سال۲۰۲۱ شبکه هولو با کمک واحد تلویزیونی والتدیزنی و نشنالجئوگرافیک سراغ این بازیگر رفت تا با کمک او سه مستند با مضامین مختلف را تولید و پخش کند. این مستندها همسورث را در سه موقعیت مختلف و متفاوت به نمایش گذاشتند و او توانست تجربیات تازهای را در رابطه با چند مسأله متفاوت کسب کند.یکی ازاین سه مستند بانام«چالش نهایی» توسط شبکه مستند سیمای جمهوری اسلامی دوبله شده که بهزودی روی آنتن میرود. این مستند درباره دوره آموزشی همسورث برای بهتر زندگیکردن است. او در این مستند یاد میگیرد چطور سالم و قوی بماند و در آینده هم بتواند در فیلمهای اکشن بازی کند . به این ترتیب، بازیگر به بینندگان طرز سالم و قوی زندگیکردن را یاد میدهد. چالش نهایی با کمک کارشناسان و دانشمندانی تهیه شده که در کار خودخبره هستندو فیلمنامه آن،تلاش دارد علم را به شکلی مثبت بهعنوان امری ماجراجویانه معرفی کند. بر این اساس، چالشهایی در برنامه به نمایش درمیآیند که به بینندگان کمک میکنند راههایی ساده برای بهبود کیفیت زندگی خود بیابند. این کار نه با انجام ورزشهای سخت و بدون هدف، که با بهرهگیری از پشتوانههای مناسب از دانشهای تجربی و پزشکی صورت میگیرد. سازندگان باور دارند حضور کریس همسورث و شهرت و محبوبیتش میان عموم بینندگان، عامل کلیدی برای جذب مخاطبان بیشتر به این مستند است. بازیگر در چند گفتوگو با رسانهها (و ازجمله نشریه گاردین)، درباره تجربیاتش از حضور در مستند صحبت میکند.
بعد از حضور در مستند چالش نهایی حالا خودتان را یک ابرقهرمان واقعی میدانید؟
بههیچوجه. حضورم در مستند بهنوعی شیرجه زدنم به درون ترسها، تزلزلها و سستیهایم بوده است. با بازی در این مستند، سفری شخصی به درون مسائلی داشتم که بارها برای خود من پرسشهایی را بهوجود آورده بود. یک شمای کلی داشتم از آنچه در مستند رخمیداد و تحقیقات زیادی پیرامون آن کردم. باید بگویم بسیار چالشبرانگیز بود و اصلا کار راحتی به نظر نمیرسید. بگذارید یک نکته را روشن کنم؛ شما زمان بازی در فیلمها با صحنههایی اکشن و مبارزهطلبانه روبهرو میشوید، که الزاما خودتان آنها را جلوی دوربین بازی نمیکنید یا بدلکاری این کار را انجام میدهد یا با کمک جلوههای ویژه تصویری این صحنهها خلق میشوند. خب، این یک نوع دغلکاری است و بازیگر جلوی دوربین وانمود میکند در حال انجام و اجرای آن کارها و حرکات خطرناک است.امادراین مستند،ما باچنین چیزی روبهرو نیستیم. همهچیز طبیعی و واقعی است و آنچه جلوی چشم دوربین اتفاق میافتد، دقیقا همان چیزی است که در عالم واقعیت در حال رخدادن است. بنابراین در اینجا خبری از دغلکاری و وانمودسازی نیست و بیننده با یک اثر کاملا واقعی و رئال طرف است.
در مستند شما چه تجربیاتی را تکرار کردید؟
خب، در هر یک از سه مستند، من با وضعیتهای متفاوتی روبهرو بودم که شرایط خاص خودش را میطلبید و بخش مربوط به همکاری با اد شیرن، خواننده و نوازنده را میتوان سادهترین بخش آن معرفی کرد. البته در آنجا هم حضور در مقابل یک جمعیت ۷۰۰۰نفره کار چندان راحت و سادهای نبود. من بهعنوان یک بازیگر، همواره شاهد حضور تعدادی از آدمها در پشت دوربین هستم که فقط در حال تماشا و بررسی کارهایی هستند که جلوی دوربین انجام میدهم. اما تعداد این افراد همیشه معدود است و جمعیت قابلتوجهی بهحساب نمیآیند. با این حال اجرای نمایش در مقابل چشم ۷۰۰۰ بیننده کنجکاو، برایم سفری اکتشافی و تجربهای فوقالعاده بود. برای این اجرا نیز باید آماده میشدم و ترسهای ویژه این موقعیت را در خود احساس میکردم.در دو اپیزود دیگر مستند بحث اصلی، فائقآمدن بر ترسهای درونی در مواجهه با یک اقدام اکشن و خطرناک بود. من نگران سلامتیام بودم و انتظار داشتم کارهایی که انجام میدهم باعث ایجاد جراحاتی شود که میتواند خطرناک باشد. نکته جالب این است که در عالم بازیگری من بارها با چنین موقعیتهایی روبهرو شده بودم، اما میدانستم همهچیز فیلم است و در عالم واقعیت قرار نیست اتفاق بد و ناگواری برایم رخ دهد. اما در اینجا همهچیز بستگی به خودم داشت و خبری از بدلکاری و دروغپردازی نبود. اینبار باید خودم وارد عمل میشدم و در حال ایفای نقش نبودم.
اما شما قبل از این نقشهای اکشن زیادی بازی کرده بودید و از کلیت صحنههایی که قرار بود فیلمبرداری شود، اطلاع داشتید. این نکته کمکی به شما برای بازی و حضور در دو اپیزود اکشن مستند نکرد؟
صحنههای اکشن فیلمهایی که بازی کرده بودم نمیتوانستند کمک چندانی به من بکنند. اینجا همه چیز کاملا واقعی بود. اگر اجرای کارها در مسیر غلطی قرار میگرفت، این بهمعنی ایجاد خسارتها و جراحتهایی بود که قابلبرگشت نیستند. شما بندبازهای سیرکها را نگاه کنید. روی زمین زیرپای آنها همیشه یک تور بزرگ قرار دارد که در صورت سقوط آسیب چندانی نبینند. اما در دوران فیلمبرداری مستند، ما با چنین تورهایی روبهرو نبودیم و زیر پای من کاملا خالی بود. افتادن و سقوط به معنی آسیبدیدن جدی بود.
زندگی آزاد و رهای کودکانهتان الهامبخش داستان و ماجراجوییهای اپیزود «ریسک» شد. شما هنوز هم موضوع کوهنوردی و بالا رفتن تا رسیدن به قله را موضوعی مهم در زندگی خود میدانید که باعث سرگیجهتان میشود؟
مانند هر مسأله دیگری، این موضوع همواره ذهنم را درگیر خود کرده بود. خاطرات دوران کودکی همواره با ما هست و با ارجاع به آنها، میکوشیم به چیزهایی دست پیدا کنیم که دوست داریم با خودمان داشته باشیم. این خاطرات کمک میکند شیرجهای جانانه به درون تجربیاتی اکتشافی و غیرمعمول بزنیم که قرار است شاکله تفکرات ما در آینده شود. حس آدمها بهدنبال کنارزدن قیدوبندها و حرکت به سمت بیحدومرزی است. شما همواره میخواهید سنتشکنی کرده و مرزهای جدید را رد کنید. همین احساس است که آدمها را به جلو میبرد و باعث خلق چیزهای جدید میشود. شاید پدر و مادرها نخواهند فرزندانشان تجربههای جدید را کسب کنند و نگران این باشند که این تجربیات باعث جراحت و خسارت در آنها شود. اما این خاطرات کودکی میتوانند فرد را در بزرگسالی به سمت تجربههای جدید سوق دهند به طوری که نگران خطرات آنها نباشیم. بازیام در مستند چالش نهایی رودررو شدن با ترسها و اضطرابهای مربوط به این موضوع بود. البته این مستند به شیوهای فان و ماجراجویانه تولید شد و تمام تلاشمان این بود که آن را بهشکلی جذاب و فان تولید کنیم. با همه اینها، من با آغوش باز به استقبال تمام اتفاقات و حوادثی رفتم که شما در مستند میبینید.
