پس از ادعای ترامپ مبنی بر پذیرش شروط دهگانه ایران و ورود به فاز دیپلماسی همچون برجام، آمریکا سعی کرد بلافاصله با عهدشکنی_ بهخصوص با ادامه تهاجم به لبنان_ ایران را در موقعیت ضعف نشان دهد و روایت برتری خود را در مذاکره به مخاطبان جهانی و بازارها بقبولاند اما بسته ماندن تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی ایران، ریشه این توهم را خشکاند. در این شرایط با وجود ادامه روند تهدیدات آمریکا و ادعای محاصره کامل دریایی ایران، اختلال در جریان انرژی و افزایش نگرانیها نسبت به کمبود منابع و بالا رفتن قیمتها در آمریکا و اروپا برای واشنگتن چارهای جز بازگشت به مذاکره و پذیرش شروط ایران نگذاشته است تا مانند همیشه از پذیرش مسئولیت در قبال رفتارهای ثباتزدایانه و بحرانیآفرینی خود در سطح جهانی فرار کند. در گفتوگوی پیش رو با دکتر محمد مرندی استاد دانشگاه و عضو همراه هیأت مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد ابعاد این تحولات، دلایل ورود به مذاکرات و چشمانداز پیش رو مورد بررسی قرار گرفته است. متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:

بسیاری این سؤال را دارند که چرا به مذاکره اسلامآباد رفتیم. چون ایران اعلام کرده بود بدون تحقق شرایطی چون آتشبس در لبنان مذاکرات قابل شروع نیست، که ظاهرا هم آمریکا پذیرفته بود اما بعد اجرانشد و مذاکرات صورت گرفت و دیدیم هنوز در لبنان حملات رژیم صهیونیستی ادامه دارد. چه ملاحظات یاضرورتهایی باعث شکلگیری گفتوگوها شد؟
ایران متقابلا به تعهدات خودش عمل نکرد؛ به این معنا که دیدیم تنگه هرمز همچنان تحت مدیریت هوشمند ایران قرار دارد. یعنی ایران اجازه نداد تعداد کشتیهایی که از خلیج فارس خارج میشوند افزایش پیدا کنند. بنابراین کماکان با همان سرعت سابق، اقتصاد جهان بهسمت یک بحران خیلی عظیم پیش میرود. بیتعهدی آمریکا در قبال آتشبس لبنان باعث شد ایران فورا به اصطلاح ارائه تسهیلاتی را که قرار بود برای عبور کشتیها فراهم کند متوقف کندواین ضربه کوچکی نیست. اصلا همه این گفتوگوها از نظر آمریکا بر این اساس بود که تنگه هرمز شرایطش به حالت عادی برگردد. نکته دیگر اینکه بحث آتشبس لبنان توسط نخستوزیر لبنان که خودش دستنشانده ترامپ است بههم خورد. چون او عملا گفته بود میخواهد دنبال آتشبس جداگانه و عادیسازی با اسرائیل باشد و این در روند پیگیری شکلگیری آتشبس توسط ایران اختلال ایجاد کرد.
از طرف دیگر ایران هم الان خودش را برای مرحله بعدی آماده میکند. یعنی بهسرعت دارد توانمندی دفاعی و تهاجمیاش را ارتقا میدهد. خلاصه اینکه هر روز که میگذرد، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، با محروم شدن از تنگه هرمز متضرر میشوند. آنها بهسمت بحران میروند و متعاقبا اقتصاد جهانی هم بهسمت بحران میرود.این یعنی آمریکاو متحدانش ضررهای بزرگی میکنند و اینطورنیست که فقط ایران ضررکرده باشد بلکه قطعا ضرر آنها بسیار بیشتر از ضرر ماست.
حالاخبرهایی شنیده میشود مبنی براینکه قرار است دورجدیدی ازمذاکرات برگزار شود.با توجه به رفتارهای اعتمادزدایانه آمریکاییها چطور میشود وارد گفتوگو با آنها شد؟ فکر میکنید طرف مقابل چقدر جدی است؟
ما کار خودمان را انجام میدهیم. یکی از مشکلاتی که در برجام داشتیم این بود که همان موقع که امضا کردیم، به تعهداتمان عمل کردیم اما بعد دیدیم آمریکاییها به تعهدات خودشان عمل نکردند. این دفعه این کار را نکردیم. دیدیم که آمریکاییها با تبانی نخستوزیر تحمیلی لبنان، ترامپ و نتانیاهو در مسأله لبنان خلف وعده کردند. ایران همان موقع که داشت عبور کشتیها را تسهیل میکرد، آن را متوقف ساخت. یعنی تا آنها خلف وعده کردند، ما هم دیگر به تعهدات خودمان عمل نکردیم. بسته بودن تنگه هرمز یک جنگ خاموش علیه آمریکا و متحدانش است. گلولهای شلیک نمیشود ولی دارد اقتصاد آنها را بهسمت یک بحران جدی میکشاند.
خطوط قرمز ایران که خیلی روی آن تاکید میشود و بدون آنها اصلا توافقی امکانپذیر نیست شامل چه مواردی است؟
هر چیزی که مربوط به امنیت ملی و حقوق مردم باشد، بدون استثنا جزو کف مطالبات ایران است و از آنها صرفنظر نخواهد شد. ما برای همینها جنگیدهایم. بنابراین طبیعی است در میز مذاکره هم متفاوت عمل نکنیم. زمان هم به نفع آمریکاییها نیست. کمبود نفت، الانجی، بنزین، مواد پتروشیمی، کود شیمیایی و هلیم در حال کشاندن نظام اقتصادی جهان بهسمت یک چالش بیسابقه قریبالوقوع است و حل این بحران عظیم، ساده و یکشبه نیست.
برخی انتقاد دارند ومیگویندآمریکا برای کاهش قیمتها بهسمت گفتوگو آمده اماشمامیگویید زمان به نفع آمریکا نیست؟
بازی با قیمتها، عملیات روانی و ایجاد جو روانی میتواند در کوتاهمدت کمک کند اما واقعیت این است که هر روز کمبود میلیونها بشکه نفت در بازار بیشتر احساس میشود و کمبود انرژی معضلی رو به رشد است. کافی است مروری بر اخبار و پیشبینیهای کارشناسان و مؤسسات تحقیقاتی جهانی و اظهارات صریح رهبران جهانی کرده و روند بازارها را مشاهده کنید. بنابراین بدون شک غرب بهسمت یک بحران عظیم پیش میرود. درست است که گلولهای شلیک نمیشود اما بسته بودن تنگه هرمز و این کمبودها هر لحظه بیشتر میشود و با رویهای که ترامپ و نتانیاهو اتخاذ کردهاند، شرایطی انفجاری برای اقتصاد جهان در حال شکلگیری است.
مذاکره اگر ادامه داشته باشد، در فضایی انجام میشود که همزمان فشار و تهدید هم وجود دارد. یعنی آنها ادعای محاصره دریایی را دارند. واکنش ایران و تیم مذاکرهکننده ایرانی نسبت به این رویه چه باید باشد؟
الان جنگ است و اینها فعلا به زعم خودشان به این شکل در حال جنگند. این مسائل از سوی ایران از قبل پیشبینی شده و ایران خود را برای مدیریت اقدامات طرف مقابل آماده کرده است. دیدیم که قرارگاه خاتمالانبیا دیروز خطاب به آمریکا اعلام کرد چنانچه به اقدام غیرقانونی در محاصره دریایی در منطقه ادامه دهند، ایران اجازه نخواهد داد هیچگونه صادرات و وارداتی در منطقه خلیجفارس، دریای عمان و دریای سرخ انجام شود. در همین حال، آنچه روی زمین قابل مشاهده است، این است که ماجراجوییهای آمریکا قیمت نفت را افزایش داده و درآمد نفتی ایران را بالا برده. چنانکه دیدیم آنها از ترس بالاتر رفتن قیمت نفت، تحریم نفت روی آب ما را لغو کردند که باز هم به نفع ما شد. بدین ترتیب الان وضعیت درآمدی ایران بسیار خوب است و میتواند این شرایط را بهراحتی تحمل کند و اساسا ایران مدتهاست تحت تحریم حداکثری، برنامههای خود را بهسوی اقتصاد بدون نفت پیش میبرد و تابآوری بالای اقتصادی ما در این شرایط بیانگر موفق بودن کشور در این عرصه است. در همین حال، آمریکا و متحدانش غافلگیر شدهاند و حالا باید پاسخگوی کمبودهایی باشند که در بازار جهانی ایجاد شده است. ادعای اخیر ترامپ علیه ایران در مورد محاصره دریایی هم فقط به تشدید این چالش به ضرر خودشان منجر میشود و سرعت حرکتشان بهسمت یک بحران عظیم اقتصادی بیشتر شده است.
روز چهارشنبه جی.دی ونس معاون ترامپ گفت که دولت آمریکا دنبال «معامله بزرگ» با ایران است، نه «توافق کوچک». منظورشان از معامله بزرگ چیست؟
نمیدانم. من مثل بسیاری دیگر کوچکترین خبری از درون کاخ سفید ندارم. آنچه برای جمهوری اسلامی ایران مهم است، حقوق مردم کشور و همچنین امنیت متحدانش است و از این صرفنظر نخواهد کرد. بنابراین هر نوع توافقی مستلزم این است که آمریکا بپذیرد در جبهه نبرد موفق نشده و طبیعتا توافق زمانی پذیرفته میشود که شروط ایران در آن لحاظ شود.
با توجه به این شرایط، سطح توقع از مذاکرات احتمالی پیش رو اگر صورت بپذیرد و آمریکا صداقت نشان دهد که البته بعید است باید در چه حد باشد؟
بالاخره آمریکاییها طرح ایران را بهعنوان محور مذاکره و چارچوب گفتوگو پذیرفتهاند. آقای ترامپ در شبکه اجتماعی خود به این موضوع تصریح کرد و جهان هم آن را دید اما بعد سخنگوی کاخ سفید آن را نفی کرد. این نشان میدهد به آمریکا نمیشود اعتماد کرد و دروغ میگوید. همین مسأله باعث شده مذاکرات به نتیجه نرسد.
در عین حال، تنگه هرمز همچنان بسته است و ایران آن را باز نکرده. اصلا علت اصلی مذاکراتی هم که شکل گرفت تقلای آمریکا برای باز کردن تنگه بود که دیدیم این نشده و تا زمانی که طرف صداقت نشان ندهد و در عمل شروط ایران را پذیرد، رویه به همین شکل ادامه دارد. حالا هم که آمریکا تصمیم گرفته خودش اقدام به محاصره ایران کند که این عملا بحران ناشی از بسته بودن تنگه را تشدید میکند. بنابراین آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند شرایط اقتصاد جهانی یا حتی اقتصاد خودش را بهبود ببخشد بلکه با این رفتارها اوضاع را بدتر میکند. آینده مذاکرات بستگی به رفتار غربیها، بهویژه آمریکا، بر سر میز مذاکره دارد. آمریکا در جنگ شکست خورد و نمیتواند در میز مذاکره انتظار داشته باشد چیزی را که در جنگ بهدست نیاورده، در مذاکرات بهدست بیاورد.