
امروز کشور عزیز و بی نظیر ما ایران با یکی از سنگینترین مصائب ممکن در تاریخ مواجه شده است.
مصائبی که دل هر انسان آزادهای را به درد میآورد و چشم وجدان بشریت را به اشک و خون مینشاند.
امروز دشمنان تاریخی ایران، دست به دست عوامل خود در داخل دادهاند تا از ایران جز خاکی ویران برجانگذارند.
آنچه اسباب حیرت و شگفتی است، این است که کشوری پیش چشم مردم جهان، مورد تجاوز قرار میگیرد و رهبر و زمامداران و دانشمندان آن ترور میگردند و مردمی بی گناه از دختران مدرسهای تا کارگران کارخانههای غیر نظامی کشته میشوند، اما هیچ صدای اعتراضی از هیچ جای جهان، شنیده نمیشود.
مگر البته استثناهایی که (بسیار ارزشمند و دلگرم کنندهاند) صدایشان در غوغای رسانههای تحت سلطه و جیره خوار گم میشود.
در این جنگ و هجوم و تجاوز که کارگردان آن اسرائیل است و هنرپیشه نقش اول آن رئیس جمهور آمریکا، بهانه یا محمل یا شعار مهاجمین، رهایی مردم ایران از حکومت استبدادی و تروریستی است.
مهمترین و اصلیترین سؤال این است که چه کسی از آمریکا و اسرائیل، تقاضای کمک کرده است؟!
و اساسًا چنین مأموریتی از کجا به این دو کشور متجاوز داده شده است؟!
جهان چگونه تحمل میکند که بزرگترین فاجعه تاریخ اتفاق بیفتد تا منافع اقتصادی عدهای معدود به بار بنشیند و قدرت نمایی و زیاده طلبی عدهای محقق شود؟!
کسانی با شعار صلح طلبی، بخش عمدهای از جهان را درگیر جنگ بسازند و مردم نظامی و غیرنظامی کشور خود و دیگر کشورها را به کشتن بدهند که از چه خطر و آسیبی پیش گیری کنند؟!
مگر خطری سنگینتر از جنگ و آسیبی دهشتناکتر از کشته شدن هزاران انسان و نابودی همه هستی و زندگی و دارایی شان در جهان وجود دارد که برای پیش گیری از وقوع آن، چنین فاجعهای رقم بخورد؟!
نفس این شعار:جنگ و تجاوز برای رهایی مردم ایران، بیشترین بار تحقیر را بر مردم ایران تحمیل میکند.
مگر مردم ایران سفیه یا نابالغاند که نیازمند وکیل یا کفیل باشند؟!
این فقط مردم" ایران"اند که حق تعیین سرنوشت خود را دارند و مردم ایران، هرگز دست استمداد به سوی قوای متجاوز دراز نمیکنند.
مردم ایران فهیمتر از آنند که فریب شعارهای پوچ و بلاهت آمیز را بخورند و سلطه و استعمار و استثمار خارجی را جایگزین استبداد داخلی کنند.
کدام انسان شریفی از دخالت وحشیانه تجاوزگران به خاک کشورش استقبال میکند؟
کدام انسان عاقلی به هجوم دشمنان ویرانگر خوشامد میگوید؟
کشتن مردم با شعار حمایت از مردم، نمایش تلخ و مضحکی است که فقط کسی مثل ترامپ میتواند آن را کارگردانی کند و نیز البته آن کسی که ترامپ را کارگردانی میکند.
من سالها پیش شخصیتی از این دست را در رمان "دموکراسی یا دموقراضه"* ترسیم کردهام.
اگر کسی بخواهد بفهمد که در گذشته برما چه گذشته و اکنون بر همگان چه میگذرد این رمان را بخواند.
کسی که حتی دغدغه منافع کشور خودش را هم ندارد، چگونه میتواند مدعی یاری رساندن به مردم کشور دیگری باشد؟!
کدام یک از این شعارهای قلابی میتواند تجاوز به خاک یک کشور و نابود کردن تمام هستی یک ملت را توجیه کند؟!
کسی تمام جهان را به آشوب بکشد و کشورها و ملتهای متعددی را درگیر جنگی خان و مان سوز کند با این شعار دروغین و عوام فریبانه که میخواهد صلح را بر جهان حاکم کند؟!
در جهانی که هیچ ابزاری برای مهار کردن ظلم و تجاوز وجود ندارد و نه عقل و منطق و حقوق بشر که زور و قدرت حرف اول و آخر را میزند چگونه میتوان زندگی کرد و نفس کشید و شب، آرام و بی دغدغه خوابید؟!
مگر که پیش از آن وجدان و احساس و عاطفه به خوابی عمیق فرو رفته باشد.
مطمئن باشید که این جنگ افروزی و جهان سوزی به ایران و خاورمیانه محدود و منحصر نخواهد ماند و دامن همه مردم جهان را خواهد گرفت همچنان که هم اکنون نشانهها و ترکشهای آن آشکارا به چشم میآید.
آنچه مسلم است در نهایت قوانین فوق بشری کار خودش را میکند و قلدران و سرکشان را بر جای خود مینشاند و از آنان تاوان میستاند؛ و ستمدیدگان را به حقوق خود میرساند.
اما این قوانین چیزی از وظایف ما کم نمیکند.
پس بیایید پیش از آن که بیش از این دیر شود، کاری بکنیم.
با آرزوی بهترینها.