اپیزود «درد» متفاوت از اپیزود «ریسک» است. شما چند مربی داشتید که کمک میکردند تا بتوانید صحنههای مربوط به آن را بازی کنید.
خود من سالها با موضوع درد کمر روبهرو بودهام و معنی درد را بهخوبی میفهمم. از ۱۵سالگی این درد و رنج با من بوده است. این موضوع را بهتر از هرکس دیگری میتوانم توضیح بدهم. به همین دلیل، بازی در این اپیزود میتوانست دردم را بیشتر کند. صادقانه بگویم، این روزها بیشتر از گذشته مراقب خودم بوده و نسبت به خودم مهربانتر هستم. در سالهای اخیر زمانی که جلوی دوربین فیلمبرداری حضور داشتم، خیلی مراقب احوال و سلامتیام بودهام. هربار که جلوی دوربین ظاهر میشوم، انگار بدنم به من میگوید «نسبت به خودت مهربان باش!» طبیعی است که من دیگر آن آدم ۱۰ یا ۲۰ سال قبل نیستم. بقیه مردم هم همینطور هستند. من نمونهای از بقیه آدمها هستم که ضعفها و قوتهای خود را دارند.
شخص خاطرهانگیزی را هم در طول فیلمبرداری ملاقات کردید؟
کیم دونگ هیون، مبارز دنیای کشتی ازجمله کسانی بود که آشنایی با او برایم تجربیات خوبی به همراه داشت. او جمله بسیار مهمی به من گفت که از خاطرم نمیرود. او گفت: «تفاوت بزرگی میان درد در زمان باخت یا برد وجود دارد.» وقتی پیروز میشوید درد معنایی باشکوه پیدا میکند و اهمیتی ندارد که بازو یا دماغتان شکسته است. شما این شکستنها را با آغوش باز میپذیرید اما وقتی میبازید، با حتی کوچکترین جراحت یا یک خراش میتوانید آزار و آسیب ببینید. پس میبینید که این شما هستید که نوع و طبقهبندی درد را انتخاب میکنید. هر آدمی در زندگی خود با برد و باختهای متعددی روبهرو میشود و این خود آدمها هستند که با توجه به نگاه خود، تعیین میکنند این درد قرار است چه حال و هوایی داشته باشد. مستند چالش نهایی تلاش دارد به بحث و بررسی این مضامین بپردازد.
حضور در این مستند چه تأثیری در کار و فعالیت بازیگریتان در آینده خواهد داشت؟
تمام تجربیات من در زندگی چه جلوی دوربین فیلمهای سینمایی و چه این مستند، به من کمک میکند تا نقشهای بعدیام را به شکلی واقعیتر و مقبولتر بازی کنم. هر چه بر اطلاعات و درک من اضافه شود، میتوانم کاراکترهای بعدیام را بهتر ارائه بدهم. تجربیاتی که در این مستند بهدست آوردم، من را وادار میکند تا با مسائل تازه روبهرو شده و برخورد نزدیک پیدا کنم و این نکته باعث میشود به آن کارهایی که در جلوی دوربین باید یا نباید انجام دهم، فکر کنم. ماجراجوییهایم در این مستند، لایههای تازهای را پدید آورده که در طراحی کاراکترهای جدید برای فیلمهای بعدی، به خلق شخصیتهای باورپذیر و قابلقبول کمک میکند.
در یک کلام، چالش نهایی تجربه خوب و مثبتی بود؟
حتما. یکی از بهترین تجربیاتی بود که تاکنون داشتهام.
آیا باید در آینده انتظار حضورتان در چنین مستندهای تلویزیونی را داشته باشیم؟
امیدوارم چنین باشد. خودم از همکاری با این پروژه بسیار خشنود هستم و اگر در آینده دوباره دعوت به کار در این نوع پروژهها بشوم، بیدرنگ قبول خواهم کرد. این مستند توانست ارتباط بسیار خوبی با تماشاگران و بهویژه جوانان برقرار کند و این میتواند در آثار مستند جذاب دیگر هم تکرار شود.