گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
مقدمه این جنگ با اظهارات دوپهلو و زهرناک مدیرکل آژانس بهاصطلاح بینالمللی انرژی اتمی آغاز شد. رافائل گروسی به ریسمانی آویزان شده که یک سرش در دست دونالد ترامپ و سر دیگرش در دست بنیامین نتانیاهوست. او با حمایت اصحاب صهیونیسم جهانی بهویژه نتانیاهو و ترامپ امیدوار بود با آویزان شدن به این طناب به دبیرکلی سازمان ملل برسد. از این رو اظهاراتی را بیان میکرد که راه این دو نفر برای آغاز جنگی را که دوست داشتند علیه ملت ایران آغاز کنند هموار نماید. از این رو بر طبل عدم شفافیت برنامه هستهای ایران میکوبید و خواهان دسترسی بیشتر کارشناسان_ بخوانید جاسوسان_ خود به تمام تاسیسات مورد نظرش میشد. او در این زمینه آنچنان رفتار کرد تا ترامپ و نتانیاهو بتوانند ادعا کنند ایران در آستانه ساخت بمب اتمی قرار دارد. در حالی که نه رافائل گروسی، نه نتانیاهو و نه ترامپ تاکنون به این پرسش پاسخ ندادهاند که آیا بمب اتمی خوب است یا بد؟ اگر بد است چرا آمریکا و رژیم اشغالگر قدس به آن مجهزند و ایالات متحده هزاران بمب اتمی را ساخته و در اسلحهخانههای خود انبار کرده و در جنگ جهانی دوم به ادعای خودش به کمک این سلاح، صلح را در جهان مستقر کرده؛ و اگر خوب است چرا ایران نباید به آن نزدیک شود؟ در حالی که جمهوری اسلامی ایران نه بهدلیل تهدیدات آمریکا که به علت فتوای رهبر شهید انقلاب هیچ تصمیمی برای ساخت این اسلحه نداشته است. البته این سه نفر (گروسی، نتانیاهو و ترامپ) نمیتوانند معنی فتوا را بفهمند. همانطور که شاید بسیاری از مسائل دیگر را که مربوط به اسلام و انسان و حقوق بشر و آزادی میشود نیز نمیفهمند. به هر تقدیر، رافائل گروسی با اظهاراتش راه را برای قاتلین گردنکش سرسختی که تاکنون مسئول قتل عامهای متعدد در این منطقه هستند باز کرد؛ بهصورتی که ترامپ و نتانیاهو با صراحت و گردنفرازی اظهار میداشتند ایران تنها چند هفته با ساخت بمب اتمی فاصله دارد و با این اظهارات اقدام خود برای اجرای برنامه کشتار و خونریزی جدید در منطقه را توجیه مینمودند. کشتار و خونریزی جدید که با حمله به ایران آغاز شد، با کشتار و خونریزیهای دیگر این دو نفر که خود را پرچمدار ارزشهای غربی معرفی میکنند تفاوت داشت. جنگ با حمله به دبستان شجره طیبه در میناب آغاز شد و دهها دانشآموز خردسال به خاک و خون غلتیدند و به شهادت رسیدند و بلافاصله دفتر مقام معظم رهبری مورد حمله قرار گرفت تا رهبر انقلاب اسلامی را به شهادت برسانند. البته حمله به رهبران و منتخبان ملتها در تاریخ توسط سران آمریکا کم نبوده است نظیر حمله به سالوادور آلنده رئیسجمهور منتخب مردم شیلی در دفتر کارش با برنامهریزی آمریکا و بهوسیله ژنرال پینوشه یا دستگیری و بازداشت آیتالله کاشانی و دکتر محمد مصدق با برنامهریزی آمریکا و بهوسیله سپهبد زاهدی یا حمله شبانه و مسلحانه به محافظان رئیسجمهور ونزوئلا بهمنظور بازداشت غیرقانونی مادورو رئیسجمهور منتخب ملت ونزوئلا و همسرش توسط ارتش و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا ولی این حمله با آن حملات تفاوتهایی داشت و دارد. اولا در حمله به محل کار رهبر شهید، هدف شهادت رهبر یک انقلاب بود که بیش از 2میلیارد نفر از مردم جهان خود را مسلمان و پیرو عقیده و ایدئولوژی این انقلاب میدانند. ثانیا رهبر شهید انقلاب مرجع تقلید گروه قابل توجهی از شیعیان جهان در سراسر جهان بود و برنامه زندگی آنان با توجه به فتاوای ایشان تنظیم میشده است. ثالثا نحوه شهادت ایشان که از سادات جلیلالقدر حسینی هستند بسیار شباهت به شهادت اجدادشان توسط خلفای اموی و عباسی داشت. عالم مجتهد و مرجع تقلیدی را که فرزند رسولالله(ص) است با لب تشنه و با زبان روزه و در ماه مبارک رمضان همراه با جمعی از اعضای خانوادهاش هدف گرفتند و زیر باران آهن و آتش به شهادت رساندند.
با حمله به دبستان شجره طیبه و دفتر کار مقام معظم رهبری ماشین کشتار ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران به حرکت درآمد و هزاران نفر را شهید و مجروح و معلول ساخت. ترامپ که قول کمک به ملت ایران داده بود، کمکهایش را با جنگندههای اف 35، اف 16، اف 15 و پهپادهای گوناگون بر سر مردم ایران ریخت و کشت و کشت و کشت و گفت: اگر ما وارد جنگ با ایران نمیشدیم ایران الان سلاح هستهای داشت». این در شرایطی بود که بهقول روسیه، آژانس انرژی اتمی هیچ مدرکی از انحراف برنامه هستهای ایران در اختیار نداشته و به قول مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا هیچ مدرکی وجود نداشت که نشان دهد تهران تهدید هستهای قریبالوقوعی را ایجاد کرده است. سنگهایی که در این جنگ گروسی، نتانیاهو و ترامپ بهسوی ملت ایران انداختند به در بسته خورد و رهبر جدید و جوان انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح و ملت، با صلابت پاسخ جنگافروزان را دادند و موج انتقادات مقامات سیاسی غرب از عملکرد ترامپ بالا گرفت و ناگهان گروسی دریافت که به طناب پوسیدهای آویزان شده و با آن نهتنها به کرسی دبیرکلی سازمان ملل نمیرسد که احتمالا در آینده پست فعلیاش را نیز نمیتواند بهراحتی حفظ کند. این است که ناگهان ادبیاتش عوض شده و حالا میگوید: ایران هیچگاه چند هفته یا چند ماه با ساخت بمب اتمی فاصله نداشته. یا میگوید: برنامه هستهای ایران از طریق نظامی متوقف نمیشود تا شاید سکاندارانی که در آینده زمام امور را در ایالات متحده در دست میگیرند به او توجه کنند و اگر بتواند با چاپلوسی و خوشخدمتی به دبیرکلی سازمان ملل برسد و اگر نشد پست فعلیاش را حفظ کند که نان و آب کمی ندارد. در این شرایط بهنظر میرسد اولا ایران تا هنگامی که این آدم در رأس سازمان بینالمللی انرژی اتمی است باید ارتباطش با این سازمان را به حالت تعلیق درآورد و ماموران او را به هیچوجه به کشور راه ندهد؛ مامورانی که بهنظر میرسد بیشتر برای تجسس بهکار گرفته میشوند تا انجام وظایف قانونی خود و ثانیا طرح خروج از انپیتی در مجلس شورای اسلامی به شور گذاشته شود و ثالثا ضمن تجلیل از فداکاریهای جانفشانانه دانشمندان هستهای ایران برنامههای علمی ایران با قدرت و جدیت مورد حمایت قرار گیرد تا حرمت خون شهدای جنگ اخیر بهویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی و شهدای دانشآموز میناب نگهداشته شود. شاید این عکسالعمل سبب شود رئیس آینده آژانس بینالمللی انرژی هستهای که پس از گروسی منصوب میشود، بیشتر به وظایف اداریاش بپردازد تا رویاپردازیهای سیاسی.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
منوچهر متکی در گفتوگو با روزنامه «جامجم» : آمریکا در موضوع هستهای اهلیت ندارد و صرفا به دنبال پیشبرد اهداف خود است
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمد مرندی عضو هیأت همراه تیم مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد مطرح شد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس سازمان نظام پزشکی نقش موثر کادر درمان در جنگ رمضان را بررسی کرد