یک سریال جدید در مرکز خراسان رضوی مقابل دوربین رفت خانه ای برای آرامش «غریب ها»

مدتی است که در سیمای مرکز خراسان رضوی ، یک مجموعه تلویزیونی تازه جلوی دوربین رفته است.
کد خبر: ۱۵۴۴۴۱
این مجموعه تلویزیونی خانه شمعدانی نام دارد و آن را کارگردان باذوق خراسانی محسن قصابیان ، سازنده آثاری چون گنج ، جای توخالی ، ذهن زیبا، بوکین و ... کارگردانی می کند. خانه شمعدانی، داستانی امروزی دارد و قرار است با استفاده از داستان های جداگانه به وحدت موضوعی اشاره کند. کار تصویربرداری این سریال هنوز در آغاز راه است و پیداست که برای دیدن آن، باید منتظر ماند.
چند کوچه بالاتر از مجتمع تجاری معروف زیست خاور مشهد که به طرف خیابان کوه سنگی پیش می روی، به همان نشانی که احسان قصابیان، تهیه کننده سریال خانه شمعدانی داده است، می رسی؛ یک خانه قدیمی در میان انبوه خانه های نوساز و امروزی که حضورش در میان این توده از آهن و سنگ و تمدن، آرام آرام شکل غریب و نوستالژیک پیدا کرده است. ورودی خانه ، به خیابانی می رسد که انبوه خودروها از آن می گذرند. وقتی از پله ها گذر می کنی و وارد عمارت می شوی و به گوشه و کنار دقت می کنی، متوجه می شوی که گروه برای آماده سازی آن، تغییرات زیادی انجام داده اند. در حیاط خانه، همه چیزهایی که باعث می شود آدم به یاد گذشته های خوب خودش و دیگران بیفتد، طراحی شده است ؛ یک گلخانه کوچک در انتهای حیاط، باغچه گل ، آلاچیق چوبی ، حوض آبی با فواره ای در میانش و سنگ چین های مفروش کف حیاط که همه اینها را به هم مربوط کرده است . قصه های این مجموعه تلویزیونی مستقیم و غیرمستقیم به زوار امام رضا (ع )، مجاورین و البته با محوریت امام رضا (ع ) طراحی شده اند. توی اتاق این عمارت ، ریل های تراولینگ را چیده اند و چند پروژکتور هم در گوشه و کنار اتاق دیده می شود، از نوع طراحی صحنه اتاق ها، معلوم است این اتاق ها باید بیش از هر چیز، نشان دهنده قدمت ، اصالت و خیلی از چیزهایی باشد که حالا دیگر به خاطره ها پیوسته است کم و بیش چیزی شبیه رویا شده اند. در هر قسمت این مجموعه ، داستانی مجزا روایت می شود. همه این قصه ها به نوعی مستقیم و غیرمستقیم با محوریت زوار امام رضا(ع )، مجاورین و البته امام رضا (ع ) طراحی شده اند. محسن قصابیان ، محمد باقری نیکو، احسان قصابیان و امیرعباس پیام نویسندگانی هستند که کار نگارش قسمت های مختلف این مجموعه 13قسمتی را به عهده داشته اند. بجز این محل که بخش عمده ای از ماجراها در آن اتفاق می افتد، داستان های این مجموعه تلویزیونی در لوکیشن های دیگری در سطح شهر اتفاق می افتد و به هر حال این طور به نظر می رسد که سازندگان خود را به ساخت یک مجموعه تلویزیونی در یک لوکیشن خاص مقید نکرده اند. این روزها که ساخت و ساز اطراف حرم امام رضا (ع ) بافت معماری سنتی اطراف حرم را بشدت دستخوش تغییر کرده و همه چیز بشدت امروزی و پیشرفته طراحی می شود، ساخت مجموعه ای تلویزیونی که یادآور آن معماری و آن روابط باشد، شاید تاحدودی رشک انگیز باشد.

به دنبال زوار امام رضا(ع)

صباغی که آخرین حضورش در تلویزیون در سریال پربیننده «راه بی پایان » بوده است ، درباره نقشش می گوید: «رحمان، پیرمرد بازنشسته باغبانی است که پیشتر در کارخانه نخ ریسی کار می کرده و چون خانه موروثی اش در نزدیکی بارگاه حرم امام رضا (ع ) قرار دارد، با دوچرخه ای که دارد، اطراف حرم به دنبال زواری می گردد که جایی برای سکونت ندارند تا آنها را بدون دریافت وجه به خانه اش بیاورد و چون باغبان است ، در گلخانه اش گلهای شمعدانی را تکثیر می کند که در نهایت با اهدای یک گلدان، آنها را بدرقه می کند.
در راهروی اتاق بالا، عکسی از جوانی مهدی صباغی روی دیوار نصب شده و در اتاق پایین ، یک عکس خاطره انگیز او در هیات یک فوتبالیست جوان که معلوم است حداقل 40 سال پیش ، گرفته شده است. در گوشه ای دیگر، یک عکس رنگی از او و همسرش در کنار پرده نقاشی شده بارگاه حرم امام رضا(ع) دیده می شود که در کنارشان ، عده ای ایستاده اند.

قصههای این مجموعه مستقیم و غیرمستقیم به زوار امام رضا(ع)، مجاورین و البته با محوریت امام رضا(ع) طراحی شده است

احسان قصابیان برایم توضیح می دهد که این آدم ها، شخصیت های قسمت اول این مجموعه تلویزیونی هستند و قرار است این تصویر، تیتراژ پایانی هر قسمت مجموعه باشد که با پیشرفت قصه ها، آدم های این تصویر نیز اضافه خواهند شد.
صباغی درباره نوع گویشش در این مجموعه تلویزیونی می گوید: به نوعی من فولکلور مشهدی را به طور ناخودآگاه با خودم یدک می کشم البته شاید اینجا کمرنگ باشد، ما در این مجموعه تلویزیونی به مکان های مختلف سر می زنیم چون هر اپیزود، داستان مختلفی دارد. البته صحبت هایی شد که نسل جدید این خانواده، از گویش های غیربومی استفاده کند اما در نهایت تصمیم بر این شد که گویش ها تا حد امکان مشهدی باشد.
حضور صباغی در مشهد بویژه برای بچه های نمایش رادیو شاید فرصتی باشد تا باز هم از هنر او در این عرصه استفاده شود؛ او که به عنوان بازیگر و کارگردان رادیو در نمایش های زیادی حضور داشته است، در این باره می گوید: قرار است حدود 3 ماه اینجا باشم که در این مدت، دوستان رادیویی خواستار همکاری هستند اما وقت ، آنقدر کم است که نتوانستم کار در خوری انجام دهم. چون شب ها، دیالوگ ها را حفظ و روز بعد هم ضبط می کنیم اگر چه گاهی در نمایش های رادیویی فضولی هایی هم می کنم.

دعوا بر سر تنگ شکسته

گروه با صدای علیرضا نسایی بجستانی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز گروه، همه برای تصویربرداری آماده می شوند. بازیگر این صحنه، فاطمه طاهری و نرگس نوروزی است. این صحنه مشاجره مادر و دختر بر سر یک تنگ شکسته است. فاطمه طاهری بازیگر نقش صدف است. او نزدیک 50سال است که در حوزه سینما، تئاتر و تلویزیون ، فعال است . طاهری در این صحنه ، همچنان که روی پله ها نشسته و با حسرت به شکسته های تنگ بلور نگاه می کند، باید از جایش بلند شود و تنگ بلور و یک نامه را به دست اختر (نرگس نوروزی ) بدهد. این صحنه با چند بار تکرار به فرجام می رسد.
فاطمه طاهری درباره نقشش (صدف ) می گوید: صدف، زنی سنتی از خانواده ای سنتی است در این قسمت مجموعه، دوست همسرش پس از سال ها تصمیم می گیرد به طریقی ، مشکل بین آن دو را حل کند، بنابراین 2تنگ قدیمی را برای رحمان (شوهر صدف ) می فرستد تا رحمان از گناه او، در گذرد، اما یکی از تنگ ها بر اثر مشاجره می شکند و همین موضوع باعث ناراحتی صدف می شود و این صحنه ای که دیدید در واقع بیانگر ناراحتی صدف بود.
فاطمه طاهری امشب راهی سفر است و گروه می کوشند تا سکانس های مربوط به او را هر چه زودتر تصویربرداری کنند. ادامه حرف های طاهری ، گلایه از وضع هنرمندان قدیمی این حوزه است : «متاسفانه به شرایط آدم هایی مثل پروین سلیمانی ، فرخ لقا هوشمند، مهری ودادیان و مهری مهرنیا آن طور که باید، توجه نمی شود، در حالی که آنها سال ها برای تئاتر، سینما و تلویزیون زحمت کشیده اند، هر چند کسی مثل من خدا را شکر هنوز می تواند کار کند، ولی اگر کار نکنیم تکلیف چیست ؛

دوری از حرکات آکروباتیک

کار تصویربرداری این مجموعه را ابراهیم رجبیان انجام می دهد. خودش درباره ویژگی های کار تصویربرداری خانه شمعدانی می گوید: می خواستیم یک ناتورالیسم توی کل فضای مجموعه شمعدانی ، محسوس باشد، قرار بود بدون این که نورپردازی و تصویرسازی خیلی به چشم بیاید، از نظر زیبایی شناختی در چشم مخاطب بنشیند و این مساله، کار را بسیار سخت می کرد؛ این که تو بخواهی تصویری بگیری که باورپذیر باشد و به دهه 40 مشهد بخورد، اگرچه اتفاقات ظاهرا در دهه 80 می گذرد، اما موضوع درباره یک خانواده قدیمی در مشهد است. قرار است با انجام ریزه کاری هایی در صحنه آرایی ها، انتخاب رنگ لباس و دیوارها به آن ناتورالیسم نزدیک شویم.البته رجبیان به موارد دیگری هم اشاره می کند: دوربین هم اگر حرکت می کند، این حرکت ها طوری است که در موازات حرکت بازیگر است. لنزها طوری انتخاب می شود که آن فضای خانه شمعدانی کمک شود نه این که صرفا آن حرکت آکروباتیک و خاص تصویری باشد.بازیگر نقش عروس خانواده رحمان یعنی سرور خانم، فتانه کامیاب است که امروز بازی ندار، کامیاب درباره نقشش می گوید: چون این خانواده سنتی است، پس عروس خانواده هم مسوولیت پذیر است. تا آنجا که توانسته ام تلاش کرده ام در قالب این شخصیت ظاهر شوم. اولش کمی مشکل بود، اما در ادامه، با آن کنار آمدم.
کامیاب پیشتر در فیلم سینمایی «استوخونای بابام » کنار بازیگرانی چون داریوش ارجمند، اکبر عبدی، گوهر خیراندیش و رضا توکلی به ایفای نقش پرداخته است.

می خواهیم قدیمی باشیم

حسام پیشه ور، طراح صحنه و لباس کار است و معلوم است زیاد تلاش کرده حال و هوای این خانه، رنگ و بوی قدیمی داشته باشد؛ از وسایلی که در اطراف چیده می شود، می توان این موضوع را فهمید، پایین این خانه، جایی است که بازیگران مختلف ، گریم می شوند. حبیب شجری، طراح گریم است. کنار آینه بزرگ اتاق گریم، تست گریم بازیگران دیده می شود. صحنه برای تصویربرداری، یک سکانس دیگر آماده می شود. غروب است و من از گروه خداحافظی می کنم.امروز یک روز دیگر است. قرار است صحنه ورود اختر به خانه ، تصویربرداری شود. بیرون هوا سرد است و همین باعث می شود که بچه های گروه برای گرم شدن داخل اتاق جمع شوند. محسن قصابیان ، کارگردان جوان خراسانی پشت دوربین این سریال ایستاده است. او با توضیح این که دوست دارد تلاقی قومیت ها را در کارش نشان دهد، درباره بازیگران کارش می گوید: نقش شخصیت های مشهدی به بازیگران مشهدی سپرده شده است. مثل مهدی صباغی، محمد الهی و خود من . اینها بافت سنتی خانواده هستند. هر قسمت این مجموعه با ماجراهای زواری که به مشهد وارد می شوند، شروع می شود و در ادامه ، ماجراها به اینجا کشیده می شود. ما بازیگران غیرمشهدی هم داریم مثل بیوک میرزایی ، ابراهیم آبادی ، خسرو احمدی ، افسانه ناصری و... که در نقش های متفاوت ظاهر شده اند.قصابیان با توضیح این که در این مجموعه ، خیلی وارد حرم نمی شود، درباره مشکلات پیدا کردن لوکیشن می گوید: ما نزدیک 30 -40 خانه میراث فرهنگی را دیدیم چون می خواستیم قدمت خانه بالا باشد، اما یا خانه ها خیلی خراب بود یا امکان تغییر و جابه جایی نداشتیم ، می توانم بگویم آنچه را که می خواستم پیدا نکردم. در اینجا معضلات زیادی وجود دارد ازجمله همین ساخت و سازهایی که در اطراف می بینید و همچنین صدای رفت و آمد خودروها که البته بخشی از این معضل را با میکروفون «گان» حل کردیم که زاویه بسته آن، این امکان را به ما می دهد که صداهای اضافی را کم کنیم ولی مگر چقدر می تواند موثر باشد؛او در جواب این سوال که چه تعداد از قصه های این مجموعه واقعی است، می گوید: به هر حال باید بپذیریم که در یک قصه تخیلی هم بخشی از واقعیت موجود است. تمام کارهایی هم که به اسم «خلاقه » انجام می گیرد، از تخیل سهم دارد، اگرچه باید بپذیریم که تقسیم بندی آن ، بسیار سخت است.

مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها