گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
به گزارش جامجمآنلاین ازروابط عمومی رسانه ملی، این الگوی سوم، همان زن انقلابی است که ساختار هویتی آن بر محوریت عفاف، میدانداری فعال اجتماعی و خانوادهمحوری بنیادین شکل گرفته است. در این چارچوب، مشارکت اجتماعی زن نه صرفاً یک انتخاب، بلکه یک تکلیف الهی و اجتماعی تلقی میشود که ریشه در مبانی مکتب انقلاب دارد. البته تحقق این گفتمان پیچیده نیازمند ابزاری فراتر از میزگردها و برنامههای تحلیلی صرف است.
اثرگذاری عمیق این مسئله هویتی، مستلزم حضور پررنگ آن در قالبهای نمایشی و سریالهاست؛ جایی که مخاطب عام ازطریق قهرمانسازی با مفاهیم عمیقتر زن انقلابی ارتباط برقرار میکند و روایت دقیقتری از زنانگی در الگوی سوم شکل میگیرد. لزوم تسریع این چرخش نگاه در بدنه رسانه، مستقیماً به حضور مدیران زن انقلابی در سطوح تصمیمگیری سازمان صداوسیما گره خورده است؛ چراکه نگاه دقیق و تجربه زیسته این مدیران است که میتواند دیدگاههای نوین را بهدرستی در ساختار فنی و محتوایی سازمان سرایت دهد؛ بنابراین، سازمان صداوسیما با هدفگذاری برای رسیدن به تصویری دقیق و تمامعیار از زن انقلابی، مبتنیبر الگوی سوم که میراث گرانبهای انقلاب اسلامی و اندیشههای امامین انقلاب است، در مسیر درستی از تحول قرار گرفته است. برای بررسی بازنمایی و تصویرسازی از زنان در رسانه ملی در دوره تحول، با جمعی از برنامهسازان، کارشناسان و فعالان حوزه مطالعات زنان گفتوگو کردهایم تا دیدگاههای آنها را درباره این تغییر الگو جویا شویم.
ضرورت بازآفرینی تصویر زن انقلابی در انواع تولیدات تلویزیونی
فهیمه فرهمندپور، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی، درخصوص عملکرد صداوسیما در بازآفرینی نیازها، مطالبات و توفیقات زنان کشور در دوره تحول بیان کرد: در مرور همه آثاری که در صداوسیما روی آنتن میرود، گرچه میتوان تصویری از قشرهای مختلف بانوان را مشاهده کرد، اما لزوما این قالبهای برنامهسازی که چهرههای مختلف از زنان را منعکس میکنند، از حجم مشابه مخاطب و میزان اثرگذاری یکسان برخوردار نیستند.
وی افزود: در روایت غیررسمی از زنان که بیشترین مخاطب، اثرگذاری و همذات پنداری را به همراه دارند، زنان مقید به اصول شرعی و انقلابی که سالها کار کردهاند، کنشگری اجتماعی جدی داشتهاند و… شاید صرفاً در خبرها، میزگردها، مستندها، برنامههای معارفی تلویزیون و… دیده شوند، اما واقعاً در برنامههای پرمخاطبی که بیشترین اثرگذاری را دارند و در روایتهای غیررسمی، کمتر شاهد حضور زنان فعال اجتماعی با ظاهر مذهبی هستیم و این زنان در رسانه ملی کمتر روایت میشوند.
رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و خانواده شورای عالی انقلاب فرهنگی یادآوری کرد: این در حالی است که تصویرسازی از بانوان مقید و انقلابی در تولیدات نمایشی، بیش از سایر ساحتهای برنامهسازی به روایتگری از این زنان کمک میکند. من گاهی در گفتوگو با دوستانم میگویم هیچوقت خودم و زنانی شبیه به خودم را در برنامههای نمایشی صداوسیما ندیدهام و این یک خلأ جدی است که باید پر شود. در همه هنرها ازجمله تئاتر، ادبیات و داستاننویسی، مخاطب زمانی جذب اثر میشود که بتواند با قهرمان نمایش و داستان همذاتپنداری کند.
فرهمندپور با بیان اینکه نفس ارتباط با هنر اصیل این است که بتواند بازتابدهنده شخصیتهای مختلف باشد و مخاطب خودش را در آینهای که قهرمان سریال یا فیلم سینمایی پیش رویش قرار داده، ببیند، گفت: به نظر میرسد در بازنمایی و تصویرسازی از زنان در تلویزیون، در نگاه مخاطبان، بانوان به دو دسته جداگانه تقسیم شدهاند؛ زنان وابسته به دولت و حاکمیت و سایر زنان. اگر تصویر زنانی مقید و انقلابی در رسانه بازآفرینی میشود، بیشتر در بخشهایی اتفاق میافتد که عموم مخاطبان و بیشتر جمعیت زنان، مخاطب آن برنامهها نیستند و چنین روندی موجب انقطاع و بازنمایی گروههایی از بانوان در قاب رسانه ملی شده است.
وی ادامه داد: در سریال «پایتخت» با همه فرازوفرودهایی که در این چند فصل داشته، شخصیت «هما» توانسته به شخصیت واقعی زن معتقد، فعال و کنشگر ایرانی نزدیک شود. این اثر جزو معدود تولیدات نمایشی صداوسیماست که واقعاً طیف بیشتری از زنان جامعه میتوانند با شخصیت زن سریال همذاتپنداری کنند. به نظرم صداوسیما میتواند تولیداتش را تحلیل مضمون و محتوا کند و روایت غیررسمی از زنان را موردبررسی قرار دهند تا ببینیم وضعیت تصویرسازی از بانوان چگونه است.
بهعنوانمثال آیا در آگهیهای بازرگانی بانوانی که ایفای نقش میکنند، نماینده بیشینه جامعه بانوان کشور هستند؟ به نظر میرسد که اینگونه نیست. پس ابتدا باید پژوهشی روی چگونگی بازنمایی از زنان در انواع تولیدات انجام دهیم. اینکه چه قشری بازنمایی میشود و هر قشر چه ویژگیهایی دارد؟ ضمن اینکه پیامهای منفی نسبت به زنان، بیشتر در همین روایتها و خردهروایتهای غیررسمی از زنان منتقل میشود.
پررنگ شدن ظرفیتها و امکانات نادیده جامعه زنان
سحر دانشور نویسنده، پژوهشگر حوزه مطالعات زنان و مجری سیما باور دارد که در دوره تحول، زن از این منظر که میتواند خلق کند در تولیدات رسانه ملی مورد تأکید قرار گرفته؛ دیدگاه معقولی که نه جنسیتی است، نه جنسیتزدا.
وی در این زمینه بیان کرد: در گفتوگوهایی که با زنان در برنامههای مختلف انجام میشود، وجه اثرگذاری زن بهعنوان کسی که میتواند برای جامعه پیشنهاددهنده بوده و آفرینش داشته باشد، موردتوجه قرار گرفته است. به نظرم وجه تمایز تصویرسازی از بانوان در قاب تلویزیون در دوره تحول، پررنگ کردن ظرفیتها و امکانات نادیده جامعه زنان است.
باوجوداین تغییرات، باید درباره به دام افتادن در تله جنسیتی هشدار داد. درواقع نباید جنسیت زن تعیینکننده میزان تولید برنامه برای آنها باشد، بلکه جنسیت بهعلاوه واقعیتها باید موردتأکید قرار بگیرد.
این نویسنده و برنامهساز افزود: من نگران هستم که رویکرد جنسیتمحور به شکل افراطی در تولیدات رسانه استفاده شود و بهمرور از شعار پر شویم و از واقعیت فاصله بگیریم. در این صورت با کلمه زن و مفاهیمی مانند مادری، خواهری، همسری و دیگر نقشهای زنانه اشباع میشویم و دوباره نمیتوانیم حقیقت را ببینیم. راه نجات از این خطر، نگاه به واقعیت است؛ واقعیتی که زن در آن خلق میکند و امکانآفرین است و باید در مسیر همین اصل پیش برویم. ما اگر سراغ حقیقت و میدان برویم، امکان اینکه به دام شعار نیفیتم، بیشتر میشود. پس هرچه بیشتر به واقعیت جامعه نزدیک باشیم و واقعیات را بنگریم، راه را کمتر گم میکنیم.
دانشور یادآوری کرد: ذهن پرداخته شده با حقیقت و میدان، میتواند درزمینه زنان ایدهپردازیهای تازهای داشته باشد و در غیر این صورت به تکرار موضوع میافتد و آنگاهکه چنین اتفاقی رخ دهد، در هر شبکهای زنان حضور خواهند داشت و گویی واژه زن و حضورش را صرفاً در رسانه مصرف میکنیم.
شاید این یک اصل در تولیدات رسانهای باشد، اما معتقدم در خصوص زنان باید بیشتر موردتوجه باشد، چراکه ما در رویکرد تازه، از حالت تفریط گذشته به سمت افراط پیش میرویم. درواقع اکنون با تولید برنامه متناسب زنان و مطالبات آنها، میخواهیم خلأ ناشی از گذشته را پر کنیم، بنابراین به سمت افزایش تولیدات زنمحور پیش میرویم و طبیعی است که خطر افراطگرایی به وجود آید و مفهوم زن در صورت ناهشیاری آسیب میبیند.
وی با اشاره به اینکه صداوسیما در بازنمایی پیشرفت زنان بهخصوص درزمینه پیروزیهای ورزشی آنها عملکرد قابل قبولی داشته است، به خلأ موجود در رسانه ملی برای بیان مطالبات حقوقی و سیاسی زنان تأکید کرد و گفت: ما هنوز با سکوت صداوسیما درخصوص خواستههایِ بهحق حقوقی و سیاسی زنان مواجهیم.
این نویسنده و پژوهشگر متذکر شد: اگر این سکوت ادامه پیدا کند، ما با یک ترازوی نامتعادل درخصوص زنان در صداوسیما مواجه هستیم؛ ترازویی که یک کفه آن در روایت توفیقات زنان سنگین است و کفه دیگر خالی است و این خلأها حتی اثرگذاری آن کفه پر را هم از بین میبرد. چنین فرایندی اعتماد مخاطب نسبت به تلاشهای صداوسیما برای تصویرسازی و بازنمایی از جایگاه زنان را تضعیف میکند.
وی درباره تأثیر تحول در پشتصحنه صداوسیما و قرارگیری بانوان بهعنوان عناصر تصمیمگیر و سیاستگذار نیز اظهار کرد: در برخی شبکهها مانند شبکه دو، وضع بهتر شده است و مثلاً شش مدیر زن داریم که اتفاقاً اکثر آنها در دوره تحول مدیر شدهاند، ولی در کلیت سازمان صداوسیما آنگونه که میشنویم همچنان سهم مدیران زن پایین است و در سهم تولید نیز وضعیت بهتر از این نیست. من معتقدم حتی اگر قرار است رسانه ملی درزمینه سپردن سیاستگذاریها و مدیریتها به بانوان گام تحولی بردارد، باز هم باید تعادل را در نظر بگیرد و از افراطوتفریط بپرهیزد.
آنتن تنها سهم زن به قله رسیده نیست
مونا اورعی، مجری، سردبیر، تهیهکننده و مستندساز، درخصوص بازآفرینی تصویر زنان در قاب رسانه ملی در دوره تحول عنوان کرد: در بستر مدیریتی و برنامهسازی در صداوسیما، موقعیتهایی برای حضور و نقشآفرینی بانوان در دوره تحول رخ داده و در برخی شبکهها این مسئله پررنگتر هم هست، مثلاً درزمینه سردبیری، تهیهکنندگی، مدیریت و… در شبکه دو سیما شاهد بودم که در این دوره ارزش بیشتری برای بانوان قائل میشوند.
وی تصریح کرد: بعضی از موضوعات برای بانوان ارزشی فعال در رسانه مهم است و میکوشند این ارزشها را در محتواهایی که تولید میکنند، به کار بگیرند. طبیعتاً در برخی جنبهها موفق ظاهر میشوند و در بعضی دیگر به نتیجه مطلوب دست پیدا نمیکنند و مهم تلاش و پویایی است. در شبکههای نسیم، تهران، پویا و… بارها دیدهام که در این دوره برای دیدگاههایی که بانوان برنامهساز مطرح میکنند، ارزش قائل هستند.
اورعی توضیح داد: برای نمونه زمانی که سردبیر برنامه «از سرگذشت» در شبکه نسیم بودم، سه سال متوالی همه اعضای گروه تهیه و تولید خانم بودند و مدیران و برنامهسازان آقا، به فضایی که طراحی کرده بودیم، احترام میگذاشتند و دیدگاهها و نظراتمان را بهراحتی میپذیرفتند.
این تهیهکننده و برنامهساز اضافه کرد: در این دوره برای ارائه تصویر مناسب از زن تراز انقلاب، اقدامات متنوعی صورت گرفته است و در محتواسازی و تخصیص جایگاه به افراد برای پیادهسازی دیدگاههایی که در این زمینه دارند، به بانوان کمک شده است، اما در برخی شبکهها به معرفی تعدادی از افراد تأکید خاص وجود داشت و فقط آنها را بهعنوان الگوی زن تراز انقلاب میشناختند. این مسئله دو حالت دارد: یا تعداد بانوان الگویی که بتوانند ازنظر علمی، فرهنگی، هنری، خانوادگی و… کم هستند یا دسترسی به آنها برای حضور در تلویزیون اندکی کاهش یافته است.
اورعی توفیق در معرفی جامع و کامل بانوان تراز در جامعه را نیازمند تحقیق و جستوجوی بیشتر دانست و اظهار کرد: در یک سال اخیر تلاش شده از همه سلیقهها و عقاید استفاده شود. البته رسیدن به نقطه مطلوب و ملموس شدن تصویر زن تراز انقلابی روی آنتن به زمان نیاز دارد و باید بهمرور، با چیدمانی دقیق و برآمده از پژوهش، بازنمایی مناسبی از بانوان کشور و جایگاه فردی و اجتماعی آنها در رسانه ملی داشته باشیم.
وی در پاسخ به این پرسش که تحول در کدام یک از ارکان، تحول در رویکرد، سازوکار و محتوا برای بازنمایی تصویر زنان و جایگاه آنها موفقتر بوده، عنوان کرد: به نظرم تاکنون در رویکرد، اقدامات تحولی سازندهتری داشتهایم. در این دوره واقعاً رویکرد شبکهها و مدیران نسبت به مسائل بانوان متفاوت شده است و در جلسات متعددی که برگزار کردهاند، افراد متخصص برای رسیدن به یک نقشه راه، ساعتها وقت گذاشتهاند تا آنچه در سند تحول درباره جایگاه زن تراز انقلابی به آن اشاره شده، دست پیدا کنیم.
مجری و تهیهکننده برنامه «سینما بانو» اضافه کرد: به نظرم باید محتواها همسو با این رویکرد جدید و در پی آن سازوکارهایی که تغییر کرده، بیش از قبل متحول شوند و از بستری که رویکردهای جدید فراهم آورده، استفاده کنند.
اورعی ضمن اشاره به اینکه یکی از شاخصهای توفیق در تصویرسازی از بانوان در رسانه ملی، توجه به تکثر و تنوع گروههای زنان است، اظهار کرد: برای رسیدن به هدف موردنظر باید ببینیم که در تولیدات صداوسیما همه عقاید در چارچوب قانون و موازین رسانه ملی، از آنتن سهم دارند. بهعنوان مثال در برنامههای صبحگاهی یا عصرگاهی باید هر روز زنانی با ویژگیهای مختلف حضور داشته باشند تا به تصویری متنوع از آنها دست پیدا کنیم.
این مستندساز ادامه داد: نکته دوم اینکه باید یک تعریف دقیق از زن موفق و قهرمان ارائه دهیم و همه ابعاد زنان را در تولیدات رسانهای در نظر بگیریم، بدون اینکه القا کنیم که یک زن باید از همه این وجوه برخوردار باشد. یعنی اگر یک زن در خانواده، قهرمان و موفق است و زن دیگر در ساحت فعالیتهای اجتماعی به قهرمانی رسیده، باید از او تصویری کلی داشته باشیم که نقاط قوت و ضعفش یکپارچه دیده شود. شاید در یک زن برخی ویژگیها کمرنگ باشد، اما باز هم تلاشش را میکند. نباید این تلاش را نادیده بگیریم. اگر بتوانیم در مسیر طیشده یک زن، کوشش و پشتکارش را در نظر بگیریم، میتوانیم تصویری واقعی از زن تراز انقلابی در رسانه ملی داشته باشیم. گاهی ما فقط از کسانی صحبت میکنیم که به نوک قله رسیدهاند، درحالیکه یک زن، در مسیر رسیدن و توفیق نیز باید سهمی از آنتن داشته باشد.
جنگ بنبست روایتگری زنان از میدان نبرد را شکست
راحله امینیان، مجری و برنامهساز میگوید: نمیتوان تغییر دیدگاهها نسبت به جایگاه زنان در ساختار جامعه طی سالهای اخیر را نادیده گرفت که به تبعیت از آن، رسانه ملی نیز در این چرخه تحولی قرار گرفته است. امینیان در همین باره توضیح داد: برنامههایی در سالهای اخیر روی آنتن رفته که حضور مؤثر زنان در عرصههای گوناگون را به نمایش گذاشته و موفق هم بوده است، اما در حوزه پرداختن به مطالبات زنان در تولیدات صداوسیما شاید عملکرد مطلوبی نداشتهایم. البته در همین حوزه نیز برخی برنامهها بهصورت جزیرهای مسائل زنان را مورد تأکید قرار دادهاند؛ ازجمله برنامه شنبهشبهای «تهران ۲۰» که یک سال و چند ماه است به بحث مطالبات زنان و خانواده میپردازد. بااینحال هنوز خلأهای بزرگی وجود دارد و باید اقداماتی انجام داد.
این مجری با تأکید بر اینکه نگاه به زنان باید جامع باشد تا مباحث الکن باقی نماند، اضافه کرد: باید همه لایهها و پوستههای جامعه را بشناسیم و از قشرهایی که در این سطوح متفاوت زندگی میکنند درک درستی داشته باشیم. آگاهی کافی و فهم دقیق، کمک میکند که برنامهها تکبعدی نباشند. باید هرگاه از مردم صحبت میکنیم، دیدگاههای فکری مختلف آنها را در نظر بگیریم. انصافاً در این دوره مدیریتی، وضع بهتر شده، ولی روند حرکت در این مسیر شاید کند باشد و باید با سرعت بیشتری به تولید محتوای غنی بپردازیم.
وی متذکر شد: دیدگاههای تکراری یکی از مشکلات تولیدات رسانهای در حوزه بانوان است. اکنون هر شبکهای با تولیداتش زنان و مردان موفق جامعه را پوشش میدهد، ولی بهمرور رنگ و شکل این تولید محتوا به تکرار میافتد و جذابیت گذشته را ندارد. در گروههای جوانتر جامعه نیز یکی از مسائل مهم، خودتحقیری است. ما باید با معرفی هویت پرافتخار خودمان در رسانه ملی، نوجوانان و جوانان را از خودتحقیری دور نگه داریم و توجه به همین نکته در تولیدات مربوط به بانوان نیز میتواند مورد تأکید قرار بگیرد و سطح آثار را ارتقا دهد.
امینیان ضمن اشاره به اینکه باید نگاه منصفانهای در تولید برنامه در حیطه مسائل مربوط به زنان داشت، بیان کرد: همانقدر که پیشرفتها و توفیقات یک زن را روایت میکنیم، باید سختیهایی که تجربه کرده را از یاد نبریم. همچنین نگاهی موازی به این مسئله داشته باشیم که جامعه و قوانین چطور میتوانند مسیر را برای دستیابی بانوان به اهدافشان هموار کنند و به نظرم توجه به چنین گزارههایی در تولیدات رسانهای، یک مسئولیت اجتماعی است.
