دوران رضاخان: سیاستهای تند و مستقیم مانند کشف حجاب اجباری و برخورد خشن با مظاهر دینداری حاکم بود.
دوران محمدرضا پهلوی: او برای حفظ سلطنت خود، سیاستهای پدرش را تعدیل و آزادی ظاهری در پوشش ایجاد کرد، اما در این دوره، فشار اجتماعی و انزوا جایگزین زور مستقیم شد.
در فضای مدرن و به اصطلاح «لوکس» آن زمان، محجبهها و مؤمنان جایی نداشتند. اگرچه در خیابان چادر از سر زنان نمیکشیدند، اما در محیطهایی مانند دانشگاه، زنان محجبه با انگشت نشان داده شده و به نوعی دچار عقبماندگی و طردشدگی اجتماعی میشدند.
منظور از سکولاریسم حوزوی
سکولاریسم در حوزه به معنای جدایی از مسیر انقلاب و عدم مداخله در فرآیندهای تحولآفرین سیاسی تعبیر میشود. یکی از نمودهای این تفکر در جریانی مانند انجمن حجتیه دیده میشد که با منطق «لزوم افزایش ظلم برای ظهور»، دچار نوعی تضاد درونی بود؛ چرا که از یکسو بر افزایش ظلم تاکید داشتند و از سوی دیگر با جریانی مثل بهاییت مبارزه میکردند.
تفاوت بنیادین نگاه انقلابی با این تفکر سکولار در دو سطح قابل بررسی است.
هدفگذاری مبارزه:
جریانهای سنتی تنها با «میوه» (مانند بهاییت) درگیر میشدند، اما تفکر انقلابی به دنبال زدن ریشه یعنی وابستگی پهلوی به آمریکا و صهیونیسم بود.
نظریه حداکثری:
جریانات سکولار حوزوی فاقد نگاهی جامع برای کنار زدن تمدن غرب هستند و معمولا در مراحل اولیه مبارزه متوقف میمانند.
این دیدگاه معتقد است که واگذاری اصلاح امور صرفا به زمان ظهور و نادیده گرفتن ریشههای استکبار، خود نوعی سکولاریسم است که مانع از شکلگیری تمدن نوین میشود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد