افسانه وکالت

یک گروه یا به عبارتی روشن تر یک نفر یعنی ستاره همه ماجراها: «وکیل تاسکا» خودش اندازه می گیرد، می برد و می دوزد و به مخاطبان تقدیم می کند.
کد خبر: ۱۵۳۹۹۸

کارهای قاضی تحقیق ، مشاوران حقوقی و غیره و غیره را به عهده داردحتی زحمت «میرزابنویس های پارک شهر» پایتخت خودمان را (تصورش خیلی ساده است) به دوش می کشد. کسی که همه می توانند البته همه مظلومان برش کوچکی از جامعه غرب (ایتالیای سریال) به او اعتماد و روی او حساب کنند.
خودش به همه دلگرمی می دهد، سرنخ ماجراهای رخ داده و کلاف سردرگم آنها را به دست می گیرد و با همکاران کمابیش بانفوذ و همه فن حریفش به یافتن گره ها و شل و سفت کردن آنها برای گشودنشان می پردازد. جالب آن که سرمایه گذاری روی پرونده ها نیز از آغازین کار تا ارائه به محضر دادگاه گاهی به عهده وکیل تاسکا و همکاران است. با این تفاصیل بود که از افسانه یک وکیل / افسانه وکالت یاد کردیم. کارآگاهی خصوصی ، حرفه ای تعریف شده است که در وکیل تاسکا بنا به تمهیدات نویسنده و کارگردان سریال ، چاشنی فعالیت های روکو تاسکا و همکارانش شده تا دلتان بخواهد تحلیل شخصیت ها و روان شناسی آنها و نفوذ در خصوصیات نهادینه شده اشخاص مثل نوع غذا خوردن ، سلیقه بدپسند تهیه مایحتاج روزانه منزل ، نوع خرید لباس تا چگونگی زندگی و کیفیت برخورد «شخص موضوع » پرونده... همه و همه در حیطه کاری گروه روکو تاسکا تعریف شده است.
بررسی های آنها همه ابعاد و جوانب را دربر می گیرد و تقریبا خط قرمزی برای آنها وجود ندارد. اینجا اگر بخواهیم واقعگرا باشیم ، می نویسیم: وکالت و به «سرانجام عادلانه» رساندن یک پرونده یعنی همین ؛ اما اگر بخواهیم ایرانی واقعگرا باشیم ، می گوییم: این همه سر بی درد را دستمال بستن برای چه ، «آن روز چه اتفاقی افتاد واقعا می خواهم این را بفهمم» این جمله ای است که بارها از وکیل تاسکا می شنوید یا از کارهایش استنباط می کنید، بخصوص که ظرف زمانی محدودی برای کارشناسی موضوع و حل کردن عادلانه گره های پرونده وجود دارد و اگر وکیل و گروهش نتوانند پروژه را در مدت کوتاه یک هفته یا چند روز فیصله بدهند بایگانی همیشه راکد، پذیرای آنها خواهد بود بنابراین هیجان و تعلیق با زبردستی و زیرکی خاص به سریال تزریق می شود و بیننده ما پا به پای تاسکا می رود که بیابد و پیدا کند و در زمانی که تا «کشف حقیقت ناامیدی» فقط یک قدم فاصله قطعی مانده ، همه چیز به نوعی خردمندانه و خوش پرداخت رنگ عوض می کند.
باور بفرمایید می توانستیم درباره سیستم حقوقی محور سریال صحبت کنیم و طی مقایسه ای با نظام حقوقی خودمان ، به نتایج زیبا و درس آموزی برسیم ؛ اما این سطرها تعریف دیگری دارند و صحبت فقط از چند و چون و کیفیت سریال ، ساختار و چینش عناصر آن است نه روحیه حقوقی حاکم بر آن. وکیل تاسکا قضایای ساده ای مثل ساعات پرواز هواپیماها، زمان ورزش و پیاده روی از منزل تا محل کار یا غیره و غیره را پیچیده می بیند و بر خلاف همگان از همین رهگذر به نتایج درخشان حقوقی می رسد.
لین ، مچ مسوولان اصلی فاجعه را می گیرد جالب آن که افشاگری هایش از دلایل محکمه پسندی مثل شهادت ها و اقرارها تا سیگار کشیدن متهم در فضایی خاص را شامل شده ، در بر می گیرد. مثلا وقتی ترجیح بین کارمندی و رسیدن تا مقامات بالا (رشوه) پیش می آید، تاسکا راحت ، پشت شرافت حرفه ای کارش سنگر می گیرد و از همین رهگذر همدلی بیننده را با خود همراه می کند اگر چه گاهی همکارانش دلخور یا خسته می شوند. نوع سرک کشیدن در هر فضایی ، کاری و جایی حتی حوزه و حریم خصوصی و نهایی افراد و نوع طراحی سوال های وکلا در دادگاه که غیرمستقیم و گام به گام متهم یا شاهدان را به مقصد و نقطه نهایی پروژه یعنی کلید پنهانکاری ها و... تا روشن شدن معما بسیار آگاهانه و دلنشین و جذاب نوشته و اجرا شده اند.
این نوع سوال ها و زیرکی های وکیل تاسکا و همکارانش ، متهم ها را به شکل جالبی به تناقض گویی در برابر دادگاه می کشد و در نتیجه خواه ناخواه ، بیننده از اجرای عدالت (که معمولا کور تصور و تصویر می شود) خوشوقت شده ، لحظات جالبی را با وکیل تاسکا به تجربه می نشیند. توجه نویسنده و تهیه کنندگان سریال به زندگی خصوصی شخص وکیل و احساسات او به عنوان یک انسان عادی اجتماعی و نه ابرمرد یا سوپرمن ، همدلی و همراهی بیشتر مخاطب را با سریال در پی دارد.
جالب است که سریال وکیل تاسکا در هر بخش فقط به یک مضمون یا داستان واحد نمی پردازد، بلکه همزمان داستان های متوالی و روایت های کلان نیز روایت می شوند و درست در جایی خاتمه می یابند یا از جایی آغاز می کنند (در هر بخش از مجموعه) که حتی کسی که سریال را دنبال نکرده می تواند به چند و چونی کل ماجرای مجموعه پی ببرد و مشتاق ادامه دادن ماجراها با وکیل تاسکا و همکارانش ، ذره بین بررسی و وارسی به دست بگیرد و پا به پای سریال.... آیا یک زمان طولانی ، قطعه قطعه شده؛ نه.
آیا یک کار سفارشی به نفع مرجع قضایی یا کانون وکلای کشور خاصی تهیه و تدارک شده؛ نه.
شخصیت پردازی ها از سویی ما را به انس و الفت با انسان هایی مثل خودمان نزدیک می سازد و از دیگر سو عناصر نامطلوب را در جماعتی می یابیم که فاصله زیادی با انسان هایی با پایگاه های مثبت اجتماعی و مورد تایید جامعه ندارند. به عبارتی جایزالخطا بودن انسان در وکیل تاسکا به روشنی به نمایش درآمده ، برای سود بیشتر شرکت ، جلوگیری از ورشکست نشدن ، درپوش گذاشتن بر مسائل خصوصی برای حفظ وجهه ظاهر، عوامفریبی ، توجه به نگاه و حرف عوام و مردم ، همه و همه در رخدادهای وکیل تاسکا نقش دارند. ما با وکیل ، همکارانش ، متهمان و طرف های پرونده هایشان در جهان مدرنیته ، زندگی می کنیم ، می اندیشیم ، راه می رویم و حادثه ها، واقعه ها و پیروزی یا شکست های ناگزیر زندگی بشر معاصر را تجربه می کنیم ، اما آیا درس می گیریم آیا به قوه آموزگاری این اثر و گسترش دانستن و فهم خودمان می اندیشیم؛!


علی مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها