گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
به گزارش جامجمآنلاین، ابتدا علیرضا زادبر، برنامه را با سخنی از «مردم» آغاز کرد و گفت: مردم لایۀ دیگری از پدافند مهم ایرانیان است. یک سوی میدان جنگ امکانات نظامی و موشکی است و سوی دیگر آن، خیابانها و نقشآفرینی مردم در یک ماه پس از شهادت رهبر انقلاب است.
بسیج مردمی در ۴۷ سالگی یک انقلاب بیسابقه است
شهریار زرشناس که خودش هر شب در تجمعات خیابانی حاضر است و در میدانهای مختلف شهر تهران سخنرانی دارد، با هیجان وصف نشدنی از پتانسیل بسیج مردمی انقلاب اسلامی بعد از چهل و هفت سال گفت. چیزی که به باور او در تاریخ انقلابهای دنیا بیسابقه است.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره به مقایسۀ انقلاب اسلامی با انقلابهای بزرگ تاریخ از همین وجه پرداخت و گفت: این پدیده در انقلابهای فرانسه یا اکتبر روسیه دیده نشد. انقلاب فرانسه که در ۱۷۸۹ رخ داد، مراحل مختلفی را طی کرد و سرانجام در سال ۱۷۹۹ با کودتای ناپلئون به امپراتوری ختم شد.
۵۰ سال بعد از انقلاب فرانسه، یعنی حدود سال ۱۸۴۰، دیگر اثری از میراث آن انقلاب و حضور تودهای نبود؛ سلطنت بازگشته بود و خاندان بوربونها بر سر کار آمدند، انقلاب ژوئیه ۱۸۳۰ رخ داده و وقایع دیگری رقم خورده بود.
او ادامه داد: در انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز وضعیت مشابهی حاکم بود. ۵۰ سال بعد (۱۹۶۷) بوروکراتهای حزبی بر سر کار بودند و دیگر خبری از آن ارتباط ارگانیک با مردم و شور انقلابی نبود. این استمرار در ایران واقعاً بینظیر است. در هیچ انقلابی این اتفاق بینظیری که در ایران شاهدیم، وجود نداشت.
پژوهشگر فلسفه گفت: اینجا تاریخ دارد رقم میخورد. این رخدادی است که شاید در هر چند صد سال یکبار هم رخ ندهد. بعدها در کلاسهای جامعهشناسی سیاسی و انقلاب باید تدریس شود که چگونه انقلاب اسلامی در ۴۷ سالگیاش، دوباره چنین قدرت بسیج تودهای شگفتانگیزی را به نمایش گذاشته است. برای این لحظه باید تئوریپردازیها انجام شود و نظریاتی تولید شود.
بحران سرمایه اجتماعی و فروپاشی غلط بود
در ادامه علیرضا زادبر، میزبان برنامه با اشاره به تحلیلهای موجود دربارۀ جامعۀ ایران مانند «فروپاشی اجتماعی» و «جدایی حاکمیت از مردم» و «بحران سرمایۀ اجتماعی» پرسید: ریشۀ رفتار امروز مردم چیست؟ آیا آن تحلیلها غلط بود یا خون رهبر شهید باعث تحول شد؟
زرشناس در پاسخ به این پرسش، هر دو عامل را موثر دانست. او ابتدا به نادیده گرفتن پایگاه اجتماعی تمدنی ایران توسط تحلیلگران، جامعهشناسان و بقیه اشاره کرد و گفت: اولاً آن تحلیلها غلط بود، زیرا پایگاه اجتماعی تمدن نوین ایرانیاسلامی را نمیدیدند. تمدنی در حال زایش است که معمار این نظم تمدنی، حضرت آیتالله شهید، امام خامنهای بود. تحلیلگرانی که صرفاً تئوریهای غربی را ترجمه میکردند یا رسانههای امپریالیستی و صهیونیستی، تنها لایۀ فوقانی طبقۀ متوسط مرفه و تکنوکراتها و آکادمیسینها را میدیدند و گمان میکردند «مردم» یعنی فقط این قشر، چون آنها صدا داشتند و تودۀ اعماق جامعه صدایی نداشت.
او افزود: «این تحلیلگران یا ژورنالیستهای متاثر از آنها، فقط تئوریها و مشهورات غربی مدرن را ترجمه میکردند و شرح میدادند، تازه اگر سوادش را داشتند که شرحش بدهند. اغلب غلط و دستوپاشکسته همان تئوریهای غربی را میفهمند. فضا به کمک رسانههای دروغپراکن دشمن مثل اینترنشنال در دست این طیف بود.
آن تئوری که مردم را نادیده میگرفت، به عدالت هم بیتوجه بود
زرشناس سپس به عامل دوم پرداخت و گفت: همان تئوریهای غربیای که مردم را نادیده میگرفت، در سیاستگذاری هم عدالت را نادیده میگرفت. سیاستهای نئولیبرالی و تکنوکراتیک که در دو سه دهۀ اخیر اجرا شد، باوری به مردم و عدالت اجتماعی نداشت و عملاً باعث نوعی سیاستزدایی شد. در واقع عرصه را از مردم گرفت. نئولیبرالیسم برخلاف ادعای دموکراسی، مردم را دور میکند، زیرا معتقد است حکومت هیچ مسئولیتی در قبال معیشت و عدالت جامعه ندارد.
این پژوهشگر فلسفه با نگاهی هگلی، در تبیین حضور و ایستادگی مردم در برابر این جریان غربزده و سیاستهای نئولیبرالی گفت: با این حال، پیوند هویتی مردم در ناخودآگاه تاریخیشان برقرار بود، هرچند به دلیل این سیاستها کمرنگ شده بود. آنچه این رشته را دوباره مستحکم کرد، شهادت مظلومانۀ امام خامنهای بود. ایشان در آخرین سخنرانی خود در ۲۸ بهمن که بسیار حکمتآموز بود گفتند مردم در خیابانها مبعوث خواهند شد. این دریافت از سنخ دانش حصولی نیست، بلکه یک «بصیرت» و حکمت است. شهادت ایشان «راز خون» را آشکار کرد. تصویری که رسانههای بیگانه از ایشان ساخته بودند با واقعیت زندگی ساده و شجاعانۀ ایشان در مرکز شهر و خانهای معمولی، در تضاد بود. این شهادت، خون تازهای در رگهای نهضت جاری کرد و آن قدرت پنهان در ناخودآگاه ملت را به فعلیت رساند. به تعبیر هگلی، روح مطلق که «در خود» بود، «برای خود» شد و شهادت عامل این بیداری بود.
شهادت رهبر انقلاب مولفههای هویتی ایرانی را احیا کرد
زادبر، استاد دانشگاه و میزبان جریان، در کنار شهادت رهبری به وقایع دیگری مانند شهادت ۱۷۰ دانشآموز میناب و جنایت ناو دنا و حمله به زیرساختها و پلها اشاره کرد و سپس زرشناس ادامه داد: تجاوز خارجی با این سطح از بربریت، هرگونه فریب تبلیغات حقوق بشری غرب را از بین برد.
عضو هیئت علمی دانشگاه سوره با مقایسه ایستادگی ایران امروز و ایران ۱۳۲۰ گفت: در شهریور ۱۳۲۰ نیز به ایران حمله شد، اما مردم متحد نشدند، زیرا آن زمان رشته پیوند میان نظام سیاسی و هویت ملی وجود نداشت و مردم سرکوب شده بودند. اما انقلاب اسلامی این پیوند را احیا کرد. دفاع مقدس هشتساله اولین جنگ کبیر میهنی ما بود.
جنگی که تحت گفتمان انقلاب شکل گرفت. بعد از آن جنگ، مردم در برابر هر تهدیدی ایستادگی میکنند. پیش از انقلاب پیوندی میان نظام سیاسی و هویت مردم وجود نداشت. اکنون نیز ما درگیر یک «دفاع مقدس تمدنی» هستیم. شهادت حضرت آقا و سبعیت امپریالیسم، آن مؤلفههای هویتی را دوباره شکوفا کرد.
جمله «مردم مبعوث میشوند» از سنخ حکمت بود
زرشناس در ادامه درمورد جنس سخنان رهبر شهید، مخصوصاً سخنرانی ۲۸ بهمن و بعثت مردم برای کنار زدن مشکلات، گفت: این از سنخ حکمت است. این از سنخ فلسفه و ساینس و ادراکات حصولی و اینها نیست. این از سنخ ادراکات حضوری و اشراق است، از سنخ دریافتهاییست که فقط با حکمت میشود به آن دست یافت، با فلسفه نمیشود به این خرد رسید. حرفی گفته میشود و بلافاصله اتفاق میافتد. مردم در خیابانها مبعوث میشوند.
شهریار رزشناس که سابقه همکاری با شهید آوینی در مجلهی سوره را هم دارد، ادامه داد: این اتفاق یادآور سخن شهید آوینی با عنوان «راز خون» است. رازی در خون نهفته است و شهادت این راز را آشکار میکند. شهادت قهرمانانه رهبر انقلاب، تصویری که رسانههای امپریالیستی و صهیونیستی ساخته بودند را کنار زد.
ایشان در کمال سادگی در یک خانهی معمولی، در وسط شهر، در اوج تهدیدات و جنگ، زندگی میکرد. این نشانهی شجاعت، اقتدار و صلابت است. این از ویژگیهای مردان مختار تاریخ است. این شهادت خون تازه در رگهای نهضت و جنبش است. شهادتی که در تاریخ ما هم وجود دارد.
شهادتی از جنس عاشورا و کربلا. شهادتی که به وسعت یک تاریخ استمرار میبخشد. اینجا هم شهادت امام باعث مبعوث شدن مردم شد. ناخودآگاه تاریخی تکتک ایرانیان، مؤلفههای هویتی عالم ایرانی اسلامی که عملاً انقلاب اسلامی تبلور و تجسم و رستاخیز آن مؤلفههاست و در جامعه جاری است، با شهادت رهبر انقلاب به فعلیت میرسند و آشکار میشوند.
پروژه ملتسازی پهلوی شکست خورد
در ادامه علیرضا زادبر به اتحاد و یکپارچگی اقوام و مذاهب در این نبرد تمدنی اشاره کرد که نقشههای تجزیهطلبانهی دشمن را نقش بر آب کرد.
زرشناس این اتفاق را حاصل ملت بودن ایران دانست و پاسخ داد: انسان ایرانی به مثابۀ «ملت» به معنای حقیقی، در دوران پس از انقلاب متولد شد.
وی با بازخوانی ریشهی مدرن ملت به تمایز ملت ایران پرداخت و گفت: تلقی مدرن و سکولار از «دولت-ملت» که ریشه در اندیشههای ماکیاولی و ژان بُدن دارد، از قرن ۱۶ و ۱۷ میلادی آغاز شده است، مفهوم ملت را با فلسفه سیاسی غرب تعریف میکند که سکولار است.
در دوران پهلوی و سیطره شبه مدرنیته در ایران، رژیم شاه تلاش کرد با باستانگرایی همان مفهوم ملت سکولار را بازتولید کند و جایگزین هویت و عالم ایرانیاسلامی کند، جشنهای ۲۵۰۰ ساله هم برای همین بود. این پروژه تا حد زیادی شکست خورد.
زعامت رهبر شهید انقلاب، نظم سیاسی و ملت ساخت
زادبر با اشاره به کوچ دادن عشایر توسط رژیم پهلوی گفت: همان عشایری که رضا خان بسیاری از آنها را ذیل همین پروژۀ دولتملتسازی کوچ داد، اکنون در کوه و دشت با تفنگ برنو به دنبال خلبان متجاوز هستند و دلیرانه به سمت هلیکوپترهای پیشرفته و مهاجم شلیک میکنند.
زرشناس ادامه داد: بله، پروژه ملتسازی پهلوی تا حد زیادی شکست خورد، چون با اعماق هویت ایرانی ناسازگار بود. انقلاب اسلامی ورژن جدیدی از هویت ایرانیاسلامی را ارائه داد. انقلاب اسلامی رستاخیز هویتهای ایرانیاسلامی علیه سیطرۀ مدرنیته بود.
با وقوع انقلاب اسلامی، هویت ایرانی ظهور تازهای در تاریخ پیدا کرد، ظهوری متفاوت از عصرهای صفویه و زندیه. در دوران امام خمینی (ره) این حرکت، جنبۀ سلبی نسبت به نظم قدیم و مدرن داشت، اما در دوران امامت شهید آیتالله خامنهای، زمینهساز یک نظم تازه شد. این نظم جدید، ملتی را ساخت که ارادۀ تاریخی دارد و عمل میکند. منبع این اراده، هویت ملی و دینی و برگرفته از عالم ایرانیاسلامی است و افق آن عدالتطلبی است. معمار این تحول، امام شهید بود. اکنون هم در خیابانها احیا شده است.
هدف دشمن «دانشزدایی» است
علیرضا زادبر، با اشاره به سخن امام شهید که جمهوری اسلامی را دژ دین و دانش دانسته بود، از چرایی حملۀ دشمن به دانشگاههای ایران سوال کرد و گفت: تا کنون دشمن غربی به هجده دانشگاه و تعداد زیادی موسسۀ علمی و پژوهشی و تحقیقاتی حمله کرده است.
عضو هیئت دانشگاه سوره پاسخ داد: هدف دشمن «دانشزدایی» از ایران است. عدهای گمان میکردند این دشمن به قوانین بینالمللی پایبند است و میتوان با آن مذاکره کرد. عدهای که به دشمن التماس کردند تا به ایران حمله کند. الان همه میبینند که دشمن دنبال دانشزدایی از ایران است.
رهبر شهید بهدرستی میدید که «دین» و «دانش» دو قطب قدرت ما هستند. دین، استمرار هویتی و شجاعت میبخشد و دانش، قدرت دفاعی و تکنولوژیک مانند موشکهای سجیل و پهپادها را فراهم میکند. انگیزههای دینی و ملی به مردم ایستادگی میدهد تا با تحمل تمام سختیها به خیابان بیایند و از استقلال و امنیت دفاع کنند. این انگیزهها از هم جدا نیستند و دولت-ملت بعد از انقلاب اسلامی بر اساس همان امت-امامت است.
مسیر انقلاب صنعتی از استقال و توان نظامی میگذرد
او افزود: در ایران، یک انقلاب صنعتی با تکیه بر ظرفیتهای نظامی و بومی رخ داده است. ما شبکۀ تولید ملی و بومیِ موشک و پهپاد داریم، این یعنی انقلاب صنعتی. مسیر انقلاب صنعتی خیلی از کشورها از نقطۀ نظامی آغاز شده است. این مسیر، مشابه صنعتی شدن پروس در زمان بیسمارک یا تحول ژاپن است. پروس، هستۀ اصلی آلمان است. آلمان صنعتی امروز از صنعتی شدن پروس ایجاد شده است. ما در صنعت هستهای و نیروگاهی به خودکفایی رسیدهایم. البته استقلال هزینه دارد.
چین و روسیه نیز برای رسیدن به توانمندی فعلی، دههها جنگ و سختی را پشت سر گذاشتند. چین، سه مبارزه با استعمارگران را تجربه کرد؛ استعمارگران ژاپنی، فرانسوی و انگلیسی. روسیه هم قبل از انقلابش و هم بعد از انقلابش جنگید. رفاه و بهروزی اقتصادی، بدون استقلال و توانمندی ممکن نیست. حملۀ امپریالیسم به ما دقیقاً به دلیل همین حرکت در مسیر استقلال بود.
پارادایم باید به سمت عدالتطلبی و توجه به مردم تغییر کند
در ادامه میزبان برنامه از آیندۀ ایران و موقعیت مردم ایران پس از پیروزی در این جنگ پرسید.
زرشناس پاسخ داد: به نظر من، نوع تعامل لایههای مدیریتی با مردم باید تغییر کند. مدیریت سیاسی ما بر پایۀ نظام «امت و امامت» است که بیشترین پیوند را با مردم دارد، اما لایههای میانی و برخی مدیران که از نسخههای لیبرال و بوروکراتیک استفاده میکردند، معیشت و عدالت اجتماعی را نادیده گرفتند. پس از پیروزی در این جنگ، مطالبات مشروع این مردم که از موجودیت کشور دفاع کردند، باید شنیده شود.
او ادامه داد: اشتباه نشود. حرف من با اصلاحات مدنظر نئولیبرالها متفاوت است. آنها به دنبال آتشبس و عقبنشینی هستند و سیاستهایشان باعث همان سیاستزدایی شده است. حرف من برعکس است.
تفکر انقلابی که در عرصۀ نظامی چنین شاهکاری آفرید باید در عرصۀ اقتصاد و فرهنگ نیز جاری شود. این روح عدالتطلبی و توجه به مردم باید محور سیاستگذاریها قرار گیرد.
تفکر انقلابی باید وارد عرصۀ اقتصاد شود تا مردمی که پای ولایت و امام خامنهای ایستادهاند، ثمرۀ آن را در زندگی خود ببینند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد