الیاسی درباره روند شکلگیری و تولید این مستند به قاب کوچک گفت: این اثر درسال ۱۴۰۳ به پایان رسید؛ کاری که تولید و تدوین آن حاصل یک پژوهش چهارساله است که از سال ۱۳۹۹ آغاز شد و همزمان پژوهش و تولید آن تا پایان ۱۴۰۳ ادامه داشت.
او افزود: این مستند، یک اثر تلفیقی است؛ بخشی از روایت از طریق مصاحبهها پیش میرود و بخشهایی دیگر به شکل مستندِ گردآوریشده و مبتنی بر آرشیو. طبیعتا جمعآوری این حجم از متریال آرشیوی و تبدیل آن به یک خط روایی منسجم از زندگی استاد حسین پژمان بختیاری، کار سادهای نبود. از ابتدا هم روشن نبود که برای برخی مقاطع مهم زندگی ایشان، اساسا متریال صوتی یا تصویری قابل استفادهای پیدا خواهد شد یا نه.
الیاسی با اشاره به کمبود اسناد دیداری و شنیداری درباره پژمان بختیاری توضیح داد: در مورد ایشان عملا با فقر جدی آرشیوی روبهرو بودیم. تصویری از او وجود نداشت و متریالها عمدتا به عکس محدود میشد. با این حال، با پیگیری و جستوجوی فراوان، به دلیل مسئولیت ایشان بهعنوان عضو شورای شعروموسیقی رادیو پیش ازانقلاب،موفق شدم یک فایل صوتی از حضورشان در یک برنامه رادیویی پیدا کنم که درآن شعرخوانی دارند. این فایل صوتی که از دل یک گفتوگوی رادیویی یکساعته به دست آمد، نقش بسیار مهمی در شناخت روحیات و شخصیت پژمان بختیاری برای من داشت.
او ادامه داد: در مجموع، گردآوری متریال آرشیوی یکی از پیچیدهترین و چالشبرانگیزترین مراحل تولید این مستند بود. تلاش ما این بود که تا حد امکان از متریالهای دستاول استفاده کنیم، بهگونهای که مخاطبان حرفهای، بهویژه علاقهمندان و فعالان حوزه ادبیات، با نکات و اسناد تازهای درباره استاد حسین پژمان بختیاری روبهرو شوند. این رویکرد، بهوضوح در خط روایی مستند دیده میشود.
الیاسی تأکید کرد: این مسیر حاصل یک «تصمیم ناگهانی» نبود بلکه نتیجه یک انتخاب تدریجی در روند پژوهش بود. زمانی که به مجموعهای از کتابها، آثار نایاب و دستنوشتههای منتشرنشده استاد دسترسی پیدا کردم، مسیر مستند برایم روشنتر شد. بخشی از این متون شامل یادداشتها و خاطرات روزمرهای بود که هرگز منتشر نشده بودند.
این تهیهکننده و کارگردان گفت: با کنار هم گذاشتن این نوشتهها، دلیل برخی وقایع زندگی پژمان بختیاری، از جمله سه مرتبه درخواست استعفایش، برایم روشن شد. مواجهه او با جریانهای فکری زمانه، بهویژه غلبه نگاه تودهای و مارکسیستی در ادبیات آن دوره، یکی از نقاط کلیدی زندگی او بود. با وجود جایگاه مهم پژمان در تصحیح آثار شعرای کلاسیک و معاصر ایران، او بهواسطه نگاه مستقلش، در سالهای پایانی عمر عملا بایکوت شد.الیاسی افزود: پژمان در دوران خودش با بسیاری از بزرگان دمخور بود با این حال، با وجود آثار مکتوب معتبر، آنچنان که باید شناخته نشد. به نظر من، یکی از دلایل اصلی این مسأله، سر ناسازگاری او با انجمنهای ادبی پیش از انقلاب و نپذیرفتن فضای حاکم بر آنها بود.