حاج قاسم قهرمان من است

موضوع ساخت فیلم و سریال درباره شهید قاسم سلیمانی از همان لحظات ابتدایی شهادتش به یکی از بحث‌های جدی در فضای فرهنگی و هنری کشور تبدیل شد. هنوز خبر شهادت سردار دل‌ها تازه بود که گمانه‌زنی‌ها درباره ساخت آثار نمایشی مرتبط با زندگی و نقش تاریخی او آغاز شد؛ آثاری که بتوانند تصویری دقیق، ماندگار و غیرتحریف‌شده از این شخصیت تأثیرگذار ارائه دهند.
موضوع ساخت فیلم و سریال درباره شهید قاسم سلیمانی از همان لحظات ابتدایی شهادتش به یکی از بحث‌های جدی در فضای فرهنگی و هنری کشور تبدیل شد. هنوز خبر شهادت سردار دل‌ها تازه بود که گمانه‌زنی‌ها درباره ساخت آثار نمایشی مرتبط با زندگی و نقش تاریخی او آغاز شد؛ آثاری که بتوانند تصویری دقیق، ماندگار و غیرتحریف‌شده از این شخصیت تأثیرگذار ارائه دهند.
کد خبر: ۱۵۳۷۴۲۲
نویسنده اکبر یداللهی - گروه رسانه
 
همان ابتدا نام ابراهیم حاتمی‌کیا بیش از همه بر سر زبان‌ها افتاد؛ فیلمسازی که بیشترین قرابت فکری و عملی را با حاج قاسم داشت و خود بارها تأکید کرده بود که فیلم «به وقت شام» را با تعامل مستقیم با سردار سلیمانی ساخته و آن را وامدار نگاه و راهنمایی‌های او می‌داند. حتی در جریان ساخت فیلم «۲۳ نفر» نیز حضور کوتاه و غافلگیرکننده حاج قاسم در پشت صحنه، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. 
از سوی دیگر، در جریان تولید سریال «پایتخت ۵» و روایت حضور نقی معمولی و خانواده‌اش در سوریه و مبارزه با داعش، حرف ‌و حدیث‌های فراوانی مطرح شد. کارگردان سریال (سیروس مقدم) بعدها صریحا اعلام کرد که او و محسن تنابنده با حاج قاسم سلیمانی دیدار داشته‌اند و در همان دیدار، درباره مسیر داستان گفت‌وگو شده و حتی بخش‌هایی از فیلمنامه تغییر کرده است؛ تغییری که به تمرکز داستان بر نجات خانواده نقی معمولی انجامید.در همان روزها، بهروز افخمی نیز به‌صورت رسمی و از آنتن تلویزیون اعلام کرد که علاقه‌مند است فیلم یا سریالی درباره حاج قاسم سلیمانی بسازد؛ اثری که به گفته خودش باید ابعاد بین‌المللی داشته باشد. نام‌هایی چون محمدحسین لطیفی نیز در مقاطعی به‌عنوان گزینه‌های احتمالی ساخت چنین آثاری مطرح شدند اما هیچ‌یک از این پروژه‌ها به سرانجام نرسیدند.  
در این میان، سریال «ترور» با محوریت واقعه ترورنافرجام حاج قاسم سلیمانی ساخته شد؛ مجموعه‌ای کوتاه به تهیه‌کنندگی مجتبی امینی و کارگردانی خیرالله تقیانی‌پور که با وجود پرداخت به این واقعه مهم، نتوانست شخصیت حاج قاسم را به‌صورت مستقیم و در قالب یک نقش محوری به تصویر بکشد. پس از آن، سریال «حبیب» گامی جدی‌تر در این مسیر برداشت؛ جایی که عماد رحمتی با گریمی متفاوت، نقش حاج قاسم سلیمانی را ایفا کرد و مرحوم آرش میراحمدی نیز با گریم قابل‌توجهی در نقش ابومهدی المهندس ظاهر شد. در کنار این آثار، ابوالفضل همراه نیز به‌عنوان یکی از بازیگرانی که بارها در موقعیت‌های مختلف به این شخصیت نزدیک شده، حضوری قابل‌توجه داشته است؛ چه در سریال «سوران»، چه روی صحنه تئاتر و چه در مجموعه فیلم کوتاه «مردی برای همه» که به مناسبت ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی تولید شد. ابوالفضل همراه در این سال‌ها بارها با عنوان «بدل» یا «شبیه‌ترین بازیگر به حاج قاسم» مورد توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که خود او نگاه متفاوتی به آن دارد. با وجود اهمیت انکارناپذیر ساخت فیلم و سریال درباره حاج قاسم سلیمانی_ که می‌تواند بسیاری از تحریف‌ها و شبهه‌ها درباره نقش تاریخی او و همرزمانش را خنثی کند_ هنوز این خلأ به‌طور کامل پرنشده است. آثار نمایشی در این حوزه، بیش از هر چیز می‌توانند «باطل‌السحر» روایت‌های نادرست باشند. 
در همین چارچوب و در شرایطی که همزمانی ایام شهادت حاج قاسم سلیمانی با روز پدر و میلاد حضرت علی(ع) معنای ویژه‌ای به این روزها داده است، با ابوالفضل همراه درباره اهمیت ساخت چنین آثاری، تجربه‌هایش در ایفای این نقش و آرزویش برای سپرده شدن یک پروژه مستقل و جدی درباره حاج قاسم به او به گفت‌وگو نشسته‌ایم؛ گفت‌وگویی که از دل همین دغدغه‌ها آغاز می‌شود. 

آقای همراه، شما نقش حاج‌قاسم سلیمانی را در یک نمایش ایفا کرده‌اید؛ نقشی که پیشتر خودتان داوطلب اجرای آن بودید و درنهایت به تحقق رسید. از سوی دیگر، در سریال «حبیب» نیز به شکلی دیگر در قالب یکی از فرماندهان حضور داشتید. اگر امروز پیشنهاد بازی در نقش حاج‌قاسم سلیمانی در یک سریال یا فیلم سینمایی به شما داده شود، آیا بار دیگر این مسئولیت را می‌پذیرید؟
در سریال حبیب من نقش یکی از نزدیکان حاج‌قاسم را بازی می‌کردم اما در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که قطعا هربار این نقش به من پیشنهاد شود، با افتخار آن را می‌پذیرم. حاج‌قاسم برای من یک قهرمان است. او را فراتر از یک شخصیت، به‌عنوان یک الگو قبول دارم؛ مردی بزرگ که فقدانش، ازدست‌دادن یک اسطوره‌ تکرارناپذیر بود.همان‌طور که در مصاحبه‌های قبلی‌ام هم گفته‌ام، به ‌نظر من در سال‌های آینده بیشتر خواهیم فهمید که چه چیزی را از دست داده‌ایم و این فقدان چه خسارت‌هایی برای ما به همراه داشته است. نتایج آن را هم دیدیم؛ با رفتن حاج‌قاسم، واقعا مشکلات زیادی برای محور مقاومت به‌وجودآمد، تا جایی که حتی دشمن جسارت پیدا کرد و جرأت حمله به خود داد.نمی‌خواهم بگویم همه‌چیز در حاج‌قاسم خلاصه می‌شد اما در طول تاریخ همواره این‌گونه بوده که در بسیاری از جنگ‌ها، قهرمانان تعیین‌کننده‌اند. ما متأسفانه این قهرمان را به‌سادگی ازدست‌دادیم. حاج‌قاسم برای من همچنان یک شخصیت بزرگ و محبوب است؛ همیشه دوستش دارم و هر زمان که لازم باشد و جایی این نقش به من سپرده شود، با افتخار آن را بازی خواهم کرد.
 
هادی حجازی‌فر پس از ایفای نقش در فیلم «موقعیت مهدی»، بازی در قالب شخصیت شهید باکری را به یک «تیغ دولبه» تشبیه کرد؛ چراکه معتقد بود این نقش یا به موفقیتی چشمگیر بدل می‌شود و یا با ارائه تصویری متفاوت و نادرست، مخاطب را از حقیقت آن شهید دور می‌کند. شما این نگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به این‌که حاج‌قاسم سلیمانی چهره‌ای بسیار شناخته‌شده و محبوب در ذهن مردم است، آیا شما هم چنین ریسک و حساسیتی را در بازی این نقش احساس کرده‌اید؟ نگاه‌تان به این چالش چیست؟
بله، قطعا بازی در نقش قهرمانان و به‌ویژه شهدا کار بسیار دشواری است. بازیگر باید از تمام وجوه شخصیتی آن انسان بزرگ تأثیر و الگو بگیرد تا بتواند نقش را درست و صادقانه ایفا کند .باز هم تأکید می‌کنم که برای یک بازیگر، بسیار حیاتی است که تمام‌قد در خدمت نقش باشد، آن را باور کند و به آن عشق بورزد. به‌نظر من، یکی از ریشه‌های اصلی اجراهای مکانیکی و صرفا تکنیکی برخی بازیگران، عدم باور قلبی و درونی به نقشی است که بر عهده می‌گیرند.گاهی یک نقش فقط به‌دلیل برخی مسائل پذیرفته می‌شود و نه از سر اعتقاد و ارتباط درونی با شخصیت. من معتقدم برای هر نقشی که قرار است بازی شود ــ چه قهرمان، چه مثبت و چه منفی ــ بازیگر باید بتواند با تمام وجود آن شخصیت را در درون خود زنده کند و بعد به اجرا برساند. حرف هادی حجازی‌فر کاملا درست است؛ این کار برای هر بازیگری یک ریسک بزرگ به حساب می‌آید؛ اما اگر واقعا دلت را به آن شخصیت بسپاری و از خودش کمک بخواهی، قطعا همراهی‌ات می‌کند و می‌توانی تا حد زیادی به حقیقت آن قهرمان و آن شهید نزدیک شوی و نقشی درست و قابل‌باور ارائه بدهی.
 
حاج‌قاسم سلیمانی شخصیتی است که میلیون‌ها نفر در ایران و حتی خارج از کشور او را می‌شناسند و دوستش دارند. با این حال، هنوز کمتر شاهد تولید فیلم‌ها و آثار سینمایی بزرگ و شاخص درباره این شخصیت هستیم. به نظر شما دلیل این کم‌کاری چیست؟
به‌نظر من این موضوع چند دلیل مختلف دارد. یکی از مهم‌ترین دلایلش این است که برخی کارگردان‌ها شاید از نزدیک‌شدن به این شخصیت می‌ترسند؛ از این جهت که نگران‌ هستند  نتوانند حق مطلب را به‌درستی ادا کنند. از طرف دیگر، به هر حال درباره خانواده ایشان هم حساسیت‌هایی وجود دارد و ظاهرا به هر کاری، هر موضوعی یا حتی به هر کسی اجازه داده نمی‌شود که وارد ساخت اثری درباره حاج قاسم شود.البته من شخصا خیلی با این نگاه موافق نیستم. معتقدم حاج‌قاسم متعلق به تمام ایران است و حتی فراتر از آن، متعلق به همه آزادی‌خواهان دنیاست. به‌قول معروف «هر کسی از ظن خود شد یار من»؛ یعنی هر هنرمندی می‌تواند به‌اندازه وسع، نگاه و ظرفیت خودش درباره این شخصیت حرف بزند و اثر خلق کند، به‌ویژه در عرصه هنر و به‌خصوص در سینما، تئاتر و مدیوم‌های نمایشی. طبیعی است که در این مسیر ممکن است در جاهایی اشتباهاتی رخ بدهد یا تصویرهای متفاوت و حتی متغیری از شخصیت ارائه شود اما قطعا در دل همین تجربه‌ها، آثار خوب، ماندگار و ارزشمند هم کم نخواهد بود. من فکر می‌کنم اگر این حساسیت‌ها کمی کمتر شود، در آینده شاهد تولید آثار بیشتری درباره حاج قاسم سلیمانی خواهیم بود.
 
دقیقا در همین راستا، اگرچه سریالی با عنوان ترور ساخته شد که به ماجرای ترور نافرجام حاج قاسم سلیمانی می‌پرداخت، اما به‌نظر شما چرا صداوسیما تاکنون یک سریال الف یا الف‌ویژه چندقسمتی درباره زندگی حاج قاسم -از دوران جوانی تا زمان شهادت- تولید نکرده است؟
واقعیت این است که صداوسیما در حوزه آثار ارزشی و دفاع‌مقدس کارهای زیادی انجام داده و زحمات قابل‌توجهی هم کشیده است، اما شاید به همان دلایلی که در پاسخ سؤال قبلی اشاره کردم، کمتر سراغ چنین پروژه‌ای رفته است. مثلا سریالی با نام ترور به کارگردانی آقای تقیانی‌پور ساخته شد که به‌نظر من سریال خوبی هم بود و می‌شد از این دست آثار بیشتر تولید شود.من معتقدم درباره تاثیرگذاری این شخصیت می‌شد بسیار گسترده‌تر کار کرد؛ رفتار حاج‌قاسم، نوع ارتباطش با مردم، منش فردی و اجتماعی او، هر‌کدام به‌تنهایی ظرفیت دراماتیک بالایی دارد. اصلا لازم نیست همه‌چیز فقط مستقیما درباره خود شخصیت باشد؛ می‌شود به اتفاقات پیرامونی، آدم‌هایی که با او در ارتباط بودند و فضاهایی که در آن تاثیر گذاشته پرداخت و از این زاویه فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ساخت.با این حال، گاهی با خودم فکر می‌کنم شاید این ماجرا شبیه جریان ساخت فیلم و سریال درباره واقعه کربلا باشد؛ عرصه‌ای که افراد زیادی واردش نشده‌اند؛ بعضی‌ها حتی شروع کرده‌اند اما کار به سرانجام نرسیده است. انگار واقعا این کار، کار هر کسی نیست. به‌نظر من یکی از ماندگارترین نمونه‌ها در این حوزه، کاری است که آقای میرباقری با سریال مختارنامه انجام داد و بخشی از واقعه کربلا را به تصویر کشید. البته یکی‌دو اثر دیگر هم ساخته شد که به نتیجه رسید اما در بیشتر موارد چنین اتفاقی نیفتاده است.
برخی دوستان معتقدند که «باید بخواهند» تا چنین آثاری ساخته شود. من هم امیدوارم درباره حاج قاسم سلیمانی این خواستن شکل بگیرد و بالاخره شاهد تولید یک اثر ماندگار و درخور شأن این شخصیت بزرگ باشیم.

شما پیش‌ترگفته‌اید که حاضریدحتی بدون دریافت دستمزد،نقش سردار سلیمانی رابازی کنید.این میزان علاقه وتعهد نسبت به این نقش از کجا می‌آید و فکر می‌کنید یک بازیگر برای نزدیک شدن به چنین شخصیتی به چه مؤلفه‌هایی نیاز دارد؟
راستش، وقتی گفتم بدون دستمزد حاضر هستم نقش حاج‌قاسم رابازی کنم، منظورم این نیست که سوءاستفاده‌ای انجام بگیرد. اتفاقا بارها پیش آمده که دوستانی در شرایط مالی و اعتباری محدود، در یادواره‌ها یا پایگاه‌های بسیج، از من خواستند رایگان اجرا کنم و من با خوشحالی پذیرفتم. ولی اگر ارگان یاسازمانی بودجه‌ای برای کاردرنظرگرفته وبخواهد سوءاستفاده کند، قطعا زیر بار نمی‌روم. یعنی می‌گویم: «من با جان و دل برای حاج‌قاسم می‌آیم اما شما هم نباید سوءاستفاده کنید.»
با این‌حال، در کل خیلی درگیر دستمزد نیستم. برای نقش حاج‌قاسم، ارقام عجیب و غریب مطرح نیست؛ با تمام وجود سعی می‌کنم در خدمت کار باشم. هرجا بودجه معقول باشد، نقش را بازی می‌کنم اما حتی در شرایط مالی محدود هم انرژی و تلاش بیشتری می‌گذارم تا کار به بهترین شکل انجام شود.
اما چرا این‌قدر حاج قاسم را دوست دارم؟ این علاقه به شناخت من از ایشان برمی‌گردد؛ از دوران دفاع‌مقدس که به‌عنوان فرمانده‌ای لایق شناخته شدند، تا حضورشان در بخش‌های مختلف امنیتی کشور و حتی فعالیت‌های‌شان در شرق کشور و خاطرات‌شان در حوادثی مانند زلزله بم؛ من حاج‌قاسم را از نزدیک دیدم، شیفته اخلاق و منش او شدم و بعدها هم در برنامه‌ها و یادواره‌های مختلف، از دور با کارها و فعالیت‌های ایشان آشنا شدم.
حاج‌قاسم برای من یکی از الگوها و قهرمانان زندگی است، جایگاهی ویژه در دلم دارد و امیدوارم در سرزمین ما، باز هم از این دست انسان‌های بزرگ و تأثیرگذار داشته باشیم.

حاج‌قاسم؛ پدر معنوی نسل‌ها

امسال سالگرد شهادت حاج‌قاسم سلیمانی با روزپدرهمزمان شده است.به نظرشما مخاطبان تا چه اندازه توانسته‌اند مفهوم «پدرانه»بودن این قهرمان ملی رادرک کنند،به‌ویژه باتوجه به حضورهمه نسل‌ها و اقشارمختلف درمراسم تشییع ایشان؟ 

این همزمانی اتفاق بزرگی است و فرصت خوبی برای یادآوری مقام حاج‌قاسم به‌عنوان یک پدر معنوی برای قهرمانان نسل دفاع‌مقدس و قهرمانان معاصر ایران‌زمین فراهم کرده است. از نظر من، نسل ما ــ بچه‌های دهه ۵۰ و ۶۰  ــ شاید بیش از نسل جدید توانسته‌ایم عمق شخصیت ایشان را درک کنیم. نسل‌های جوان‌تر و به‌ویژه نسل زد هنوز بخش‌هایی از این قهرمان بزرگ را به‌طور کامل نمی‌شناسند، هرچند حضور فعال آنها در مراسم تشییع جنازه نشان داد که علاقه و احترام به ایشان وجود دارد. متأسفانه ما فرصت کافی برای معرفی کامل وجوه مختلف شخصیت حاج‌قاسم در طول سال نداشته‌ایم و هنوز جا دارد در عرصه فرهنگ و هنر تلاش بیشتری انجام شود. سینما، تلویزیون و تئاتر بهترین بسترها برای آشنایی نسل جدید با وجوه مختلف شخصیت ایشان است. در تئاتر اتفاقات خوبی افتاده است؛ برای مثال، حوزه هنری سال‌هاست روایت حبیب را دنبال می‌کند و انجمن تئاتر دفاع‌مقدس نیز برنامه‌های متعددی برگزار می‌کند اما در تلویزیون و سینما، این موضوع عمدتا به سالگرد ایشان محدود شده است. به نظر من، استراتژی محدود کردن آثار به سالگرد کافی نیست. حاج‌قاسم باید در طول سال و در قالب تولیدات مختلف فرهنگی و هنری یاد شود تا نسل‌های جدید بتوانند با ابعاد چندوجهی شخصیت او بهتر آشنا شوند و ارتباط عمیق‌تری برقرار کنند.
newsQrCode
برچسب ها: رسانه ملی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها