یکی از اساتید علوم ارتباطات ۱۰ سال پیش خاطرهای از کار در یک روزنامه ژاپنی تعریف میکرد و میگفت فناوری آنها اجازه میداد چند دقیقه قبل از وقوع زلزله از آن باخبر شوند. رسیدن به این فناوری باعث شد جلسهای میان بزرگان رسانه و مرکز زلزلهنگاری آن کشور تشکیل شود. گروهی معتقد بودند تلویزیون دولتی NHK به مرکز لرزهنگاری متصل شود تا بهمحض تشخیص چنین اتفاقی برنامههای عادی قطع شده و در این خصوص اطلاعرسانی لازم صورت گیرد. در مقابل گروهی دیگر عقیده داشتند این کار باعث ایجاد نگرانی در مردم میشود. درنهایت گروه اول موفق شد نظر خود را بر کرسی بنشاند و از آنپس اطلاعرسانی در لحظه، آغاز شد. استادی که این خاطره را نقل میکرد به زلزله بیسابقه چند روز پیش ژاپن که حدود ۹ ریشتر قدرت داشت اشاره کرد که طی آن خون از بینی هیچکس هم درنیامد. او عقیده داشت بعد از ۱۰ سال مشخص شد اطلاعرسانی به آن شیوه یکی از دلایل مهم رسیدن به این دستاورد بود.اگر غذا، دفاع و رسانه را سه شاخصه امنیت ملی بدانیم و باور کنیم تقریبا همه حکومتهای دنیا رسانهمحور هستند، دودلی آگاه کردن مردم از ما دور میشود. دانستن، حق مردم است ولی رسانه نباید برای رسیدن به این هدف، آرامش شهروندان را برهم بزند. یکی از راههایی که میتواند در شرایط بحران ضمن اطلاعرسانی ایجاد آرامش کند، گفتوگوی مسئولان با مردم است. روز جمعه شاهد همین رویکرد در رسانهملی بودیم بهطوریکه شهردار تهران با حضور در شبکه خبر با مردم صحبت کرد. گفتوگوی شهردار تهران با دیگر مصاحبههای وی متفاوت بود و سعی داشت ضمن آرامشبخشیدن به مردم، به آنها اطمینان دهد راه برای حل مشکلات وجود دارد. حضور مسئولان تنها به زاکانی محدود نشد و علی لاریجانی در کسوت دبیر شورای عالی امنیت ملی با همین رویکرد از قاب تلویزیون با مردم صحبت کرد. او نیز سعی داشت به مردم آرامش دهد و این نکته را به آنها منتقل کند که در وضعیت بالاگرفتن مشکلات اقتصادی، چالش امنیتی را بر آن نیفزایند. لاریجانی سعی داشت خانوادهها را از وجود خطراتی که ممکن است در کمین فرزندانشان باشند آگاه کند و لحن دیپلماتیک همیشگی او در این گفتوگو صمیمانه و متفاوت به نظر میرسید. به باور لاریجانی، وقتی اغتشاشگران سعی میکنند مراکز نظامی را تسخیر کنند یا مساجد را آتش بزنند مشخص میشود که آنها مردم عادی نیستند.
تنوع رویکردی در هر شبکه
شبکه یک: اگر شبکههای تلویزیون را در عصر روز جمعه مرور کرده باشید حتما تناسب و تنوع محتوایی توجه شما را جلب میکرد. بهعنوان مثال در شبکه یک، برنامه «جریان» سعی داشت با حضور کارشناسانی چون دکتر زادبر در قامت مجری و حضور تحلیلگران حوزه سیاست، نگاهی تحلیلی به حوادث اخیر داشته باشد. شبکه یک در برنامههای خود تصاویری از اغتشاشات پخش کرد که افرادی مسلح بهسمت مردم و نیروهای پلیس شلیک میکردند و همین مسأله صف مردم را از اغتشاشگران جدا میکرد.
شبکه ۲: شبکه ۲ با برنامهای که المیرا شریفیمقدم آن را اجرا میکرد سعی داشت برنامهای یکصدا، متفاوت و واقعی نمایش دهد که در آن رویکرد امیدبخشی نیز احساس میشد. برنامه زمانه نقطه قوت دیگر این شبکه بود. اجرای دونفری محسن آزادی و امین سلیمی نگاه بسیاری از مخاطبان را در روز تعطیل آخر هفته را به خود معطوف داشت. نکته قابل توجه در این برنامه، وجود منابع بهصورت کتاب بود که مجریان و کارشناسان ارجاعاتی به آن میدادند.
شبکه ۳: آنهایی که شبکه ۳ را برای آگاه شدن از حوادث روز انتخاب کردند احتمالا لحن صریح برنامه «به اضافه یک» را بیشتر از دیگر برنامهها دوست داشتهاند. خسروی این برنامه را اجرا میکرد و حضور چهرههای دعوت شده در این برنامه نیز درراستای صراحت لهجه این برنامه بود؛ چهرههایی که سعی داشتند با مقایسه حوادث مشابه، تبعات آن را برشمرده و اطلاعرسانی کنند.
شبکه ۴: شبکهای که به داشتن مخاطبان نخبه معروف است درعصر روزجمعه با برنامه نصرالله و اجرای کوروش علیانی به موضوع مهمی پرداخت. در بخشی از این برنامه سعی شد به والدین آموزش دهند در رویارویی کودکان با چنین حوادثی چه باید کرد.صحبت با کودکان درحوادث ازمهمترین رفتارهای والدین بهحساب میآیدچراکه هرگونه اشتباه درچنین شرایطی میتواند مشکلات روحی برای کودکان و دردسرهای قانونی برای نوجوانان به بار آورد. شبکه ۴ در میان برنامههای خود آشکارتر از دیگر شبکهها خرابیهای اغتشاشات را نمایش داد تا باز هم صف مردم از تخریبگران جدا شود.
شبکه تهران: بهنظر میرسد روزهای عادی مخاطبان اصلی شبکه تهران را پایتختنشینان تشکیل میدهند اما آخر هفته گذشته بسیاری از اهالی استانهای مختلف کشور برای باخبر شدن از رخدادهای تهران، این شبکه را انتخاب کردند. هرچند میتوان اخبار تهران را از دیگر شبکهها نیز دنبال کرد اما بهنظر میرسید تصاویر و گفتوگوهای این شبکه اخبار دقیقتری از تهران به مخاطب میداد.
شبکه خبر: احتمالا مخاطبان تلویزیون هر برنامهای را که دنبال میکردند، یکی در میان سری هم به شبکه خبر میزدند. شبکه خبر که کانال اصلی انتشار اخبار است عصر روز جمعه کوچک و بزرگ نمیشناخت و آنهایی هم که معمولا میلی بهدنبال کردن اخبار نداشتند، دنبال شبکه ۶ میگشتند. رویکرد شبکه خبر ۲ نیز با پخش زنده تصاویر رویکرد متفاوت و البته مکملی را ایفا کرد.
شبکه افق: افرادی که عصر روز جمعه شبکه افق را برای تماشا انتخاب کردند احتمالا از اخبار روز با خبر شدند و میل داشتند برنامههای مناسبتی اینروزها را از دست ندهند. پخش برنامههایی مانند برنامه «جهت» که ادامه ویژهبرنامه حاج قاسم بود نشان میداد شبکه افق رویکرد خود را حفظ کرده اما توجه خود را هم به حوادث اخیر حفظ کرده است.
نسیم: بخشی از وظایف تلویزیون سرگرمی است و شبکهای که برای این منظورفعالیت دارد در آخرین روز هفته گذشته بر همین مدارمیگشت امابرای آنکه مخاطبان خود از اخبار دورنمانند،زیرنویس خبرهارا در همه قابهای برنامههایش داشت.
در مجموع میتوان گفت تنوع رویکرد در شبکههای مختلف تلویزیون مشهود بوده و در شرایطی که برخی محدودیتها در دسترسی به شبکههای اجتماعی اعمال شده، توانست بیشتر و به لحظه در کنار مردم حضور داشته باشد.
گفتوگوهای دلگرم کننده
گفتوگوی مسئولان بامردم درقاب تلویزیون را میتوان درراستایعمل به سخنان رهبرمعظم انقلاب دانست.رهبرانقلاب چند ساعت بعد از اغتشاشات روز پنجشنبه هفته گذشته در دیدار بامردم قم وبا اشاره به برخی حوادث مخرب درکشور فرمودند: یک مشت تخریبگر آمدندوساختمانهای متعلق به کشور خودشان را خراب کردند، برای این که رئیسجمهور آمریکا خوشش بیاید.مواضع مستحکم و نفوذ ناپذیر رهبری نهتنها حساب خرابکاران را از معترضان جدا کرد بلکه به مردم آرامشی داد که یادآور دلگرمی ما در روزهای سخت بود. به یاد داریم در حادثه شهادت رئیسجمهور فقید نیز، رهبر معظم انقلاب پیش از ایجاد هرگونه بحرانی در کشور از طریق رسانهملی با مردم صحبت کردند. صحبتی کوتاه و آرامشبخش که دل مردم به این که «خللی در اداره کشور رخ نمیدهد» قرص شد که اگر چنین تدبیری صورت نمیگرفت، آنسوی کار نامعلوم بود.
نکته دیگری که در پوشش و اطلاعرسانی رسانهملی در روز جمعه میتوان مشاهده کرد، این بود که بعد از نمازجمعه در شهرهای مختلف، تلویزیون به پوشش تصویری لحظه به لحظه پرداخت و همانطور که تصاویر تخریب اغتشاشگران را پخش کرد، به پخش راهپیماییهای بعد از نماز جمعه پرداخت که مردم خشم خود را نسبت به تروریستهای پنجشنبه نشان دادند. این تبیینگری، در گزارشهای مختلف تلویزیون نیز مشهود بود کما اینکه مردم در کوچه و خیابان، بازار و تاکسی نارضایتی خود را از وضعیت اقتصادی ابراز میکردند ولی تخریب اموال عمومی و آتشافروزی را راهحل این مشکلات نمیدانستند. در اوضاع نابسامان اقتصادی، خودروی برخی مردم سوخته بود و کسبهای که در رکود بازار، آتش به مغازهشان افتاده بود، خواستار برخورد با خرابکاران بودند. پوشش تصویری زنده رویکری بود که در اغلب شبکهها شاهد آن بودیم و این فرصتی برای پوشش دادن اقشار مختلف مخاطبان بهشمار میرفت. اگر فرزندان یک خانواده میل داشتند در عصر روز جمعه برنامهای سرگرمکننده را تماشا کنند، پدر آن خانواده نیز میتوانست ضمن همراه شدن با آنها در تماشای تلویزیون، نیمنگاهی هم به اتفاقات سراسر کشور داشته باشد.