یکم: جامعه الازهر در جغرافیایی فکری-سیاسی فعالیت میکند که در سده اخیر به طور تاریخی در امور اجتماعی و سیاسی، «مبسوط الید» یا دارای اختیارات کامل نیست. این نهاد در دوره معاصر در میان فشارهای دولت های سکولار مصر قرار گرفته و از سوی دیگر، استقلال کامل نیز ندارد. در چنین فضای فکری محدودی، اتخاذ موضع نادرست و غیر قابل قبول اخیر درباره جنگ ایران تا حدودی قابل درک است. این محدودیتها میتواند بر نحوه واکنش الازهر به مسائل بینالمللی، بهویژه در تقابل میان قدرتهای منطقهای و کشورهای اسلامی با قومیت های متفاوت تأثیرگذار باشد.
دوم: موضعگیری غیررسمی الازهر را میتوان در چرخش بین دو جبهه اصلی تحلیل کرد: اول، جبهه «عربیت» که کشورهای عربی خلیج فارس را در برابر «عجمیت» ایرانیان قرار میدهد؛ و دوم، جبهه «همگرایی جهان اسلام» که در آن اهل سنت عرب حاشیه خلیج فارس در برابر اهل سنت و شیعیان ایران قرار میگیرد. این موضعگیری غیررسمی، طبیعتاً با حمایت الازهر از اعراب سنیمذهب کشورهای حاشیه خلیج فارس همراه شد و در مقابل، همدلی با فارسیزبانان مظلوم سنی مذهب ایرانی و شیعیان ستمدیده ایرانی را در کارنامه خود نداشت. در این مقطع حساس و آزمون «تقریب»، بیانیه الازهر نمره قبولی لازم را کسب نکرد. شاید همین حساسیتها باعث شده است که الازهر به واکنشی غیررسمی بسنده کرده و از موضعگیری رسمی و قاطع طفره رفت.
سوم: با توجه به پروتکلهای سازمانی در تبادلات علمی و دینی و مکاتبات بین المللی، به نظر میرسد تنها پاسخ آیتالله علیرضا اعرافی خطاب به شیخ الازهر، به دلیل همطرازی سازمانی، درست و حرفهای بود.
روسای دانشگاههای بینالمللی و سازمانهای دیگر بهتر بود به جای خطاب قرار دادن احمد الطیب، چهل و چهارمین شیخ الازهر، در بیانیههای خود، مخاطب را رئیس دانشگاه الازهر، سلامه جمعه داود، و رئیس دارالتقریب مصر و... (قرارمیدادند) تا در کانالهای هم ارز سازمانی و همطرازان اداری، این مکاتبات صورت گیرد.
چهارم: مفاد بیانیه های الازهر در صد سال اخیر و در مقاطع حساس و فتنه انگیز، درس آموز و قابل پژوهش مستقل است. بررسی بیانیه های الازهر در شرایط حساس، نکات مهمی را نشان می دهد.
الازهر در موضع گیری های حساس و فتنه انگیز می کوشد حیث «دولتی بودن» و عدم استقلال خود را برجسته و از رویکرد سنتی خود فاصله بگیرد. موضع اخیر الازهر درباره جنگ ایران که احتمالا توسط چهره های دولتی و وابسته الازهر تهیه شده این نکته را تقویت میکند که این موضع گیری اخیر تحت تاثیر فشارهای سیاسی یا لابیهای منطقهای تنظیم شده باشد و حیث دولتی و وابستگی الازهر را به دولت پررنگ کرد؛ از این رو است که احمد الطیب دفاعیه و ردیه ای علیه آن موضع گیری اینترنتی از خود بروز نداده و هیچ امضای فردی و نهادی منسوب به الازهر پای آن بیانیه مشاهده نمی شود.
النهایه:
اولویت بسزا در پاسخ به این بیانیه
با توجه به غیررسمی بودن آن و عدم وجود امضا و تاریخ مشخص، این بود که (به جای انتشار انبوه بیانیهها از سوی نهادهای مختلف،) یک فعال رسانهای شناختهشده یا یک چهره برجسته و سرشناس رسانهای شیعه جهان عرب، پاسخی متین و مستدل به این موضعگیری غیررسمی ارائه میداد. این رویکرد میتوانست از حجم پیامدهای رسانهای و سیاسی ناخواسته جلوگیری کندو بویژه، مسئله را در سطحی کارشناسیتر پیگیری نماید و ازینرهگذر به رابطهٔ قطع شده، شکننده و حساس حوزه های علمیه شیعه و جامعه الازهر آسیبی وارد نکند.