تازهترین اثر این فیلمساز«مارون»است که در این دوره از جشنواره به نمایش درمیآید. فیلمی که ادامه دغدغههای اجتماعی او را در قالبی دیگر پیش روی تماشاگران میگذارد. «مارون» سومین تجربه کارگردانی حرفهای امیراحمد انصاری بعد از فیلمهای هاری و خونمردگی است که روایتی از زندگی هدایتالله طیب، شهیدی از ایل بختیاری است. «مارون» درباره شهید هدایتالله طیب است که ریشه در ایل لر و خاطرات عمیقش از زمین و کشاورزی دارد و ماجرای فیلم در یکی از روستاهای حاشیه رود مارون در استان کهگیلویه و بویراحمد میگذرد. او در دانشگاه فلوریدای آمریکا تحصیل کرد و این فیلم روایتگر بخشی از آخرین لحظات زندگیش در آمریکا تا عملیات فتحالمبین است که به شهادت رسید. جمشید هاشمپور و امیرحسین فتحی در این فیلم بازی کردهاند و بازیگرانی از دیگر کشورها نیز در آن بازی میکنند. مصاحبه جامجم با کارگردان این فیلم را در ادامه میخوانید.
چه شد که سراغ سوژه شهید هدایتالله طیب رفتید؟
سیدمحمد حسینی،نویسنده کار، فیلمنامه «مارون» را برای ما فرستاد و خواندم. بخشی از این فیلم باید در آمریکا فیلمبرداری میشد و من خوشم آمد و این فیلم ژانر جذابی داشت و بعد از گفتوگو شروع به ساخت فیلم کردم.
درباره چگونگی رسیدن به شخصیت شهید طیب توضیح دهید، چون بهطور معمول ممکن است با طیب حاجرضایی اشتباه گرفته شود.
شهید هدایتالله طیب، در روستای موگر از توابع شهرستان لنده به دنیا آمد. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و راهنمایی، برای مقطع دبیرستان راهی شهر بهبهان شد و در مدرسه ۲۵ شهریور این شهر مشغول تحصیل شد. سال ۱۳۵۳ دوره دبیرستان را تمام کرد. در همین مقطع دبیرستان، شهید طیب در فعالیتهای انقلابی حضور پیدا کرد و در خرداد سال ۵۳ ساواک او را بازداشت میکند و چند شبی را در زندان ساواک گچساران ماند. با گرفتن تعهد آزاد میشود و بهخاطر همین نتوانست در همه امتحانات خردادماه شرکت کند. بعد از آزادی به روستا بازگشت و دیپلمش را در شهریورماه گرفت. دوران سربازی او در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۶ تمام شد و مشغول مهیاکردن مقدمات ادامه تحصیل در آمریکا شد. تا زمانی که شرایط سفر برای او فراهم شود، در یک شرکت آبرسانی بین آبادان-ماهشهر بهعنوان رئیس کارگزینی مشغول بهکار شد. در این شرکت نیز فعالیتهای سیاسیاش را ادامه داد و تشکل کوچکی در همان شرکت راه انداخت اما پس از مدتی فعالیت این گروه کوچک در آن شرکت لورفت وشهیدطیب به بهبهان نقل مکان کرد.شهید طیب۱۵شهریورسال۱۳۵۶ برای ادامهتحصیل به آمریکا رفت و پس از چند ماه آموزش و یادگیری زبان انگلیسی، وارد دانشکده کشاورزی سنتپترزبورگ فلوریدا شد و در رشته مهندسی کشاورزی تحصیلات خود را آغاز کرد. در آمریکا با همکاری تعدادی از دانشجویان مسلمان انجمن اسلامی دانشجویان اروپا و آمریکا در ایالت فلوریدا را شروع کرد. در روز هشتم تیرماه در یک انتخابات بهعنوان نماینده دانشجویان سنتپترزبورگ فلوریدا انتخاب شد. شهید طیب وقتی به ایران برگشت و در عملیات فتحالمبین به شهادت رسید، به «چمران جنوب» ملقب شد. ما مقطعی از زندگی ایشان را از سال آخری که درآمریکاحضور دارد تا شهادت کار کردیم.
از چگونگی همکاری با امیرحسین فتحی که نقش شهید طیب را به عهده دارد بگویید.
با توجه به اینکه ۶۰ دقیقه از این اثر در آمریکا تولید شده و نیازمند بازیگری مسلط به انگلیسی بود، امیرحسین فتحی با تلاش شبانهروزی توانست از عهده این نقش برآید.
با توجه به اینکه بخشی از کار در خارج از کشور تولید شده، با چه چالشها و سختیهایی روبهرو بودید؟
بخشی کوتاه از این فیلم در خارج از کشور فیلمبرداری و بخش عمده آن در ایران ساخته شد. یکی از سختیهای کار ما این بود که باید سال ۱۹۷۹ ایالت فلوریدا در آمریکا را در ایران به وجود میآوردیم و دکورهای جدیدی برای آن میساختیم که کار بسیار سختی بود. ما پیشتولید کارمان را از مرداد تا اواخر آذر شروع کردیم.
همکاری با دیگر بازیگران به چه نحوی بود؟
همکاری با آقای هاشمپور همیشه برای من افتخار بزرگی بوده و این سومین باری است که این تجربه تکرار میشود. در فیلم «هاری» ایشان بازیگر نقش اصلی بود و در «استشهادی برای خدا» هم وقتی دستیار اول و برنامهریز بودم، فرصت همکاری با ایشان را داشتم. محمدرضا فتحی ایفاگر نقش دشوار «خوآن پسر» بود؛ کاراکتری از اهالی آمریکای جنوبی. او به دلیل ۹ سال اقامت در شیکاگو، شناخت دقیقی از محیط داشت و کاملا به زبان انگلیسی مسلط بود. علاوهبراین، ما یک بازیگر روس و ترک داشتیم که خیلی به کارمان کمک کردند. این فیلم تجربه جالبی را برایم رقم زد و بهطور تقریبی از تمام دنیا ازجمله آفریقای جنوبی هم بازیگر داشتیم.
ویژگیهای کار کردن حول این شهید چگونه بود؟
ایشان هم از نظر نظامی آدم جالبی بود و هم نخبه علمی به شمار میآمد و به همین دلیل این قابلیت را به ما میداد که بتوانیم یک قهرمان خوب بسازیم؛ یعنی بهطور کامل قابلیتهای ترسیم یک قهرمان را داشت. ما ژانر این فیلم را به سمت نئونوآر بردیم که بتوانیم کار جذابی انجام دهیم و به نظرم در ژانر سینمای دفاعمقدس توانستیم نوعی تنوع ایجاد کنیم. این شهید در آمریکا هم فعالیت جدی داشت و با مافیای غذا مبارزه میکرد. وقتی من مجموع این داستانها را شنیدم جذب ساخت تریلر جاسوسی اکشن شدم که در نهایت به شهادت او ختم میشود.
در فرآیند ساخت دکور چه سختیهایی متحمل شدید؟
حداقل باید معماری۵۰ سال پیش اروپا را در ایران به وجود میآوردیم و کار دکور و گریم ما بسیار سخت بود. کار لباس ما را زهره رحمانی انجام میداد وبرای تکتک هنروران ما باید لباس دوخته میشد، چون این لباسها در ایران وجود نداشت.
برای اینکه به شناخت خوبی از این شهید برسید چه منابعی را مطالعه کردید؟
من مطالعاتی داشتم، اما بیشتر به دکتر محمد حسینی و مهدی صاحبی اعتماد کردم. همچنین از زمان تولید تا پیشتولید ما با چند نفر از همرزمان و هممحلهای ایشان صحبت کردیم تا بتوانیم به منش و اخلاق او پی ببریم.
با پایان فیلمبرداری به آن چیزی که میخواستید رسیدید؟
ما هیچوقت به آنچه میخواهیم نمیرسیم، اما سعی کردیم فیلم خوبی بسازیم که نسل Z هم جذب آن شوند و تمایل داشته باشند که فیلم را دنبال کنند. فکر کنم در این کار موفق شدیم.
پس با فیلمتان نگاهی هم به نسل جدید جوانان ایران هم داشتید؟
بله؛ حتما باید اینطور باشد. این نوع از کار را نسل جدید باید ببینند و با قهرمانان کشور خود آشنا شوند و تنها به دیدن فیلمهای ابرقهرمانی کمپانی مارول بسنده نکنند. البته فیلمهای ما قابل مقایسه با آنها نیست، ولی باید بتوانیم خوراک خوبی را به لحاظ فرهنگی در اختیارشان قرار دهیم و تولید کنیم.
موضوعی همیشه در این رابطه وجود دارد که آنها قهرمانهای نداشته را خلق میکنند و تا چند سال قسمتهای مختلفی از آن ساخته میشود و گیشه خوبی هم دارند، اما ما قهرمانان زیادی در ادبیات و جنگ تحمیلی داشتیم که واقعی هستند.
بله؛ همینطور است و ما به این قهرمانان واقعی نپرداختیم؛ با اینکه انجام این کار برای ما سخت بود، سعی کردیم رنگ و لعاب لازم را ــ با همیاری داوود محمدی ــ برای جذب مخاطبان به کار ببندیم. تمام هنروران ما خارجی و از کشورهای آمریکایی، اروپایی و آسیایی هستند. ما تعدادی شهدای معروفتر داریم که بهطور معمول سراغ آنها میرویم و حتی در ادبیات هم اینطور است که بعضی قهرمانان شاهنامه مانند رستم و سهراب بیشتر شناختهشدهاند و با بقیه کاری نداریم، اما این درست نیست. ما برای تکتک این شهیدان میتوانیم فیلم بسازیم، چون هرکدام از آنها قصهای خاص و ویژه دارند. حتی زندگی نوجوانان حاضر در جنگ نیز لبریز از درامهای پرکششی است که در قالب فیلمنامه، آثاری ماندگار و جذاب خلق خواهد کرد. به عنوان یک دهه پنجاهی، همیشه نسبت به این قهرمانان عرق داشتهام؛ خوشحالم که حالا توانستهام با این کار، وظیفهام را انجام داده و ادای دینی به آنها داشته باشم.
خانهام که جشنواره فجر باشد را ترک نمیکنم
جشنواره فجر خانه اهالی سینماست و ما خانه خود را ترک نمیکنیم؛ چراکه من از کودکی با این جشنواره به دنیای سینما علاقهمند شدم و همین مسیر، مرا به سوی فیلمسازی سوق داد.