با این حال، جامعه ایرانی با ایستادگی و مقاومت به نشان دادن قدرت و ایستادگی در برابر این دشمنی پرداختهاند. همچنین معترضانی که چند روز اخیر به دلایل اقتصادی در خیابان واکنش انتقادی داشتند با دیدن خشونت و جنایات آشوبگران علیه امنیت و آسایش کشور صفوف خود را از آنان جدا کردند. این ایستادگی، به حفظ و ارتقای امنیت ملی منجر شده است.در همین زمینه با حجتالاسلام محمد ملکزاده، عضوهیات علمی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی درباره منشأاین دشمنیها و شرارتها و مقاومت مردم ایران علیه توطئهگران گفتوگو کردیم.

باتوجه به تحولات اخیر و نقش موثر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در ایجاد آشوب و ناامنی در ایران چه تحلیلی میتوان درباره این دشمنیها ارائه کرد؟
نخستین و شاید اساسیترین عامل، ذات تجاوزکارانه و خشونتطلب رژیم صهیونیستی است. این رژیم از بدو تأسیس پس از جنگ جهانی دوم بر مبنای جنگ، کشتار و اشغال شکل گرفته و ادامه حیات خود را در استمرار همین تجاوز میبیند.در طول بیش از ۷۰ سال گذشته، این رژیم هیچگاه دست از اقدامات خشونتآمیز علیه مردم فلسطین و کشورهای همسایه برنداشته است. این خصلت ذاتی تجاوزگری را باید پایه و مبنای نگاه به این اتفاق دانست. عامل دوم اشتباه محاسباتی دشمن از توان ایران بود که او را به فکر تجاوز به کشورمان انداخت.
پس عامل دوم مربوط به ارزیابی غلط دشمن از قدرت ایران است. آنها احساس کردند کشورمان در شرایط فعلی تضعیف شده است؟
بله، ایران محور اصلی مقاومت در منطقه است و درگیریهای غزه، شهادت فرماندهان حزبالله لبنان و همچنین فشارهای سنگین به نیروهای مقاومت در یمن، باعث شد این تصور در ذهن آنها شکل بگیرد که اکنون فرصت مناسبی برای حمله به جمهوری اسلامی ایران فرا رسیده است.آنها باور داشتند که در جنگ ۱۲ روزه پاسخ ایران قوی نخواهد بود و برنامهریزی کردند که در ۲۴ ساعت حمله گستردهای انجام دهند و به خیال خود کار را تمام کنند. این همان خطای محاسباتی بزرگی بود که پیش از این نیز دشمنان ایران مرتکب شده بودند؛ مانند تصور غلط صدام در زمان آغاز جنگ تحمیلی یا حمله منافقین به ایران پس از پذیرش قطعنامه که فکر میکردند ایران ضعیف شده است.اما همانطور که رهبر معظم انقلاب پیشتر اشاره کردند، دشمنان خواهند دید چه کسی واقعا ضعیف شده است.
دیگر چه عواملی باعث شد رژیم صهیونیستی با این جسارت به ایران حمله کند؟
عامل دیگری که باید به آن توجه کنیم، تصور نارضایتی و شکاف عمیق بین مردم و نظام بود. دشمن تصور میکرد به دلیل مشکلات اقتصادی، تحریمها و برخی نابسامانیهای داخلی، مردم ایران از نظام فاصله گرفته و شکاف عمیقی بین مردم و نظام ایجاد شده است. بر همین اساس، تصمیم گرفتند حمله را آغاز کنند. نمونه این تفکر را در پیام نتانیاهو در عصر روز جمعه ۲۳ خرداد دیدیم که شعار «زن، زندگی، آزادی» را به میان آورد و خطاب به مردم ایران گفت: «نوبت شماست که به خیابانها بریزید و قیام کنید!»
این تصور غلط، دشمن را به اشتباه محاسباتی انداخت و موجب شد برای حمله به ایران اقدام کند. البته باید توجه داشته باشیم که گاهی برخی رفتارهای داخلی ما نیز ممکن است به این اشتباه محاسباتی دشمن دامن زند؛ مثلا برخی عملکردهای نادرست مسئولان ممکن است مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد کند و حضور چشمگیری پای صندوقهای رأی نداشته باشند اما همین مسأله باعث میشود دشمن تصور کند مردم از اصل نظام فاصله گرفتهاند. تأکید همیشگی رهبر معظم انقلاب بر مشارکت حداکثری در انتخابات نیز برای جلوگیری از همین اشتباه محاسباتی بوده است.
نقش تحولات منطقهای و بینالمللی در این حمله چه بوده است؟
رژیمصهیونیستی بهعنوان پایگاه اصلی آمریکا در منطقه شناخته میشود. همانطور که رهبرمعظم انقلاب فرمودهاند، این رژیم دستنشانده آمریکاست و بقای خود را در ایجاد تنش میداند. یعنی برای حفظ حیات ننگین خود و بهرهبرداریهای سیاسی و اقتصادی آمریکا، باید در منطقه تنش و درگیری وجود داشته باشد.یکی از اهداف آنها القای برتری خود در برابر ایران در منطقه است. آنها خوب میدانند که ایران تنها کشوری است که بهطور جدی در برابر اسرائیل و آمریکا ایستاده است. در حالیکه بسیاری از دولتهای منطقه، اگرچه ممکن است از این وضعیت ناراضی باشند اما بهدلیل ترس و ملاحظات سیاسی هیچ عکسالعمل جدی در برابر اسرائیل نشان نمیدهند.این وضعیت، ایران را به تنها اهرم فشاری تبدیل کرده که اسرائیل و آمریکا بهدنبال تضعیف آن هستند.
آیا فشارهای داخلی اسرائیل نیز در زمان این حمله تأثیرگذار بود؟
قطعا. قبل از هفتم اکتبر۲۰۲۳، اسرائیل شاهد اعتراضات گسترده داخلی بود. این اعتراضات علیه خود نتانیاهو و دادگاههای مرتبط با فساد او و همچنین مسائل سیاسی و اقتصادی در جریان بود. رژیمصهیونیستی با شروع حمله، تلاش کرد که این اعتراضات را تحتالشعاع قرار دهد و فشار داخلی را کاهش دهد.
در عرصه بینالمللی چه شرایطی موجب یورش اسرائیل شد؟
در شرایطی که جهان بهطور جدی درگیر بحرانهای بزرگی مانند جنگ روسیه واوکراین، رقابت چین و آمریکا و تنشهای سیاسی میان کشورهای غربی است، اسرائیل احساس کرد که کمتر کسی به حمله آنها به ایران توجه میکند. این فرصت مناسبی بود تا بدون واکنش جدی جهانی، حمله خود را انجام دهند.
اهداف رژیمصهیونیستی در حمله به ایران چه بود و تا چه حد در دستیابی به اهداف خود موفق بود؟
باید تاکید کنم که دقیقا مسئولان، مردم و نیروهای مسلح ما همه محاسبات غلط و خیالات باطل رژیمصهیونیستی را درهم شکستند؛ این موضوع را درجنگ۱۲روزه کاملا مشاهده کردیم.درخصوص اهداف،همانطور که قبلا به عوامل متعدد اشاره کردم، اهداف رژیمصهیونیستی نیز چندبعدی بود؛ نظامی، راهبردی و امنیتی. اما واقعیت این است، همانطور که پس از آغاز جنگ با حماس درعملیات طوفانالاقصی،این رژیم به اهداف خود نرسید، درمورد حمله به جمهوری اسلامی ایران هم بههیچوجه نمیتوان گفت که به اهدافش دست یافته است.یکی ازاهداف اعلامشده آنها، تضعیف یا نابودی توان هستهای ایران بود. البته بایدتوجه کنیم که ایران تاکنون به سلاح هستهای دست نیافته وفتوای مقام معظم رهبری نیز قاطعانه مانع آن است.
بنابراین هدف آنها، سلاح هستهای نبود بلکه مقابله با توانمندی هستهای ایران در حوزههای غیرنظامی مثل پزشکی، داروسازی و کشاورزی بود، چرا که ایران با بهرهمندی از این فناوری در لبه تکنولوژی جهانی قرار گرفته و این پیشرفت را رژیمصهیونیستی برنمیتابد.از منظر نظامی، آنها سعی داشتند مانع دستیابی ایران به سلاح بازدارنده شوند؛ چراکه از منظر آنها فقط قدرتهای سلطهگر حق داشتن این نوع سلاحها را دارند و ایران نباید چنین توانمندیای داشته باشد. این نگاه را میتوان در حملات گذشته آنها به عراق در سال ۱۹۸۱ و سوریه در سال ۲۰۰۷ هم دید.
هدف رژیم صهیونیستی براندازی بود؟
یکی از اهداف اصلی و اساسی رژیم صهیونیستی و آمریکا، براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران بود. آنها با ترور فرماندهان ارشد ما در سالهای گذشته سعی کردند این هدف را پیش ببرند. ذات این رژیم بر پایه ترور و خشونت استوار است و در طول ۷۶ سال گذشته با همین روش پیش رفتهاند.آنها تصور کردند با ترور مسئولان و حمله نظامی و همچنین با اشتباه محاسباتی درباره فاصله مردم از نظام، بتوانند موجی از نارضایتی ایجاد کرده و مردم را علیه نظام بسیج کنند. حتی در عملیات منافقین در سال ۶۷ دیدیم که آنها فکر میکردند مردم ایران با آنها همراه خواهند شد اما برعکس، مردم ایستادند و از نظام و میهن خود حمایت کردند.
رژیم صهیونیستی انتظار داشت مردم ایران از حمله حمایت کنند؟
آنها با تجربه اغتشاشات سال ۱۴۰۱ سرمایهگذاری زیادی روی این موضوع کردند و به خیالشان مردم این بار هم علیه نظام وارد صحنه میشوند اما برخلاف انتظار، تمامی گروهها و اقشار مردم با تمام اختلافات، وارد میدان حمایت از نظام شدند و این حمایت گسترده مردم از نظام، حتی دشمنان را هم متعجب کرد.
حمله به ایران چه پیامهایی به کشورهای منطقه داشت؟
رژیم صهیونیستی با حمله به ایران به دنبال ارسال پیام قدرت خود به منطقه بود تا دولتهای منطقه را بیشتر تابع خود سازد و روند عادیسازی روابط با دولتهای عربی را تسریع کند اما نتیجه عکس گرفت. تا پیش از اتفاقات اخیر و حوادث غزه، روند عادیسازی روابط به هر حال پیش میرفت اما حوادث غزه این روند را کند یا مسدود کرد. رژیم صهیونیستی امیدوار بود با حمله به ایران و ایجاد رعب و وحشت، این روند را دوباره به نفع خود به جریان بیندازد ولی موفق نبود.
و چه اهدافی را در حوزه سیاست داخلی ایران دنبال میکرد؟
هدف آنها ایجاد اغتشاش، شورش، تحریک نارضایتیها و بهویژه دامن زدن به تجزیه ایران بود. آنها خواستار تجزیه و تضعیف ایران هستند، مشابه پروژهای که در سوریه اجرا میکنند و مانع شکلگیری سوریه مستقل و قدرتمند هستند. البته همواره درباره ایران دچار اشتباه محاسباتی میشوند.
در بحثهایی که مطرح شد، به این نکته اشاره کردید که دشمنان ما نمیخواهند کشورهایی مثل سوریه مستقل و قوی باشند و ترجیح میدهند این کشورها تجزیه شده و ضعیف باشند.به نظرشما این موضوع چطور با فرار دشمن از مشکلات داخلی خودش ارتباط دارد؟ و در شرایط جنگی، پیامهای منفی که از داخل کشور مخابره میشود، چه تأثیری روی رفتار دشمن دارد؟
پرسش مهمی مطرح کردید. دشمن اساسا برنامههایش را براساس ارزیابی معادله هزینه و فایده تنظیم میکند. یعنی قبل از هر حملهای یا اقدامی، نگاه میکند آیا اقدامش ارزش هزینه کردن را دارد یا خیر. یکی از مهمترین عواملی که دشمن را تحریک یا تشویق به حمله میکند، ارسال پیامهای ضعفی است که احتمال دارد از داخل کشور مخابره شود. این پیامها میتوانند در حوزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و دیگر عرصهها باشند.
مشخصا در حوزه سیاسی این پیامهای ضعف چگونه بروز پیدا میکنند؟
برای مثال، وقتی تأکید بیش از حدی روی مذاکره و دیپلماسی میشود، دشمن ممکن است این را نشانهای از ضعف ایران بداند. البته مسئولان ما این موضوع را از سر ضعف نمیگویند، بلکه میخواهند نشان دهند که ایران مایل به جنگ و خونریزی نیست و صلحطلب است. این کاملا درست است، اما اگر این تأکید به شکل افراطی باشد، دشمن برداشت اشتباه میکند. همین چند روز پیش، در رسانهای مثل فاکسنیوز دیدم تعجب کردهاند که چرا ایران حتی بعد از حملات آمریکا و اسرائیل همچنان بر مذاکره تأکید دارد!
یعنی دشمن از نحوه بیان پیامهای داخلی سوءبرداشت میکند؟
بله مسئولان ما با نیت صلحطلبی صحبت میکنند،ولی دشمن این رانشانه ضعف میبیند. ما درمتون دینی وسیره اهلبیت(ع) هم داریم که حضرتعلی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید من جنگ را تا حد امکان به تأخیر میانداختم، حتی اگر فشار داخلی بود. یعنی ما میخواهیم حتیالامکان از جنگ دوری کنیم، ولی نباید دشمن دچار سوءبرداشت شود.
اختلافات سیاسی بین جناحها آیا برای دشمن پیام ضعف دارد؟
بله میتواند پیام ضعف ارسال کند. البته اختلافنظر بین جناحها در هر کشوری مسألهای طبیعی است و در همه جا وجود دارد،ما در کشوری مثل ایران که زیر ذرهبین دشمنان و قدرتهای جهانی است، اگر دشمن احساس کند مسئولان اختلاف شدید دارند، این یک پیام ضعف است و فرصتی برای سوءاستفاده دشمن فراهم میکند.
در بخش اقتصادی همین وضعیت وجود دارد؟
بله. ما کشور قدرتمندی هستیم. در دوران جنگ حتی به دیگر کشورها کمک میکردیم. ولی اگرما بیش از حد تأکید کنیم که تحریمها باعث مشکلات فراوان شده و همه چیز را به گردن تحریمها بیندازیم، دشمن را دچار سوءبرداشت کرده و تشویق میشود که تحریمها را تشدید کند.
پیامهای داخلی میتواند بر رفتار دشمن تأثیرگذار باشد. چه درسهایی میتوان از تاریخ گرفت؟
مثالهای تاریخی در این رابطه زیاد است. مثلا سال ۱۳۵۹که عراق به ایران حمله کرد، دقیقا زمانی بود که دشمن بیشترین پیام ضعف را از ایران دریافت کرد. بعد از پیروزی انقلاب، اختلافات داخلی زیادی دیده میشد، جریان نفاق فعال شده بود و نیروهای تجزیهطلب در غرب کشور فعالیت داشتند.دشمن احساس کرد فرصتی مناسب بهوجود آمده تا به ایران حمله کند.
یا حمله آمریکا به عراق زمانی اتفاق افتاد که آنها احساس کردند توان مقابله وجود ندارد. در یمن هم همین شرایط حاکم بود؛ زمانی که دولت تضعیف شده و اختلافات شدت یافته بود، زمینه حمله فراهم شد.
پس پیامهای داخلی به تحریک یا بازدارندگی دشمن منجر میشود؟
اگر ما مراقب نباشیم و پیامهای نادرست ارسال کنیم، دشمن دچار سوءبرداشت میشودوزمینه جسارت اورا فراهم میآوریم. طبیعتا این پیامهای ضعف و سوءبرداشتها، بستر حمله دشمن را فراهم میکند.
اشارهای به راهکارهایی میکنید که میتواند بازدارندگی ملی ما را در برابر تهدیدات افزایش دهد؟
نکتهبسیارمهمی است.دشمن معمولا زمانی اقدام به حمله میکند که دچارسوءبرداشت شود،یعنی فکرکندحمله برایش هزینهای ندارد یااندک است. بنابراین، باید هزینه تجاوز دشمن را درعرصههای مختلف بالا ببریم، قطعا این یکی از مهمترین راهکارهای بازدارندگی است.