این مجری تلویزیون عنوان کرد: رهبر معظم انقلاب اسلامی اخیراً، در دیدار مردمیبه مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) به بحث عدالت در خصوص بانوان پرداختند. برنامهسازان با توجه به منویات رهبری، شاخص روشنی برای تولید محتوا در دست دارند و میتوانند آثاری را روانه آنتن کنند که اقدامات انجام گرفته درزمینه عدالت را شرح دهد و از سوی دیگر کارهایی را که میتوان برای بهبود اوضاع انجام داد، معرفی کنند.
وی اضافه کرد: اگر مطالبات زنان روی آنتن مطرح و مسئول مربوطه نیز به برنامه دعوت شود، از یکسو اقدامات صورت گرفته مرور میشود و از سمت دیگر نقاط مغفول و خلأها را بهتر میشناسیم و میتوانیم برای عبور از مشکلات راهحل پیدا کنیم. درواقع بزرگنمایی در تعریف دستاوردها در برنامههای صداوسیما، بهصورتی که مخاطب آن را نپذیرد یا سیاهنمایی که موجب ناامیدی زنانی شود که برای رسیدن به اهدافشان تلاش میکنند، غلط است. ما باید معقول، متعادل و برآمده از دل جامعه در رسانه ملی صحبت کنیم. بهصورتی که نخبگان و آحاد مخاطبان خودشان را در قاب رسانه ببینند و احساس نکنند تولیدات تنها مختص یک گروه است.
امینیان در پاسخ به پرسشی در خصوص چهره متفاوتی که از بانوان رسانه ملی طی جنگ تحمیلی ۱۲روزه، جنگ غزه و لبنان مخابره شد، مبدأ این شجاعت و ایثارگری و لزوم برجستهسازی آن نیز توضیح داد: بدون شعار و اغراق همه ما سرباز رسانه هستیم و در بزنگاههایی مانند جنگ تحمیلی ۱۲روزه، وقت ادای دین نسبت به آموزشهایی است که طی کردهایم. پیش از جنگ ۱۲روزه، حوادث غزه و لبنان رسالت رسانهای را به همه ما گوشزد کرد. ما همواره از جنگها روایتهای مردانه و خبری میشنیدیم، ولی در غزه باید روایتهای زنان و کودکان به گوش دنیا میرسید و همان روایتها بود که دنیا را منقلب و توجه همه مردم را به مسئله فلسطین جلب کرد.
این مجری افزود: در آن روزها احساس کردم باید دستبهکار شوم و بهعنوان یک زن فعال در رسانه، داوطلبانه به ضاحیه رفتم تا روایت متفاوت خودم را از جبهه مقاومت عرضه کنم. اثرگذاری روایتهای زنانه در صداوسیما بسیار بالا بود و حتی مدیران ارشد سازمان را نسبت به تفاوت روایتهای زنانه از جنگ حساس کرد.
در ادامه امینیان یادآوری کرد: زمانی که جنگ تحمیلی ۱۲روزه در کشور رخ داد، دیدیم که تجربه روایتگری بانوان از جنگ غزه و لبنان، خلأ این شکل از بیان و شرح وقایع را پرکرده است. بانوان رسانه ملی در روزهای جنگ در میدان بودند و گزارشهای خود را ارائه میدادند و اوج این تلاشها را در ۲۶ خرداد و حمله رژیم صهیونیستی به ساختمان شیشهای مشاهده کردیم و اثرگذاری حضور زنانه و روایتگری بانوان همکار در اوج خطر را نمیتوان نادیده گرفت که بنبست «زنان نمیتوانند از جنگ روایت کنند» را درهم شکست.
فهم تولیدات رسانه از موضوع زن و خانواده باید متعادل باشد
سمیه کاظمبیکی، مدیر گروه خانواده شبکه دو سیما میگوید: ما همچنان تا رسیدن به تصویر مطلوب و جایگاه موردنظر برای زنان در آنتن رسانه ملی مسیر بلندی پیش رو داریم، چراکه هنوز در سطح تصمیمگیری کلان که بناست تصویر آن تصمیمات روی آنتن برود، مدیریت زنانه نداریم و طبیعتاً با خوانشی مردانه، اسنادی را که بر جایگاه زنان در رسانه ملی تأکید دارند ازجمله سند تحول را اجرایی میکنیم.
وی تصریح کرد: ما در جایگاه تصمیمگیر، برای ارائه تصویر مطلوب از زنان در رسانه ملی و در نقطهای که تولید این تصویر را به دست تهیهکنندگان، برنامهسازان و نویسندگان میسپاریم، در هر دو ساحت، مقیاس و دیدگاه کامل و شفافی نسبت به جایگاه واقعی زنان در رسانه نداریم. ازاینرو تصویر و جایگاه بانوان در رسانه، در بازخوانیهای شخصی حل میشود. بهعنوان نمونه آیا ما در صداوسیما روی پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص زنان ورزشکار عملیات رسانهای ویژه انجام میدهیم؟ به نظرم که بهاندازه کافی این کار را نمیکنیم.
