در دوراهی اعتبار و سهل‌انگاری
گذر و نقدی درباره کتاب‌های برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران

در دوراهی اعتبار و سهل‌انگاری

گفت‌و‌گو با محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس نمایشگاه کتاب 

اهل قلم، پدافند فرهنگی ایران

حوزه نشر یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگی در هر جامعه به‌شمار می‌رود، حال آن‌که در سال‌های اخیر، این حیطه به دلایل متعدد که واکاوی هرکدام از آنها جای بحث بسیار دارد، دستخوش فرازونشیب‌هایی قرار گرفته است.
حوزه نشر یکی از مهم‌ترین ارکان فرهنگی در هر جامعه به‌شمار می‌رود، حال آن‌که در سال‌های اخیر، این حیطه به دلایل متعدد که واکاوی هرکدام از آنها جای بحث بسیار دارد، دستخوش فرازونشیب‌هایی قرار گرفته است.
کد خبر: ۱۵۵۰۱۳۹
نویسنده آزاده صالحی 

در این بین، پیامد‌های ناشی از نابسامانی در این حوزه را نباید بر سرانه مطالعه بی‌تاثیر دانست. در روز‌های اخیر، وقوع جنگ تحمیلی نه‌تنها نشر، که دیگر حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را هم تحت‌الشعاع خود قرارداده است. در فرصتی که فراهم شد، به همراه محسن جوادی، معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره راه‌های برون‌رفت از بحران‌هایی که نشر به آن دچار شده به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

اگر ممکن است در ابتدا به تشریح وضعیت حوزه نشر در شرایط فعلی بپردازید، به‌خصوص این‌که به گفته اهالی نشر، این حیطه هم مانند دیگر حوزه‌ها، در ایام جنگ دچار لطمات زیادی شده و تبعات ناشی از این لطمات، ناشران را درگیر کرده است.
همان‌طور که همه می‌دانیم، کشور در سال گذشته درگیر دو جنگ مهم، یعنی جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان بود. جنگ، در هر نقطه‌ای از جهان که رخ دهد، اقتصاد و فرهنگ را با مسائل و فشار‌های تازه روبه‌رو می‌کند. امروز حتی در اخبار می‌بینیم که دولت متجاوز آمریکا، با آن‌که هزاران کیلومتر از میدان جنگ فاصله دارد، چگونه درگیر تبعات اقتصادی جنگ است؛ طبیعی است کشوری که در قلب این جنگ تحمیلی و جنایت بوده، با مشکلات به‌مراتب عمیق‌تری مواجه شود. درعین‌حال، چون در دولت دوازدهم نیز به‌عنوان معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ‌و‌ارشاد اسلامی فعالیت کرده‌ام، خوب می‌دانم که بسیاری از مشکلات حوزه نشر، صرفا محصول این روز‌ها و جنگ اخیر نیست، بلکه ریشه‌های آن به سال‌ها قبل برمی‌گردد. نمی‌توانیم نقش جنگ را در تشدید این مشکلات نادیده بگیریم، اما اگر همه چیز را به جنگ تقلیل دهیم، ریشه‌ها را پنهان کرده‌ایم. ما از گذشته با مسائلی مانند تامین کاغذ، به‌روزرسانی صنعت چاپ و نشر، تامین ارز و ملزومات چاپی و کمبود ویترین‌های فروش کتاب (کتابفروشی‌های فعال و پایدار) روبه‌رو بوده‌ایم. اینها زخم‌های مزمن هستند و جنگ به این زخم‌ها فشار آورد و به‌شدت به عمق آنها افزود. معاونت امور فرهنگی از روز نخست جنگ رمضان، بدون تعطیلی (با وجود تقارن با ایام نوروز و تعطیلات) فعالیت خود را ادامه داد و در برخی موارد، برای این‌که کار مردم و ناشران روی زمین نماند، بیش از گذشته فعال شد. ما تصمیم گرفتیم در اوج بحران، چراغ فرهنگ را به‌هیچ‌وجه خاموش نکنیم. برخلاف ادعای رسانه‌های آمریکایی ــ صهیونیستی که می‌کوشیدند حملات را «صرفا» به تاسیسات نظامی محدود نشان دهند، در عمل شاهد بودیم که مکان‌های فرهنگی ازجمله کتابفروشی‌ها، کتابخانه‌ها، دفاتر انتشارات و حتی برخی چاپخانه‌ها در بمباران‌ها آسیب دیدند و حتی به شکل کامل تخریب شدند. با وجود همه این فشارها، حوزه فرهنگ ایستاده است و با قدرت مسیر خود را ادامه می‌دهد. بنده و همکارانم، هم به همت و تلاش اهل فرهنگ ایمان داریم و هم به فردای ایران سربلند بسیار امیدواریم. جنگ، به ما یادآوری کرد که کتاب و فرهنگ، صرفا یک «بخش اقتصادی» نیستند؛ بلکه بخشی از سیستم دفاعی نرم کشورند و به همین دلیل، ما خود را موظف می‌دانیم که با تمام توان، از این حوزه حراست و حمایت کنیم.

طبعا در این سال‌ها تنگنا‌های اقتصادی و نوسانات ارزی به این حوزه آسیب زیادی وارد کرده است، بااین‌حال از دید شما امروز چه موانعی بر سر راه ناشران وجود دارد؟
اگر بخواهم صریح و درعین‌حال منصف باشم، باید بگویم که مشکلات حوزه نشر یک لایه نیست. از یک‌سو، با بحران‌های ساختاری دیرپا مواجهیم و از سوی دیگر با شوک‌هایی مثل جنگ و نوسانات شدید اقتصادی. این دو روی هم تاثیر می‌گذارند. وقتی قیمت ارز بالا می‌رود، به‌طور طبیعی قیمت کالا‌های چاپی نیز افزایش پیدا می‌کند. این افزایش، مستقیم بر قیمت تمام‌شده کتاب اثر می‌گذارد؛ نتیجه‌اش این است که در کنار فشار بر سایر اقلام سبد خانواده، قدرت سبد فرهنگی نیز کاهش می‌یابد. این واقعیت را نه می‌شود انکار کرد و نه باید کوچک شمرد. ما در معاونت فرهنگی، بازار را روزانه رصد می‌کنیم؛ هم از طریق سامانه «بازار کتاب» و هم از طریق شبکه‌های استانی، اتحادیه‌ها و گزارش‌های کتابفروشان در شهر‌های کوچک و بزرگ. نکته قابل‌تأمل این است که با وجود همه مشکلات، آمار‌ها نشان می‌دهد میزان خرید کتاب، نه‌تنها کاهش چشمگیر نداشته بلکه در برخی بخش‌ها با افزایش نیز همراه بوده است. این «چراغ روشن» را نباید نادیده گرفت. در این مدت، در فضای رسانه‌ای با روایت‌هایی مواجه بوده‌ایم که صنعت نشر را در آستانه فروپاشی ترسیم می‌کنند؛ این‌که «تا چند ماه دیگر، چیزی از نشر باقی نمی‌ماند». ما هم مشکلات را به‌خوبی می‌شناسیم و آنها را جدی می‌گیریم، اما اغراق و بزرگ‌نمایی، دردی را دوا نمی‌کند و برعکس، بر اضطراب اجتماعی می‌افزاید، بدون این‌که راه‌حلی ارائه دهد. کشور دو جنگ را در یک سال تجربه کرده است و طبیعتا صنایع و کسب‌وکار‌ها مشکل دارند و نشر هم از این قاعده مستثنی نیست. بله، قیمت کاغذ در یک‌سال اخیر افزایش یافته؛ کتاب برای بسیاری گران است؛ قدرت خرید فرهنگی کاهش پیدا کرده؛ همه اینها را کاملا قبول داریم؛ اما اگر حتی در شب هم باشیم، نباید از چراغ‌های روشن غفلت کنیم. یکی از این چراغ‌ها همین است که مردم، با وجود فشار‌های معیشتی، هنوز کتاب می‌خرند؛ گاه حتی بیشتر از گذشته. از منظر بنده، امروز «اصلی‌ترین دست‌انداز» صرفا یک عامل اقتصادی یا یک شاخص نیست؛ بزرگ‌ترین مانع، آنجاست که ما به‌جای تمرکز بر حل مسأله، به بازتولید مداوم تصویر «بحران لاینحل» عادت کنیم؛ بنابراین مسئولان، به‌جای تکرار مشکلات، باید بر ارائه و اجرای راه‌حل تمرکز کنند. مردم از ما گزارش بحران نمی‌خواهند؛ (این وظیفه شما اهالی رسانه است) بلکه انتظار دارند ببینند برای عبور از بحران چه می‌کنیم. بنابراین، اگرچه می‌توانیم فهرست بلندی از مشکلات را ردیف کنیم؛ اما ترجیح می‌دهم تاکید کنم که در معاونت فرهنگی، تمرکز ما روی یافتن و پیگیری راه‌حل‌هاست. شخصا هم از میزان فعلی تلاش‌ها راضی نیستم و معتقدم باید بیشتر و بهتر کار کنیم؛ اما در همین شرایط، نباید فراموش کنیم که جامعه هنوز به کتاب اعتماد دارد و این، سرمایه‌ای است که باید پاس داشته شود. 

