در این که وزارتخانه باید به یک حوزه ستادی فعال و تصمیم ساز تبدیل شود هیچ تردیدی نیست. واگذاری ها باید انجام شود؛ زیرا هم الزام قانونی است و هم عقل اقتصادی آن را اقتضاء می کند و پویایی صنعتی پیامد محتوم این تغییرات است ، اما روند تغییرات و شیوه آن بسیار حائز اهمیت است ، دولت که خود تجربه قابل اتکایی در این زمینه ندارد، می ماند تجربیات جهانی خصوصی سازی و بهره گیری از دانش همین بخش خصوصی نحیف داخلی ، هرچند بهره گیری از تجربیات جهانی راه را بر دوباره کاری ها و تجربه راههای رفته می بندد، اما به دلیل مختصات ویژه هر اقتصادی چندان قابل اتکائ نمی باشد و آنچه مهم است بهره گیری از تجربیات بخش خصوصی داخلی.
دولت در فرآیند واگذاری ها، باید نقاط ضعف و قوت را خوب بشناسد. در این راه بهره گیری از تجربیات سازمان های غیردولتی (NGO) بسیار می تواند مفید فایده باشد. در این راستا تشکل های صنعتی که محیط کسب و کار را خوب می شناسند، به آینده بازار آگاهند، هزینه فرصت را خوب می فهمند و... یک گنجینه ارزشمند محسوب می شوند. بهره گیری از تجربیات تشکل ها هزینه تصمیم گیری مبتنی بر آزمون و خطای دولت را کاهش می دهد و انحراف معیار تصمیم سازی را اندک کرده و جامع نگری تصمیمات را افزایش می دهد.
تشکل ها شاید تاکنون چندان در عمل به بازی گرفته نشده اند و از همین رو ممکن است از دولت گله مند باشند، اما اقدام اخیر وزارت صنایع و معادن در نشست با نمایندگان تشکل ها در خور توجه است . نگارنده از محتوای کل نشست ، کم شدن فاصله تشکل ها با دولت را برداشت کرده که بر طبق استدلال های بالا این نزدیکی بیش از همه به نفع دولت است.
بخش خصوصی مورد اعتماد قرار گرفته ، اینک با توان بیشتری به کمک دولت می آید و او را در کوچک سازی خود در راستای کارآمد شدن کمک می کند، از طرفی با بهره گیری از نظرات آنها فرآیند واگذاری ها نیز بسامان خواهد شد.
دولت ناگزیر از بهره گیری از تجربیات بخش خصوصی ای است که به رغم وجود رقیبی توانمند چون دولت توانسته حضور خود را اندکی تثبیت کند.