایت در شعر ، نقاشی ، تئاتر ، تقلیدی از زندگی است .
هنر  برای روایت احتیاج به وسیله و ابزار  تقلید دارد . مثلا در شعر  و داستان وسیله تقلید زبان است .  اما در نگارگری و مجسمه سازی ، نقش پردازی وسیله تقلید از زتدگی و اشیاء است .  وجه دوم  ، موضوع تقلید است . موضوع تقلید ، رفتار انسانی است  و سپس  شیوه تقلید مثلا در شعر از رهگذر روایت  ، آن است که شاعر به شیوه ی خود بیانگری ، از زبان خود روایت می کند ، یا به شیوه دیگر  یعنی از  زبان شخصیتی از شخصیت های داستان که در آن نقش فرو می رود یا تمام شخصیت ها را به صورت زنده و نمایشی در مقام یک‌نمایشنامه نویس( و فیلمنامه نویس   در هنر امروزی سینما ) برابر ما به نمایش می گذارد . 

سینما ، در فیلمنامه و اجرا ، از جهان واقعی ، اشیاء و انسان و کشمکش ها و حالات و رفتار و مسائل و درد و رنج و شادی و پیروزی و شکست و ویژگیهای اقتصادی و کار و معاش و   عواطف ، همه  خصوصیات وجزئیات وجودی و ماهوی ،فردی و اجتماعی ی  آدمی و جامعه بشری استفاده می کند تا روایت داستانی خود را بسازد . در این جا ، دیدن الگوی تقلید از زندگی در نوشتار فیلمیک و در اجرای زنده و نمایشی و بارنمایی آن است .

در جریان تحولات دیدگاهی در هنر ها و دانش ولو دانش فیزیک و مثلا کشف پرسپکتیو و دانش مناظر و مرایا و زاویه دید و ...، نظریه تقلید هم تغییراتی کرد .و مثلا پرسپکتیو بمثابه  روایت را الگو قرار داد.  با تقلید از نمونه ای بنام عمل دیدن ، روایت  برای طبیعی جلوه کردن،  پرسپکتیو را الگد قرار داد‌ . وضعی که شئ ادراک شونده برابر چشم ما دارد ، در بر دارنده ایجاد یک اشتباه مشاهداتی است . به نظر ما هرچه شئ دورتر باشد کوچکتر ویا در ارتفاع کوتاه تر بنه چشم می آید . در حالی که در واقعیت اندازه طول  ده شئ در طول هم  و پشت سرهم یکسان است ، اما برابر چشم ما انان به ترتیب و با تناسب  هرچه دورتر می شوند به چشم ما کوچک تر و کوتاه تر و کوتاه تر به نظر می رسند . این الگو سبب تغییراتی در روش نمایشی و در در سازمان دادن تقلید در هنر نمایشی و طبیعی نما در هنرهای تجسمی و نقاشی شد . دیوید بوردول می تویسد بعدها پرسپکتیو با معانی  گوناگون به فرایافتی محوری در توضیح روایت تبدیل گردید . علم نور شناسی هم با پیشرفتش بر روایت و طبیعی نمایی یاری رساند و در نقاشی به یاری پرسپکتیو بمثابه روایت باور پذیر از اشیا و طبیعی جلوه کردن منطره در یک تابلو  آمد.

یک وجه  پرسپکتیو همچون روایت بستگی پیدا می کند به موضوع وانموده  ‌.
توهم عمق سه بعدی بر سطح دوبعدی، در نقاشی ، بدل به ابجاد توهم عمق صحنه در تئاتر شد. با بهره گیری از ترفندهای  انسداد، همپوشی ، کوچک کردن اندازه هاو  جلوه های حاصل از نورشناسی سایه روشن و ....در پرسپکتیو روایی به طریقی نظم یافته ایجاد حس عمق و سه بعدی بودن را ممکن کرد . نظام های علمی پرسپکتیو ، و ایجاد توهم برای طبیعی نمایی به صورت غیر طبیعی  از رنسانس به قوانین پرسپکتیو خطی و ترکیبی  رایج شد و حاکم‌بر روایت جدید گردید .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها