این تاسیسات که در ۱۲استان کشور پراکندهاند، شامل هتل، مهمانپذیر، رستوران، مجتمعهای بینراهی و دیگر مجموعههای گردشگری میشوند. بیشترین میزان خسارت دراستان کرمانشاه با آسیب به ۱۳ واحد گزارش شده و پس از آن استان آذربایجان غربی با۱۰واحد دررتبه بعدی قراردارد.همچنین استانهای خوزستان وکردستان هرکدام با۷واحد آسیبدیده، لرستان با ۵ واحد و استانهایی چون تهران، همدان، قم، گیلان، زنجان، اصفهان و البرز نیز هر یک بهنسبت سهمی از این تخریبها را تجربه کردهاند. بااینحال، آنچه این آمار را نگرانکنندهتر میکند، تنها تعداد واحدهای تخریبشده نیست، بلکه زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که بهدنبال آن شکل میگیرد. در همین راستا با انوشیروان محسنیبندپی، معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی به گفتوگو پرداختهایم.
وزارت میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرده در درگیریهای اخیر، ۶۲ واحد از تاسیسات گردشگری ۱۲ استان کشور دچار آسیب شده است. از جزئیات این آسیبها برایمان بگویید.
در جریان جنگ رمضان، بخشی از زیرساختهای خدماتی و غیرنظامی کشور در معرض آسیب قرار گرفت. خسارتها طیف متنوعی از تاسیسات گردشگری را شامل میشود؛ از هتلهای چندستاره و مجتمعهای گردشگری و بینراهی گرفته تا دفاتر خدمات مسافرتی، اقامتگاههای بومگردی و برخی بناهای تاریخی تغییرکاربرییافته. در بررسیهای میدانی، آسیبهایی مانند تخریب بخشی از سازه اصلی، آسیب به سامانههای سرمایشی و گرمایشی، شکستن شیشهها و ازبینرفتن بخشی از تجهیزات داخلی و آشپزخانههای صنعتی ثبت شده است. استانهای غربی و جنوبی، بهدلیل قرارگرفتن در کانون تنش، بیشترین میزان آسیب را تجربه کردهاند.
آیا برآوردی از میزان اعتباری که برای بازسازی این مراکز نیاز است، انجام شده؟
ارزیابی اولیه خسارات توسط ادارات کل استانها انجام و پس از جمعبندی و ارزیابی در ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر، برآورد نهایی تهیه شده است. براساس این ارزیابیها، خسارت مستقیم و فیزیکی واردشده به تاسیسات گردشگری حدود ۶۰۰ میلیارد تومان برآورد میشود. البته این رقم صرفا مربوط به خسارات کالبدی است؛ اگر خسارات مربوط به تجهیزات تخصصی، توقف فعالیت واحدها، کاهش ضریب اشغال و همچنین عدمالنفع ناشی از اختلال در فصل سفر را نیز محاسبه کنیم، مجموع زیان اقتصادی واردشده به این تاسیسات به حدود ۲ هزار میلیارد تومان میرسد. این موضوع نشان میدهد که بخش مهمی از آسیبها علاوه بر زیرساختها، متوجه چرخه اقتصادی و سرمایهگذاری فعالان بخش خصوصی در صنعت گردشگری بوده است.
بهنظرتان چرا دشمن مراکز گردشگری را مورد هدف قرار داده است؟
هدفقراردادن تاسیسات گردشگری چند لایه دارد. نخست، فشار بر اقتصاد محلی و بخش خصوصی، بهویژه در حوزههایی که وابستگی مستقیم به جریان گردشگر دارند. دوم، القای ناامنی روانی و اخلال در تصویر عمومی از ثبات کشور. گردشگری ذاتا با آرامش، اعتماد و پیشبینیپذیری گره خورده است؛ بنابراین آسیب به آن، فقط آسیب به یک صنعت نیست بلکه تلاشی برای تضعیف حس عادیبودن زندگی در جامعه است.
چه سازوکارهایی برای پاسخگوکردن عاملان تخریب مراکز گردشگری وجود دارد؟ آیا با مجامع بینالمللی در این خصوص مکاتباتی داشتهاید؟
بله، مستندسازی دقیق همه موارد انجام شده است؛ از موقعیت مکانی و نوع کاربری تا میزان و ماهیت آسیب. این مستندات از مسیرهای رسمی طی نامهای برای سازمان جهانی ملل متحد ارسال خواهد شد و در اختیار وزارت امور خارجه و نمایندگیهای جمهوری اسلامی ایران قرار میگیرد تا در چارچوب حقوق بینالملل و نهادهای تخصصی از جمله سازمان جهانی گردشگری و یونسکو پیگیری شود. در این پرونده، ثبت دقیق خسارت و ارائه شواهد فنی اهمیت زیادی دارد، چون بدون مستندات قابل اتکا، پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی دشوار خواهد بود.
جامعه جهانی چه مسئولیتی در قبال حفاظت از صنعت گردشگری در زمان جنگ دارد؟
مسئولیت جامعه جهانی صرفا به بیانیههای سیاسی محدود نمیشود. براساس موازین حقوق بشردوستانه بینالمللی، زیرساختهای غیرنظامی و اماکن فرهنگی باید از هرگونه تعرض مصون بمانند. انتظار ما این است که نهادهای بینالمللی در کنار محکومیت لفظی، ابزارهای عملی مانند پیگیری حقوقی، فشار دیپلماتیک و حتی ایجاد سازوکارهای حمایتی برای بازسازی زیرساختهای آسیبدیده را فعال کنند.
چه قوانینی باید تقویت شوند تا حفاظت از جاذبههای گردشگری تضمین شود؟
در سطح ملی، لازم است سازوکارهای حمایتی برای بخش گردشگری تقویت شود؛ از جمله ایجاد یا تقویت ردیفهای بیمهای ویژه در شرایط بحران، استمهال بیمهای و مالیاتی و پیشبینی بستههای جبرانی برای حفظ نقدینگی واحدهای آسیبدیده. در سطح بینالمللی نیز باید ضمانتهای اجرایی معاهدات مرتبط با حفاظت از اماکن غیرنظامی و فرهنگی تقویت شود تا تاسیسات گردشگری نیز بهعنوان بخشی از داراییهای عمومی و هویتی، در معرض تعرض قرار نگیرند.
جنگها همیشه باعث کاهش حضور گردشگران خارجی میشوند؛ این موضوع چه تاثیری بر درآمدهای ارزی دارد؟ آیا میتوان با راهکارهایی این مساله را مدیریت کرد؟
هرگونه تنش امنیتی، بهطور طبیعی بر گردشگری ورودی اثر منفی و این موضوع هم مستقیما بر درآمد ارزی کشور اثر میگذارد. مدیریت این وضعیت در دو سطح انجام میشود؛ نخست، حفظ ارتباط با بازارهای هدف و جلوگیری از قطع کامل کانالهای بازاریابی. دوم، بازتعریف بازارهای اولویتدار و تمرکز بیشتر بر کشورهای همسایه و بازارهای نزدیک. در مرحله پس از بحران نیز اجرای تورهای آشناسازی و بازسازی اعتماد بازار، نقش مهمی در احیای جریان ورودی دارد.
گردشگری داخلی در جنگ اخیر چقدر متحمل خسارت شد؟ و آیا شاهد کاهش سفرهای داخلی نیز هستیم؟
با وجود شرایط خاص، گردشگری داخلی بهطور کامل متوقف نشد و مردم تابآوری قابل توجهی نشان دادند. براساس آمارهای تجمیعی ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر، مجموع سفرهای ثبتشده به حدود ۲۹میلیون و۷۰۳ هزار سفر رسیده است. البته الگوی سفر تغییر کرده و دربرخی استانهای مرزی وغربی، افت تقاضا و کاهش ضریب اشغال تاسیسات اقامتی مشاهده شده است؛ بهویژه برخی شهرها که در معرض فشار مستقیمتری بودند، با کاهش ورود گردشگر مواجه شدند.
کسبوکارهای کوچک وابسته به گردشگری چقدر آسیب دیدند؟
بیشترین فشار، معمولا به حلقههای کوچک و کمسرمایه زنجیره گردشگری وارد میشود. اقامتگاههای بومگردی، دفاتر کوچک خدمات مسافرتی،راهنمایان محلی،رانندگان حملونقل گردشگری،رستورانهای خانوادگی وفروشندگان صنایعدستی، بهدلیل وابستگی شدید به جریان روزانه مسافر، سریعتر از سایر بخشها دچار افت درآمد میشوند. در چنین شرایطی، حتی یک وقفه کوتاه در سفرها میتواند به اختلال جدی در نقدینگی و ادامه فعالیت آنها منجر شود.
خسارت به اماکن گردشگری چه تاثیری بر نسلهای آینده خواهد داشت؟
گردشگری فقط یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بخشی ازحافظه تاریخی وهویت فرهنگی ماست.وقتی یک مجموعه گردشگری، اثر تاریخی یا بنای بازآفرینیشده آسیب میبیند، مساله فقط تخریب فیزیکی نیست، بلکه بخشی از سرمایه نمادین و فرهنگی جامعه هم لطمه میبیند. این خسارت، بر تجربه زیسته نسلهای بعدی و ارتباط آنها با تاریخ و هویت محلی اثر میگذارد.
صنعت گردشگری پس از پایان جنگ چگونه میتواند احیاشود؟
احیای گردشگری نیازمند یک بسته چندوجهی است؛ از جمله حمایت مالی، استمهال بدهیها، تعویق یا تقسیط مالیات و بیمه و همچنین تزریق مشوقهای بازاریابی برای بازگشت تقاضا. در کنار اینها، باید با برنامهریزی رسانهای و کمپینهای ملی، اعتماد عمومی و انگیزه سفر را دوباره فعال کنیم تا اقتصاد محلی در استانهای آسیبدیده بهتدریج به مدار طبیعی بازگردد.