«مبارک و طلسم شاهزاده؛ عمو نوروز و ننه سرما»، «نوید بهار»، «نمایش سیاهبازی چله زری و عمو چله جون»، «نمایشهای زنانه ایران» و... برخی از آثار انصافی بهشمار میروند. این پژوهشگر به طرح پرسش درباره ماهیت جشن سده که هر ساله دهم بهمنماه در اقصی نقاط کشور برگزار میشود پرداخته و همین موضوع دستمایه گفتوگوی ما با ایشان را فراهم کرد.
با توجه به این که موضوع گفتوگوی ما درباره جشن سده است، شاید بد نباشد ابتدا درباره وجه تسمیه «سده» برایمان توضیح دهید.
سده در زبان اوستایی به معنی طلوع، روشنایی و امید به روشنایی است. ایرانیان از دیرباز همواره برای روشنایی و نور احترام و قداست خاصی قائل بودند و فعالیتهای زندگی خود را با طلوع خورشید و روشن شدن هوا آغاز میکردند و با شروع تاریکی دست از کار میکشیدند. آنها شب و سیاهی را نماد مرگ و اهریمن میپنداشتند و همیشه درصدد بودند بر این دشمنان چیره شوند. این آرزو با پیدایش آتش توسط هوشنگ پادشاه پیشدادی برآورده شد. به این مناسبت هر ساله در دهم بهمنماه جشن بزرگ پیدایش آتش و گرما (جشن سده) برپا میشود. جشن سده یکی از باشکوهترین جشنهای ایران باستان پس از نوروز و مهرگان بهشمار میرود. حکیم توس در شاهنامه فردوسی میگوید روزی هوشنگ پادشاه پیشدادی باهمراهان خویش میرفت که ماری بزرگ وترسناک دید.هوشنگ سنگی بهسوی مار پرتاب کردومارگریخت ولی آن سنگ به سنگی دیگر خورد و جرقهای از آتش بلند شد و خار و خاشاک اطراف آن آتش گرفتند.هوشنگ و همراهانش چون تا آن روز آتش را نمیشناختند از پیدایش آن شادمان شدند و ازآن زمان تاکنون، این روز رابه شکرانه پیدایش آتش جشن گرفتند.
برآمد به سنگ گرانسنگ خرد/ هم آن و هم این سنگ گردید خرد
نشد مار کشته و لیکن ز راز/ پدید آمد و آتش از آن سنگ باز
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد/ سده نام آن جشن فرخنده کرد
ز هوشنگ ماند این سده یادگار/ بسی باده چون او دگر شهریار
آتش موهبتی است که بدون شک منشاء و علت بنیادین بسیاری از پیشرفتهای علمی در تمدن و فرهنگ بشر و وسیله آسایش و بهزیستی آدمیان شد. دلیلش هم این است که آتش منشاء انرژی حرارتی و روشنایی است و انسان به مدد آن میتواند دل تاریکی را شکافته و تکنولوژی و تمدن را پایهگذاری کند. با استفاده از همین آتش است که بشر توانسته آهن را با سنگ معدن ذوب کند و از آن وسایل و ابزار کار و زندگی بسازد. از اینها گذشته، آتش از گذشته تا امروز در ردیف بزرگترین آلایندههاست. حتی در حال حاضر تمام استریلهای اتاق عمل توسط حرارت آتش میکروبزدایی میشوند. از منظر معنوی و فلسفی هم منشاء نور آتش هدیه خداوند است.
عالم همه آیات خدا هست و خدا نیست/ ما پرتو حقیم و نه اوییم و هم اوییم
چون نور که از مهر جدا هست و جدا نیست/ هر جا نگری جلوهگر شاهد غیبی است
او را نتوان گفت کجا هست و کجا نیست

با این نگرش پس موضوع اینکه ایرانیان قدیم آتشپرست بودهاند کلا منتفی است؟
همینطور است. ایرانیان همیشه آتش را بهعنوان یک پدیده و هدیه آسمانی که زندگی بشر را دگرگون کرده است مقدس و قابل احترام میدانستهاند. کما اینکه ابوریحان بیرونی دربرخی ازآثارخود به این مسأله اشاره داردکه «سده» یادگار اردشیر بابکان است. اگر ما تعداد روزها و شبها تا نوروز را ۵۰روز و۵۰شب بدانیم، جمع آن به ۱۰۰میرسد. سده در روز دهم بهمنماه واقع میشد. یعنی ۱۰۰روز اول فصل زمستان. خیام هم در «نوروزنامه» معتقد است سده از فریدون شروع شده.
سده جشن ملوک نامدار است/ از افریدون و از جم یادگار است
گر از فصل زمستان است بهمن/ چرا امشب جهان چون لالهزار است
نومیری در کتاب «نهایه الأرب فی فنون الأدب» جشن سده را یادگار پیروزی پسر تهماسب (زو) بر افراسیاب میداند و میگوید: ایرانیان جشن سده را در پایان روز دهم یعنی پایان آبانروز از بهمنماه و شب یازدهم برگزار میکنند و برآنند که چون افراسیاب بابل را فتح کرد و بساط حکومت بگسترانید، به ستم و بیداد بنا گذاشت و فساد فراوان گشت، زو پسر تهماسب به پیکار با او پرداخت و او را به بلاد ترک پس راند. این اتفاق در آبانروز از ماه بهمن رخ داد و ایرانیان به جشن پرداختند. از آن پس، آن جشن سومین عید بزرگ ایرانیان قرارگرفت. از آنجا که در تاریخ، کاشتن درخت به هوشنگ نسبت داده میشود، معروف است او بوده که برای اولین بار به این مسأله اشاره میکند که چون درختان در زمستان میخوابند،میتوانشاخههای اضافهشان راکندودرجشن سده مورداستفاده قرارداد.درنتیجه مردم ازاوایل زمستان به جمعآوری خاشاک میپرداختند و در جشن سده، از چهار طرف با لباسهای مخصوص و با مشعلهای آتش بهدست،دور آن به پایکوبی میپرداختند. در پایان مراسم هم کشاورزان خاکستر آن را روی زمینهای زراعتی خود میریختند. چون بر این باور بودند این کار هم باعث برکت میشود و هم از زمین در برابر سرما محافظت میکند. در جشن سده از گیاهان خوراکی و غلات، آشهای مختلف درست میکردند. علاوه بر آن گیاهی به نام «بهمن» را با شیر، نبات و شکر میآمیختند و میخوردند.
پیامهای جشن سده چه بوده است؟
مهمترین مسألهای که به آن تأکید میشده این بوده که انسان میبایست در مقابل هر آنچه زندگی او را بهخطر میاندازد مقاومت کرده و ایستادگی داشته باشد تا به خواستههایش برسد. بنابراین اولین درس سده، مقاومت در مقابل سختیها و مبارزه پیگیر مستمر در راه رسیدن به زندگی بهتر بوده است. دیگری ایجاد نشاط در زندگی برای بالا بردن روحیه و پیروزی در مقابل سرما، سیاهی، تاریکی و ظلمت است. سده به ما میآموزد همچون آتش، پاک، درخشان و بانشاط باشیم و همانطور که شعلههای آتش بهسوی بالا زبانه میکشند، بهسمت ترقی و تعالی حرکت کنیم. یکی دیگر از پیامهای سده این است که مانند شعلههای آتش که هیچوقت بهسوی پایین جذب نمیشوند، مجذوب خواهشهای پست نفسانی نشویم. آتش با پرتوافشانی خود، پیرامونش را روشن میکند و ما هم باید تلاش کنیم اندوختههایمان را به اطرافیان انتقال دهیم. چندان که آتش فعال و بیقرار است و حتی زغالش هم حرارت دارد، انسان هم تا پایان عمر لحظهای از کوشش باز نمیایستد. در ایران باستان، خوبیها و اصولا آثاری که انسان از خود بهجای میگذارد با خاکستر آتش برابر دانسته شده است.
آتش جشن سده آتش مهر وطن است/ کندرین ملک نخواهد که شب تار شود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت/ شب جشن سده را حرمت بسیار شود
ظاهرا در بطن برگزاری این جشن، آیین و بازیهای مختلفی هم انجام میشده است؟
بله، مردم نواحی مختلف در این شب در کنار شعلههای آتش، با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگون را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میکنند.
جشنخوانی، سدهخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی بخشی از آیین جشن سده است. یکی از آنها «کوسهناقالدی» نام دارد. برای اجرای این بازی، دو نفر در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند و به در طویلهها ضربه میزنند. یکی از این دو نفر نقش کوسه و دیگری نقش تکه تگه (بز نر) را بهعهده میگیرد. کوسه با پوشیدن لباسی عجیب، دست و صورت خود را سیاه کرده و بز بهدست و پای خود رنگ سپید میزند. اجرای این نمایش بهطور کلی موجبات خنده و شادی حضار را فراهم میکند. دو سه بیت از شعری که در این بازی خوانده میشود خاطرم هست که فکر کنم نقل آن در این گفتوگو خالی از لطف نباشد.
ناقالدی گنده گنده چهل رفته پنجاه مانده/ بزتان بره میزاد میشتان بزغاله میزاد
ناقالدی به این بزرگی کالا پالا نداره/ مشتی رفته برایش بیاره الهی نگهش بداره
بازی دیگری هم در این ارتباط هست، در گذشتههای دور، شمشیر، سپر چوبی و بوق سفالی میفروختند و کسانی که این سازها را میخریدند، تبدیل به دو لشکر میشدند و براساس ریتم و اشعار خاصی به شکل نمادین با هوا به جنگ میپرداختند. البته این نمایش مدتهاست منسوخ شده. آنها معتقد بودند شور بندگی در خردورزی است و خردمندی لازمه زندگی هر انسانی است. آتش سده با ذکر دعاهایی هم توأم بوده است؛ به این طریق که چهار نفر مشعل بهدست چهار طرف کوه هیزم میایستادند و همزمان با به آتش کشیدن هیزمها زمزمه میکردند: میستاییم این روشنی پاک و درخشان را. اهورامزدا به ما توان و نیرو بخشای تا بهترین اندیشه گفتار و کردار را داشته باشیم. یاریمان ده که با بدی، زشتی و دروغ پیکار کنیم. روان ما را پالوده و پاک گردان و از بیفرجامی دور نگهدار تا شایسته پرستش اهورای بزرگ باشیم. بعد از پایان دعا، همه شادی کرده و اشعار شاد سدهخوانی سر میدادند:
به آیین سده شاباش سركن/ كه این رسم از رسوم باستانی است
مبارك باد این جشن كیانزاد/ بر آن كو در تنش خون كیانی است
سده این جشن فرخفال فیروز/ نمادی از سرور و شادمانی است
سده یادآور ایران بشكوه/ گرانفر چون درفش كاویانی است
سده یادآور عهدی كه ایران/ چو مهرش در جهان پرتوفشانی است