مدیر گروه خانواده شبکه دو سیما اضافه کرد: در دوره تحول، در برخی شبکهها مانند شبکه دو، از زوایای بنیادیتری به نقشپردازی از زنان پرداختهایم، اما در همه دورهها این روش کلیشهای وجود داشته که از مادران و بانوان فعال و موفق در برنامهها دعوت میکنیم و به شرح زندگی و توفیقات و مشکلاتشان میپردازیم، ولی بیش و پیش از اینکه چنین تصویری از زنان ارائه کنیم، باید بدانیم که قرار است چه مفاهیمیبه اذهان مخاطبان منتقل شود و دنبال چه جریانسازی خاصی هستیم؟ شاید، چون به جریانسازی تکیه نمیکنیم، گاهی تلاشهای ما در سطح نمایشی و ارائه دادهها باقی میماند.
در ادامه کاظمبیکی با تأکید بر اینکه شبکههای سراسری میتوانند به ارائه الگوهای مؤثر از جایگاه و تصویر بانوان در رسانه ملی بپردازند، یادآوری کرد: به این دلیل که در تولیدات بیشتر شبکهها تنوع شرایط زنان در جامعه اعم از دختران مجرد، زنان شاغل و… لحاظ نمیشود، هنوز عدالت رسانهای درخصوص این مسائل محقق نشده و باید همچنان به تلاشمان ادامه دهیم تا نسبت برابری بین تصویر و جایگاه زنان و مردان بهصورت همهجانبه روی آنتن رسانه ملی داشته باشیم. همین حالا در ساختار صداوسیما چند خانم مدیر گروه شبکه داریم؟ بانوان باید بتوانند در هر شبکهای که فعالیت میکنند در خصوص زنان و خانواده ادراکسازی کنند و ما در شبکه دو این امکان را تجربه کردیم که نمودش روی آنتن هم مشاهده میشود.
وی افزود: بااینحال باید مراقب باشیم که به افراطوتفریط نیفتیم و کاری که میکنیم به ضد خودش تبدیل نشود. جلوگیری از به هم ریختن تعادل و افراطوتفریط حاصل تمرین است. تمرین به معنای میدان دادن به سلایق و ظرفیتهای گوناگون است. تا زمانی که در میدان با یک مسئله دستوپنجه نرم نکنیم، اصلاً درکی از افراطوتفریط در آن مسئله نداریم. وقتی از سهم تصویر و آنتن درخصوص زن صحبت میکنیم، باید بررسی کنیم که چه میزان از این سهم و تصویر ارائهشده را به معناسازی یا جریانسازی درست اختصاص دادهایم؟ و به نظرم در این حالت تولیدات رسانهای پیرامون بانوان دچار افراطوتفریط و جنسیتزدگی نمیشود.
کاظمبیکی درباره مهمترین تجربهها یا مشکلات خود بهعنوان یکی از بانوان مدیر در رسانه ملی نیز عنوان کرد: اصلیترین مسئلهای که همواره بر آن تأکید دارم، این است که فهم از موضوع زن و خانواده متعادل باشد و با خوانش مردانه به آن نپردازیم. البته نباید از خوانش مردانه در این بحث معنای جنسیتی مسئله را برداشت کرد، بلکه منظورم عدم تجربه و فهم واقعی از مسئله زنان است. گرچه در بسیاری موضوعات لازم نیست برای صحبت از یک موضوع تجربه میدانی داشت، اما اینجا تجربه کردن یعنی در معرض آرای گوناگون قرار گرفتن و تحلیل روی میز داشتن. برای نمونه ما همچنان بار سقطجنین یا واسطهگری برای ازدواج را روی دوش زن میاندازیم و آگاهانه یا ناخودآگاه این اتفاق رخ میدهد. ازاینرو معتقدم ما هنوز با کلیشهها در بعضی از موارد پیش میرویم و برای رسیدن به تحول رسانه ملی و ارائه الگوی سوم زنان از منظری که رهبر معظم انقلاب اسلامیبر آن تأکید دارند، باید غرق در موضوع باشیم تا مفهوم اصلی را دریابیم.
مدیر گروه خانواده شبکه دو سیما ضمن اشاره به اینکه برای بازآفرینی نقش زنان در رسانه ملی به چهار نقش مادری، دختری، خواهری و همسری نیاز داریم، گفت: در کنار این چهار نقش زنانه، نقشهای پدر، پسر، همسر و برادر تعریف میشود و هیچکدام از این نقشها بدون پرداختن به دیگری تصویر کاملی ارائه نمیکند. دختر در نسبت با چه کسی معنی پیدا میکند؟ وقتی ما در کنار او نقشهای مردانهای را که به دختر ربط دارد معنا نمیکنیم، نمیتوانیم تصویر کاملی در قاب رسانه داشته باشیم.
وی تأکید کرد: ما باید سهم آنتن و میزان بودجه برای پرداختن به هرکدام از این اجزا را نیز بسنجیم. برای تصمیمگیری در میدان، باید بانوان مدیر داشته باشیم که بتوانند نقشهای مختلف را عادلانه تقسیم کنند و با قدرتی که در اختیار دارند، بخشهای گوناگون را ملزم به اجرای دستورها کنند، ولی امروز ازنظر اجرایی، زنان بیشتر در حوزه طرح و برنامه صداوسیما حضور دارند و در برنامهسازی، مدیریت میدان و… زنان کمتری در عملیات رسانهای مختلف، میدان را مدیریت میکنند.
الگوی سوم زنانه؛ از کنشگری تا پایبندی به جوهره لطیف انسانی
ابوالفضل اقبالی، دبیر کارگروه زن انقلابی ستاد تحول رسانه ملی درباره فعالیتها و اهداف این کارگروه توضیح داد: در دهههای گذشته، ما در سطح سیاستگذاری شاهد نوعی بدفهمی ساختاری از ظرفیتهای ذاتی نهفته در مفهوم «زنانگی» بودهایم. ازاینرو میتوان گفت در سالهای گذشته، نظام رسانهای ما بهطورکلی و صداوسیما بهعنوان رسانه مرجع در کشور، در ارائه تصویر مطلوب از «زن مسلمان انقلابی» شرایط قابل قبولی نداشته، چراکه در یک رفتوآمد بلاتکلیف میان دو قطب رقیب گرفتار شده و این سرگردانی، مرجعیت هویتسازی را به دست رقبا سپرده است.
وی با بیان اینکه اکنون سه رویکرد اصلی در جامعه پیرامون مفهوم زنانگی وجود دارد، اظهار کرد: نخستین رویکرد، نگاه سنتی یا «زن شرقی» است. این نگاه به زن احترام میگذارد، اما او را یک انسان درجه دوم میبیند که ذاتاً ضعیف است و باید در حاشیه امنیت خانواده بماند. این نگاه، ظرفیتهای فعال زن را به رسمیت نمیشناسد و او را از عرصههای اثرگذاری کلان خارج میکند.
دبیر کارگروه زن انقلابی ستاد تحول رسانه ملی ادامه داد: دیدگاه دوم، نگاه فمینیستی یا «زن غربی» است. این رویکرد نهتنها زن را تضعیف میکند، بلکه باعث تحقیر زنان میشود، زیرا مزیتهای زنانه را مزیت نمیشمارد و زن را وادار میکند که برای موفقیت، «مردوار» رفتار کند. تنها چیزی که در این گفتمان ارزشمند میشود، «زنانگی» است که متأسفانه بهسرعت کالایی شده و وجه بازاری مییابد، درحالیکه ریشههای عاطفی و روحی زن را تضعیف میکند.
اقبالی متذکر شد: در مقابل این دو گفتمان ناکارآمد، ما بر الگوی سوم، یعنی «زنِ انقلابی» تأکید داریم. در این الگو، زن یک فرد انسانی کامل است که هویت خود را به شیوهای متمایز بروز میدهد. جوهره هویتی او «لطافت طبع» است؛ همان لطافتی که به او قدرت عاطفی، روحی و اراده میبخشد. در این رویکرد تازه، قلمرو اثرگذاری زن در ناحیه راهبری عواطف و ارادهها و تنظیمگری انگیزههای متعالی در سطوح مختلف جامعه است. بر اساس این فهم، قیام اجتماعی ما درگرو قیام زنان است؛ آنان پیشران حرکت بهسوی تعالی اجتماعی هستند.
وی اضافه کرد: مبنای الگوی سوم، اعتقاد به این است که قیام زنان، خود بهمثابه یک قیام اجتماعی بنیادین است. این حرکت صرفاً مشارکت در امور سیاسی نیست، بلکه اصلاح کل ساختار انگیزشی جامعه ازطریق بازتعریف نقشهای محوری زن در خانواده و اجتماع است. زن انقلابی، با محوریت عفاف، نهتنها از هویت خود صیانت میکند، بلکه چارچوبی اخلاقی را برای کل محیط پیرامونیاش فراهم میسازد.
به گفته دبیر کارگروه زن انقلابی؛ الگوی سوم پس از انقلاب، با محوریت «عفاف»، «میدانداری اجتماعی» و «خانوادهمحوری» شکل گرفته است؛ مشارکتی که نه یک انتخاب صرف، بلکه تکلیف الهی و اجتماعی زن محسوب میشود.
وی در پاسخ به پرسشی درخصوص راهبردهای اجرایی برای رسیدن به ماهیت اصیل الگوی سوم اظهار کرد: راهبردهای رویکردی و مفهومی راهبردهای رسانهای و اجرایی به همین منظور طراحی شدهاند. در راهبردهای رویکردی و مفهومی ما با جایگزینی شاخصها مواجهیم و درواقع باید مفهوم «زن موفق» را با «زن مؤثر» جایگزین کنیم. زن مؤثر کسی است که در عین حفظ نقش محوری در خانواده بهعنوان نهاد اساسی شکلدهی به عواطف، در جامعه نیز تأثیر هدفمند خود را اعمال کند.
اقبالی یادآوری کرد: تحلیل سهجانبه، از دیگر راهکارهای ما برای رسیدن به راهبردهای رویکردی و مفهومی است. تحلیل سهجانبه یعنی تأکید مجدد بر لزوم نشان دادن درگیری سهقطبی زن انقلابی-شرقی-غربی به جای دوقطبی سادهشده اسلامی-فمینیستی. این امر به جامعه نشان میدهد که الگوی ما برای تصویرسازی از زنان در رسانه ملی، مبتنی بر یک گزینه سوم مستقل است.
وی توجه به نسلهای هدف را نیز مورد تأکید قرار داد و گفت: تمرکز بر دختر نوجوان برای تسهیل درونیسازی این هویت تا پیش از ورود به مشکلات بزرگتر زندگی و ضدیت با مرکزیتزدایی از دیگر ابزارهای ما در راهبردهای رویکردی و مفهومیشده است. ازجمله دستاوردهای حرکت در چنین مسیری، شکستن رویکرد طبقه متوسط تهرانیزه و ارائه الگوهایی است که با فرهنگ و زیستبوم مناطق مختلف ایران همخوانی داشته باشد.
در ادامه دبیر کارگروه زن انقلابی تأکید کرد: زن انقلابی نه یک نماد عقبمانده است و نه یک موجود بیجنسیت. او یک عامل فعال، کنشگر، مقتدر در حوزههای حیاتی و درعینحال پایبند به جوهره لطیف انسانی خود است. تحقق این امر، تضمینکننده ثبات و پیشرفت تمدنی در چارچوب آرمانهای انقلاب اسلامی خواهد بود.
زن تراز انقلاب؛ تعادل بین اصالت و کنشگری
رسانههای جمعی همواره در ایران تلاش کردهاند تا الگویی مطلوب برای هویت زنان ارائه دهند. در دوره تحول صداوسیما، این تلاش به معرفی «زن تراز انقلاب» منجر شد؛ الگویی که تعادلی میان اصالت فرهنگی و کنشگری مدرن برقرار میسازد.
در سریال «سوجان»، شخصیت محوری نمادی از اصالت و قدرت نهفته است. سوجان، زنی جوان و جسور بود که در بحرانها شجاعانه تصمیم میگرفت و از قضاوتهای اجتماعی ابایی نداشت. او خود را در مرکز تصمیمگیریها قرار میداد و توانایی بالایی در مدیریت امور داشت؛ تصویری از یک دختر قاطع و خردمند که مورد استقبال گسترده مخاطبان قرار گرفت.
شخصیت «هما» در سریال «پایتخت» نیز نمونهای بسیار محبوب از زن ایرانی امروزی است. هما در نقطه مقابل کلیشههای زن منفعل قرار میگیرد؛ او با درایت عاطفی و تحلیل خود، پیوستگی ساختار خانواده را تضمین میکند و در مواقع حساس، نقشی محوری در گرهگشایی و اتخاذ تصمیمات بنیادین دارد. این شخصیت، تلفیقی موفق از عقلانیت و احساسات در نقش مادر و تکیهگاه خانواده را به نمایش میگذارد.
سریال «طوبی» نیز تصویری از زن مجاهد ایرانی را رونمایی کرد که ریشه در اعتقادات مذهبی دارد. طوبی، زنی مبارز بود که سختیهای غربت و دوری از وطن را تاب آورد و با ایستادگی در بصره، توانست نسلی را تربیت کند که مایه سربلندی کشورش باشند. سفر معنوی او در راهپیمایی اربعین حسین، تعالی وجودیاش را در پیوند با ساحت عرفانی یک زن و مادر ایرانی اصیل نشان داد.
در مجموعه «ناریا» هم شاهد روایتی امروزی از توانمندیهای تخصصی دختران ایرانی بودیم که در قالب شخصیت «هوژان» تجلی یافت. او دختری نخبه و دانشمند بود که برای محقق ساختن یک اختراع حیاتی، با کارشکنیهای داخلی و خارجی جنگید و اهمیت نقش راهبردی و تعیینکننده بانوان ایران معاصر در معادلات ملی را برجسته ساخت.
درنهایت، سریال «ذهن زیبا» که روایتگر زندگی پروفسور حسین بهاروند بود، الگووارگی یک زن بهعنوان همسر این دانشمند در قید حیات که خود نیز از دانشمندان شناختهشده حوزه کاری خود بود، روایتی تازه از جایگاه زن در خانواده را مشاهده کردیم. این سریال با تمرکز بر شخصیت فرزانه، همسر پرفسور بهاروند، نقش حمایتی زن در پرورش نخبگان را برجسته کرد. فرزانه نمادی از مدیریت مدبرانه خانواده و پشتیبانی اثرگذار بود که بهطور غیرمستقیم ضامن توفیقات علمی نخبگان شده و جایگاه زنانگی در پیشرفت ملی را تثبیت کرده است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد