رخدادهای اخیر و آنچه در دوران «جنگ تحمیلی ۴۰روزه» بر آثار تاریخی ایران، بهویژه در اصفهان گذشت نمونهای روشن از همین واقعیت است؛ واقعیتی که ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی و مدیریتی را بیش از هر زمان یادآور میشود.آمارهای رسمی نشان میدهد در جریان حملات اخیر، ۲۸ اثر تاریخی در استان اصفهان دچار آسیب شدهاند و این خسارتها دو اثر ثبتشده جهانی را نیز در بر گرفته است. میدان نقشجهان که یکی از مهمترین میراثهای تاریخی بشر بهشمار میرود، در چند نقطه دچار صدمه شده و باغ چهلستون نیز از آسیبهای مستقیم مصون نمانده است. در مسجدجامع عباسی، جداشدگی کاشیها و گسیختگیهای سازهای به حدی رسیده که در برخی نقاط احتمال ریزش جدی وجود دارد؛ رخدادی که در شانزدهم اسفند ثبت شد. تنها دو روز بعد، عمارتهای شکلدهنده دولتخانه صفوی نیز براثر اصابت موشک در مجاورت استانداری اصفهان آسیب دیدند؛ آثاری چون تالار اشرف، رکیبخانه، جبهخانه و بخشی از چهلستون هم از این حملات جان سالم به در نبردند. حتی عمارت سعدی با قدمتی نزدیک به یک قرن نیز از این تخریبها بینصیب نماند.
در سطح ملی، ۱۴۱ اثر تاریخی تحتتأثیر قرار گرفتهاند؛ از کاخ گلستان تهران تا محوطههای ارزشمند خرمآباد، که این حجم از خسارات نشان میدهد در بحرانهای نظامی، میراث فرهنگی همواره در معرض تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم قرار دارند. موضوعی که اهمیت مدیریت ریسک، پیشگیری و تقویت زیرساختهای حفاظتی را برجستهتر میکند. ادبیات تخصصی نهادهایی چون ایکوموس، سالهاست بر ضرورت توجه به میراث فرهنگی در بحرانها تأکید دارد. تجربه ایران نیز از زلزله تا جنگ، گواهی است بر اینکه «مدیریت بحران در حوزه میراث» هنوز جایگاه واقعی خود را در ساختارهای تصمیمگیری پیدا نکرده است. با وجود نیروی انسانی متخصص و ظرفیتهای بالای مرمتی در اصفهان و سایر استانها، نبود اولویتبندی، مشکلات مزمن اعتباری و کمبود برنامههای پیشگیرانه باعث شده بسیاری از اقدامها تنها جنبه واکنشی داشته باشد.تقسیم خسارتها به سه لایه «سطحی، میانه و شدید» نشان میدهد که بخشی از آثار بهصورت مستقیم هدف قرار گرفتهاند؛ برای نمونه، ساختمان ثبتشده مجلس سابق در تهران دچار ریزش سقف شده است. همچنین برخی بناهای شاخص مانند مسجد شیخ لطفالله در صورت تشدید درگیریها در معرض تهدید جدی قرار میگیرد. این هشدارها بیانگر نیاز به آیندهنگری بیشتر، ازجمله بررسی امکان جابهجایی مراکز حساس در مجاورت آثار تاریخی مهم، مانند استانداری در کنار چهلستون یا برخی ساختمانهای اداری در اطراف کاخ گلستان است.
ناگفته نماند حفاظت از میراث فرهنگی تنها وظیفه نهادهای دولتی نیست؛ بلکه مسئولیتی اجتماعی ومشترک به شمار میرود. هر دانشجو، پژوهشگر، کاسب، فعال فرهنگی یا کارمند میتواند در تقویت فرهنگ حفاظت سهیم باشد. جهان باید بداند که آثار تاریخی، فراتر از مرزهای جغرافیایی، بخشی ازمیراث مشترک بشریت هستند.آسیب به میدان نقشجهان یا کاخ گلستان، فقط لطمه به تاریخ ایران نیست؛ صدمهای است به حافظه فرهنگی همه مردم جهان و در مقابل، حفظ اصالت آثار، مرمت علمی و حتی نگهداشت بخشهایی از تخریبها بهعنوان «یادمانهای درسآموز»، گوشهای از یک مسئولیت تاریخی است.