نتانیاهو در تله فشار دوگانه

بررسی تحولات اخیر در پرونده آتش‌بس میان رژیم‌صهیونیستی و دولت لبنان نشان می‌دهد ارزیابی این توافق، بدون توجه به سابقه رفتاری طرف اسرائیلی، تحلیلی ناقص خواهد بود.
کد خبر: ۱۵۴۸۹۶۹
نویسنده سید رضا صدرالحسینی - کارشناس مسائل غرب آسیا

در حدود پانزده ماه گذشته و در چارچوب توافق آتش‌بسی که با میانجیگری ایالات متحده شکل گرفت، رژیم‌صهیونیستی بیش از هزار بار این توافق را نقض کرده است؛ مسأله‌ای که بیانگر الگوی تکرارشونده بی‌تعهدی در رفتار این بازیگر است. با این حال، در آتش‌بس اخیر، یک متغیر کلیدی بیش از گذشته برجسته می‌شود و آن «عنصر اجبار» در پذیرش آتش‌بس از سوی تل‌آویو است. 

این اجبار، محصول همزمان دو منبع فشار بوده است. در سطح نخست، فشار میدانی و زمینی که از سوی رزمندگان حزب‌الله لبنان اعمال شد، نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد. براساس شواهد موجود، طی حدود ۴۵ روز، بیش از ۲۸۰۰ عملیات علیه مواضع رژیم‌صهیونیستی انجام شد که به وارد آمدن ضربات قابل توجهی به ساختار نظامی این رژیم انجامید. در سطح دوم، عامل بازدارندگی ناشی از آمادگی موشکی جمهوری اسلامی ایران و تنظیم لانچر‌ها به سمت سرزمین‌های اشغالی، در واکنش به نقض تعهدات، به‌عنوان یک اهرم مکمل فشار عمل کرد. این وضعیت در چارچوب یک توافق ضمنی میان ایران و ایالات متحده برای توقف درگیری‌ها قابل فهم است؛ توافقی که در آن، صیانت از جبهه‌های مقاومت، به‌ویژه لبنان، به‌عنوان یکی از شروط کلیدی از سوی جمهوری اسلامی مطرح و مورد پذیرش طرف آمریکایی قرار گرفت. 

با وجود این، رفتار نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو، نشان می‌دهد ملاحظات داخلی، نقش مهمی در نحوه مواجهه وی با این توافق ایفا می‌کند. فشار‌های سیاسی و اجتماعی در داخل سرزمین‌های اشغالی، موجب شده وی در مواردی نسبت به الزامات این توافق بی‌اعتنا عمل کرده و اقدام به حملات نظامی، به‌ویژه در مناطق جنوبی لبنان کند.
حتی ادعا‌هایی نظیر محاصره منطقه راهبردی بنت جبیل نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ هرچند شواهد میدانی حاکی از آن است که این اقدامات، به توقف فعالیت‌های عملیاتی حزب‌الله منجر نشده است. 

در ادامه این روند، فشار‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه در تعاملات اخیر با میانجی‌ها، از جمله طرف پاکستانی، به‌گونه‌ای عمل کرده که در نهایت، نتانیاهو را به پذیرش توقف درگیری‌ها وادار ساخته است. با این حال، پیشینه رفتاری رژیم صهیونیستی، به‌ویژه در نقض مکرر تعهدات، این گزاره را تقویت می‌کند که آتش‌بس موجود، ماهیتی شکننده داشته و احتمال نقض آن همچنان بالاست. از این رو، در محاسبات نیرو‌های مقاومت، فرض بازگشت به درگیری و ضرورت آمادگی برای پاسخ متقابل، یک پیش‌فرض جدی تلقی می‌شود. 

در این میان، باید توجه داشت که نتانیاهو در تلاش است از این مقطع شکننده عبور کند؛ مقطعی که نه‌تنها در عرصه میدانی، بلکه در سطح داخلی نیز با چالش‌های جدی مواجه است. فشار جریان‌های سیاسی مخالف و ناکامی در دستیابی به دستاورد‌های ملموس در مواجهه با ایران و لبنان، موقعیت وی را در داخل تضعیف کرده است. در واقع، یکی از معدود پیامد‌های قابل ذکر این درگیری‌ها، جابه‌جایی اجباری ساکنان مناطق شمالی سرزمین‌های اشغالی بوده که خود به عاملی برای افزایش نارضایتی داخلی تبدیل شده است. 

بر این اساس، نمی‌توان احتمال نقض مجدد آتش‌بس از سوی رژیم‌صهیونیستی را منتفی دانست؛ به‌ویژه آن‌که چنین اقدامی می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای مدیریت فشار‌های داخلی مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل، آنچه معادله را متوازن نگه می‌دارد، سطح آمادگی نیرو‌های مقاومت برای واکنش متناسب و بازدارنده است؛ عاملی که می‌تواند هزینه هرگونه ماجراجویی جدید را برای تل‌آویو افزایش داده و در نهایت، رفتار این رژیم را در چارچوبی محدودتر قرار دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها