پلیس اعلام کرد؛
به گزارش جامجمآنلاین به نقل ازروابط عمومی رسانه ملی، گفتوگو با جمعی از مجریان باسابقه و چهرههای رسانهای نشان میدهد که پاسداشت زبان فارسی، برای بسیاری از آنها نه یک وظیفه اداری، بلکه دغدغهای فرهنگی و شخصی است؛ دغدغهای که گاه در آرامش استودیو و گاه در سختترین و پرفشارترین لحظات اجرا خود را به نمایش میگذارد.
مبینا نصیری | مجری تأثیرگذار، فراتر از ظاهر
مبینا نصیری معتقد است مجری تنها زمانی میتواند در پاسداشت زبان فارسی اثرگذار باشد که به یک چهره مرجع و قابلاعتماد برای مخاطب تبدیل شود. به باور او، تلویزیون هنوز تریبونی گسترده و اثرگذار است و اگر برنامهها بهدرستی طراحی شوند، میتوانند بیسروصدا، اما عمیق، زبان و فرهنگ ایرانی اسلامی را به جامعه منتقل کنند.
وی تأکید میکند که اجرای موفق صرفاً به صدا یا چهره وابسته نیست، بلکه توان برقراری ارتباط مؤثر، مهمترین سرمایه یک مجری است. از نگاه نصیری، دایره واژگان غنی، زبان بدن، لحن درست و شناخت مخاطب باید در کنار هم قرار بگیرند تا اجرا معنا پیدا کند؛ چهبسا مجریای با ظاهر معمولی که بهواسطه ارتباط درست، اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
مجری برنامه «سلام صبح بخیر» با بیان اینکه تلاش من بر این است که هر روز خودم را ارزیابی کنم و غلط گیر خودم باشم، میگوید: یکی از مؤثرترین راهها برای من، مطالعه فراوان شعر است؛ چون میدانم مردم با شعر ارتباط عمیقی برقرار میکنند و میتوانم از طریق آن تأثیرگذاری خودم را تقویت کنم. همچنین، در اجرای روزانه باید از حالت یکنواختی خارج شد؛ تغییر و بهروز بودن باید تبدیل به یک عادت روزانه شود، نه فقط برای شروع یک ماه یا فصل جدید.
علی ظهوریان | گوینده خبر، دروازهبان زبان
علی ظهوریان، گوینده خبر، نقش گویندگان خبر را فراتر از خواندن متن میداند و آنها را از عناصر مؤثر بر زبان عمومی جامعه معرفی میکند. به اعتقاد او، مسیر تولید خبر از سیاستگذاری تا تحریریه و گوینده، یک زنجیره مسئولیت است که درنهایت باید با بیانی ساده، دقیق و سالم به مخاطب برسد.
وی تأکید میکند که گوینده خبر موظف است از زبان فارسی صیانت کند و اجازه ندهد واژههای بیگانه یا نادرست بیمحابا وارد خبر شوند. به باور ظهوریان، حساسیت گوینده نسبت به زبان، تنها به آنتن محدود نمیشود و نوع گفتار او در جمعهای خانوادگی و اجتماعی نیز میتواند اثرگذار باشد.
این گوینده خبر اعتقاد دارد اگر رسانه بخواهد مخاطب را به رعایت زبان معیار دعوت کند، ابتدا باید خودِ مجری و گوینده به آن پایبند باشد؛ چراکه زبان معیار با شعار حفظ نمیشود، بلکه با تکرار درست و آگاهانه در رسانه، به تدریج در جامعه جا میافتد.
راحله امینیان | وسواس زبانی در اجرای زنده
راحله امینیان از مجریانی است که همواره تلاش کرده درستگویی و شفافیت زبانی را به بخشی از هویت حرفهای خود تبدیل کند. او با وجود سالها تجربه، خود را بینیاز از نقد نمیداند و صراحتاً میگوید که در اجرای زنده، لغزشهای زبانی اجتنابناپذیر است، اما مهم، اصلاح و دقت مستمر است.
وی تفاوت مجری تلویزیون با گوینده خبر را در بداههگویی میداند؛ جایی که حجم تصمیمهای لحظهای بالا میرود و وسواس زبانی اهمیت دوچندان پیدا میکند. امینیان معتقد است بسیاری از واژههای غلط، سالهاست در زبان روزمره جا افتادهاند و جدا شدن از آنها نیازمند تمرین آگاهانه است.
این مجری باسابقه بر این باور است که اگر مجری خودش به زبان حساس نباشد، درخواست رعایت آن از مخاطب بیمعناست. او مجری را ویترین رسانه میداند و تأکید میکند شکستن چارچوبهای زبانی، حتی به بهانه جذابیت یا دیدهشدن، درنهایت به فرسایش فرهنگ گفتاری جامعه منجر میشود.
قاسم بینیاز | زبان فارسی، مسئولیتی فراتر از اجرا
قاسم بینیاز با نگاهی منتقدانه، یکی از چالشهای امروز تلویزیون را کمتوجهی به دانش و پشتوانه فرهنگی برخی مجریان میداند. از دید او، در گذشته، گویندهها با اتکا به زبان، بیان و گنجینه ادب فارسی میتوانستند ضعفهای فنی را هم جبران کنند؛ اما امروز با وجود امکانات پیشرفته، چالش زبان همچنان جدی است.
وی باور دارد این تصور که فاصله گرفتن از زبان معیار باعث جذب نسل جوان میشود، تصوری نادرست است. بینیاز تأکید میکند که جامعه ایرانی ذاتاً با شعر و ادب پیوند دارد و حذف این سرمایه، نهتنها جذابیت ایجاد نمیکند، بلکه مخاطب را دور میکند.
این مجری و مدرس زبان فارسی، خود را «سرباز» این حوزه میداند و معتقد است رعایت زبان فارسی نیازمند سازوکار مشخص، ارزیابی مستمر و الگوسازی از مجریانی است که مورد تأیید جامعه فرهنگیاند؛ مسیری دشوار، اما ضروری برای حفظ هویت زبانی رسانه.
شهرام شکیبا | دانش، شرط اجرای رسانهای
شهرام شکیبا معتقد است تلویزیون همچنان بالاترین ضریب نفوذ را در میان رسانههای داخلی دارد و همین موضوع، مسئولیت مجری را سنگینتر میکند. از نگاه او، مجری پیشانی تلویزیون است و باید نزدیکترین شکل از زبان معیار را به مخاطب ارائه دهد؛ حتی اگر مهمان برنامه با زبان محاورهای صحبت کند.
وی با نگاهی صریح، کمبود آموزش و آمادگی فرهنگی در میان بخشی از مجریان تازهوارد را یکی از چالشهای امروز رسانه میداند. شکیبا معتقد است اجرای تلویزیونی تنها به اطلاعات عمومی محدود نمیشود و نیازمند آگاهی تاریخی، دینی، اجتماعی و حتی حقوقی است.
به باور وی، میدان دادن به جوانان ضروری است، اما این حضور باید آگاهانه و آموزشمحور باشد. مجریای که دانش، ذوق و شناخت اجتماعی نداشته باشد، نمیتواند نماینده شایسته رسانهای با این سطح از تأثیرگذاری باشد.
مژده لواسانی | شعر، قلب تپنده زبان
مژده لواسانی مجریان تلویزیون را سربازان خط مقدم پاسداشت زبان و هویت ایرانی میداند. او باور دارد زبان فارسی و شعر، بخشی از سرمایه ملی ماست و تلویزیون نباید از آن غافل شود؛ بهویژه در ارتباط با نسلی که فاصلهاش با متون کهن بیشتر شده است.
لواسانی تأکید میکند درستگویی، خط قرمز غیرقابلمذاکره در اجراست. به اعتقاد او، شناخت واژهها، تسلط بر ادبیات و آشنایی با شاعران بزرگ، نه تشریفات، بلکه زیربنای حرفه اجراست و مجری بدون آن، سخنش عمق و ماندگاری ندارد.
وی با اشاره به تجربههای پرفشار اجرا، میگوید سختترین لحظات، همان زمانهایی است که مخاطب بیشترین انتظار را دارد؛ لحظاتی که اگرچه دشوارند، اما فرصتیاند تا مجری بهترین کیفیت خود را ارائه دهد و اعتماد مخاطب را عمیقتر کند.
ندا سپانلو | زبان فارسی؛ از کالای لوکس تا نیاز روزمره
ندا سپانلو باور دارد تلویزیون هنوز ظرفیت بالایی برای پاسداشت و ترویج زبان و ادبیات فارسی دارد، بهشرط آنکه زبان دوباره به یک «نیاز روزمره» در زندگی خانوادهها تبدیل شود. او معتقد است در گذشته، واژهها و لحن برنامههای تلویزیونی بهسرعت وارد گفتار عمومی میشد، اما امروز ادبیات کلاسیک فارسی برای بخشی از جامعه به امری غیرضروری و دور از زیست روزمره تبدیل شده است؛ روندی که اگر معکوس نشود، تأثیرگذاری رسانه نیز کاهش خواهد یافت.
این مجری باسابقه، نقش مجری را در این میان تعیینکننده میداند؛ کسی که زبان را مستقیماً در معرض گوش و چشم مخاطب قرار میدهد. از نگاه او، تسلط بر دستور زبان فارسی، تلفظ درست، فن بیان و درک شعر و نثر ادبی، پایههای جدی اجرای حرفهای هستند. سپانلو در عین تأکید بر استفاده حداکثری از واژگان فارسی، به محدودیتهای گفتوگوهای تخصصی و تندِ تلویزیونی هم اشاره میکند و معتقد است گاهی جایگزینی واژههای لاتین، اگر نادقیق انجام شود، میتواند به انتقال مفهوم لطمه بزند.
با این حال، او خط قرمز اصلی را نه استفاده موردی از واژههای غیرفارسی، بلکه «نادانی زبانی» میداند؛ اشتباه در ساخت جمله، تلفظ نادرست و بیدقتی در دستور زبان. سپانلو تأکید میکند که مجری باید بهطور مستمر دانش زبانی خود را بهروز کند و حتی نسبت به دانستههای بدیهی هم تردید حرفهای داشته باشد. توصیه او به مجریان جوان، انس روزانه با شعر و نثر فارسی است؛ چراکه به اعتقادش، وقتی عشق به زبان در وجود مجری شکل بگیرد، اجرای درست و زیبا بهطور طبیعی از دل آن بیرون میآید.
محیا اسناوندی | پاسداشت زبان فارسی؛ از خانه تا رسانه
محیا اسناوندی زبان فارسی را فراتر از یک ابزار ارتباطی میداند و آن را بخشی جداییناپذیر از هویت و میراث فرهنگی ایرانیان معرفی میکند. از نگاه او، مسئولیت حفظ زبان تنها به تلویزیون و رسانههای رسمی محدود نمیشود، بلکه از محیط خانه آغاز میشود؛ جایی که نوع گفتوگو با فرزندان، کتابهایی که معرفی میشوند و حتی سریالهایی که خانواده دنبال میکند، در شکلگیری ذائقه زبانی و فرهنگی نسل آینده نقش دارد.
وی با تأکید بر اینکه رسانه ملی به دلیل گستردگی مخاطبان، مسئولیتی سنگینتر بر دوش دارد، معتقد است تلویزیون باید هم در محتوا و هم در شیوه ارائه، آگاهانه و هدفمند عمل کند. اسناوندی ضمن پذیرش اهمیت نقد، آن را عاملی ضروری برای رشد رسانه میداند و بر این باور است که شنیدن دیدگاههای متفاوت و پذیرش تکثر سلیقهها، میتواند به رضایت بیشتر مخاطب و ارتقای سطح فرهنگی جامعه منجر شود.
پلیس اعلام کرد؛
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