به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از چهار سال قبل و با گزارش درگیری خونین در یکی از مناطق غربی استان تهران آغاز شد؛ درگیریای که خیلی زود رنگ جنایی به خود گرفت. مأموران پس از حضور در محل دریافتند میان راننده یک خودروی پراید و راکب یک موتورسیکلت مشاجرهای رخ داده که در جریان آن، مرد موتورسوار با ضربه چاقو به شدت مجروح شده است.
مصدوم بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت اما شدت جراحات به ناحیه گردن و خونریزی گسترده باعث شد ساعاتی بعد جان خود را از دست بدهد. جسد او با دستور مقام قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و کارشناسان در گزارش اولیه اعلام کردند علت مرگ، اصابت جسم نوکتیز به گردن و آسیب به شریانهای حیاتی بوده است.
در ادامه تحقیقات، مأموران پلیس با بررسی صحنه، اظهارات شاهدان و بازبینی دوربینهای مداربسته موفق شدند هویت متهم را شناسایی کنند. پس از چند روز، وی دستگیر شد. متهم در همان مراحل اولیه بازجویی به وقوع درگیری اعتراف کرد اما مدعی شد قصدی برای قتل نداشته است.
او در توضیح ماجرا گفت: «روز حادثه در حال عبور از خیابان بودم که با موتور مقتول برخورد کردم. قصد داشتم بدون درگیری حرکت کنم اما او از موتور پیاده شد و به سمت من حمله کرد. برای دفاع از خودم چاقویی را که داخل خودرو داشتم بیرون آوردم اما در جریان درگیری، ضربه ناخواسته به گردنش خورد و او روی زمین افتاد. خیلی ترسیدم و از محل فرار کردم.»
پس از تکمیل تحقیقات، انجام بازسازی صحنه و گزارش پزشکی قانونی، برای متهم به اتهام قتل عمد کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه دادگاه، اولیایدم با حضور در جایگاه رسیدگی خواستار اجرای حکم قصاص شدند. متهم در دفاعیات خود بار دیگر بر غیرعمدی بودن حادثه تأکید کرد.
وکیل متهم نیز با تأکید بر نبود سوءنیت و عمد در رفتار موکلش، درخواست برائت او را مطرح کرد و گفت ماجرا در حد یک درگیری ناگهانی و دفاع از خود بوده است.
با توجه به مجموع محتویات پرونده، اعترافات اولیه، گزارش کارشناسی و نحوه وقوع حادثه، قضات دادگاه متهم را به قصاص محکوم کردند. این رأی پس ازاعتراض متهم به دیوان عالی کشور ارسال شدودرنهایت حکم موردتأیید قرار گرفت.
متهم در حالی که همچنان بر ادعای «دفاع از خود» تأکید دارد، در یکقدمی اجرای حکم قصاص قرار گرفته بود که با پیگیری خانوادهاش و گذشت اولیایدم از قصاص نجات پیدا کرد. به این ترتیب پرونده برای رسیدگی از جنبه عمومی جرم به دادگاه بازگشت. متهم در دفاعیاتش از قضات طلب بخشش کرد و گفت: روز حادثه عجله داشتم تا زودتر به مقصد برسم. پس از برخورد خودروی من با موتور مقتول، بلافاصله عذرخواهی کردم تا قضیه تمام شود اما بهروز به سمتم حمله کرد و من باز هم سعی کردم او را آرام کنم که دیدم عصبانیتر شد و با این بهانه که چرا میخواهم موضوع تصادف را با یک عذرخواهی فیصله دهم بیشتر به من حمله کرد و قصد داشت مرا مورد ضرب و شتم قرار دهد که برای نجات خودم چاقویی را از زیر صندلی ماشین درآوردم تا مانع حمله او شوم اما مقتول عصبانیتر شد و اینبار با شدت بیشتری به سمتم حمله کرد که چاقو ناخواسته به او خورد و روی زمین افتاد. باور کنید من نه بهروز را میشناختم و نه دشمنی با او داشتم. خانوادهام به سختی رضایت گرفتند و از قضات درخواست بخشش دارم. پس از دفاعیات متهم، قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.