لبخند قانون

«تو بازداشتی حالا برو با همسرت خداحافظی کن» متهم سلاحش را تحویل میدهد و میرود تا با اهل و عیالش...
کد خبر: ۱۵۴۴۲۶

چنین اتفاق نادری کجا میتواند رخ بدهد؛ فقط در جایی که یک پلیس سرآمد و کاردان، به همسر یک مظنون که توانسته از ماجرای قتل غیرعمد توسط شوهرش پرده بردارد و از او اقرار بگیرد، میگوید: از این جا به بعد تو در ماجرا نیستی. تو چیزی از کل ماجرا نمیدانی. چرا که در بیرون بیشتر میتوانی به همسرت کمک کنی تا در داخل زندان! و همه میدانیم اگر قانون از اطلاعات همسر قاتل بویی ببرد، او را به جرم همدستی مورد پیگرد و مؤاخذه قرار خواهد داد.
رعایت انصاف دشوارست، اما «ناوارو» از خشکی و قاطیعت قانون، پنجرهای به احساس و عواطف شگفت آدمی میگشاید. او ضمن رعایت حقوق قانونی متهم سعی در ریشهکن کردن امکانهای بروز جنایت و فراتر رفتن از اعمال و کارهای سوری و اداری دارد. در اوج فشار روانی جامعه و مطبوعات به پلیس، ناوارو شوخ طبعیاش را در مواجهه با رئیس و مسوول رده بالاتر از دست نمیدهد.
بارها شاهدیم که همین مسوولان از نوع پیگیریهای ناوارو و به نتیجه رساندن خط ماجراها شگفتزده میشوند.
او پلیسی فداکار است که برای دستگیری یک جانی با نشانی هفت قتل در پیشانی حتی تنها دخترش را طعمه قاتل قرار میدهد. از معدود سریالهای تلویزیونی که چهره کاریزمای اتفاقات، هرگز متهم را 100 درصد عامل اصلی وقایع و هدف نهایی نمیشمارد بلکه به محیطی که او را بارآورده نگاهی از سر ریشهیابی و رفع مسائل دارد.
ناوارو هیچ متهمی را سرزنش نمیکند انگشت اتهام او به سمت واقعیتهایی است که آدمی را در چنبره پرمکافات خویش شکل میدهند. اجتماع بسیار بیشتر از آنچه در ذهنماست، شکلگیری شخصیتمان را به عهده دارد و این قضیه را سلسله داستانهای ناوارو با دقت و ژرفکاوی مثال زدنی پی میگیرد.
مجموعه داستانهای ناوارو سرشار از حوادث تلخ. به اضافه لحظات پرشکوه تجلی و انسانیت است. تضادهای روح آدمی با شیوهای مخصوص در این مجموعه به تصویرکشیده شده است. از سویی یک متهم به قتل از هیچگونه ستمی در حق مقتول دریغ نمیکند! و از سوی دیگر در دامن احساسات لطیفش مانند کودکی معصوم بال بال میزند و مخاطبان را به واکنش وا میدارد. ناوارو اما ستاره همه ماجراهاست، تدبیرهای او در فیصله دادن به پروندهها و گرههای حوادث دیدنیست.
این سریال برخلاف کارهای عامهپسند، به چهرههای جوان و قهرمان و همه کارهای! که اهل ریسک و ماجراجوییهای آنچنانیاند، عنایتی ندارد. بعکس ما با چهره مردی میانسال، جاافتاده، خانواده دوست و دارای عواطف ژرف انسانی، مدیر و با درایت روبهرو هستیم.
هدف سریال فقط فضاسازی و سپس القای حس هیجان ماجرا سپس گرهگشایی توسط چهره اصلی نیست، بلکه در پی تمامی جریانها نوعی تفکر اجتماعی و سررشته شکلی از نقد جامعه را به بیننده القاء میکند تا فقط بیننده صرف ماجراها نباشد و چیزی در پایان به بینش او افزوده شود. هیچ شماتتی در کار نیست حتی اگر شخص منفی ماجرا در بدترین رخدادها دست داشته باشد. پس از پایان یافتن هر پرونده و گرهگشایی اتفاقهای پیچیده، ناوارو بینندگان را به خانه دلش میبرد؛ فضای آکنده از همدلی و همراهی، پر از صفا و صمیمت، خانهای سرشار از لبخندهای دختر کوچک او، همین تغییر در سبک کردن روح مخاطبان و آرامش بخشیدن به آنها بسیار موثر است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها