در حاشیه بیانیه های رسمی برای موضعی غیررسمی درباره تجاوز به ایران اسلامی 

 چرا جامعه الازهر، موضعگیری رسمی نکرده

به گزارش جام جم آنلاین، اخیراً موضع گیری غیر رسمی منتسب به جامعه الازهر در فضای مجازی منتشر شد که در آن خطاهایی بزرگ درباره جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران درج شده بود. این بیانیه که فاقد امضا و تاریخ بود و صرفاً از طریق یکی از اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی الازهر بازنشر شد و بازنشر رسمی آن توسط شیخ الازهر در حساب ایکس ایشان صورت نگرفت، توجه خود را در بین حوزه های علمیه، دانشگاه های بین المللی ایرانی، مجامع، سازمانها و شخصیت های مهم جلب کرد. این پاسخ در حالی رخ می‌دهد که بیش از چهار دهه از قطع روابط رسمی میان الازهر و حوزه علمیه قم می‌گذرد. در یادداشت پیش رو، تلاش می‌شود تا با نگاهی تحلیلی، چهار نکته مغفول در خصوص این موضع‌گیری و نسبت آن با قطع روابط تاریخی دو نهاد علمی-دینی حوزه علمیه قم و جامعه الازهر مورد بررسی قرار گیرد.
به گزارش جام جم آنلاین، اخیراً موضع گیری غیر رسمی منتسب به جامعه الازهر در فضای مجازی منتشر شد که در آن خطاهایی بزرگ درباره جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران درج شده بود. این بیانیه که فاقد امضا و تاریخ بود و صرفاً از طریق یکی از اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی الازهر بازنشر شد و بازنشر رسمی آن توسط شیخ الازهر در حساب ایکس ایشان صورت نگرفت، توجه خود را در بین حوزه های علمیه، دانشگاه های بین المللی ایرانی، مجامع، سازمانها و شخصیت های مهم جلب کرد. این پاسخ در حالی رخ می‌دهد که بیش از چهار دهه از قطع روابط رسمی میان الازهر و حوزه علمیه قم می‌گذرد. در یادداشت پیش رو، تلاش می‌شود تا با نگاهی تحلیلی، چهار نکته مغفول در خصوص این موضع‌گیری و نسبت آن با قطع روابط تاریخی دو نهاد علمی-دینی حوزه علمیه قم و جامعه الازهر مورد بررسی قرار گیرد.
کد خبر: ۱۵۴۶۸۴۷
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر سید علی بطحائی-معاون پژوهشی دانشگاه ادیان تهران
یکم: جامعه الازهر در جغرافیایی فکری-سیاسی فعالیت می‌کند که در سده اخیر به طور تاریخی در امور اجتماعی و سیاسی، «مبسوط الید» یا دارای اختیارات کامل نیست. این نهاد در دوره معاصر در میان فشارهای دولت های سکولار مصر قرار گرفته و از سوی دیگر، استقلال کامل نیز ندارد. در چنین فضای فکری محدودی، اتخاذ موضع نادرست و غیر قابل قبول اخیر درباره جنگ ایران تا حدودی قابل درک است. این محدودیت‌ها می‌تواند بر نحوه واکنش الازهر به مسائل بین‌المللی، به‌ویژه در تقابل میان قدرت‌های منطقه‌ای و کشورهای اسلامی با قومیت های متفاوت تأثیرگذار باشد.
 
دوم: موضع‌گیری غیررسمی الازهر را می‌توان در چرخش بین دو جبهه اصلی تحلیل کرد: اول، جبهه «عربیت» که کشورهای عربی خلیج فارس را در برابر «عجمیت» ایرانیان قرار می‌دهد؛ و دوم، جبهه «همگرایی جهان اسلام» که در آن اهل سنت عرب حاشیه خلیج فارس در برابر اهل سنت و شیعیان ایران قرار می‌گیرد. این موضع‌گیری غیررسمی، طبیعتاً با حمایت الازهر از اعراب سنی‌مذهب کشورهای حاشیه خلیج فارس همراه شد و در مقابل، همدلی با فارسی‌زبانان مظلوم سنی مذهب ایرانی و شیعیان ستمدیده ایرانی را در کارنامه خود نداشت. در این مقطع حساس و آزمون «تقریب»، بیانیه الازهر نمره قبولی لازم را کسب نکرد. شاید همین حساسیت‌ها باعث شده است که الازهر به واکنشی غیررسمی بسنده کرده و از موضع‌گیری رسمی و قاطع طفره رفت. 
 
سوم: با توجه به پروتکل‌های سازمانی در تبادلات علمی و دینی و مکاتبات بین المللی، به نظر می‌رسد تنها پاسخ آیت‌الله علیرضا اعرافی خطاب به شیخ الازهر، به دلیل هم‌طرازی سازمانی، درست و حرفه‌ای بود.
 روسای دانشگاه‌های بین‌المللی و سازمان‌های دیگر بهتر بود به جای خطاب قرار دادن احمد الطیب، چهل و چهارمین شیخ الازهر، در بیانیه‌های خود، مخاطب را رئیس دانشگاه الازهر، سلامه جمعه داود، و رئیس دارالتقریب مصر و... (قرارمیدادند) تا  در کانال‌های هم ارز سازمانی و همطرازان اداری، این مکاتبات صورت گیرد.
 
چهارم: مفاد بیانیه های الازهر در صد سال اخیر و در مقاطع حساس و فتنه انگیز، درس آموز و قابل پژوهش مستقل است. بررسی بیانیه های الازهر در شرایط حساس، نکات مهمی را نشان می دهد.
 الازهر در موضع گیری های حساس و فتنه انگیز می کوشد حیث «دولتی بودن» و عدم استقلال خود را برجسته و از رویکرد سنتی خود فاصله بگیرد. موضع اخیر الازهر درباره جنگ ایران که احتمالا توسط چهره های دولتی و وابسته الازهر تهیه شده این نکته را تقویت می‌کند که این موضع گیری اخیر تحت تاثیر فشارهای سیاسی یا لابی‌های منطقه‌ای تنظیم شده باشد و حیث دولتی و وابستگی الازهر را به دولت  پررنگ کرد؛ از این رو است که احمد الطیب دفاعیه و ردیه ای علیه آن موضع گیری اینترنتی از خود بروز نداده و هیچ امضای فردی و نهادی منسوب به الازهر پای آن بیانیه مشاهده نمی شود.
 
 النهایه: 
اولویت بسزا در پاسخ به این بیانیه
با توجه به غیررسمی بودن آن و عدم وجود امضا و تاریخ مشخص، این بود که (به جای انتشار انبوه بیانیه‌ها از سوی نهادهای مختلف،) یک فعال رسانه‌ای شناخته‌شده یا یک چهره برجسته و  سرشناس رسانه‌ای شیعه جهان عرب، پاسخی متین و مستدل به این موضع‌گیری غیررسمی ارائه می‌داد. این رویکرد می‌توانست از حجم پیامدهای رسانه‌ای و سیاسی ناخواسته جلوگیری کندو بویژه، مسئله را در سطحی کارشناسی‌تر پیگیری نماید و ازین‌رهگذر به رابطهٔ قطع شده، شکننده و حساس حوزه های علمیه شیعه و جامعه الازهر آسیبی وارد نکند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها