یکی از موضوعات مهم دیدار آتی رؤسای جمهور آمریکا و چین مسأله تبعات اقدام خصمانه کاخ سفید علیه ایران است

سایه هرمز بر دیدار ترامپ - شی

آتش‌بسی که پس از جنگ ۴۰روزه و در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی برقرار شده بیش از آن‌که نشانه پایان تنش باشد، نشانه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت‌های ژئوپلیتیکی است. در چنین فضایی، دیدار پیش ‌روی رؤسای جمهور آمریکا و چین در پکن که قرار است در آینده نزدیک انجام شود تنها یک ملاقات دوجانبه نیست بلکه صحنه‌ای است که در آن آینده موازنه قدرت جهانی و معادلات امنیتی غرب آسیا همزمان مورد بازتعریف قرار می‌گیرد.
آتش‌بسی که پس از جنگ ۴۰روزه و در پی تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی برقرار شده بیش از آن‌که نشانه پایان تنش باشد، نشانه ورود به مرحله‌ای پیچیده‌تر از رقابت‌های ژئوپلیتیکی است. در چنین فضایی، دیدار پیش ‌روی رؤسای جمهور آمریکا و چین در پکن که قرار است در آینده نزدیک انجام شود تنها یک ملاقات دوجانبه نیست بلکه صحنه‌ای است که در آن آینده موازنه قدرت جهانی و معادلات امنیتی غرب آسیا همزمان مورد بازتعریف قرار می‌گیرد.
کد خبر: ۱۵۵۰۷۶۷
 
در مرکز این صحنه، نام یک گذرگاه حیاتی بیش از هر عامل دیگری دیده می‌شود؛تنگه هرمزکه نه‌تنها شریان انرژی جهان بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت در معادلات بین‌المللی است؛ تنگه‌ای که اکنون و در پی جنگ تحمیلی سوم و آغاز کارزار دزدی دریایی آمریکا ازایران به روی جهانیان مسدود شده وهمین اقدام تبعات زیادی برای دشمنان ایران‌داشته است.
   
تنش، پیش از بازآرایی قدرت‌ها 

آتش‌بس کنونی را نمی‌توان به‌معنای پایان درگیری‌ها تلقی کرد. این آتش‌بس درواقع نوعی«وقفه عملیاتی» است که بازیگران اصلی برای بازتنظیم راهبردهای خود به آن نیاز دارند. آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی بازسازی توان نظامی و ترمیم بازدارندگی آسیب‌دیده خود هستند.در چنین شرایطی ورود چین به‌عنوان یک بازیگر فعال دیپلماتیک نشانه‌ای از تغییر تدریجی قواعد بازی است. پکن که تا سال‌های اخیر عمدتا از ورود مستقیم به بحران‌های امنیتی غرب آسیا پرهیز می‌کرد، اکنون به‌دلیل وابستگی عمیق به انرژی این منطقه، ناگزیر از ایفای نقش فعال‌تر شده است. 
در همین راستا چندی قبل نماینده چین در سازمان ملل اعلام کرد مسأله بحران در تنگه هرمز یکی از دستور کارهای مهم دیدار رؤسای آمریکا و چین خواهد بود. پیش از این نیز شی جین پینگ رئیس‌جمهور این کشور علنا خواستار پایان کامل جنگ و امنیت ورود و خروج به تنگه هرمز شده بود. شواهد نشان می‌دهد چین که بارها آمریکا را به‌دلیل حمله به ایران مذمت کرده با کارزار دزدی دریایی این کشور در دریای عمان مخالف است. در همین راستا وقتی آمریکا از تحریم‌های جدید علیه شرکت‌های چینی که با ایران همکاری می‌کنند خبر داد، پکن اعلام کرد این تحریم‌ها را رعایت نخواهد کرد و آنها را غیرقانونی و نقض حقوق بین‌الملل می‌داند.
   
هرمز؛ جایی که اقتصاد جهانی به سیاست گره می‌خورد 

تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست بلکه نقطه تلاقی اقتصاد و امنیت جهانی است.بخش قابل‌ توجهی از نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه ناامنی درآن بلافاصله به افزایش قیمت انرژی،بی‌ثباتی بازارهاوتشدید رقابت میان قدرت‌ها منجر می‌شود.این وابستگی برای چین حیاتی است. اقتصاد این کشور بدون جریان پایدار انرژی از غرب آسیا، با اختلالات جدی مواجه خواهد شد. از همین رو مقامات چینی به‌صراحت بر ضرورت حفظ ثبات در هرمز و جلوگیری از هرگونه تنش تاکید کرده‌اند.دیدار دونالد ترامپ و شی جین پینگ در چنین بستری، به‌معنای واقعی کلمه به‌دلیل تحولات بعد از جنگ آمریکا و رژیم صهیونی می‌تواند به بستری برای فشار بر آمریکا جهت کاهش تنش بینجامد و ایران نیز از این مسأله استفاده کند.چین ‌دنبال ثباتی است که جریان انرژی را تضمین کند و به‌خوبی می‌داند آمریکاعامل این بی‌ثباتی شده است. 
   
ایران؛ از موقعیت جغرافیایی تا اهرم راهبردی 

در این معادله پیچیده، جمهوری اسلامی ایران در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند به یک بازیگر اثرگذارتر در معادلات جهانی تبدیل شود. اشراف جغرافیایی ایران بر تنگه هرمز، به آن ظرفیتی داده که کمتر کشوری در جهان از آن برخوردار است.اما اهمیت ایران تنها به جغرافیا محدود نمی‌شود. تجربه مقاومت، توانمندی‌های منطقه‌ای و شبکه‌ای از پیوندهای سیاسی و امنیتی، ایران را به یکی از ارکان معادلات غرب آسیا تبدیل کرده است. فرصت‌های ناشی از فشار روی اقتصاد جهان اکنون در برابر ایران است و دیپلمات‌های ایرانی به‌خوبی می‌توانند از آن استفاده کنند.همکاری با چین در مهار تنش‌ها در منطقه و تبدیل آتش‌بس شکننده کنونی به یک معادله تضمین شده برای پایان جنگ، تداوم همکاری‌های اقتصادی با پکن_ به‌ویژه در حوزه انرژی_ با وجود فشارهای تحریمی و تثبیت جایگاه ایران به‌عنوان وزنه‌ای مهم در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا و ورود به نظم جدید منطقه‌ای و جهانی از جمله این موارد هستند. 
   
فراتر از بحران؛ ایران در مسیر نظم چندقطبی 

تحولات جاری را باید در چارچوب یک تغییر بزرگ‌تر دید؛ حرکت تدریجی جهان به‌سوی نظمی که در آن قدرت میان چند قطب توزیع می‌شود. در این نظم، کشورهایی مانند چین و روسیه دنبال ایجاد توازن در برابر سلطه آمریکا هستند و ایران به‌عنوان یکی از بازیگران مهم منطقه‌ای، جایگاهی ویژه در این راهبرد دارد.عضویت ایران در بریکس وشانگهای نشانه‌ای از همین تغییر است. این سازوکارها، امکان همکاری اقتصادی و امنیتی خارج از چارچوب‌های تحت سلطه غرب را فراهم می‌کنند و به کشورها اجازه می‌دهند وابستگی خود را به نظام مالی مبتنی بر دلار کاهش دهند. برای ایران، این یک فرصت راهبردی است که کاهش اثر تحریم‌ها، گسترش همکاری با اقتصادهای بزرگ و تبدیل شدن به بخشی از معماری جدید قدرت در  جهان شود. 
   
ایران؛ پل ژئوپلیتیک در قلب اوراسیا 

جغرافیای ایران آن را به یکی از مهم‌ترین مسیرهای اتصال شرق و غرب تبدیل کرده است. طرح‌های بزرگ ترانزیتی و انرژی بدون عبور از ایران، با محدودیت‌های جدی مواجه می‌شوند. این موقعیت، در صورت بهره‌برداری صحیح می‌تواند ایران را به یکی از گره‌های اصلی اقتصاد منطقه‌ای و جهانی تبدیل کند.با وجود همه این ظرفیت‌ها، زمان عامل تعیین‌کننده است. بازه پیش از دیدار پکن و اندکی پس از آن، یک فرصت محدود برای اثرگذاری بر روندهاست. اگر ایران بتواند در این بازه، ابتکار عمل را در دست بگیرد، ممکن است توافقات میان آمریکا و چین منافع تهران را به‌خوبی در نظر بگیرد.
در چنین شرایطی، دیپلماسی ایران باید بر این چند محور متمرکز شود: تعامل فعال با چین و روسیه، ارائه طرح‌های عملی برای ثبات هرمز و تبدیل همکاری‌های اقتصادی به پروژه‌های بلندمدت توسعه‌ای.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها