بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی: «اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر»: به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، اجازه جهاد داده شد؛ چراکه بر آنان ستم شده و خداوند بر یاری آنان توانا است. (حج: ۳۹)
پس از تجاوز ددمنشانه و ضد انسانی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران و ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی و پیشوای دینی میلیونها مسلمان در سرتاسر جهان، حضرت آیت الله العظمی خامنهای و شماری از فرماندهان عالی نظامی و مقامات سیاسی کشور، به قتل رساندن مردم غیرنظامی از کودکان، زنان و سالمندان، بویژه قتل عام دختران خردسال مدرسه دخترانه شجره طیبه در شهر میناب و تخریب زیرساختهای حیاتی، فرهنگی و تاریخی ایران، که برخلاف همه قواعد و اصول حقوق بین الملل و اخلاق انسانی است، انتظار جهان اسلام و همه آزادگان عالم این بود که شخصیتها، نهادها، مؤسسات و گروههای اسلامی، به ویژه در کشورهای اسلامی، این جنایت بزرگ، فاجعهبار و نابخشودنی را محکوم نموده و به وظیفه انسانی و اسلامی خود در یاری برادران مسلمانشان در جمهوری اسلامی بشتابند. لیکن متأسفانه بر خلاف این انتظار انسانی و اسلامی، بسیاری از این شخصیتها و مؤسسات دینی، که وظیفه دفاع از اسلام و کیان مسلمانان را بر عهده دارند، نه تنها در برابر این هجوم وحشیانه سکوت کردند، بلکه برخی از آنها آشکارا در کنار متجاوزان ایستاده و دفاع مشروع، معقول و انسانی جمهوری اسلامی از استقلال، تمامیت ارضی، منافع و امنیت ملی خود را به دلیل هدف قرار دادن پایگاهها و منافع آمریکا و اسرائیل در برخی از کشورهای منطقه، محکوم کرده و آن را برخلاف برادری اسلامی معرفی کردند!
واعجبا! این قبیل شخصیتها و مؤسسات دینی، بجای آنکه بر اساس قاعده تسلیط (ولن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا) [۱]دولتهای اسلامی و عربی را به خاطر تسهیل سلطهگری کافران حربی بر جانها، اموال و نوامیس مسلمانان، سرزنش و محکوم کرده وخواهان برچیده شدن پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه شده و به دنبال تقویت همگرایی کشورها و ملتهای مسلمان علیه اشغالگری، جنایات و توسعهطلبی رژیم خونخوار صهیونیستی باشند، جمهوری اسلامی و ملت مظلوم و مقتدر ایران را که بیش از ۴۷ سال است یک تنه در برابر هژمونی خطرناک و فاجعه بار صهیونیسم جهانی ایستاده و با وجود انواع تحریمهای اقتصادی، سیاسی و نظامی و تحمل جنایات آمریکا و کشورهای زورگوی غربی، همچنان از ملت مظلوم فلسطین و آرمان آزادی قدس دفاع میکند، محکوم نموده و سرزنش میکنند. در این راستا بر اساس مبانی، اصول و احکام صریح اسلامی نکاتی چند را خطاب به این شخصیتها و مؤسسات دینی در جهان اسلام، بویژه دانشگاه الازهر در مصر عربی و مرکز رابطه العالم اسلامی در عربستان سعودی، یادآور میشویم:
۱. متأسفانه برخی از کشورهای عربی – اسلامی، بر خلاف قواعد صریح اسلامی، از جمله آیه شریفه «انما المؤمنون اخوه ...»، [۲]اصول اخلاق انسانی و مناسبات همسایگی، کشورهای خود را به پایگاه نظامی دشمنان اسلام، امت اسلامی و ملت ایران تبدیل کرده و به دشمنان اسلام و ایران اجازه دادند تا از زمین، دریا و فضای آن کشورها برای جنگ و جنایت علیه ملت ایران استفاده کنند، در حالی که احکام صریح اسلام و اخوت اسلامی اقتضا دارد که از هرگونه رفتاری که کشورهای اسلامی و برادران مسلمانشان را در معرض ناامنی، قتل، جرح و دیگر مصادیق جنایت قرار میدهد، اجتناب کرده و به هیچ شکل ممکن با دشمنان اسلام و امت اسلامی همکاری نکنند. دولتهایی مانند قطر، کویت، عربستان سعودی، امارات و بحرین نه تنها بر خلاف اصول و احکام اسلامی در سطوح راهبردی و تاکتیکی با دشمنان اسلام و ایران همکاری کردند و در جنایات کافران حربی در ترور رهبر عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی خامنهای و فرماندهان عالی رتبه نظامی و مقامات عالی سیاسی و کشتار مردم غیرنظامی و نابودی منازل مسکونی و زیرساختهای نظامی و غیرنظامی ایران با دشمنان همدستان شدند، بلکه حتی حملات ددمنشانه و ضد انسانی آمریکا و اسرائیل را محکوم نکردند. از این شنیعتر و دردناکتر این واقعیت تلخ است که بر اساس اخباری که توسط برخی از رسانههای غربی و عربی منتشر شد، دولتهای نامبرده در پشت پرده سکوت خفتبار خود، دشمنان کافر را برای تشدید جنایاتشان علیه ملت ایران تشویق و ترغیب کرده و به آنان قول حمایت مالی و نظامی بیشتری دادهاند.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بر اساس حکم مسلم عقلی و شرعی در وجوب دفاع از خود و مقابله به مثل علیه دشمنان و یاریگران آنان فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدای
علیکم)، [۳]پایگاههای آمریکا در منطقه و زیرساختهای کمکرسان آنان را هدف حملات دفاعی خود قرار دادند.
با این وجود، آیا وظیفه انسانی و اسلامی مؤسسات اسلامی، مانند الازهر و شخصیتهای مسلمان در کشورهای عربی و اسلامی، محکوم کردن این قبیل اقدامات ضد اسلامی دولتهای عربی – اسلامی و آمریکا و اسرائیل جنایتکار و دفاع از مردم مظلوم ایران نیست؟! محکوم کردن جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن پایگاههای دشمنان کافر و جانی، با کدامیک از اصول و قواعد اسلامی سازگار است؟! آیا چنان موضعگیریهایی به تقویت جبهه کفر و تضعیف امت اسلامی منتهی نخواهد شد؟!
۱. بدون تردید، تضعیف جبهه کفر و تقویت جبهه اسلام و ایمان، بر محور اتحاد و انسجام اسلامی، از مهمترین ارزشهای اسلامی و محبوبترین اهداف قرآن و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بوده است. اکنون که تمامی کفر به سردمداری آمریکای جهانخوار در برابر جمهوری اسلامی، بعنوانام القری جهان اسلام و نماد امت اسلامی، قرار گرفته و با وجود جنایتهای ضد انسانی و فاجعه بار دشمنان علیه ملت مظلوم ایران، این ملت با الهام از مکتب نورانی اهل بیت علیهم اسلام، نه تنها در حال دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و منافع خود، بلکه در حال دفاع از تمامیت امت اسلامی و منافع جهان اسلام است، از همه ملتهای مسلمان، به ویژه مؤسسات دینی، گروههای جهادی و شخصیتهای برجسته سیاسی و مذهبی جهان اسلام، انتظار میرود که با درک عمیق تاریخی و بر اساس اعتقادات اسلامی خود، به صورتی یکپارچه و متحد، علاوه بر محکوم کردن آشکار و صریح جنایتهای آمریکا و اسرائیل علیه ملت ایران، هرگونه همکاری با دشمنان اسلام، در هرسطح و به هرشکلی و از سوی هرشخص، گروه و دولتی را محکوم نموده و از سکوت و مجامله در این موضوع خودداری کنند.
۲. اگرچه وجوب مرزبندی با دشمنان اسلام، در هرشرایطی، از احکام صریح اسلامی و فروع دین (تبری) به شمار میرود و هرمسلمان صادقی همواره باید در فکر، رفتار و زبان با کافران و ظالمان مرزبندی روشن و صریحی داشته باشد (یا ایهاالذین امنوا لاتتخذوا اللذین اتخذوا دینکم هزوا و لعبا من الذین اوتواالکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء) [۴]، لیکن این مرزبندی در شرایطی که جبهه کفر علیه جبهه ایمان و اسلام به جنگ وارد شده باشد، از وجوبی مضاعف و ضرورتی اهم برخوردار است. بر این اساس اکنون که جبهه کفر جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار علیه ملت مظلوم ایران، به عنوان نماد امت اسلامی، وارد جنگی همه جانبه شده است، لزوم مرزبندی روشن، صریح و قاطع با جبهه کفر بر همه مسلمانان، به ویژه بر علمای دین و شخصیتهای سیاسی و اجتماعی جهان اسلام، امری انکار ناپذیر و غیرقابل چشمپوشی است؛ چراکه حتی سکوت مصلحتاندیشانه، چه رسد به رضایت قلبی و رفتاری فرقهگرایانه، در قبال این فاجعه بزرگ، جز قرارگرفتن در جبهه شیطانی خالقان جزیره نکتب و کثیف اپستین، معنایی نخواهد داشت و یقینا آیندگان درباره ساکتان در قبال جنایات حرامیان آمریکایی و اسرائیلی، همان قضاوتی را خواهند نمود که در قبال همراهان و همکاران آنان خواهند کرد.
۳. امروزه بر هیچ کس، حتی مردمان عادی، پوشیده نیست که وجود پلید غده سرطانی اسرائیل و حضور شوم و نکبتبار آمریکای جنایتکار، مهمترین زمینه و عامل مشکلات امنیتی، اقتصادی و فرهنگی منطقه خاور میانه است و تا زمانی که پایگاههای آمریکا، بویژه رژیم جعلی و غاصب صهیونی در این منطقه حضور دارد، هیچ کشوری از نقشهها و توطئههای آشکار و پنهان جریان صهیونیزم بین الملل در امن و امان نخواهد بود. بر این اساس اکنون که جبهه کفر و ظلم جهانی آشکارا به جنگ امت اسلامی آمده و وجدان همه آزادگان و مظلومان عالم در همه جای جهان در حال بیدارشدن و مقابله با نظام سلطه است، بهترین فرصت تاریخی برای همگرایی و اتحاد امت اسلامی در ریشهکن کردن رژیم منحوس صهیونی و اخراج آمریکای سلطهگر از این منطقه مهم و راهبردی است. کشورهای عربی و اسلامی منطقه باید بر محور اشتراکات دینی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی، رژیم جدیدی را برای تأمین امنیت و منافع همه کشورها ایجاد کرده و برای همیشه از سلطه خارجی، که جز نفاق، تفرقه، ناامنی، غارت منابع و نابودی مصالح همه کشورها و ملتهای عربی و اسلامی پیامدی نداشته است، رهایی یابند.
[۱]. نساء: ۱۴۱.
[۲]. حجرات: ۱۰.
[۳]. بقره: ۱۹۴.
[۴]. مائده: ۵۷.