او کابل را متهم کرد که پس از خروج ناتو، افغانستان را به «مستعمره هند» تبدیل کردهاند. تنشها از سالها پیش، با اتهام اسلامآباد به طالبان افغانستان مبنی بر پناه دادن به تحریک طالبان پاکستان (TTP) آغاز شد. در ۲۲ فوریه (۳ اسفندماه)، پاکستان حملات هوایی به استانهای ننگرهار و پکتیکا انجام داد و مدعی کشتن ۸۰ شبهنظامی شد اما کابل از کشته شدن حداقل ۱۸غیرنظامی خبر داد. این اقدام، چرخه خشونت را تشدید و افغانستان در ۲۶فوریه (۷ اسفندماه)، باحملات مرزی تلافی کرد.همچنین پاکستان را متهم به نقض حاکمیت طالبان کرد.درگیری مابین طالبان و پاکستان با واکنش دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز همراه بود، وزیر خارجه کشورمان، سیدعباس عراقچی بهطرفین پیشنهاد میانجیگری داد و اعلام کرده، ایران آماده است برای تسهیل گفتوگو و همچنین تقویت همکاری میان دو همسایه بهویژه در ماه رمضان، که زمان مناسبی برای خویشتنداری و همبستگی اسلامی است، کمک کند.
زخم کهنه استعمار
ریشههای منازعه میان پاکستان و حکومت طالبان افغانستان به اختلافات قومی و مرزی عمیقی بازمیگردد که از قرن نوزدهم میلادی نشأت گرفته است. خط دیورند، که در سال ۱۸۹۳ توسط انگلیسیها ترسیم شد، اقوام پشتون را دوپاره کرد و پاکستان آن را مرز رسمی میداند، در حالی که همواره کابل آن را استعماری و نامشروع میخواند. این اختلاف به حمایت تاریخی پاکستان از طالبان در دهه ۱۹۹۰ منجر شده بود اما پس از سقوط کابل در ۲۰۲۱، اسلامآباد مقامات طالبان را متهم به پناه دادن به گروههای تروریستی مانند تحریک طالبان پاکستان کرد که حملات مرگباری در خاک پاکستان انجام میدهند. علاوهبر این، مسائل اقتصادی مانند تجارت غیررسمی و مهاجرت میلیونها افغانستانی به پاکستان، تنشها را تشدید کرده و به درگیریهای مرزی گاهبهگاه منجر شده است. برخی رسانههای پاکستانی و مقامات نیز هند را متهم به حمایت از تحریک طالبان پاکستان یا ایجاد فشار غیرمستقیم ازطریق روابط رو بهرشد با طالبان میکنند.این اتهامات ریشه دررقابت تاریخی هند-پاکستان دارد،جایی که اسلامآباد نگران نفوذدهلینو درکابل بامانورهایی نظیربازگشایی سفارت هندیادیدارهای دیپلماتیک اخیر است. در راستای همین روند، وزارت خارجه هند حملات هوایی اسلامآباد را بهشدت محکوم کرد و آن را تلاش پاکستان برای «خارجیسازی شکستهای داخلی» خواند. فارغ از بازی قدرت سیاسیون درمیدان نبرد، مجموع تلفات نظامی گزارششده حدود ۱۵۰ تا ۳۰۰ نفرازدوطرف است. ازسوی دیگر،حداقل ۱۸تا۲۰غیرنظامی درحملات پاکستان به افغانستان و چند مورد محدود در خاک پاکستان کشته یا زخمی شدهاند.سازمان ملل و رسانهها برنگرانی ازبحران انسانی تأکید دارند همچنین وضعیت همچنان در حال تغییر است و ممکن که با ادامه درگیریها شهروندان بیشتری متحمل آسیب شوند.
اهداف ژئوپلیتیکی اسلامآباد و کابل
اهداف ژئوپلیتیکی (جغرافیای سیاسی) طالبان در قبال پاکستان عمدتا بر پایه دفاع از حاکمیت ملی و رد خط دیورند به عنوان مرز استعماری بنا شده است. طالبان افغانستان این خط را نامشروع میدانند و با تحریک احساسات پشتونگرایانه، به دنبال تضعیف کنترل اسلامآباد بر مناطق مرزی پشتوننشین هستند؛ این رویکرد گاهی با حمایت غیرمستقیم یا عدم مقابله جدی با تحریک طالبان پاکستان همراه است که حملات مرگباری در خاک پاکستان انجام میدهد. هدف اصلی، ایجاد عمق استراتژیک معکوس (reverse strategic depth)در داخل پاکستان است تا اسلامآباد نتواند بر کابل سلطه یابد و مجبور به پذیرش استقلال کامل افغانستان شود. علاوهبر این، مقامات طالبان با نزدیک شدن به هند و چین، به دنبال کاهش وابستگی به پاکستان و ایجاد توازن ژئوپلیتیکی هستند. از سمت دیگر، اهداف ژئوپلیتیکی اسلامآباد در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، ریشه در شکست دکترین قدیمی عمق استراتژیک دارد؛ پاکستان دیگر به دنبال رژیم وابسته در کابل نیست بلکه اکنون اولویتش امنیت داخلی و خنثیسازی تهدید طالبان پاکستان است که از خاک افغانستان عملیات میکند. اسلامآباد با حملات هوایی و عملیات «غضب للحق»، به دنبال ایجاد هزینه سنگین برای طالبان درصورت پناه دادن به تروریستهاست و میخواهد مرز دیورند را به عنوان خط قرمز تثبیت کند.این سیاست بخشی ازنگرانی بزرگترنسبت به نفوذ هند در افغانستان است که میتواند پاکستان را از غرب محاصره کند.
بازی بزرگ جدید
نقش آمریکا در منازعه پاکستان و افغانستان بهعنوان قدرت فرامنظقهای بیشتر حمایت از اسلامآباد است، هرچند کاخسفید واکنش رسمی مستقیم صادر نکرده اما آمریکا با تقویت روابط نظامی با پاکستان از جمله حمایت از ارتش تحت فرماندهی سید عاصم منیر و علاقه ترامپ به بازپسگیری پایگاه بگرام، به دنبال جلوگیری از بیثباتی هستهای و مبارزه با داعش است که از خاک افغانستان عملیات میکنند. چین قدرت جهانی دیگر منازعه فوق بهعنوان همسایه هر دو کشور درگیر حملات، نقش میانجیگری بیطرف را ایفا میکند و تاکنون از هیچ طرفی مستقیم حمایت نکرده.پکن نگرانی عمیق خودرا ابراز کرده و از طریق کانالهای دیپلماتیک مانند سخنگوی وزارت خارجه مائو نینگ هر دو طرف را به آرامش، آتشبس فوری و حل اختلافات از راه گفتوگو فرامیخواند. هدف اصلی چین حفظ ثبات منطقه برای پروژههای کمربند و جاده (BRI)، حفاظت از منافع اقتصادی (مانند معادن افغانستان)وجلوگیری از گسترش تروریسم به استان سینکیانگ است. درراستای همین روند، قدرتهای دیگری مانند روسیه و ایران نیز بر میانجیگری تمرکز دارند و از پاکستان یا افغانستان مستقیم حمایت نمیکنند. روسیه هر دو طرف را به توقف حملات و گفتوگوی سیاسی فرامیخواند تا از بیثباتی گسترده جلوگیری شود. تهران و مسکو به دنبال منافع خود مانند امنیت مرزها و تجارت بوده و ازتشدید جنگ مابین همسایگان خشنود نیستند؛ چراکه افزایش خشونتهای تلافیجویانه میتواند به بحران انسانی عظیمی در منطقه منجر شود. درنهایت، عموم قدرتهای بزرگ درگیر در مسأله شبهقاره بر دیپلماسی اصرار دارند تا چرخه خشونت که به نفع هیچکدام نیست، دستکم در کوتاهمدت شکسته شود.