به‌نظر شما مجازی‌شدن این دوره از نمایشگاه کتاب، با حفظ تجارب مشابه در دوره کرونا، چقدر می‌تواند مورد قبول آحاد جامعه قرار بگیرد؟
ابتدا لازم است این نکته را روشن کنم که در بخش دولتی، ما از نظر اجرایی، هیچ مشکلی برای برگزاری نمایشگاه فیزیکی نداشتیم. تمایل شخصی و جمعی ما نیز این بود که سی‌وهفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، همچون سال‌های گذشته به‌صورت حضوری برگزار شود؛ همه ما اهمیت بعد «مجالی برای دیدار» بودن نمایشگاه را می‌دانیم، اما نمایشگاه کتاب، صرفا یک رویداد چندروزه نیست؛ یک چرخه طولانی آماده‌سازی دارد. ناشران از چند‌ماه قبل برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند و اوج این آماده‌سازی معمولا در اسفند، فروردین و ابتدای اردیبهشت است. امسال، همین بازه زمانی، مصادف شد با جنگ رمضان و شرایط خاص اسفند و فروردین. در این وضعیت، از یک‌سو با درخواست‌های جدی بسیاری از ناشران روبه‌رو بودیم که معتقد بودند در این شرایط، امکان آماده‌سازی مطلوب برای نمایشگاه حضوری را ندارند و از سوی دیگر با ملاحظات اجرایی برگزاری یک رویداد عظیم در پایتخت. برآیند این بررسی‌ها، ما را به این جمع‌بندی رساند که با حفظ برنامه اصلی نمایشگاه سی‌وهفتم و انجام آن در فرصت مناسب در سال ۱۴۰۵، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب را در هفته پایانی اردیبهشت برگزار کنیم. کشور در شرایط دشواری است و این دشواری، مسئولیت ما را چند برابر می‌کند. صرف برگزاری یک رویداد، به‌تنهایی نمی‌تواند توجیه‌کننده هزینه‌های مالی و انسانی آن باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که با منابع محدود و نیاز‌های گسترده مواجهیم. ما موظفیم تصمیمی بگیریم که با کمترین هزینه، بیشترین بازده فرهنگی و اقتصادی را داشته باشد. بدون تردید، بعد از اعلام مجازی‌شدن نمایشگاه، عده‌ای به ما انتقاد کردند و در آینده نیز خواهند کرد. شخصا ترجیح می‌دهم مورد نقد قرار بگیرم تا این‌که کاری را فقط برای ثبت در کارنامه انجام دهم؛ کاری که از منظر کارشناسی، نسبت هزینه و فایده آن در شرایط فعلی قابل دفاع نباشد. ما در دولت دوازدهم و در اوج اپیدمی کرونا، با دستور وزیر وقت، جناب آقای دکتر صالحی، طرحی را با عنوان «حمایت از تاب‌آوری صنعت نشر در دوران سخت» تدوین کردیم. یکی از نتایج آن، برگزاری نخستین نمایشگاه مجازی کتاب به‌جای برگزاری دوره سی‌وسوم بود. در سال ۱۴۰۰ نیز دومین نمایشگاه مجازی، بدون برگزاری شکل حضوری برگزار شد و از سال ۱۴۰۱، نمایشگاه حضوری و مجازی به صورت همزمان برگزار شدند. امسال، دوباره با وضعیتی روبه‌رو شده‌ایم که می‌توان آن را نوعی «وضعیت فوق العاده» دانست؛ با این تفاوت که این بار نه با یک ویروس زیستی، بلکه با ویروسی از جنس خشونت و تجاوز علیه ملت ایران مواجه بوده‌ایم. ما امروز تجربه شش دوره نمایشگاه مجازی را پشت‌سر داریم؛ بنابراین، با یک تجربه خام و آزمون‌وخطای اولیه مواجه نیستیم. این هفتمین نمایشگاه مجازی است و ما تمام آن اندوخته و تجربه را به خدمت خواهیم گرفت تا در این دوره، نمایشگاهی منظم‌تر، کارآمدتر و کاربرپسندتر برگزار کنیم. 

