او در حال حاضر عضو شورایعالی انجمن خوشنویسان ایران است و تا امروز آثارش در قالب نمایشگاههای انفرادی، گروهی همچنین حراجهای معتبر جهانی عرضه شده است. در روزهای آتی (19دی) نیز تعدادی از آثارش در کنار کار هنرمندان پیشکسوتی چون یدالله کابلی، عباس اخوین، کیخسرو خروش، غلامحسین امیرخانی، اسرافیل شیرچی و... در یک نمایشگاه گروهی به نمایش درمیآیند. به این بهانه با این هنرمند درباره جایگاه فعلی خوشنویسی در جامعه به گفتوگو نشستهایم.
با توجه به اینکه سالهاست عضو شورای ارزشیابی انجمن خوشنویسان هستید، گفتوگو را با پرسشی درباره عملکرد انجمن شروع میکنم. از دید شما انجمن در این سالها چقدر عرصه را برای فعالیت هنرمندان نوگرا فراهم کرده است؟
همانطور که میدانید انجمن خوشنویسان اخیرا 75ساله شده است. به باور من همین که یک نهاد مردمی در کشور بتواند با وجود گذراندن مدیریتهای مختلف دوام بیاورد پیداست که دارای ارزشهای فرهنگی زیادی است. انجمن خوشنویسان در این هفت دهه، دوران پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته. دورهای از مدیریت این انجمن به پیش از انقلاب برمیگردد، در دورههایی مدیریت انجمن دولتی شد و بعد از آن هم تا امروز به شکل مستقل فعالیت خود را ادامه داده است. در حال حاضر رویکرد انجمن بهگونهای است که نتایج آن را با کمتر نهادی میشود مقایسه کرد. اصلیترین دلیل این مسأله مردمی بودن انجمن است. یکی دیگر از رموز موفقیت انجمن آن است که در این سالها رقابت سالمی را بین خوشنویسان در سطوح مختلف برقرار کرده. نکته دیگر این است که همه چیز در انجمن به شکل شورایی اداره میشود و قدرت دست یک نفر نیست؛ بدین معنی که در تمام شعبات سراسر کشور، انتخابات برگزار میشود و افراد برگزیده بهعنوان نماینده منتخب به مجمع راه مییابند. هیأتمدیره از بین خود یک نفر را بهعنوان مدیرعامل انتخاب و معرفی میکند. همچنین یک شورای ارزشیابی داریم که از شورایعالی و هیأتمدیره منفک است و دخالتی در دیگر امور انجمن ندارد بلکه فقط مسئولیت ارزشگذاری آثار هنرمندان را بهعهده دارد و براساس آن به خوشنویسان واجد شرایط، درجات مختلفی چون «ممتاز»، «عالی» و «استادی» ارائه میکند. این شورا از مکانیسم داوری منسجمی برخوردار است و از بین اساتیدی که مدرک استادی دارند تشکیل شده. به بیان سادهتر، درباره خروجی کار انجمن همین بس که در این سالها پرورش تعداد بسیاری از خوشنویسان درجه یک را که برخی از آنها زیر 30سال سن دارند عهدهدار بوده است. لذا بهنظر من و بسیاری از کارشناسان این حیطه، انجمن یکی از موفقترین نهادهایی بوده که در این هفت دهه فعالیت کرده است.
چشمانداز خوشنویسی معاصر را چطور ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه در سالهای اخیر، حضور جوانان مستعد در جشنوارههای خوشنویسی نشانگر اقبال نسل جوان بهسمت این هنر است؛ تا جایی که برخی از آثاری که به جشنوارهها و دوسالانههای ارائه میشوند داوران را شگفتزده میکند. خاطرم هست در یکی از جشنوارهها که آقایان عباس اخوین، محمد احصایی، کیخسرو خروش، جلیل رسولی و من داور بودیم، استاد احصایی به یکی دو اثر ارسالی با دقت نگاه میکرد و حتی در زمان استراحت هم این دو را کنار نمیگذاشت. این نشانگر آن است که انجمن در این سالها قدمهای مثمرثمری در زمینه تعلیم و تربیت نسل جوان برداشته. اگرچه در این زمینه نباید از نفس برگزاری دوسالانه خوشنویسی که چندین سال است در قزوین برگزار میشود هم غافل بود.
بدونشک، حضور هنرمندان جوان در کنار پیشکسوتان این عرصه توانسته است نتایج مطلوبی را به نفع خوشنویسی معاصر رقم بزند.
خاطرم هست در نشست خبری دوسالانه خوشنویسی امسال، به این مسأله اشاره شد که توجه به جایگاه خط «تعلیق» یکی از اهداف این رویداد در نظر گرفته شده است. با توجه به اینکه این نوع خط در این سالها مهجور بوده است، شما چقدر با پررنگکردن آن در شرایط فعلی موافقید؟
ببینید، ما یک نوشتار داریم که برای انتقال مفاهیم به کار برده میشود و در این زمینه، انواع و اقسام فونت و ابزار هم وجود دارد. از سوی دیگر، ما خوشنویسی را داریم که ابعاد هنریاش به قدری گسترده است که حتی بدون اتکا به محتوای ادبی، میتوان آثار چشمنوازی را خلق کرد؛ اما درعینحال باید به این مسأله هم توجه داشت، اولین خطی که در ایران ویژه فرهنگ ایرانی طراحی شد خط تعلیق بوده است. این خط طبق تذکرههایی که امروز بهجا مانده، 150سال قدمت دارد و زمانی خط رایج در کشور ما بوده است. هرچند بعدها با جایگزینشدن خط نستعلیق، تعلیق به حاشیه میرود، بااینحال، بهترین آثاری که از دوران گذشته باقیمانده به این خط نوشته شده است. کما اینکه نفیسترین نمونههای خط تعلیق درحالحاضر در موزههای معتبر ایران و جهان نگهداری میشود. ما در تاریخ ادبیات کلاسیک شاعری بهنام واله اصفهانی داریم که آرامگاهش در ابتدای میدان فیض اصفهان قرار دارد. خطوط داخل این آرامگاه و اطراف آن به دست استاد بزرگ حیببالله فضائلی، هنرمند نستعلیقکار نوشته شده، ولی خطنوشتههای سنگ قبر واله، کار خود اوست. او پیش از درگذشتش، با بهرهجستن از خط تعلیق، نوشتههای روی سنگ مزارش را حک کرد و بعدها با نظارت خودش، این خطوط حجاری شدند. بنابراین خط تعلیق، یک خط کاملا ایرانی است. منتهی از آنجا که در گذشته، خط صرفا جنبه نوشتاری داشته است، تعلیق بهدلیل پیچیدگیهایش در فرم و نوشتن، به انزوا رانده شده و کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. جای خوشبختی است که امروز، وجود نگاههای نو از سوی جامعه تجسمی کشور نسبت به این خط باعث شده است تا ظرفیتهای هنری تعلیق توسط خوشنویسان نسل جدید به کار گرفته شود. خود من نیز در این سالها همواره هنرمندان جوانی که به نگارش این خط مشغولند را مورد تشویق قرارمیدهم و خوشحالم که بعد از گذشت دورهای طولانی، شرایطی فراهم شده است تا گردوغبار فراموشی از روی این گنجینه کهن زدوده شود.
همانطور که مطلعید بهتازگی «مثنوی معنوی» از سوی افغانستان و ترکیه به شکل مشترک در یونسکو ثبت شده است. پیش از آن هم برخی دیگر از دستاوردهای ارزشمند و مفاخر ایرانی بهنام دیگر کشورها به ثبت رسیدند، حرکتهایی از ایندست چقدر میتواند به ضرر فرهنگ پرقدمت ما تمام شود؟
آنچه مسلم است اینکه همه دوست دارند صاحب پدیدههای ارزشمند باشند، ولی بعضی چیزها را نمیشود صاحب شد؛ مثل زبان فارسی، یا نستعلیق که به اعتقاد من حتی اگر کشورهای دیگر سند آن را به نام خود بزنند هم نمیتوانند به نام خود مصادره کنند. البته باید بپذیریم که کشورهای دیگر در این سالها بیش از ما برای معرفی و شناساندن زوایای فرهنگ و هنر خود در ابعاد بینالمللی گام برداشتهاند و ما در این زمینه کمکار بودهایم. مسأله این است که در حیطه مصادرههای فرهنگی، هنرمندان یا انجمنها نمیتوانند دخیل باشند و کاری از پیش ببرند. جلوگیری از ثبتهای غیرمرتبط به نقش دولت برمیگردد. درواقع متولی اصلی در این بین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و میراث فرهنگی است که با داشتن امکانات و تخصص میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
من شهریورماه امسال بهعنوان مهمان به یک جشنواره خوشنویسی در قطر دعوت شدم، باوجود آنکه قطر کشوری کوچک است، این جشنواره بینالمللی را به بهترین و استانداردترین شکل ممکن برگزار کرد. این رویداد دریک هتل باشکوه برگزار شد و دستاندرکاران برای هرکدام از شرکتکنندگان، یک میز نور ساختند، نه این که به شکل پیش ساخته آن را از بیرون بیاورند، بلکه منحصرا برای جشنواره ساخته شده بود. روی این میز هم بهترین ابزار مانند ذرهبین، چراغ مطالعه و... قرارگرفته بود تا شرکتکنندگان بتوانند با دردست داشتن امکانات به ارائه اثر بپردازند.
میخواهید بگویید کشورهای همجوار باوجود آنکه بهلحاظ پیشینه تاریخی و فرهنگی عقبتراز ما هستند، امروز در حوزه خوشنویسی و حفظ این میراث کهن و ارزشمند بیشتر به فعالیتهای جهانی پرداختهاند.
دقیقا، درحالیکه ما که داعیهدار این هنر هستیم هنوز در کشورمان از این حیث با مشکلات عدیدهای مواجهیم. نمونه بارز این مساله، چالشهای انجمن خوشنویسان با اداره مالیات است. اداره مالیات اذعان دارد از آنجایی که اسم انجمن در فهرست شرکتها ثبت شده، مشمول پرداخت مالیات است، درحالی که انجمن خوشنویسان یک نهاد مردمی، فرهنگی و آموزشی است.
ولی وقتی از بیرون نگاه میکنیم، اینطور به نظر میرسد که انجمن بهواسطه دارا بودن کلاسهای آموزشی متعدد، از گردش مالی مطلوبی برخوردار است.
احتمالا اداره مالیات هم مثل شما چنین نگاهی به انجمن دارد که آن را مشمول مالیات کرده (با خنده). واقعیت این است که انجمن خوشنویسان ایران یک آموزشگاه بسیار بزرگ است و اگر روزی دولت بخواهد تصدیاش را بهعهده بگیرد، میبایست برای اداره آن یک وزارتخانه دایر کند. پیشتر هم اشاره کردم، اگر انجمن توانسته هفت دهه پیدرپی دوام بیاورد، بهخاطر مولفه مردمیبودنش است. ما نهتنها از بودجه و حمایت مالی دولت برخوردار نیستیم که پرداخت مالیات هم مزید بر دیگر مشکلاتمان شده است و حتی برای برگزاری مجمعهایمان که دوسال یکبار است هم با دستاندازهای بسیاری روبهرو هستیم.
از بین اقلام ششگانه، صرفنظر از خط تعلیق که دربارهاش صحبت کردیم، امروز کدام یک از خطوط با گرایش بیشتری نزد هنرجویان روبهرو است؟
نستعلیق در این سالها کاربرد بیشتری داشته و بهنوعی میتوان گفت پرطرفدارترین خط بوده است. اگرچه در یک دهه اخیر، دیگر خطوط مانند نسخ و ثلث هم طرفداران زیادی را به خود جلب کرده. نکته جالب در این بین، جهش بانوان در حوزههای نسخ، ثلث و شکسته بوده است. از این منظر به جرات میتوان گفت حضور پررنگ خانمها در این سالها در تاریخ خوشنویسی ایران بیسابقه بوده است. بااینحال بهلحاظ آماری از بین صددرصد اوراقی که بهدست ما میرسد، 30درصد به خط شکسته، 20درصد به خط نسخ و ثلث و باقی به خط نستعلیق است.
برخی معتقدند خلق اثر هنرمند ملهم از وقایع اجتماعی، باعث میشود کار او دارای تاریخمصرف شود؛ نظر شما دراینباره چیست؟
طبعا هنرمند همواره تحتتاثیر رویدادهای اجتماعی است و متناسب با اتفاقات تلخ و شیرین جامعه به خلق اثر میپردازد. اما اینکه از سوی یک نهاد به او سوژهای پیشنهاد شود برای من به شخصه مورد پسند نیست. چون معتقدم سفارشی کارکردن و ذات هنر همیشه با یکدیگر در تقابل هستند. یک هنرمند حرفهای نمیتواند بپذیرد که ایدهای به او دیکته شود و اگر هم در چنین شرایطی اثری ارائه کند، آن کار به دل خودش نخواهد نشست. اصولا اثر هنری زمانی میتواند تاثیرگذار باشد که از بطن اندیشه و دغدغهمندی خود هنرمند نشات گرفته باشد. چهبسا گاه پیش آمده که یک هنرمند اثری را ارائه کرده، ولی چون تم آن اثر مورد پذیرش جامعه نبوده، آن را پس زده است، در این صورت چون ایده اثر برگرفته از اندیشه هنرمند بوده، قابل احترام است.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
معاون دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی تهران در گفتوگو با جام جم آنلاین: