در این میان یکی از مصادیق سیاستگذاریهای اشتباه سیستم آموزشی است که نتوانسته دانشآموزان را برای زندگی و تصمیمگیریهای آینده آماده کند. تمرکز بیش از حد بر حفظیات و مسائل تئوری، بدون ارائه مهارتهای عملی، موجب شده دانشآموزان در مسیر رشد با سردرگمی مواجه شوند. موضوعاتی مانند کنکور و فشارهای مرتبط با آن، بیشترین فشار را بر جوانان تحمیل کرده است، در حالیکه تجربه جهانی نشان میدهد کاهش استرس در این دوره، تأثیر بسیار مثبتی بر آینده افراد دارد. در حوزه دانشگاه نیز کمیت را به کیفیت ترجیح دادهایم. فارغالتحصیلان دانشگاهها با بلاتکلیفی وارد بازار کار میشوند، زیرا مهارتها و رشتههای دانشگاهی با نیازهای بازار همخوانی ندارد. این مسأله باعث افزایش بیکاری و گرایش به مدرکگرایی بهجای کارآفرینی شده است. موضوع اشتغال، ازدواج و مسکن نیز نیازمند توجه ویژه است. ارائه تسهیلات کافی، بدون تبعیض و به شکل عادلانه، میتواند اعتماد جوانان را بازگرداند و دغدغههای آنها را کاهش دهد. بنابراین برای رفع مشکلات این حوزه سه محور اصلی باید مدنظر و در اولویت باشد؛ کاهش استرس تحصیلی در دوره دبیرستان و بهبود کیفیت آموزش با ترکیب مهارتهای عملی و تئوری؛ ارتقای کیفیت دانشگاهها و تطبیق رشتهها با نیازهای بازار کار و ایجاد زمینه مناسب برای اشتغال، ازدواج و مسکن از طریق تسهیلات سریع، عادلانه و کافی. با تمرکز بر این سه محور، بیش از ۷۰ درصد مشکلات جوانان قابل حل خواهد بود. اگر بتوانیم به این موارد توجه کنیم، مسیر پیش روی نسل نو روشنتر و همراهی آنها با جامعه و حاکمیت محکمتر خواهد شد.