تصورمی‌کنم پذیرش اجتماعی این تصمیم بستگی به چند عامل دارد. 
همین‌طور است، درواقع دوعامل دراین زمینه دخیل هستند، نخست، صراحت و صداقت ما در تبیین چرایی آن و دوم، کیفیت اجرا. ما متعهدیم که هم در اطلاع‌رسانی شفاف باشیم و هم در اجرا؛ با کمک اهل فرهنگ و شما اصحاب رسانه، تلاش خواهیم کرد تا نمایشگاه مجازی امسال، نه یک جایگزین اضطراری کم‌رمق، بلکه یک تجربه قدرتمند و مؤثربرای تسهیل دسترسی مردم به کتاب باشد. یکی از محور‌های جدی کار ما، ارائه تسهیلات برای خرید کتاب و سهل‌کردن فرآیند استفاده مردم از این نمایشگاه است. 

در سال‌های اخیر کم نبوده‌اند اخباری که به‌فراخور شرایط روز جامعه، خبر از آمار سرانه مطالعه داده‌اند، اما طبعا آماری که شما دراین زمینه ارائه می‌دهید دقیق‌تر و جامع‌تر خواهد بود. 
این پرسش ازآن‌دسته سؤالاتی است که پاسخ دقیق به آن، نیازمند کار آماری گسترده و هماهنگ میان چند نهاد است. پلتفرم‌های فروش کتاب صوتی و الکترونیک، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، مرکز آمار ایران و برخی مراکز پژوهشی، داده‌های پراکنده و ارزشمندی دارند که با هم‌افزایی آنها می‌توان به تصویری نزدیک‌تر به واقعیت رسید. در معاونت فرهنگی، ما به داده‌های تحلیلی برخی سامانه‌ها و گزارش‌ها دسترسی داریم، اما مدعی نیستیم که اینها جای کار آماری ملی و رسمی را می‌گیرد. آنچه با اطمینان نسبی می‌توانم بگویم (و پیشتر نیز اشاره کردم) این است که بررسی‌های کارشناسی ما در دو ماه اخیر نشان می‌دهد که میزان مطالعه و خرید کتاب، نسبت به دوره‌های مشابه، کاهش نداشته است. برای ما، این فقط یک شاخص عددی نیست؛ «چراغی روشن» در شب مشکلات است. در شرایطی که طبیعی است مردم به دلایل اقتصادی، بخشی از هزینه‌های خود را کاهش دهند، این‌که کتاب همچنان در سبد خانواده باقی مانده و حتی در برخی موارد تقویت شده، معنایی فراتر از مصرف فرهنگی دارد؛ نشان‌دهنده نیاز جامعه به فکر، معنا و امید است. وظیفه ما این است که این چراغ را پرنورتر کنیم؛ یعنی از یک سو دسترسی به کتاب را آسان‌تر و عادلانه‌تر کنیم، و از سوی دیگر، نویسندگان، مترجمان و ناشران را در تولید محتوای عمیق، جذاب و متناسب با نیاز‌های امروز جامعه یاری دهیم. اگر بنا به انتخاب بین تمرکز بر «درصد دقیق» و تمرکز بر «مسیر رشد»، باشد، ما مسیر رشد را مهم‌تر می‌دانیم؛ هرچند آمار دقیق، حتما برای سیاست‌گذاری، ضروری است و آن را از نهاد‌های تخصصی، پیگیری خواهیم کرد. 

راه حل شخص شما برای برطرف کردن مشکلات ناشران که در پی وقوع جنگ تحمیلی به اشکال مختلف متضرر شده‌اند چیست؟ 
نخست باید تاکید کنم ما نمی‌خواهیم جنگ و برگزار نشدن نمایشگاه حضوری، بهانه‌ای برای برهم خوردن چرخه نشر و کتابفروشی‌ها شود. از این رو در سطح عملی، چند محور را به‌طور همزمان دنبال می‌کنیم. 
*تامین و تسهیل واردات کاغذ و ملزومات چاپ: امیدواریم با پیگیری‌های فعلی بتوانیم مشکل واردات کاغذ و برخی مواد اولیه چاپی را که بخشی از آن ناشی از توقیف‌ها و محدودیت‌های جنگی بوده تا حد ممکن برطرف کنیم. این موضوع، هم از مسیر‌های رسمی در حال پیگیری است و هم به‌صورت تخصصی با دستگاه‌های مسئول در حوزه قضایی، اقتصاد و تجارت در حال هماهنگی است. بدون ثبات نسبی در بازار کاغذ، هیچ سیاست حمایتی از نشر پایدار نخواهد بود. 

حمایت از واحد‌های آسیب‌دیده: برای واحد‌هایی که در جنگ رمضان آسیب مستقیم دیده‌اند؛ اعم از کتابفروشی، چاپخانه، دفتر انتشارات یا سایر مراکز تولید و توزیع کتاب، در حال رایزنی هستیم تا تسهیلات مشخصی در قالب وام‌های ترجیحی، معافیت‌ها یا حمایت‌های هدفمند در اختیارشان قرار گیرد. طبیعت جنگ این است که به‌صورت نامتوازن آسیب می‌زند و وظیفه ما این است که این عدم توازن را تا حد امکان جبران کنیم. 

تثبیت تقویم حمایتی کتاب در ماه‌های بعد از جنگ: برای این‌که ضربه جنگ به جریان عادی کتاب، تبدیل به یک رکود طولانی‌مدت نشود، در اردیبهشت‌ماه هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب را برگزار می‌کنیم و در خردادماه نیز طرح «حمایت از خرید کتاب از کتابفروشی‌ها» را در دستور کار داریم. این طرح‌ها فقط رویداد نیستند. ابزاری هستند برای تزریق نقدینگی و ایجاد رونق نسبی در بازار نشر و کتابفروشی‌ها. 

تقویت حضور کتاب در رسانه و زندگی روزمره مردم: صرفا با ابزار اقتصادی نمی‌توان به نشر کمک کرد. یکی از برنامه‌های ما، طراحی و اجرای برنامه‌های ویژه در حوزه رسانه است تا فضای فرهنگی و زیست کتابی را در زندگی روزمره مردم زنده نگه‌داریم. هر قدر مردم بیشتر به کتاب فکر کنند، درباره کتاب حرف بزنند و کتاب در رسانه‌ها دیده شود، سرمایه اجتماعی نشر تقویت می‌شود. به‌طور خلاصه رویکرد ما ترکیبی است. از یک‌سو درمان زخم‌های فوری ناشی از جنگ و از سوی دیگر، جلوگیری از فرسایش بلندمدت با تثبیت تقویم فرهنگی و تقویت تقاضای اجتماعی برای کتاب. نمی‌گوییم همه مشکلات در کوتاه‌مدت حل می‌شود، اما مصمم هستیم که ناشران خود را در این مسیر تنها احساس نکنند.

سهم کتاب و ادبیات را در انعکاس مفاهیمی، چون حفظ تمامیت ارضی و هویت ملی در جنگ تحمیلی چقدر می‌دانید؟ 
برای نسلی مثل ما که انقلاب اسلامی، دفاع مقدس هشت ساله، جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان را تجربه کرده، یک نکته به یقین تبدیل شده است. هر کس در این خاک زندگی می‌کند، نقشی در دفاع از آن دارد و نباید نقش خود را فراموش کند یا بی‌اهمیت بداند. این نقش، همیشه در خط مقدم نظامی تعریف نمی‌شود. گاهی در خط مقدم کلمه است. به اعتقاد بنده، امروز هر کاری که انجام می‌دهیم، چه در مقام مسئول، چه در جایگاه نویسنده، ناشر، روزنامه‌نگار یا معلم، باید دو ویژگی داشته باشد. اول این‌که به بهترین نحو ممکن و با نهایت مسئولیت‌پذیری انجام شود و دوم این‌که در کنار انجام وظیفه حرفه‌ای، به تقویت امید، وحدت و انسجام ملی کمک کند. این دو از هم جدا نیستند. در جنگ رمضان، خیلی‌ها روی «سکوت اهل قلم» حساب کرده بودند؛ روی خستگی، ناامیدی یا پراکندگی آنها، اما دیدیم که از نخستین روز جنگ، اهل قلم و فرهنگ پای کار آمدند. گاهی یک جمله یک یادداشت کوتاه یا انتشار متنی در فضای مجازی، به اندازه یک سیستم پدافندی عمل کرد؛ نه در آسمان بلکه در ذهن و روح مردم.
این روز‌ها نام‌های بسیاری را شنیده‌ایم که هر کلمه‌ای که نوشتند، شبیه یک سامانه دفاعی فرهنگی عمل کرد؛ موشکی شد علیه موج ناامیدی و تاریکی که به‌سمت جامعه شلیک شده بود و در عین حال پلی شد برای ایجاد وحدت. در این دوره شاهد شکل‌گیری پویشی بودیم با عنوان «از ایران بگو» که نه متعلق به معاونت فرهنگی است، نه وزارت ارشاد و نه دولت. همان‌طور که از نامش پیداست، متعلق به ایران است. دیدیم که اهل قلم و فرهنگ، با دیدگاه‌های مختلف سیاسی و فکری، چطور به این پویش پیوستند و درباره ایران نوشتند. این همان نقطه‌ای است که کتاب و ادبیات، نقش خود را در حفظ تمامیت ارضی و هویت ملی نشان می‌دهد. یعنی در قابلیت گرد آوردن صدا‌های متفاوت حول محور ایران. امروز ایران ما زیر سنگین‌ترین حملات در طول تاریخ معاصر قرار گرفته است. در چنین شرایطی، اهل قلم باید دست به روایت بزنند. اگر ما روایت نکنیم، دیگران روایت خواهند کرد و تجربه تاریخی نشان داده که هرجا روایت را واگذار کرده‌ایم، تصویر تحریف‌شده‌ای از ما ساخته شده است. در معاونت فرهنگی، ما این مسیر را با انتشار کتابچه‌ای دو زبانه با عنوان «روایت یک جنایت» آغاز کردیم؛ کتابچه‌ای با مخاطب هدف خبرنگاران خارجی مستقر در ایران. می‌خواستیم سندی مستند در اختیار آنها بگذاریم از بمباران مکان‌هایی که هیچ ربطی به جنگ نداشتند، اما از همان ابتدا می‌دانستیم که ادامه این راه، دیگر دست ما نیست. این مسیر را اهل قلم باید ادامه دهند. ما سهم کتاب و ادبیات را در دفاع از تمامیت ارضی و هویت ملی، سهمی حاشیه‌ای نمی‌دانیم بلکه آن را بخشی از سیستم دفاعی کشور در سطح ذهن و هویت می‌دانیم. دفاع، فقط دفاع از خاک نیست؛ دفاع از حافظه تاریخی، از روایت درست، از عزت ملی و از امید اجتماعی هم هست. در این سطح، هر کسی که از گذشته تا امروز قلم به‌دست گرفته و در خلق واژه‌ها نقشی داشته، باید به‌عنوان یک ایرانی متعهد در این دفاع فرهنگی مشارکت کند. این دفاع، به هیچ‌وجه منحصر به یک گروه یا یک تفکر خاص نیست. دفاع از ایران، دفاع از خاک و فرهنگ جمعی ماست. هر قلمی که در این مسیر به حرکت درآید، بخشی از زنجیره دفاع فرهنگی ایران است. با شناختی که از جامعه اهل قلم و فرهنگ ایران دارم، مطمئنم همان‌گونه که سربازان پدافند هوایی در میدان نبرد وظیفه خود را به‌درستی انجام دادند، اهل قلم و اندیشه نیز به‌عنوان پدافند فرهنگی و حافظان روایت ملی این سرزمین، با پاسداشت حقیقت، هویت و امید، نقش خود را در دفاع فرهنگی از ایران قهرمان به بهترین شکل ایفا خواهند کرد.

newsQrCode
برچسب ها: محسن جوادی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها